پاورپوینت کامل چه کسانی در صدر اسلام مدعی نبوّت بودند؟ و چرا مسلمانان آنها را کشتند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل چه کسانی در صدر اسلام مدعی نبوّت بودند؟ و چرا مسلمانان آنها را کشتند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل چه کسانی در صدر اسلام مدعی نبوّت بودند؟ و چرا مسلمانان آنها را کشتند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل چه کسانی در صدر اسلام مدعی نبوّت بودند؟ و چرا مسلمانان آنها را کشتند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

در زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) افرادی بودند که ادعای نبوّت کردند. البته تعداد کمی از آنها توانستند به پیروانی دست یابند. از جمله معروف‌ترین آنها مسیلمه بن ثمامه بود که خود را شریک پیامبر در امر نبوّت می‌دانست، و اسود عنسی و طلیحه بن خویلد و … که هر یک در منطقه‌ای بودند.
اما در مورد علت کشتن آنها توسط مسلمانان باید گفت؛ این مدعیان دروغ‌گو، مجموعه‌ای از اشتباهات بزرگ را انجام دادند که هر یک از آنها می‌تواند سبب کشته شدن آنها باشد؛ دروغ بستن به پیامبر و داشتن ادعای دروغ در نبوّت خود، گمراه کردن مردم از دین، کشتن برخی از مسلمانان و … . اما از مهم‌ترین و اصلی‌ترین علت کشته شدن چنین افرادی،‌ ارتداد و تلاش برای مرتد نمودن دیگران بوده است. بیشتر مدّعیان نبوّت در ابتدا مسلمان شدند و به پیامبری پیامبر اسلام اعتقاد و التزام پیدا کردند، اما با گذشت زمان از نبوّت که از اصول مسلم و قطعی اسلام است، دست کشیدند و این‌گونه مرتد شدند و اعدام و جنگ با آنان از همین جهت بوده است.

پاسخ تفصیلی

در زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) افرادی بودند که ادعای نبوّت کردند، که برخی از این افراد معرّفی می‌شوند:
مسیلمه بن ثمامه
مسیلمه بن ثمامه که با کنیه أبا ثمامه نیز شناخته می‌شد،[۱] به همراه گروهی پیش پیامبر اسلام(ص) رفتند و او به پیامبر گفت:[۲] اگر امور را چنان قرار دهی که پس از تو، امور از آن من باشد،(من جانشینت باشم) از تو پیروى خواهم کرد. پیامبر به او رو کرد در حالی‌که در دستش شاخه‌اى از نخل بود، فرمود: «اگر از من چنین چیزی که در دست من است را درخواست کنی، به تو نخواهم داد، در کار خود با آنچه خدا برایت در نظر گرفته دشمنی مکن و اگر رویگردان شوى خداوند دنباله‌ات را خواهد برید. و من تو را همان می‌بینم که در خواب دیدم …».[۳] او بعد از این ماجرا و در زمان برگشت به سمت قبیله خود، ادعای نبوّت کرد و گفت که با پیامبر اسلام در نبوّت شریک است.[۴] البته او نبوّت پیامبر اسلام را رد نکرد ولی خود را مانند او پیامبر می‌دانست و می‌گفت من و محمد در امر نبوّت شریک هستیم.
بعد از مدتی که مسیلمه توانست عده‌ای را گرد خود جمع کند به پیامبر نامه‌اى نوشت: «از مسیلمه پیامبر خداوند به محمد پیامبر خدا، درود بر تو! اما بعد، همانا که من با تو در امر (نبوّت) شریک هستم و نیمى از زمین از آن ماست و نیمى از قریش، اما قریش تجاوز می‌کنند». پیامبر خدا در پاسخ او نوشت: «از سوى محمد پیامبر خداوند به مسیلمه دروغ‌گوى، درود بر کسى که از راه رستگارى پیروى کند. اما بعد، زمین از آن خداوند است که به هرکس از بندگانش که بخواهد، به ارث می‌رساند و سرانجام از آن پرهیزکاران است[۵]».[۶]
در منابع آمده که پیامبر شخصی به نام حبیب بن زهد را به سوی مسیلمه گسیل داشت. مسیلمه به او گفت: شهادت می‌دهد که محمد رسول و فرستاده خدا است؟ حبیب گفت: بله. مسیلمه گفت: شهادت می‌دهی که من رسول خداوند هستم. حبیب گفت:‌ من کر و لال هستم. این کلام چندین بار رد و بدل شد تا این‌که مسیلمه اعضای او را یک به یک برید و او شهید شد.[۷]
در نقلی دیگر آمده: مسیلمه کذاب دو تن از اصحاب رسول اکرم(ص) را گرفت و به یکى از آن دو گفت: آیا شهادت می‌دهى که محمد رسول خدا است؟ گفت: آرى. باز پرسید: آیا به رسالت من هم شهادت می‌دهى؟ گفت: آرى. پس او را آزاد کرد. سپس دومى را خواست و گفت: آیا به رسالت محمد شهادت می‌دهى؟ گفت: آرى. سپس پرسید آیا به رسالت من هم شهادت می‌دهى؟ جواب داد: من گنگ و لالم … و او شهید شد. این مطلب به گوش پیامبر اکرم(ص) رسید و فرمود: «اما آن‌که کشته شد بر صدق و یقین خود شهید شد و به فضیلت و مقام خود نایل گردید؛ پس گوارا باد بر او این مقام و پاداش عالى و اما دیگرى اجازه و رخصت خدا را (بر تقیه) پذیرفت و بر او گناهى نیست».[۸]
مسیلمه بعد از مرگ پیامبر ادعا کرد که با نبودن پیامبر اسلام، او تنها پیامبر موجود است و مردم باید از او اطاعت و حمایت کنند.[۹]
در نهایت، خلیفه اول وقتی خطر مسیلمه را جدی دید چندین سپاه را برای جنگ با او بسیج کرد و چندین درگیری کوچک و بزرگ در میان آنان شکل گرفت که در نهایت سپاه اسلام به فرماندهی خالد بن ولید در جنگی سخت پیروز شد و مسیلمه نیز در همان جنگ کشته شد.[۱۰]
البته در مورد او و معجزاتی که مدعی انجامش بود، داستان‌ها وجود دارد؛ شخصی پیش پیامبر از شوری آب چاه خود گلایه کرد،‌ پیامبر اکرم(ص) پیش آنها رفت و در چاه، آب دهان ریخت، پس آب سرد و گوارا شد، این داستان به اهالی یمامه رسید، آنها نیز از مسیلمه انجام چنین عملی را خواستند، او نیز در چاهی کم آب، آب دهان انداخت و آب آنجا تبدیل به آب شور و داغ شد.[۱۱] او همچنین در تلاش بود آیاتی به مانند آیات قرآن از خود بگوید که البته معمولاً بر وزن و قافیه برخی از

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.