پاورپوینت کامل تاریخ فلسفه و موضوع آن ۶۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تاریخ فلسفه و موضوع آن ۶۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تاریخ فلسفه و موضوع آن ۶۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تاریخ فلسفه و موضوع آن ۶۳ اسلاید در PowerPoint :

>

چکیده:

متون مدون فلسفی مربوط به ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح یعنی در زمان ارسطو و افلاطون می باشد. اولین کسی که به مفاهیم حقیقی و انتزاعی فرای محسوسات پی برد ارسطو است.

پس از او فلسفه رشد یافت و در یونان و اروپا گسترش و تکامل یافت. تا زمانی که حاکمیت مطلق توسط کلیسا بر اروپا سیطره نیافته بود سیر حکمت، سیر قابل توجهی بود و پس از آن باعث توقف سیر حکمت گردیده و تفکرات و مکاتبی چون سکولاریسم دینی، قبض و بسط شریعت، قرائات مختلف از دین شکل گرفت.

پس از آن بعد از گذشت مدتی این فلسفه مصطلح پس از مدتی به صورت تمام قد توسط بوعلی سینا وارد دنیای اسلام شد و پس از آن تطوراتی در تکمیل و تنقیح فلسفه صورت گرفت پس از آنکه فلسفه وارد اسلام شد پیرامون موضوع آن بحث های متعددی صورت گرفت که ما در این مقاله به نظر صدرالمتألهین و شروح آن پرداخته ایم.

پیدایش فلسفه در اروپا

فلسفه از لغت یونان «سوفی» به معنای حکمت گرفته شده است. در اینجا ۲ قول وجود دارد:

۱. سوفیسطها در یونان باستان می زیستند و وکیل دادگاه و معلم بودند به تدریج امر برای آنها مشتبه شد که حق، مطلق نیست بلکه نسبی است زیرا هر کسی که پول بیشتری به آنها بدهد

در عوض آنها در دادگاه از او دفاع کرده و اثبات می کنند که حق با اوست. کار به جایی رسید که سوفیسطها که اهل حکمت بودند ضد حکمت شدند و گفتند که هیچ حقیقتی وجود ندارد و بزرگان آنها من جمله گرگیاس و پرتوگیاس همه چیز را انکار کردند و گفتند که همه عالم خیال و حباب است.

در مقابل سوفیسطها، ارسطو و پیروان حکمت ارسطوئی (که در واقع حکمت مشاء بود) استدلال آنها را در هم کوبیدند و به خاطر اینکه به آنها بفهماند که حکمت، گوهر نایاب و با ارزشی است نام خود را فیلا سوفی یعنی دوستدار حکمت گذاشتند.

این از شدت تواضع جناب ارسطو بود که خود را دوستدار حکمت نامید، زیرا ایشان حکیم بودند و بساری او را پدر فلسفه می دانند زیرا او اولین کسی بود که فلسفه را تدوین نمود.

پس از او شاگرد به حق وی، افلاطون هر چند با مسائل بسیاری از حکمت ارسطوئی مخالف کرد، اما نوعی از فلسفه اشراق را پایه گذاری نمود. از این رهگذر فیلاسوفی به لغت فلسفه رسید و مسأله دامن گیر شد و اینگونه بود که حکمت به معنای مطلق ادراک شکل گرفت و مدون گردید.

۲. حکمت در اروپا تا زمانی که حاکمیت مطلق کلیسا آغاز شد و قریب به ۳ قرن نیز ادامه داشت سیر خوبی داشت و جزء دروس کلاسیک به شمار می رفت تا اینکه کلیسا مسأله دینی کردن علم را مطرح نمود،

یعنی علم عبارت از چیزی است که کلیسا آن را تأیید کند. اینگونه بود که کلیسا فجایع بسیاری را به بار آورد و در این مسیر بسیاری را کشته و عده دیگر را محاکمه نمود.

در اینجا بد نیست گذری کنیم به تئوری هایی که در غرب به وجود آمدند مانند سکولاریزم دینی، قبض و بسط شریعت، قرائات مختلف از دین و اشباه ذلک، همه این تئوری ها توسط دانشمندان غربی برای فرار از سلطه کلیسا ایجاد شد که البته بخش هایی از این تئوری ها به حق و درست بود و به طور کلی مسیحیت خواستگاه این نوع تئوری ها بود،

زیرا مسیحیت دینی اجمالی و کلی است که در یک سری اصول و معارف و بحث های اخلاقی خلاصه می شود. دین مسیحیت هرگز به اندازه اسلام، معارف و اخلاق و احکام و حدیث و فلسفه و کلام ندارد و به طور کلی با اسلام قابل مقایسه نیست. آنهایی که سعی نمودند تا این تئوری ها را از مسیحیت وارد مفاهیم اسلام کنند متأسفانه آشنایی با اسلام نداشتند.

بعد از حاکمیت کلیسا و تا قرن چهاردهم حکمت دوباره در اروپا شکل گرفت اما در این زمان رنسانس و انقلاب صنعتی چهره غرب را تقریبا از تمام لحاظ دگرگون ساخت.

اینجا بود که در غرب مکتبی ایجاد شد که آن نوع تفکر و آن مکتب هرگز اجازه نداد در غرب یک فلسفه قوی ای شکل بگیرد و آن، مکتب شک گرایی بود تحت عنوان پزیوتویسم. جامعه ای که مدتها تحت سیطره کلیسا قرار داشت به دنبال انقلاب صنعتی به یکبار انفجاری از درون برای آن حاصل شد،

این انفجار از یکی سو سیل شک گرایی را ایجاد نمود زیرا سالهای متمادی کلیسا مانع شده بود تا مردم به چیزی شک کنند و محاکمه امثال گالیله باعث شده بود تا افکار و آراء دانشمندان غربی بسته و محدود بماند اما به همراه انقلاب صنعتی فضا برای ارائه افکار و نظرات دانشمندان مهیا شد و این فضا به قدری به جامعه اروپا غالب گشت که فلسفه، مادر تمام علوم را در مقابل علم قرار دادند و بنیان فلسفه که تفکر و عقلانیت بود مورد حمله قرار گرفت و حتی با آمدن دکارت و کانت و دیگر فلاسفه بزرگ اروپا، هرگز حکمت سیر کاملی پیدا نکرد.

پیدایش فلسفه در دنیای اسلام:

اما حکمت در دنیای اسلام به معنای فلسفه به صورت آکادمیک در دوران امام باقر و امام صادق علیهما السلام شکل گرفت و اینگونه بود که مبارزه امام معصوم علیه السلام از میدان معرکه جهاد و قالب دعا به حوزه دانشگاه و منابر سخنرانی و وعظ انتقال یافت و دشمن نیز روش مبارزه خود را تغییر داد و مانند امروز شبیخون فرهنگی و تهاجم نرم را آغاز کرد.

حال این سوال پیش میآید اولین کسانی که فلسفه را وارد دنیای اسلام کردند چه کسانی بودند؟ تاریخ روشنی در دست نیست اما جهتگیریها و گرایش های معصومین علیه السلام نشان میدهد که بحث های فلسفی به زمان ایشان بازمی گردد چه آنکه مباحثات امامان معصوم علیه السلام با عالمان ادیان دیگر از نوع همین مبارزه فرهنگی و علمی است.

از طرف دیگر عباسی ها فضا را برای ورود بحث های فلسفی باز گذاشتند تا اینکه در جریان اینکه آیا قرآن حادث است یا قدیم؟ بسیاری را گردن زدند.

بالاخره آن کسی که توانست فلسفه را با تمام قامت وارد دنیای اسلام کند ظاهرا شیخ الرئیس بو علی سینا (ره) است که ترجمه عمیقی بر آثار ارسطو نگاشت و حکمت یونان را به طور کامل وارد دنیای اسلام کرد.

بعد از ایشان شیخ اشراق (ره) و دیگران، فلسفه را در دنیای اسلام به تطور رو به بالا بردند تا اینکه صدرالمتألهین شیرازی (ره) حکمت متعالیه را به دنیا ارائه نمود که تا امروز ۴۰۰ سال است فلسفه حول بیان آخوند ملاصدرا حرکت می کند. قوام حکمت صدرایی عبارت منسوب به اوست که فرموده است: «تبا للفلسفه التی تکون قوانینها مخالفا للکتاب و السنه» یعنی مرگ بر فلسفه ای که قوانین آن مخالف کتاب و سنت باشد.

آری فلسفه مزین شد به آیات قرآن و روایات ائمه معصومین علیهم السلام و همین امر باعث شد تا فلسفه اسلامی یک فلسفه غنی و قوی باشد، بر خلاف فلسفه غرب.

در این میان کسانی سعی در تخریب فلسفه اسلامی نمودند، من جمله امام محمد غزالی کتاب تهافت الفلاسفه را نوشت که برخی معتقدند کار او چندین قرن موجب عقب افتادگی فلسفه اسلامی شد و بعضی از فقها که بنا به دلایلی با فلسفه مخالف کردند و برخی آن را علم لاینفع و حرام دانستند.

نباید این نکته را فرموش کرد که رشد فلسفه وامدار متکلمین است زیرا هنگامی که در دنیای اسلامی بحث های عقلی آغاز شد در میان مسلمانان دو شعبه ایجاد شد.

۱- کسانی که مدام مباحث عقلی را وارد دین می کردند و این عده معتزله اند تا جائی که گفتند خدای متعال هم تحت سیطره قوانین عقلی است.

۲- در مقابل معتزله عده ای هستند که احساس مسئولیت کرده و این همه هجمه مباحث عقلی را در دین نگران کننده دانستند، چون می پنداشتند که اینگونه، کتاب و سنت از بین خواهد رفت، پس در کتاب و سنت جمود کردند تا جایی که منکر حسن و قبح عقلی شدند. این عده اشعری ها بودند.

۳- اما شعبه سومی که باید به معتزله و اشاعره افزوده شوند متکلمین بودند که می گفتند کلام همان فلسفه است که جان مایه آن روایات اسلامی باشد.

در واقع می توان گفت متکلمین، کلام اسلامی را در مقابل فلسفه ایجاد کردند که در این باره حضرت امام خمینی (ره) می فرمودند: «کلام همان فلسفه مقدسهاست. به عبارت دیگر متکلمین متودولوژی را تغییر دادند، یعنی متد فلسفه که عقلانیت بود را به آیات قرآن و روایات اسلامی (قول شارع) تغییر دادند.

پس این منتقدان بودند که به پیشرفت علوم کمک شایانی کردند. زیرا در مقابل نقد آنها استدلال آورده شد و همین امر موجب پیشرفت علوم گردید و این موضوع از ناحیه قول معروفی است که می گوید: «حیاه العلم بالنقد»

تعریف اصطلاحی فلسفه:

فلسفه به تعریف سقراط به طور کلی به معنای مجموعه ای از علوم عقلیگفته می شود که در مقابل علوم نقلی مانند نحو و فقه و اصول و تفسیر و. … قرار دارد. پس فلسفه در کلام سقراط در مقابل نقل بوده و این تعریف در مقابل سوفیسطها به کار برده می شد. از نظر اقدمین فلسفه بر دو قسم است. ۱- فلسفه نظری. ۲- فلسفه عملی.

فلسفه نظری درباره اشیاء آنچنان که هست، بحث می کند چه آنکه در دعایی از رسول مکرم اسلام (ص) وارد است که می فرمودند: «الهم ارنی الاشیاء کما هی» و فلسفه عملی عبارت است از افعال انسان آنچنان که، باید باشد.

به عبارت دیگر فلسفه شامل هستها و نیستها و بایدها و نبایدها است. واضح است که فلسفه به این اصطلاح مجموعه وسیعی از علوم را دربر می گیرد. حکمت نظری عبارت است از الهیات، ریاضیات و طبیعیات.

الهیات را فلسفه اولی یا فلسفه علیا و ریاضیات را فلسفه و طبیعیات را فلسفه سفلی گفته اند.

این تقسیم بندی به خاطر ارزشمندی این علوم است، زیرا الهیات از الهی سخن می گوید و جنس الله از همه برتر است چه آنکه در قرآن کریم فرمود: «انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید» پس چون ما سوی الله فقیرند به فقر ذاتی و الله غنی است معلوم می شود که علم درباره غنی شرف دارد به علم درباره فقیر.

الهیات بر ۲ قسم است: ۱- الهیات بمعنی الاعم (امور عامه) که در آن از مطلق احکام عمومی وجود بحث می شود. ۲- الهیات بمعنی الاخص همان فلسفه علیا و اولی است که شامل بخش های خاصی از مسائ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.