پاورپوینت کامل اگر چشم و گوش مرده، بعد از مرگ باز می‌شود؛ چرا درباره حوادث بعد از مرگ خود از دیگران سؤال می‌کند؟! ۴۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اگر چشم و گوش مرده، بعد از مرگ باز می‌شود؛ چرا درباره حوادث بعد از مرگ خود از دیگران سؤال می‌کند؟! ۴۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اگر چشم و گوش مرده، بعد از مرگ باز می‌شود؛ چرا درباره حوادث بعد از مرگ خود از دیگران سؤال می‌کند؟! ۴۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اگر چشم و گوش مرده، بعد از مرگ باز می‌شود؛ چرا درباره حوادث بعد از مرگ خود از دیگران سؤال می‌کند؟! ۴۶ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

باز شدن دید برزخى پس از مرگ امرى عمومى است؛ یعنى همه‌ی انسان‌‌ها به هنگام مرگ، موکّلان قبض روح را متناسب با اعمال خود مشاهده نموده و گفت‌وگوهایی با آنها دارند و صداى آنان را می‌شنوند و پس از مرگ اعمال آنها برایشان مجسّم می‌گردد و به صورتى محدود و متناسب با حیات برزخى بر آنان عرضه می‌شود. انسان با مرگ، وجود ملک، حیات پس از مرگ و برخى از وعده‌‌هاى انبیا و اولیا را با چشم برزخى خود مشاهده می‌کند و در مورد آنها به یقین می‌رسد.

اما اطلاع از خانواده و بستگان و دوستان و احاطه بر دنیا عمومیت ندارد و سعه و ضیق آن وابسته به میزان اعمال آن شخص است؛ چنانچه گفت‌وگو و احوال‌‌پرسى از آنها که تازه از دنیا رفته‌‌اند، در مورد اهل دنیا نیز براى همه‌ی مردگان حاصل نمی‌شود؛ بلکه طبق آنچه از روایات استفاده می‌شود، این امر مخصوص اهل بهشت برزخى است، نه همه‌ی مردگان، اما اولیاء الله از اینها نیز فراترند و نیازى به استخبار از دیگران ندارند؛ از این‌رو اسرار نهفته زیادى وجود دارد که در برزخ روشن نمی‌شود و وقتى انسان وارد صحنه‌ی قیامت گردید، هویدا می‌شود. آن‌روز «یوم تبلى السرائر» است و همه‌ی اسرار، عیان خواهد شد.

پاسخ تفصیلی

انسان داراى مراحل تکوین و سیر مختلفى است؛ در دورانى جماد است؛ سپس به شکل نبات یا حیوان در آمده، و پس از این‌که به شکل نطفه‌‌اى در رحمى مستقر گردید و مراحل تکوین بدن او به حد لازم رسید، روح الهى در او دمیده می‌شود و حیات انسانى می‌یابد. این انسان پس از گذران دوران جنینى، وارد مرحله‌‌اى دیگر می‌شود که موسوم به دنیا(زندگى پست یا نزدیک) است. پس از مدتى کوتاه یا نسبتاً طولانى او را به نشئه‌اى دیگر به نام برزخ(فاصله بین دنیا و قیامت) منتقل می‌کنند که نسبت آن با دنیا، مثل نسبت دنیا با رحم مادر است و قابل تصور و تجسّم به طور کامل نیست. پس از آن نیز با تمام شدن عمر دنیا، تمامى انسان‌ها – با هم و به صورت دسته جمعى – به نشئه‌اى پایدار به نام محشر و قیامت منتقل می‌شوند.

نسبت قیامت با برزخ نیز مشابه نسبت برزخ با دنیا است. در قیامت و در برزخ براى انسان امورى آشکار می‌شود که براى انسانِ محصور در زندگى دنیایى قابل تصور نبوده است، چنان‌که تصور دنیا و آنچه در آن است نیز براى جنین داخل رحم امکان نداشت.

انسانى که در محدوده‌ی حسّ گرفتار آمده و با بال وحى و عقل به ماوراء طبیعت پرواز ننموده، و به اخبار مخبران راست‌گو؛ مانند پیامبران و اولیای الهى(‏ع) وقعى ننهاده است، نمی‌تواند حیات پس از مرگ را چه در برزخ و چه در قیامت پذیرا شود. در حالی‌که چه بخواهد و چه نخواهد گریز و گزیرى از مرگ و انتقال به دو مرحله پس از آن ندارد؛ زیرا مرگ یکى از مقدّرات الهى است که هر موجود زنده زمینى دیر یا زود با آن روبرو می‌شود و هیچ انسانى، حتى محبوب‌ترین ایشان در پیش‌گاه خدا، از این امر مستثنا نیست. خداوند متعال تأکید می‌نماید که: «ما براى هیچ بشرى قبل از تو جاودانى [در دنیا را] قرار نداده‌‌ایم، آیا اگر تو(رسول الله) بمیرى، آنها باقى می‌مانند! هر نَفْسى مرگ را می‌چشد [و تجربه می‌کند] و ما شما را به سختی‌ها و خیرها آزمایش می‌کنیم و [بالأخره] به سوى ما باز می‌گردید».[۱]

آن‌که با شهود خود و یا با اعتماد به اخبار انبیا، به مرگ و حیات پس از آن یقین داشته و خود را براى آن مرحله مهیا نموده باشد و زاد و توشه‌ی مناسب با آن دیار را که ایمان و عمل صالح است با خود برداشته باشد، هیچ هراسى از آن مرحله ندارد، بلکه مشتاق آن نیز خواهد بود؛ زیرا می‌داند که با مرگ از سراى تنگ و پر زحمت دنیا، به سراى راحتى و آسایش محض منتقل می‌شود، چنان‌که از سراى تنگ رحم به دنیا منتقل شد. اما کسى که این امر را جدّى نگرفته، به هنگام مرگ و پس از آن در این امور به یقین می‌رسد، چون حضور موکّلان مرگ و برخورد آنها با خود و کوتاه شدن دستش از متعلقات دنیوی‌اش را با تمام وجود می‌یابد. می‌بیند که هنوز حیاتى دارد، اما کاملاً متفاوت با دوران قبل از آن می‌بیند که جسمش در میان بستگانش رها شده، آنها – اگر مسلمان و دین‌دار باشند – او را تغسیل و تکفین و تشییع می‌کنند و در نهایت به حفره‌اى تنگ و تاریک می‌سپارند، بدون این‌که به داد و فریاد و التماس‌هاى او توجهى کنند؛ زیرا آنها در دنیا هستند و از وقایعى که براى او پیش آمده بی‌خبرند. چنان‌که او از دنیاى مردگان، در حیاتش محجوب بود. او آنها را می‌بیند و می‌شناسد و در تلاش است که با آنها ارتباط برقرار کند، اما آنها این را نمی‌فهمند و او را جز جسدى خشک که اگر رهایش کنند متعفّن و گندیده می‌شود، نمی‌دانند! او در قبر تنها می‌شود، ملائکه‌ی نکیر و منکر به سراغش می‌آیند و پس از سؤال و جواب، اگر تبهکار باشد، دریچه‌اى به جهنم براى او می‌گشایند و عذابش شروع می‌شود؛ یعنى با دیدن جایگاهش در جهنم و احساس حرارت و عذاب آن، رنج می‌کشد تا قیامت بر پا شود و بدان جایگاه وارد شود. و اگر مؤمن باشد، پس از تنهایى و سؤال و جواب، از دریچه‌اى با جایگاهش در بهشت ارتباط برقرار کرده و در راحتى و آسایش است تا قیامت برپا شود و بدان جایگاه داخل شود. بدین‌سان، قبر و برزخ یا حفره و دریچه‌اى است به سوى نعمت و بهشت یا روزنه‌اى است به سمت آتش و جهنم.

از این‌رو هر انسانى پس از مرگ دیدش باز می‌شود و حیات پس از مرگ و لوازم و تبعات آن‌را بالعیان می‌یابد و راهى براى انکار آن برایش باقى نمی‌ماند. اعمال دنیوی‌اش در مقابلش مجسّم و سبب خوشى یا ناراحتى او می‌گردند. بی‌وفایى دنیا و تعلقات آن مثل شهرت، اسم و رسم، مدرک، پول، مقام و مکنت بر او کاملاً مسجّل می‌شود و جز حسرت چیزى برایش باقى نمی‌ماند. اگر فاسق و کافر باشد که حسرت می‌خورد چرا مؤمن نبود و به فکر امروزش نبود و اگر مؤمن و نیکوکار باشد، حسرت می‌خورد که ‏اى کاش بیش از این تلاش می‌کردم و بیش از این زاد و توشه بر می‌گرفتم تا درجاتم عالی‌تر می‌بود و با اولیا همنشین می‌شدم.[۲]

البته این باز شدن دید برزخى، عام و فراگیر است، اگرچه خود آن نیز براى افراد مختلف متفاوت است؛ مثلاً کسى که تعلقاتش به دنیا شدید است، تا بخواهد مرگ و جان دادن و ترک دنیا و امور دنیایى را باور کند، طول می‌کشد و آن‌که از متوسطان باشد، گویا به خوابى سنگین فرو می‌رود که هیچ خوابى نمی‌بیند تا با خواب خود، معذّب یا متنعّم و شاد باشد و پس از پشت سر نهادن مراحل اوّلیه جان دادن و ورود به قبر درک خاصى از حیات برزخى نخواهد داشت، اما آنان که در کمال ایمان از دنیا رفته و روح خود را تقویت نموده و خود را براى آخرت مهیا کرده بودند – چون یقین به آن داشتند – در آن سرا نیز می‌توانند با دیگر ارواح مؤمنان ارتباط برقرار کنند و از احوال دوستان خود در دنیا – جویا شوند و از دیدار با ارواح دیگر مؤمنان خوشحال و شاد گشته و براى زندگان دعا کنند. پس دیدار با یکدیگر و پرسش از احوال دیگران اختصاص به آنان دارد که داراى درجات ایمانى و عمل صالح بالایى باشند.

امام صادق‌(ع) می‌فرماید: «هنگامى که آدمى وارد قبر و برزخ شد، برزخیان به دیدار او می‌شتابند و اندکى او را آرام می‌گذارند تا وى به خود آید؛ زیرا از هول بزرگى گذشته و گردنه خسته کننده قبر، سؤال، فشار و… را پشت سر گذاشته است. سپس به او نزدیک شده از حال دوستان و یاران پرس‌وجو می‌کنند. اگر در پاسخ بگوید هنوز در دنیا است، امیدوار می‌شوند که بعد از مرگ به آنان می‌پیوندند و اگر گفت: قبلاً درگذشته است، در این هنگام برزخیان می‌گویند: سقوط کرد؛ یعنى گرفتار عذاب الهى شد و گرنه او را نزد ما می‌آورند.[۳]

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.