پاورپوینت کامل امام على(ع) در نصیحت به عثمان بن حُنَیف وضع مالى خود را چگونه توصیف کرد؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امام على(ع) در نصیحت به عثمان بن حُنَیف وضع مالى خود را چگونه توصیف کرد؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام على(ع) در نصیحت به عثمان بن حُنَیف وضع مالى خود را چگونه توصیف کرد؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امام على(ع) در نصیحت به عثمان بن حُنَیف وضع مالى خود را چگونه توصیف کرد؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

امام علی(ع) در نامه‌ای به عثمان بن حنیف انصارى می‌فرماید؛ من به عنوان امام و رهبر جامعه‌ی اسلامی از مال دنیا به دو جامه کهنه و دو قرص نان بسنده نمودم.
امام باقر(ع) نیز در مورد مال و سرمایه علی(ع) می‌فرماید: پنج سال حکومت کرد، نه آجری بر آجری و نه خشتی بر خشتی نهاد، نه زمین و ملکی برای خود جدا کرد، و نه درهم و دیناری را به ارث گذاشت.
البته گفتنی است؛ این نگاه امام علی(ع) به مال دنیا نه از آن‌رو است که امام هیچ تلاشی در به دست آوردن مال و سرمایه نداشت. اگرچه آن‌حضرت در زمان حیات رسول خدا(ص) چندان فرصت کار و تلاش نداشت و درآمدش بسیار اندک بود، همچنین در دوره نزدیک به پنج سال حکومت. اما در زمان دوری از حکومت، فرصت مناسبی برای کار و تلاش بویژه کشاورزی داشت و سرمایه‌ای فراوان در اثر کار و تلاش به دست آورد که آنها را میان فقرا و مستمندان تقسیم می‌نمود و یا وقف می‌کرد.

پاسخ تفصیلی

امام علی(ع) در نامه‌ای به عثمان بن حنیف انصارى که از طرف آن بزرگوار حاکم بصره بود، و در مراسم جشن و میهمانى‌ای شرکت کرده بود که اشراف در آن شرکت داشتند، ضمن بیان مطالب مهمی در مورد وضع مالی خود می‌فرماید:
«اى پسر حنیف، به من اطلاع دادند که مردى از جوانان بصره تو را به مهمانى عروسى دعوت کرده است، و تو با شتاب به آن مهمانى رفته‌‏اى و غذاهاى رنگارنگ گوارا در اختیارت بود و کاسه‌‏هاى بزرگ برایت مى‌‏آوردند. من چنین گمانى نداشتم که تو به مهمانى گروهى بروى که نیازمندان را دور مى‌‏سازند و توانگران را دعوت مى‌‏کنند. بدان که هر مأمومى امام و رهبرى دارد که از او پیروى مى‌‏کند و از پرتو دانش او روشنى مى‌‏گیرد، آگاه باش که رهبر شما از دنیاى خود به دو جامه کهنه و از خوراکی‌ها به دو قرص نان بسنده کرده است. آرى از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده است، فدک در دست ما بود که در واگذاشتن آن به ما، گروهى بخل ورزیدند.
خداوند نیکو داورى است. مرا به فدک و غیر فدک چه کار، در حالى‌که جایگاه انسان فردا قبرى است که در تاریکى آن آثارش منقطع و خبرهاى مربوط به او گم مى‌‏شود، حفره‌‏اى که اگر زیاد وسعت داشته باشد و دست‌هاى کسى که آن حفره را مى‌‏کند گشایشى بخشد، باز هم سنگ و کلوخ قبر او را بفشرد، و خاک‌هاى انبوه روزنه‌‏هاى آن‌را پر کند، براستى که من در این اندیشه‌‏‌ام تا نفس خود را با پرهیزگارى تربیت کنم تا در روزى که ترس و بیم آن فراوان است آسوده باشد، و در اطراف لغزشگاه استوار بماند. در صورتى که اگر بخواهم به عسل خالص و مغز گندم و پارچه‏‌هاى ابریشمى دست پیدا کنم مى‌‏توانم، امّا هیهات که هواى نفس بر من غلبه کند، و طمع زیاد مرا به انتخاب خوردنی‌ها وادارد، در حالى‌که ممکن است در حجاز یا یمامه کسى باشد که به قرص نانى هم طمع نبسته و به سیر شدن عادت نکرده است. و یا من با شکم سیر بخوابم در صورتى که اطراف من شکم‌هاى گرسنه و جگرهاى تفتیده باشد. و یا آن‌چنان باشم که گوینده‌‏اى گفته است: «این درد برایت بس که تو با شکم سیر بخوابى، و در پیرامونت جگرهایى آرزومند ظرفى از سبوس باشند».
آیا من به این مقدار قانع باشم که بگویند این فرمانرواى مؤمنان است بدون این‌که در سختی‌هاى روزگار با مردم همدرد و شریک باشم و یا در فشارهاى زندگى الگو و در پیشاپیش آنها باشم! من براى این آفریده نشده‌‏ام که خوردن غذاهاى خوب – مانند چهارپاى بسته که اندیشه‌‏اش علف است- مرا سرگرم سازد، و یا همچون چهارپایى از بند رها شده باشم که خاکروبه‏ها را به هم مى‌‏زند تا شکم خود را پر کند و از سرانجام کارش غافل است…».[۱]
امام(ع) در این نامه می‌فرماید من به عنوان امام و رهبر جامعه‌ی اسلامی به دو جامه کهنه و دو قرص نان بسنده نمودم. حضرتش عثمان بن حنیف را بر این مطلب توجه داده است که پارسایى وى در دنیا و بسنده کردنش به دو جامه کهنه و دو قرص نان، و رها کردن مال و سرمایه، به دلیل ناتوانى از فراهم آوردن خوردنی‌‌ها و پوشیدنی‌‌هاى حلال نبوده، و براستى که او اگر مى‌‏خواست امکان فراهم آوردن آن چیزهاى خوب، و مغز گندم و عسل خالص را داشت؛ زیرا غذاى مغز گندم و عسل از متداول‌ترین خوراکی‌هاى آن روز مردم مکه و حجاز بود. پرهیز امام از این‌گونه غذاها با توان و قدرتى که بر تهیّه آنها داشت، از روى ریاضت نفس و آماده سازى آن براى کسب کمالات جاودانه بوده است.
امام(ع) در این نامه به پاره‌‏اى از انگیزه‌‏هایى که باعث پارسایى و ترک غذاهاى لذیذ در دنیا شده است توجّه داده؛ از جمله، آن‌که وى براى این آفریده نشده است تا خوردن غذاهاى خوب، او را از هدف اصلى بازدارد. همچنین از سرگرم شدن به خوردن غذاهاى لذیذ با خاطرنشان ساختن پیامد چنان سرگرمی؛ یعنى همانندى با چارپایان، برحذر داشته است. شخص سرگرم به خوردن غذاهاى لذیذ، اگر از نوع خورش‌هاى ثروت‌مندان و بى‏ نیازان باشد، به سان چارپاى علف‌خوارى خواهد بود در همّت گماردن به علفى که در اختیار دارد؛ یعنى همان غذاى موجود، و اگر فردى نیازمند باشد، همتش وابسته خواهد بود به هر آنچه که از متاع دنیا به دست آورد، و تا آخر آن‌را بخورد و پرخورى کند و شکمبه خود

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.