پاورپوینت کامل چرا عرفا و شعرا در اشعار خود از واژه هایی مانند شراب، باده، ساغر و معشوق استفاده می کنند؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل چرا عرفا و شعرا در اشعار خود از واژه هایی مانند شراب، باده، ساغر و معشوق استفاده می کنند؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چرا عرفا و شعرا در اشعار خود از واژه هایی مانند شراب، باده، ساغر و معشوق استفاده می کنند؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل چرا عرفا و شعرا در اشعار خود از واژه هایی مانند شراب، باده، ساغر و معشوق استفاده می کنند؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

هنر بهترین قالب برای القای مطالبی است که شخص برای انتقال آنها به دیگران استفاده می کند؛ زمانی که مطلبی از لحاظ معنا و عمق محتوا بسیار سنگین و مشکل باشد، زبان شعر، تمثیل، استعاره و کنایه، و به طور کلی زبان ادب و هنر، برای درک بهتر مضامین و مفاهیم بسیار مؤثرتر از بیان ساد عاری از هنر است؛ لذا اهل معرفت برای انتقال معارفی که آن را مشاهده کردند، رو به هنر آورده، شعر، تمثیل و استعاره را قالبی برای بیان آن معانی قرار داده اند. نکت دیگر این که معارف و معانی که عرفای واصل به آن رسیده اند، به گونه ای نیست که در قالب الفاظ صریح بگنجد و اساساً الفاظ بشری توانایی حمل چنین معانی را ندارد؛ لذا کسی که توانایی درک این مفاهیم را نداشته باشد نمی توان با لفظ او را به آن معنا رهنمون ساخت؛ از این روی اهل معرفت با زبان رمز و به صورت سمبلیک با ادبیاتی غیر صریح سخن گفته تا آن مضامین را دیگران نیز بتوانند در یابند.

پاسخ تفصیلی

از ابتدای ورود عرفا و اهل تصوف به عرصه ادبیات شعری که با به کارگیری قالب ها و مضامینی مشابه با اشعار غیر دینی غیر عرفانی همراه بود، همواره نوک پیکان انتقاد به سوی آنان نشانه رفته که چرا ایشان که اهل زهد و پارسایی و ترک هواهای نفسانی و امیال شهوانی هستند، در اشعار و دیوان های خود از معشوق، خال، لب و زلف او، و از می و باده و خرابات سخن می گویند؟

برای پیدا کردن پاسخ این سوال، ضروری است ابتدا توجهی به سیر تاریخی ورود این الفاظ به ادبیات عارفان و اهل تصوف فارسی زبان داشته باشیم، و بعد در ادامه به چرایی آن بپردازیم.

حدود اوایل قرن پنجم هجری را می توان زمان پیدایش شعر صوفیانه در زبان فارسی دانست. زبان فارسی که دارای ذخیره و پشتوانه قوی در عرصه شعر در زمینه های مختلف اعم از حماسی، عاشقانه و قصاید درباری بود، بستری مناسب برای انتقال مضامین عارفانه از سوی اهل تصوف داشت تا آنها با تکیه بر همین پشتوانه به سرودن اشعار خود بپردازند، شاعران صوفیه با استفاده از همان قالب مرسوم در شعر و حتی با استفاده از الفاظ و تعابیری مشابه با آنچه که در شعرهای غیر عارفانه و شعرهایی که مای دینی نداشتند، به سرودن شعر پرداختند. البته آنها با این الفاظ به معانی و معارفی اشاره می کردند که هنوز برای بسیاری برداشت چنین مضامینی از چنین الفاظی قابل هضم نبود؛ به همین دلیل از همان ابتدا مشاجراتی میان حتی اهل تصوف و عرفان در به کارگیری این الفاظ در می گرفت، به طور مثال علی بن عثمان هجویری صاحب کشف المحجوب که خود از مشایخ صوفیه در قرن پنجم است، مخالف با سرودن اشعار عاشقانه ای است که در آنها از معشوق و توصیف اندام هایی از او؛ چون خال و لب و زلف و عارض و … استفاده می شد، و حتی نسبت به آنها فتوای حرمت هم صادر کرده بود و در مقابل ابو حامد محمد غزالی از چنین ادبیات عاشقانه ای دفاع می کند و نه تنها استفاده از چنین الفاظ را حرام نمی داند، بلکه دست به توضیح در باره معنای عرفانی بعضی از آن توصیفات عاشقانه می زند، مثلاً نور روی را نور ایمان و زلف را ظلمت کفر، تفسیر می کند و یا برای خرابات این چنین توضیح می دهد که منظور خرابی صفات بشریت است.[۱] البته این الفاظ پیش از این توسط شعرای عرب در معانی و مضامین عرفانی به کار رفته بود و این یک امر جدید و حادثی نبود که برای کسی قابل درک و فهم نباشد، ولی از همان ابتدا مخالفت هایی را به دنبال داشت.[۲]

در قرون بعدی ما شاهدیم که همچنان این شبهه در مقابل اشعار عارفانه وجود دارد و کار تا بدانجا پیش می رود که شیخ محمود شبستری، آن عارف بنام در قرن هشتم هجری، منظومه ای را با نام گلشن راز می سراید، در پاسخ مسائلی که امیر حسین هروی از سالکان دیار خراسان، مطرح نموده بود، منظومه ای که بعد از گذشت هفت صد سال رنگ خزان به خود ندیده است.

در بخشی از آن سؤالات که به صورت منظوم نزد شیخ محمود شبستری آورده شد، چنین آمده است:

چـه خواهــد مـرد معنـی زان عبـارت

کـه دارد سوی چشم و لب اشارت

چـه جـوید از سـر زلف و خط و خــال

کسی کاندر مقامات است و احوال

شراب و شمع و شاهد را چه‌معنی است

خراباتی شدن آخر چه دعوی است

بـت و زّنـار و ترسـایـی در ایـن کـوی

همه کفر است ور نه چیست برگوی

کسـی کـو حل کنـد این مشـکلـم را

نثــار او کنــم جــان و دلـــم را[۳]

و او نیز در پاسخ چنین می سراید:

هر آن چیزى که در عالم عیان است

چو عکسى ز آفتاب آن جهان است‏

جهان چون زلف و خط و خال و ابروست

که هر چیزى به جاى خویش نیکوست‏

تجلّى، گه جمال و گه جلال است

رخ و زلف آن معانى را مثال است‏

صفات حق تعالى لطف و قهر است

رخ و زلف بتان را زان دو بهر است‏

چو محسوس آمد این الفاظ مسموع

نخست از بهر محسوسند موضوع

ندارد عالم معنى نهایت

کجا بیند مر او را چشمْ غایت‏

هر آن معنا که شد از ذوق پیدا

کجا تعبیر لفظى یابد او را

چو اهل دل کند تفسیر معنى

به مانندى کند تعبیر معنى

که محسوسات از آن عالم چو سایه است

که این چون طفل و آن مانند دایه است[۴]

وی در ادامه به توضیح واژگان، زلف و شاهد و شراب و شمع و … می پردازد و هرکدام را یک به یک شرح می دهد.

اما این مطلب که چرا اهل معرفت و معنا در اشعار خود برای انتقال مضامین عارفانه از چنین تعابیری استفاده می کردند وجوهی برای آن ذکر شده است که به آنها می پردازیم.

توجیه اول

اهل عرفان در ابتدا حرف هایشان را صریح مطرح می نمودند، ولی چون بی پرده گویی و صراحت سبب به وجود آمدن مشکلاتی برای آنها شد، از جمله این که از سوی فقها و اهل ظاهر مورد تفسیق و تکفیر قرار گرفتند و عده ای هم به قتل رسیدند، این موضوع سبب شد تا آنها به نحوی رو به تقیه بیاورند و مضامین خود را در قالب ادبیاتی رمزگونه مطرح سازند.[۵]

این توجیه کاملا مردود است؛ چرا که اگر اهل عرفان و صوفیه واقعاً در مقام تقیه دست به چنین تعابیری زدند و از خوف صراحت گویی رو به چنین ادبیاتی آوردند، ظاهر کلمات اینها که از تعابیر قدمای صوفیه (قرن دوم، سوم و چهارم هجری) بدتر است و در آن پرده دری بیشتری دیده می شود! اگر اینها در مقام تقیه بودند، نباید تعابیری که نزد شرع مذموم و مکروه است به کار ببرند و حال آن که عکس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.