پاورپوینت کامل آیا در واقعه بدر و تبوک، پیامبر خدا(ص) مرتکب ترک اولی یا ترک مصلحت شده است؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آیا در واقعه بدر و تبوک، پیامبر خدا(ص) مرتکب ترک اولی یا ترک مصلحت شده است؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا در واقعه بدر و تبوک، پیامبر خدا(ص) مرتکب ترک اولی یا ترک مصلحت شده است؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا در واقعه بدر و تبوک، پیامبر خدا(ص) مرتکب ترک اولی یا ترک مصلحت شده است؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
گروهی از دانشمندان مسلمان معتقدند در مواردی که وحیى در باره رخدادی به پیامبر (ص) نمیرسید، آنجناب از روى اجتهاد خودش تصمیم میگرفت. البته ممکن بود که تصمیمات آنحضرت خلاف اولویت یا مصلحت بوده باشد. آنچه در آیات مربوط به واقعه “بدر” و “تبوک” در قرآن ذکر شده است، این است که خداوند پیامبرش را خطاب و عتاب میفرماید که چرا بر خلاف اولویت یا مصلحت عمل کرده است.
گروهی دیگر از دانشمندان، بر این باورند که عصمت انبیا منافاتی با ترک اولی ندارد، ولی در عین حال در باره این آیات با استناد به دلایل و قرائن قطعی، میگویند:
در آیه ۶۷ سوره انفال؛ “هیچ پیامبری را نمیسزد و روا نیست که برایش اسیرانى باشد تا…”، پیامبر عظیم الشان اسلام مورد خطاب و عتاب نیست، بلکه شرکت کنندگان در جنگ بدر مورد خطاب میباشند.
همچنین در آیه ۴۳ سوره توبه؛ “خدای بر تو بخشود؛ چرا به متخلفان در جنگ تبوک، اجازه دادی… “، اذن رسول خدا (ص) نه ذنب عرفى است، نه لغوى و عتاب در این آیه هم عتابى غیر جدى است. در حقیقت، دعا و تقدیر و تکریم نسبت به ساحت پیامبر (ص) است.
پس ترک اولی یا ترک مصلحت هم در این رخدادها از پیامبر (ص) سر نزده است.
پاسخ تفصیلی
درباره این نکته که آیا عصمت انبیا اقتضا میکند که پیامبر حتی اولی را ترک نکند یا چنین اقتضایی وجود ندارد، بحثهای خوبی از ناحیه دانشمندان اسلامی صورت گرفته است.
در بحث عصمت انبیا گفتهاند: نهایت چیزی که برهان بر آن دلالت دارد، عصمت از عصیان و خطا و نسیان است، نه عدم ارتکاب ترک اولی و خداوند هم گاهی انبیای خودش را گرفتار نوعی مجازات کرده است که چرا از بین دو کار خوب و خوبتر، خوبتر را رها کرده اند.[۱]
گروهی میگویند: اگر در موضوع و رخدادی که وحیی در باره آن فرود نیامده بود، پیامبر (ص) تصمیمی میگرفت که بهتر بود به گونه دیگر عمل میشد، بلافاصله وحی نازل میشد و بر خلاف اولویت رأی او، گوشزد میشد، مانند آنچه در واقعه اسرای “بدر”[۲] اتفاق افتاد که به پیامبر (ص) هشدار داد که به حکم اولویت باز گردد یا اذنی که در جنگ “تبوک”[۳] به گروهی از منافقان داد.[۴]
اما غالب دانشمندان شیعه اگر هم در بحث عصمت انبیا، ترک اولی را مضر ندانند، مفاد این دو آیه را ارتکاب ترک اولی از ناحیه پیامبر (ص) نمیدانند. مثلاً درباره واقعه جنگ بدر میگویند که خطاب و عتاب در این آیه متوجه پیامبر عظیم الشان اسلام نیست.
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان مینویسد: معنای آیه این است که در سنتی که خداوند در میان پیامبرانش جاری کرده سابقه ندارد که پیامبر اسیری گرفته باشد و حق داشته باشد که با گرفتن اسیر مالى به دست آورد، مگر بعد از آنکه آیینش در زمین پایگیر شده باشد.
همه مفسران اتفاق دارند بر این که نزول این آیات بعد از واقعه بدر اتفاق افتاده و شرکت کنندگان در جنگ بدر را مورد عتاب قرار داده و در نهایت غنیمت را براى آنان مباح میکند،[۵] گرچه بعضى قایل شدهاند به این که عتاب در آیات راجع به این است که چرا فدیه گرفتند، یا چرا غنیمت را قبل از آن که از جانب خدا مباح شود حلال شمردند، در این صورت پیغمبر (ص) نیز مورد عتاب خواهد بود، چون ایشان قبل از اذن الهی با مردم در باره ی فدیه مشورت کردند، ولی این حرف، نمیتواند درست باشد؛ زیرا مسلمانان بعد از نزول این آیات فدیه گرفتند نه پیش از آن تا مستوجب عتاب شوند. رسول خدا (ص) هم أجل از این است که در بارهاش احتمال رود که چیزى را قبل از اذن خدا و وحى آسمانى حلال کند، و حاشا بر ساحت مقدس خداى سبحان که پیغمبرش را به عذابى عظیم تهدید کند، چون در شان او نیست که بدون جرم عذاب بفرستد، در حالی که او خودش پیامبرش را معصوم از گناهان کرده و معلوم است که عذاب عظیم جز بر گناه عظیم نازل نمیشود.[۶]
تفسیر نمونه در این باره میگوید: ظاهر آیات فوق بحث پیرامون گرفتن اسیران جنگى است، نه مسئله گرفتن فدیه بعد از جنگ، به این ترتیب بسیارى از اشکالات که در فهم تفسیر آیه براى جمعى از مفسران پیدا شده خود بخود حل خواهد شد.
نیز ملامت و سرزنش متوجه گروهى است که قبل از پیروزى کامل مشغول گرفتن اسیران به منظور هدفهاى مادى شدند، و هیچ گونه ارتباطى با شخص پیامبر (ص) و آن دسته از مؤمنان که هدف جهاد را تعقیب میکردند، ندارد.
بنابر این، بحثهایى از قبیل اینکه آیا پیامبر (ص) در اینجا مرتکب گناهى شده و چگونه با مقام عصمت او سازگار است، همگى بىمورد است.
همچنین احادیثى که در بعضى از کتب اهل تسنن در تفسیر آیه وارد شده و میگوید: آیه مربوط به اقدام پیامبر و مسلمانان به گرفتن فدیه در مقابل اسیران جنگى بعد از جنگ بدر و قبل از اجازه خداوند است و… بیاساس میباشد.۸
اما در باره اذن پیامبر (ص) در واقعه تبوک، گروهی همانند فخر رازى و غیر او گفته اند که عفو در مقابل ترک اولى بوده و ترک اولى در عرف متشرعه ذنب شمرده نمیشود و مستتبع عقاب نیست.
عدهای دیگر گفتهاند که عفو در مقابل ترک اصلح بوده و ترک اصلح اگر چه ذنب لغوى است، اما ذنب با معصیت فرق دارد. به هر حال اذن دادن آنجناب از روى اجتهاد خودش بوده، چون قبلا وحیى در این باره به وى نرسیده بود و اشتباه در اینگونه موارد از انبیا (ع) جایز و ممکن است. آنچه جایز نیست صدور مخالفت وحى و نافرمانى خداست که به طور اتفاق انبیا(ع) از آن معصوماند و محال است که پیغمبر خدا دروغ بگوید، یا در آنچه که به وى وحى شده خطا برود و یا عملاً با آن مخالفت کند.
علامه طباطبائی ضمن نقل و نقد این اقوال میگوید: این آیه در این مقام است که ادعا کند نفاق و دروغگویى متخلفان ظاهر است و آنها با مختصر امتحانى خود را لو میدهند و رسوا میشوند و مناسب این مقام این است که خطاب و عتاب را متوجه مخاطب نموده و او را سرزنش کنند؛ مثل اینکه مخاطب باعث شده که حیثیت آنان محفوظ بماند و او روپوش بر روى رسواییهاى آنان انداخته و این خود یکى از آداب کلام است که منظور از آن تنها و تنها بیان روشنى مطلب و وضوح آن است و بیش از این را افاده نمیکند. عینا مانند مثل معروف در به تو میگویم دیوار تو بشنو که معناى مطابقیش مقصود نیست.
در این جمله نیز مقصود این نیست که تقصیرى به گردن رسول خدا (ص) بیندازد و آن گاه بگوید خدا از تقصیرت گذشت، حاشا از آن جناب که سوء تدبیرى در احیای امر خدا از او سرزند و بدین جهت مرتکب گناهى شود، بلکه منظور از آن، همان افاده ظهور و وضوح دروغ منافقین است و بس.
این که فرمود چرا به ایشان اجازه دادى معنایش این است که اگر اجازه نمیدادى بهتر و زودتر رسوا مىشدند، و ایشان بخاطر سوء سریره و فساد نیت، مستحق این معنا بودند، نه این که بخواهد بفرماید اجازه ندادن به مصلحت دین نزدیکتر و اصولاً داراى مصلحت بیشترى بود.[۷]
لذا اذن رسول خدا (ص) نه ذنب عرفى است نه لغوى و عتاب در این آیه هم عتابى غیر جدى می باشد و در واقع عبارت “عفا الله عنک” دعاست نه اخبار.
[۸]
جهت مطالعه و بررسی بیشتر رجوع شود به:
۱. تأملات در علم اصول فقه، سلسله
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 