پاورپوینت کامل منابع موجود در زمینه سیاست در فلاسفه اسلامی را معرفی کرده و دیدگاه فلاسفه اسلامی نسبت به مقوله سیاست و قدرت را توضیح دهید. ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل منابع موجود در زمینه سیاست در فلاسفه اسلامی را معرفی کرده و دیدگاه فلاسفه اسلامی نسبت به مقوله سیاست و قدرت را توضیح دهید. ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل منابع موجود در زمینه سیاست در فلاسفه اسلامی را معرفی کرده و دیدگاه فلاسفه اسلامی نسبت به مقوله سیاست و قدرت را توضیح دهید. ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل منابع موجود در زمینه سیاست در فلاسفه اسلامی را معرفی کرده و دیدگاه فلاسفه اسلامی نسبت به مقوله سیاست و قدرت را توضیح دهید. ۱۰۳ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
منابع دسته اول موجود برای تحقیق در باب دیدگاه فلاسفه اسلامی نسبت به مقوله سیاست عبارتند از:
۱.«آراء اهل المدینه الفاضله »، «السیاسه المدینه »، «التنبیه علی سبل السعاده » و «فصوص الحکمه» از فارابی
۲.«سیاسیات شفا» از ابن سینا
۳. «تجرید الاعتقاد» از خواجه نصیر الدین طوسی
پاسخ سؤال اول: تمایل ذاتی سیاست و قدرت به فساد موضوعی است جدید در مباحث فلسفه سیاست اسلامی که با کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» نوشته میرزای نائینی برای اولین بار به طور جدی در عالم اسلام طرح شد. سابقه این مبحث به آرای فلاسفه غربی در دوره رنسانس می رسد. البته در میان فلاسفه اسلامی هم اشاراتی غیر مستقیم وجود دارد، مثل مدینه ضاله ای که فارابی در مقابل مدینه فاضله طرح می کند. ملاصدرا نیز در چند موضع، ضرورت وجود شریعت و وحی و مداخله انسان کامل به عنوان «ولی» را در امور سیاسی و اجتماعی یادآور می شود و اثبات میکند چگونه سیاست و اداره امور معاش مردم توسط کسانی که بیگانه از حقائق معنویاند، امت را به سوی جامعهای مرده و بیروح و مملو از فساد و تباهی سوق میدهد.
پاسخ سؤال دوم: فیلسوفان مسلمان در نگاهی خوش بینانه معمولا منشی محتاطانه را در قبال قدرت سیاسی پیش می گرفته اند. از مهمترین فیلسوفان مسلمان که به فلسفه سیاست پرداخته اند، میتوان ابونصر فارابی، ابن سینا، ابن رشد و ابن خلدون را نام برد. در این نوشته به جهت مجال اندکمان تنها به شرح و بسط اندیشه های سیاسی دوتن از فلاسفه اسلامی می پردازیم. این دو تن فارابی و ملاصدرا هستند. فارابی به خاطر پیشگام بودن و درجه اهمیت اندیشه هایش در این مقام و ملاصدرا صرفا بخاطر ارتباط اندیشه هایش با پاسخ سؤال سوم.
پاسخ سؤال سوم: از میان فیلسوفان مسلمان(متألهین) تنها امام خمینی این اقبال را یافت تا فلسفه سیاسی خود را در اجتماع بطور عملی پیاده نماید. فلسفه سیاسی ایشان در ادامه سنت فلسفی فارابی – صدرائی و مکتب حکمت متعالیه شکل گرفته است. ایشان شاید تنها کسی بودند که شرایط شخصیتی و عرفانی مورد نظر فارابی را در میان صنف روحانیون شناخته شده، برای رهبری مدینه فاضله به نسبت دارا بودند.
پاسخ تفصیلی
الف)معرفی منابعی برای تحقیق بیشتر:
کلیدواژه تحقیق در باب دیدگاه فلاسفه اسلامی نسبت به مقوله سیاست و قدرت (به معنای فلسفی آن) دو مسئله مدینه فاضله (با رویکرد عدالت محور) و اراده یا اختیار است. فلاسفه اسلامی از فارابی تا ملاصدرا هر کدام به نحوی و از منظری خاص در این دو ساحت به اندیشه ورزی پرداخته اند. منابع دسته اول موجود برای تحقیق در باب دیدگاه فلاسفه اسلامی نسبت به مقوله سیاست عبارتند از:
۱.«آراء اهل المدینه الفاضله »، «السیاسه المدینه »، «التنبیه علی سبل السعاده » و «فصوص الحکمه» از فارابی
۲.«سیاسیات شفا» از ابن سینا
۳. «تجرید الاعتقاد» از خواجه نصیر الدین طوسی
همچنین «فصوص الحکم » از ابن عربی؛ «مصباح الانس » از شمس الدین محمد ابن فناری؛ «الشافی فی الامامه » از سید مرتضی ، «طهاره الاعراق » از ابن مسکویه رازی، «اخلاق ناصری » از خواجه نصیر طوسی و صدها اثر در فقه اسلامی چون «جواهر الکلام » از شیخ محمد حسن نجفی و «کتاب البیع » از امام خمینی به فلسفه سیاسی اسلام پرداخته اند. البته نباید فراموش کرد که برخی از دانشمندان اسلامی با نوشته ها و خطابه های سیاسی خویش این مبانی را و لو بصورت مختصر و بدون فصل بندی و شیوه های کلاسیک در مجموعه ای فراهم ساخته اند که از آن جمله اند
:
۱.«العروه الوثقی» از سید جمال الدین اسد آبادی
۲.«طبایع الاستبداد» از عبدالرحمان کواکبی
۳.«خطابه های سیاسی» از شیخ محمد خیابانی
۴.«قانون مشروطه مشروعه» از سید عبدالحسین لاری
۵.«تنبیه الامه و تنزیه المله» از میرزا محمدحسین نائینی
۶.«عواید الایام» از مولی احمد نراقی
۷.«شؤون اختیارات ولی فقیه» از امام خمینی
۸.«حکومت اسلامی» از امام خمینی
۹.«کشف الاسرار» از امام خمینی
۱۰.«دراسات فی ولایت فقیه» از آیت الله منتظری
از میان معاصرین نیز عده ای از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه آثاری آکادمیک و علمی در این زمینه تألیف نموده اند.
باید خاطر نشان ساخت از آنجایی که به شیعه جز در موارد معدودی فرصت تشکیل حکومت داده نشده است، این علم مجال رشد و بالندگی نداشته است و مطالب خاص مکتب تشیع در این باب کمتر تدوین شده ، ولی چون اهل سنت زمان بیشتری بر مسند حکومت تکیه نموده اند، کتابهایی در این زمینه نگاشته و به دیدگاه های خود نظم بخشیده اند. «الاحکام السلطانیه » مارودی از این نوع است.
ب)پاسخ سؤال اول:
در عالم فلسفه فیلسوف جدی و شناخته شده ای سراغ نداریم که به نقد صریح قدرت مطلق بپردازد. برای اولین بار در بحبوبه جنبش مشروطیت میرزای نائینی فقیه شیعی در کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» به طور جدی از منظر دینی به نقد تئوری قدرت مطلقه می پردازد.
البته در میان فلاسفه اسلامی اشاراتی کلی و غیر مستقیم وجود دارد، مثل مدینه فاسده ای که فارابی در مقابل مدینه فاضله طرح می کند. ملاصدرا نیز صرفاً در چند موضع، ضرورت وجود شریعت و وحی و مداخله انسان کامل به عنوان «ولی» را در امور سیاسی و اجتماعی یادآور می شود و اثبات میکند چگونه سیاست و اداره امور معاش مردم توسط کسانی که بیگانه از حقائق معنویاند، امت را به سوی جامعهای مرده و بیروح و مملو از فساد و تباهی سوق میدهد.
ج)پاسخ سؤال دوم:
پیش از هر چیز توضیحی مجمل در باب فلسفه سیاست که از جمله فلسفه های مضاف می باشد ضروری می نماید. فلسفه سیاسی پرداختن به تبیین عقلانی پرسشهای بنیادی درباره جامعه، دولت، کشورداری، زندگی اجتماعی، حقوق فردی و وظایف فرد و جامعه نسبت به یکدیگر است. این فلسفه همچنین به تبیین مسائلی چون قانون، عدالت، ثروت،قدرت و حکومت میپردازد. در فلسفه سیاسی، مسأله این که حکومت حق چه کسانیاست، پرسش بنیادی به شمار میرود؛ چنین سؤالاتی در علوم سیاسی مورد توجه قرار نمیگیرند؛ بلکه در فلسفه علم سیاست مورد توجه و بررسی هستند
[۱]
. بنابراین بایستی میان مسائل مربوط به حوزه علوم سیاسی و حوزه فلسفه سیاست تمایز قائل شد. بدیهی است این نوع تعریف و تقسیم بندی مربوط به طبقه بندی جدید علوم است که علم را از فلسفه تفکیک می کنند. در دوران قدیم فلسفه یا حکمت، مادر علوم محسوب می شد. فلسفه یا حکمت به دو بخش حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم می شد و در این میان، سیاست یا علم تدبیر مدن ، زیر شاخه ای از حکمت عملی بوده است.
سؤال حاضر بخاطر عدم تفکیک میان حوزه علوم سیاسی و حوزه فلسفه سیاسی قدری مبهم است. در هر حال توضیح این نکته لازم به نظر می رسد که فلاسفه اسلامی به دلایل بسیاری که شاید یکی از آنها آمیزش تدریجی فلسفه اسلامی با الهیات و عرفان زاهدانه شرقی است، نتواسته اند مسیر خود را بنحو استقلالی و با تکیه بر عقلانیت فردی بپیماید. از این رو فیلسوفان مسلمان اگر خوش بینانه نگاه کنیم، معمولا منشی محتاطانه را در قبال قدرت سیاسی پیش گرفته اند.
پیش از پرداختن به این بحث در ابتدا لازم است در مورد نسبت فیلسوفان با قدرت سیاسی (حکومت های هم عصر) مطالبی را خاطر نشان شویم .
نخستین فیلسوفان مسلمان همگی از کارمندان دربار خلفای عباسی بوده اند. کندی نخستین فیلسوف مسلمان، پدر و جدش به ترتیب فرماندار کوفه و بصره و از کارگزاران بنی عباس بودند. خود کندی هم در نزد مأمون، معتصم و پسرش امیر احمد مقامی ارجمند داشت
[۲]
. “گاه در کاخ خلافت به کار ستاره شناسی و پزشکی اشتغال داشت. مدتی هم در دیوان خراج دست به کار شد ”
[۳]
. سرخسی شاگرد ارشد کندی، معلم معتضد خلیفه عباسی بود.
[۴]
حضور ابن سینا در دربار امیران سامانی و نوسان زندگی او در خدمت به امرای مختلف، نحوه فکر فلسفی او را بطور غیر مستقیم تحت تأثیر قرار داده است. ملاصدرا هم همانند بسیاری از بزرگان فلاسفه که از طبقه اشراف و امیر زاده بودند، یک وزیرزاده شیرازی بود که در عین سردی رابطه اش با دربار صفوی چندان به مباحث سیاسی و نقد مستقیم قدرت در عصر صفوی نپرداخته است.
در میان فلاسفه ای که به سیاست پرداخته اند، فارابی بخاطر مشی صوفیانه ای که داشت
[۵]
، حسابی جدا دارد و از این روست که بیش از هر فیلسوف مسلمانی به مباحث سیاست پرداخته است. سیاست مهمترین قسمت فلسفه فارابی است و می توان گفت که هدف اساسی همه فلسفه او سیاست است؛ زیرا تمایلات شیعی او را وادار کرده بود که درباره امامت به چنین تحقیقاتی بپردازد. البته سیاست او بیش از آنکه عملی باشد نظری است. خود او نه از رجال سیاسی بود و نه با رجال سیاسی همراهی و همگامی داشت.
[۶]
به هر حال فارابی کسی بود که برای نخستین بار فلسفه سیاسی را در فرهنگ اسلامی وارد ساخت و متفکرانی همانند ابن سینا،ابن باجه، ابن طفیل و ابن رشد از او متأثر شدند. به این ترتیب فارابی در کتاب «آراء اهل مدینه فاضله» درباره رئیس آرمانشهر به بحث پرداخت. وی مدینه فاضله را به بدنی مانند کرده است، “این بدن قلبی دارد که همه اعضای سالم بدن از آن متابعت می کنند. رئیس مدینه به منزله قلب اجتماع است”.
[۷]
فارابی، همچنین به شرح جامعههایی که روبهروی مدینه فاضلهاند، پرداخته و آنها را به نامهایی چون مدینه جاهله، مدینه فاسقه، مدینه ضاله و مدینه متبدله شناختهاست
[۸]
.
گفتنی است که فلسفه سیاست در جهان اسلام، به قرون گذشته محدود نشد، بلکه در قرون جدید نیز ادامه یافت. با ظهور حرکت بنیادگرایی اسلامی، نظریات سیاسی اسلام نیز دوباره مورد توجه قرار گرفت. سید جمالالدین اسدآبادی، محمد عبده، دکترعلی شریعتی و امام خمینی از مهمترین افرادی بودند که به بیان اصول سیاسی اسلام در قرون اخیر پرداختند. در این نوشته به جهت مجال اندکمان تنها به شرح و بسط اندیشه های سیاسی دوتن از فلاسفه اسلامی می پردازیم. این دو تن فارابی و ملاصدرا هستند. فارابی بخاطر پیشگام بودن و درجه اهمیت اندیشه هایش در این مقام و ملاصدرا صرفا بخاطر ارتباط اندیشه هایش با پاسخ سؤال سوم، چرا که حجم اندیشه های ملاصدرا در این مقوله، در مقایسه با فارابی به عنوان مهمترین فیلسوف سیاسی اسلام، ناچیز به نظر می رسد.
آرمانشهر فارابی
در اوج درخشش فرهنگ اسلامی، ابونصر فارابی، حکیمی فرزانه از خاور ایران، اندیشه شهر آرمانی را در کتاب خود به نام «آراء اهل مدینه فاضله» مطرح ساخت و جامعه ای آرمانی بر پایه اندیشه فلسفی و در قالب مفاهیم شریعت اسلامی پی افکند.
اصطلاحات فلسفه سیاست در اسلام، عموماً از قرآن برداشته شده است. صفت «فاضله» گویای آرمان حکیم در جست و جوی کمال مطلوب برای جامعه بود. چنین نگرشی، افزون بر اینکه از مفهوم اسلامی “درالاسلام” سرچشمه می گیرد، بسی فراتر از محدوده جغرافیایی ملت هاست. دریافت فارابی از جامعه کامل، جامعهای بزرگ است که ملتهای بسیار را در برگرفته و چنانچه رهبری آرمانی زمام را به دست گیرد «مدینه فاضله» در محدوده آن تحقق خواهد یافت. مدینه فاضله فارابی، جامعه ای است کاملاً روحانی که تصور جزئیات آن بسی دشوار است. با این که بحث وی گسترده و مفصل است، اما همه جا به کلی گویی بسنده میکند و به روابط ملموس سیاسی و اجتماعی نمی پردازد. برای درک نظام طبقاتی مدینه فاضله، آگاهی اجمالی به دستگاه فلسفی فارابی ضرورت دارد؛ زیرا ساختار شهر آرمانی وی برداشت عقلانی او از نظام کائنات است. در دستگاه فلسفی فارابی، همه کائنات از فیضان وجود نخست یا ذات پروردگار پدید آمده است و موجودهای عالم در نظامی متنازل قرار گرفته اند. بدین ترتیب که پس از موجود نخست که مبداء المبادی است، سلسله مراتب موجودهای عالم به ترتیب «الانقص فالانقص»از کمال به نقصان سیر میکند تا به مرحلهای می رسند که گامی فروتر از آن نیستی محض است. از این رو در شهر آرمانی فارابی، خیر افضل (سعادت آدمی و نیکی برین) تنها در اجتماع مدنی به دست می آید نه در اجتماعی که از آن کمتر یا ناقص باشد و انسانها به حکم سرشت و برای رسیدن به کمال، نیازمند همکاری و تشکیل اجتماعند، نیازهای آدمی چنان متنوع و فراوان است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند همه آنها را برآورده سازد
[۹]
. این اجتماع و تقسیم کاری اجتماعی است که همه افراد را در دستیابی به خواستههایشان کامیاب می سازد. بنابراین جامعه مدنی محصول تقسیم کار اجتماعی است و تنها در چنین جامعهای انسان به کمال و سعادتی که درخور آن است، دست می یابد. فارابی در کنار ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی به پایگاه فرد در اجتماع بر حسب سرشت و استعداد او نظر دارد و بر این باور است که اگر فرد در جامعه به کاری که طبیعت او اقتضا دارد، بپردازد و سلسله مراتب اجتماعی و سیاسی بر حسب شایستگی افراد تشکیل شود، مدینه فاضله در زمین تحقق پیدا می کند. در نظر فارابی خود سیاست هدف نیست بلکه هدف، سعادت است که آن هم جز با اجتماع به دست نمی آید
[۱۰]
.
فارابی بر اساس غایت و هدف نظام سیاسی، نظام های سیاسی را به دو نوع تقسیم می کند: ۱. نظام سیاسی فاضله ۲. نظام سیاسی غیرفاضله. غایت قدرت در نظام سیاسی فاضله، سعادت حقیقی است و در نظام سیاسی غیرفاضله سعادت ظنّی و پنداری
[۱۱]
.
از نظر فارابی، حکومت دولت فاضله، حکومتی است که بتواند افعال، سنن و ملکات ارادی را در کشور، ملت و حتّی خود دولت متمکّن، مستقر و نهادینه سازد، که انسان و جامعه بتواند در پرتو آنها به سعادت حقیقی، هم در حیات دنیوی و هم به تبع آن در حیات اخروی نایل شود، لذا به حکومت، نظام سیاسی و دولتی که بتواند چنین امر خطیری را انجام دهد، نظام سیاسی فاضله می گویند؛ که نظامی است تکاملی و اعتدالی. به کشورها و ملت هایی که تابع چنین حکومتی باشند، کشور و ملّت فاضله می گویند
[۱۲]
.
سرنوشت ساکنان مدینه فاضله به هم مرتبط است. در شهر آرمانی فارابی، ممکن نیست که یکی سعید و دیگری شقی باشد، یا همه اهل مدینه سعادتمند هستند و یا همه در نکبت و شقاوت اسیرند. با ذکر این مورد مشخص می گردد که در مدینه فاضله و اجتماع موفق مدنی ممکن نیست که گروهی در رفاه و نیکبختی به سر برند و اکثریتی برهنه، بینوا و تیره روز شوند، لذا فارابی چنین مدنیتی را مردود می داند و معتقد است، سعادت یک کل است که هریک از اجزاء جامعه مدنی دارنده سهمی مساوی از آن است
[۱۳]
. بنابراین فضل چنین جامعه ای نتیجه کوشش جمعی است. فارابی درباره رهبری و سیاست فاضله می گوید: “در این مدینه، رهبری حکومت می کند که «افضل» انسانها است و سیاست او نیز «سیاست فاضله» است که تنها در فضای همین مدینه امکان تحقّق می یابد”
[۱۴]
.
در مدینه فاضله فارابی، تحول درونی به جای اصلاحات بیرونی، قرار می گیرد لذا عقل انسان برای پذیرش حقایق، نیازمند استدلال و قلب او خواهان ایجاب و اقناع است. فارابی غلبه را به هر وسیله ای، چه زور و چه ریا دشمن شرافت و کرامت انسان و چاره ای ناکارساز برای مدنیّت می داند. آن چه شهروندان این شهرِ آرمانی را از دیگر شهرها متمایز می کند، معرفت نظری به اصول آسمانی و تقیّد عملی به فضایل و مکارم اخلاق است. فارابی اجزاء مدینه را بر حسب نوع کار و ارزش خدمتی که به مدینه می کنند طبقه بندی می نماید
.
[۱۵]
فلسفه وجودی مدینه فاضله، رساندن انسانها به سعادت است و هدف غایی ریاست در مدینه، تسهیل راه های تحصیل سعادتِ اهل آن است، لذا ادراک جامع از فلسفه مدنی فارابی، منوط به شناخت سعادت در نظام فکری اوست. بر اساس این تعریفِ فارابی «سعادت» نوعی شدن، تحرک و صعود از مرتبه احتیاج به ماده، به مرتبه مفارقتِ از ماده و رسیدن به کمال وجودی انسان و بقاء در آن حال است. به نظر فارابی سعادت، عین خیر، غایت و اعظم اشیایی است که یک انسان می تواند به آن نایل شود. راه تحصیل سعادت نیز از نظر فارابی، انجام اعمال ارادی نیک و تقیّد به افعال فضیلت مند و خودداری از شرّ، رذیلت و شقاوت است. سعادت درواقع نتیجه کار نیک و خودداری از هوای نفس است
[۱۶]
.
اصل اساسی مورد نظر فارابی در هر دو نوع مدینه ای که ارایه می دهد «سعادت» است. اما از نظر فارابی «سعادت حقیقی» که می تواند باعث رشد، توسعه سیاسی، رواج عادات و سنن و فرهنگ و سازمانی فاضله در کشورها و ملت ها شود، تنها در نظام سیاسی فاضله قابل دسترسی است، لذا فارابی نخستین اصل از اصول مبانی فلسفی سیاسی خود را «سعادت» و شناخت سعادت و شناساندن آن و تمیز و تمایز بین سعادت حقیقی و سعادت پنداری قرار می دهد. فارابی پس از آن که به ذکر ویژگی های نظام سیاسی فاضله
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 