پاورپوینت کامل آیا این‌که غلام سیاه امام سجاد(ع) درخواست باران کرد و باران آمد، معتبر است؟ ۱۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آیا این‌که غلام سیاه امام سجاد(ع) درخواست باران کرد و باران آمد، معتبر است؟ ۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا این‌که غلام سیاه امام سجاد(ع) درخواست باران کرد و باران آمد، معتبر است؟ ۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا این‌که غلام سیاه امام سجاد(ع) درخواست باران کرد و باران آمد، معتبر است؟ ۱۲ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

این روایت به صورت مرسل از سعید بن مسیب در کتاب اثبات الوصیه مسعودی از دانشمندان امامیه قرن چهارم هجری آمده است. نویسنده کتاب اثبات الوصیه مورد تأیید دانشمندان می­باشند.[۱] همچنین درباره سعید بن مسیب راوی حدیث از امام صادق(ع) چنین نقل شده است: «کَانَ سَعِیدُ بْنُ الْمُسَیبِ وَ الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ وَ أَبُو خَالِدٍ الْکَابُلِی مِنْ ثِقَاتِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ»؛[۲] سعید بن مسیب، قاسم بن محمد بن ابی‌بکر و ابو خالد کابلى از اصحاب موثّق و مورد اطمینان على بن حسین(ع) بودند.
با توجه به نکات فوق، روایت مرسل موجود در پرسش با توجه به اعتبار کتاب و نیز راوی اولیه روایت قابل پذیرش است و نکته خلاف عقل و شرعی در آن وجود ندارد.
اما متن روایت چنین است:
از سعید بن مسیب روایت شده که گفت: قحطى عمومى مردم را فرا گرفت، من چشم خود را گشودم، غلام سیاهى را بالاى تپه‌اى تنها دیدم، به طرف او روان شدم، دیدم لب‌هاى خود را حرکت می‌دهد، هنوز دعاى او تمام نشده بود که ابرى آمد، وقتی آن ابر را دید خوشحال شد و برگشت، به قدرى باران آمد که ما گمان کردیم غرق خواهیم شد. من به دنبال آن غلام رفتم تا این‌که دیدم داخل خانه امام سجاد(ع) شد. من نیز بعد از او داخل خانه آن‌حضرت شدم، و گفتم: اى آقاى من! در خانه شما غلام سیاهى است که به من تفضّل نما و او را به من بفروش؟ آن‌حضرت فرمود: «اى سعید! چرا آن غلام به تو بخشیده نشود؟»، پس به سرپرست غلامان خود

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.