فایل کامل و عالی پاورپوینت اخلاق گرایی در ادبیات انتقادی عبید زاکانی


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 فایل کامل و عالی پاورپوینت اخلاق گرایی در ادبیات انتقادی عبید زاکانی دارای ۳۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل کامل و عالی پاورپوینت اخلاق گرایی در ادبیات انتقادی عبید زاکانی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت اخلاق گرایی در ادبیات انتقادی عبید زاکانی :

عبید زاکانی در نوشته‌هایش ضمن توجه به نقد اجتماعی و طنز، به نکات تربیتی و اخلاقی نیز توجه داشته و به نامِ خنداندن دیگران، به تخریب فرهنگ و تمسخر دیگران و دیگر روش‌های سخیف اقدام نکرده است.

طنز پردازی یکی از فنون ادبی و زیر مجموعه ادبیات اجتماعی محسوب می‌شود و در ادب درخشان پارسی سابقه‌ای بس دراز دارد و از مشهورترین چهره‌های این بخش از ادبیات، «عبید زاکانی» بوده است. وی نثر پرداز، نویسنده و شاعر سده هفتم و ابتدای سده هشتم هجری بوده و از طنازانی است که به موضوعات اجتماعی و مشکلات فرهنگی در آثار خود (از جمله رساله دلگشا، موش و گربه و …) توجه داشته، با زبانی طنزآمیز مشکلات اجتماعی و فرهنگی را به باد انتقاد گرفته و ناهنجاری‌های فرهنگی همچون ریا و تظاهرکاری، بد زبانی، بی مسئولیتی (از جمله در حرفه‌های مهمی همچون پزشکی و دارو سازی که با جان انسان‌ها سروکار دارد)، بُخل و خشک دستی و… را با زبان طنز و فکایه به باد انتقاد گرفته است. آنچه در نوشته‌های این سراینده و طنزپرداز مبتکر ادب پارسی حائز اهمیت است، اینکه وی در سخنان و نوشته‌هایش به اخلاق و ادب پایبند بوده و به بهانه طنز و خنداندن دیگران، پای از دایره ادب و احترام بیرون نمی‌گذارد.

رساله دلگشای او سرشار از حکایت‌های اجتماعی و نکته‌هایی است که خوانندگان را به فکر فرو برده و مشکلات اجتماعی آن زمان را با زبانی شیوا و شیرین بیان نموده است. وی (که به نظر می‌رسد برای نگارش و جمع آوری مطالب این اثر ارزنده وقت بسیاری را صرف نموده) حکایت‌های جذاب و کوتاه بسیاری نقل می‌نماید. در این مختصر به برخی از نکات طنز آمیز این چهره پرآوازه ادب پارسی (با اندک تغییری در متن) همراه با توضیحی اندک اشاره می‌گردد:

از عربی درباره همسرش پرسش نمودند. وی که بسیار از دست همسر خود ناراحت بود، گفت: تا زنده است، می‌آزارد و همچون ماری است که می‌گزد. (کلیات عبید زاکانی (رساله دلگشا)، ص ۲۵۲). (نقد جدی بد زبانی و بد اخلاقی به ویژه در منزل و ضرورت دوری از آزار همسر و تشبیه سخنانِ گزنده و آزار دهنده به نیش مار).

مردی را دیدند سوار بر الاغی شده که بسیار کُند و آرام راه می‌رفت. کسی از او پرسید کجا می‌روی؟ گفت به نماز جمعه. گفت: امروز سه شنبه است. آن مرد گفت اگر این خر روز شنبه هم مرا به مسجد رساند، نیک بخت باشم! (همان، ص ۲۵۵).

روباهی عربی را گاز گرفت، داروگری را به بالینش آوردند. پرسید: چه جانوری تو را گزیده؟ آن مرد عرب شرم داشت بگوید، روباه؛ از این رو گفت: سگی مرا گزیده است. داروگر شروع کرد به ساختن دارو که آن مرد گفت: اگر چیزی از داروی روباه گزیدگی نیز داری، با آن دارو بیامیز! (نقدِ رودربایستی داشتن با دیگران و ضرورت صراحت لهجه). (همان).

مردی از بام به زمین افتاد و پایش شکست. مردمی که به عیادت او می‌آمدند، آنقدر از او پرسش کردند که خسته و ملول شد و آنچه اتفاق افتاد را در صفحه‌ای نوشت و از آن پس هر کس نزد او برای عیادت می‌آمد و پرسش می‌کرد، آن برگه را به او نشان می‌داد. (نقدِ تجسس‌ها و پرسش‌های بیجا و عدم کنجکاوی در اموری که به ما مربوط نمی‌گردد). (همان، ص ۲۵۷).

نیازمندی از فردی بخیل درخواستی نمود. آن مرد نه تنها چیزی به او نداد، بلکه او را به باد دشنام گرفت. آن مرد سائل گفت: مرا که رد می‌کنی؛ از چه رو دشنام می‌دهی؟ گفت: خوش ندارم تو را دست خالی رد کنم! (نقدِ بخل و خشک دستی و لزوم سخاوت همراه با مهربانی و خوش زبانی با تهی دستان و تنگ دستان). (همان).

عربی به سفر رفت و این سفر برایش زیانبار بود از او پرسیدند چه سود بردی؟ گفت: ما را از این سفر سودی جز شکستن نماز نبود. (همان، ص۲۵۸).

مردی از همسرش نزد ابوالعیناء شکایت نمود. ابوالعیناء گفت: آیا می‌خواهی زنت بمیرد؟ گفت: نه به خدا. ادامه داد: مگر نمی‌گویی از وجود همسرت در رنج و عذابی؟ آن مرد گفت: آری، ولی می‌ترسم از شادیِ در گذشت او، خود نیز بمیرم! (لزوم توجه به رابطه عاطفی مناسب با همسر در محیط خانه و خوش رفتاری همسران با یکدیگر و دوری از آزار رساندن به هم). (همان).

مردی ادعای پیامبری کرد او را نزد معتصم خلیفه عباسی بردند. خلیفه گفت: گواهی می‌دهم تو پیغمبر احمقی هستی. گفت: آری، از آنجا که بر قومی همانند شما به رسالت مبعوث شدم! (همان، ص۲۵۹).

صوفی را گفتند جبه خویش بفروش گفت اگر صیاد دام خود را بفروشد، چه چیز صید کند؟ (نقدی تند نسبت به صوفیان و عارف نماهایی که با ریا و رفتارهای تظاهر گونه از جمله پوشیدن جامه پشمین و تظاهر به زهد، سعی در جذب مردم به سوی خود دارند و تشبیه آنان به شکارچی). (همان).

زشت رویی در برابر آئینه به چهره اش می‌نگریست و می‌گفت: سپاس خدای را که مرا صورتی زیبا آفرید. غلامش ایستاده بود و این سخن شنید. چون از نزد او بیرون شد، کسی درب خانه را زد و از حال صاحب خانه پرسید. غلام گفت: در خانه نشسته و به خدا دروغ می‌بندد! (اشاره‌ای لطیف به این حقیقت که گاه انسان، زشتی‌ها و بدی‌های خود را نمی بیند و حتی آن را

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.