پاورپوینت کامل از چه تاریخی اسلام وارد خوزستان شد؟ ۳۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل از چه تاریخی اسلام وارد خوزستان شد؟ ۳۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از چه تاریخی اسلام وارد خوزستان شد؟ ۳۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل از چه تاریخی اسلام وارد خوزستان شد؟ ۳۵ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
در تاریخ آمده است: چون هرمزان از جنگ قادسیه برگشت و در اهواز بر تخت پادشاهی نشست، اطراف اهواز شهرهایی؛ چون میشان، و شهرهاى ایله بود؛ مسلمانان به آن جا رسیده بودند؛ سپاه بصره با سپاه کوفه یکى شدند؛ سپاه مسلمانان به دو بخش تقسیم شدند و سلمى بن القین با سپاه کوفه از سوی دیگر فرود آمد. و جنگ در گرفت، و هرمزان با کشته و اسیر دادن زیاد شکست خورد.
هرمزان با لشکرش به شهرى از اهواز که آن را سوق الاهواز می خوانند وارد شد. هرمزان آن قلعه را گرفت و حرقوص وارد شهر سوق الاهواز شده و با هرمزان صلح کردند که هرمزان در رامهرمز مستقر شد، و حرقوص در اهواز؛ چون یزدگرد از اخبار اهواز با خبر شد، از رى برای مردم پارس نامه نوشت: … اکنون به هرمزان دست همکاری بدهید تا او اهواز را نگه دارد، عمر نامه ای به سوى ابوسبره نوشت و سپاهسالارى بر سپاه بصره و کوفه را به او داد و او به اهواز وارد شد و در رامهرمز فرود آمد. ابوسبره رامهرمز را گرفت و لشکرش را مدتی در آن جا نشاند، و خودش به سوى تستر (شوشتر) روانه شد. ابوسبره با کمک ابوموسى لشکر تستر را به محاصره درآوردند. و در نهایت ابوسبره با هرمزان صلح کردند، هرمزان از قلعه پایین آمد به این صورت هرمزان تسلیم شد و خوزستان در سال هیجدهم فتح شد.
پاسخ تفصیلی
در تاریخنامه طبرى آمده است: پادشاه خوزستان هرمزان بود. خوزستان (که به آن اهواز می گفتند) هفتاد شهر داشت. هرمزان را پادشاهان کسری دستور داده بودند که تاج بر سر نهادند. در عجم هفت خاندان بود که آنان مانند پادشاهان تاج داشتند. اما تاج ایشان کمی کوچک تر از تاج پادشاهان کسری بود.
هرمزان را یزدگرد پسر شهریار به جنگ قادسیه فرستاده بود که در آن جا شکست خورد و باز گشت؛ چون هرمزان از قادسیه برگشت و در اهواز بر تخت پادشاهی نشست، اطراف اهواز شهرهایی؛ چون میشان، و شهرهاى ایله بود؛ مسلمانان به آن جا رسیده بودند، هرمزان به آن جا حمله نمود. عتبه که فرماندهی لشکر اسلام را بر عهده داشت برای عمر نامه نوشت و از او کمک خواست، عمر نیز برای سعد بن ابی وقًاص جهت کمک به او نامه نوشت، سعد از کوفه نعیم بن مقرّن و عبد الله بن مسعود را با پنج هزار مرد فرستاد، عتبه از سپاه بصره سلمى بن القین و حرمله بن مریطه را فرستاد که هر دو از مهاجر بودند. سپاه بصره با سپاه کوفه یکى شدند و به دشت میشان رسیده و به طرف اهواز حرکت کردند.
هرمزان در شهرى به نام نهرتیرى بود، در آن جا مردمى از عرب کلیب بن وایل اطراف اهواز بودند، آنان به علت اختلاف مرزها، زمین ها و قصبات که میان ایشان و هرمزان بود با هرمزان دشمنی داشتند، مسلمانان از ایشان برای جنگ با هرمزان یاری خواستند. آنان نیز اجابت کردند، و گفتند فلان روز شما با هرمزان وارد جنگ شوید که ما به کمک تان می آییم. هرمزان از این مسئله آگاه شد و با بسیج سپاهی مهیای جنگ شد. سپاه مسلمانان در روز وعده به دو بخش تقسیم شدند و سلمى با سپاه کوفه از سوی دیگر وارد شد. هرمزان پنداشت که سپاه همان سپاه بصره نخستین است، چون سپاه فرود آمد هرمزان ضعیف شد. چون یک ساعت جنگیدند سپاه عرب کلیب بن وایل نیز فرود آمد و جنگ در گرفت، و هرمزان با کشته و اسیر دادن زیاد شکست خورد.
هرمزان با لشکرش به شهر سوق الاهواز وارد شد. هرمزان آن قلعه را گرفت و مسلمانان با گرفتن غنیمت زیاد خمس آن را همراه با خبر پیروزی به مدینه برای عمر فرستادند، عمر خوشحال شد.
هرمزان در قلعه قرار گرفت، اما برای جنگیدن از آن بیرون آمد. عتبه، حرقوص را که از مدینه آمده بود فرمانده سپاه قرار دادند. حرقوص آمد و با همه سپاه از رود دجیل گذشت و به سوى هرمزان روان شد و جنگى کردند که در بصره و اهواز آن چنان جنگی سابقه نداشت، مسلمانان تعداد زیادی از آنان را کشتند در نتیجه هرمزان شکست خورده و به شهر رامهرمز فرار کرد و آن جا نیز به محاصره در آمد و حرقوص وارد شهر سوق الاهواز شد، و مردى به نام جزء بن معاویه را به دنبال هرمزان فرستاد؛ چون هرمزان دید که سپاه از هر سوى او را محاصره کردند (از اهواز هنوز چهار شهر در دست او مانده بود: یکى رامهرمز دیگر تستر، و سومی سوسن، و چهارم جندىشاپور، و از آن همه شهرهاى اهواز که به دست مسلمانان بود سوق الاهواز بزرگ ترین بود) پیکی به سوی جزء بن معاویه و حرقوص بن زهیر فرستاده و تقاضای صلح نمود حرقوص نامه ای به عمر فرستاد، و عمر جواب داد که با او صلح کنید. برای این که شهرهاى اهواز که در دست شما است باقی بماند، و آن شهرها که در دست او است به او واگذار کنید. مسلمانان با این شرط با هرمزان صلح کردند و هرمزان در رامهرمز مستقر شد، حرقوص در اهواز.
چون یزدگرد از اخبار اهواز و خبر پارس و آمدن سپاه از بحرین و بازگشتن، با خبر شد، از رى برای مردم پارس نامه نوشت که این دین را چنین خوار کردید و کار عرب را سست داشتید تا به دنبال آن سرزمین عراق و مداین را گرفتند آهنگ اهواز کردند و هرمزان را یارى نکردید تا او به بیچارگى با همه اهواز صلح کرد و نیمى را به آنها داد. و به دنبال آن نیز عرب به پارس آمدند به خانهاى که حق شما است و شما سستى کردید تا به سلامت آمدند. اکنون با هرمزان دست همکاری بدهید تا او اهواز را نگه دارد، و به سوی او سپاه بفرستید تا بجنگد و به هرمزان نامه نوشت همچنان دل قوى دار که من به شهرک و سپاه پارس نامه نوشتم که سپاه به کمک تو بفرستند. عمر از آن نامه آگاه شد که هرمزان با سپاه پارس تقویت شد و صلح را شکست. عمر به ابوموسى نامه نوشت که سپاه را از بصره حرکت بد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 