پاورپوینت کامل خواجه نصیر طوسی که بود؟ و ابن تیمیه و ابن قیّم درباره او چه نظری دارند؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل خواجه نصیر طوسی که بود؟ و ابن تیمیه و ابن قیّم درباره او چه نظری دارند؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خواجه نصیر طوسی که بود؟ و ابن تیمیه و ابن قیّم درباره او چه نظری دارند؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل خواجه نصیر طوسی که بود؟ و ابن تیمیه و ابن قیّم درباره او چه نظری دارند؟ ۵۹ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

خواجه نصیرالدین طوسی(۵۹۷ – ۶۷۲ق) از بزرگ‌ترین علمای شیعی است که در علوم مختلفی صاحب‌نظر بود. او خدمات شایانی جهت حفظ اساس اسلام و نیز پیشبرد مکتب تشیع انجام داده است. خواجه طوسی در علومی؛ مانند اخلاق، ریاضیات، هندسه، مثلثات، فلسفه، کلام و نجوم دارای تألیفات است.
محقق طوسی، در ابتدای حمله مغول جهت حفظ جان خود به قلاع اسماعیلیه پناه برد، اما در نهایت برای حفظ جان مردم و نیز پاسداشت از ذخایر فرهنگی مسلمانان، با مغولان همکاری کرد.
شاید شیعه بودن خواجه دلیلی بود که با بهانه‌هایی مانند همکاری با مغول، مورد انتقاد شدید افرادی چون ابن تیمیه و ابن قیم قرار گیرد.

پاسخ تفصیلی

یکى از ستارگان درخشان علم و دانش در فرهنگ ایران‌زمین در عهد مغول، محمد بن محمد بن حسن مشهور به محقق و خواجه نصیر طوسی است که در سال ۵۹۷ ق[۱] در جهرود قم[۲] یا در طوس[۳] متولد شد. برخی اصلیت خواجه نصیر را از ساوه دانسته‌اند که اجدادش از آن‌جا به طوس نقل مکان کرده و خواجه در طوس متولد شده است.[۴] پدرش محمد بن حسن از فقهاى امامیه و محدّثان طوس بود[۵] و خواجه تحت تربیت چنین پدر دانشمندى پرورش یافته است.
اصحاب رجال تردیدى ندارند ‌که خواجه نصیر شیعه بود. در آثار موجود او چندین رساله است که شیعه امامى بودن او را محرز می‌سازد،[۶] از آن جمله «رساله الإمامه(تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل)» است که تلخیص و تحلیل انتقادى کتاب «محصل أفکار المتقدمین و المتأخرین» فخر رازى می‌باشد.
تحصیلات
خواجه نصیر، در آغاز کودکى، قرآن مجید، اقسام علوم ادبى از قبیل صرف و نحو و اشتقاق و مبانى علل و لغت و مقدمات منطق و حکمت و علوم عقلی را فرا گرفت و احادیث نبوى و آثار بزرگان دین را آموخت و در نزد پدر به تحصیل علم فقه و اصول و حدیث پرداخت. در این دوران به تحصیل علوم ریاضى نیز رو آورد. از جمله اساتید وی معین الدین سالم بن بدران مصری، شیخ ابوالسعادات اصفهانی و قطب الدین مصری هستند.[۷]
او بعد از وفات پدرش در نیشابور اقامت گزید.[۸] و نزد بسیارى از فقها و حکماى عصر خویش بهره برد و به رتبه علمى والایى دست یافت.
تألیفات محقق طوسی
محقق طوسی داراى کتاب‌ها و رساله‌هاى بسیارى در موضوعات گوناگون است. او در کلام شیعی، حکمت و فلسفه و ریاضیات از درخشان‌ترین چهره‌های اسلامی بود.
برخی از تألیفاتشان عبارتند از:
۱. «آداب المتعلمین»؛ رساله‌اى درباره آداب تعلیم طلاب و محصلان و مراتب اخلاقى آنهاست که به فارسى ترجمه شده است.
۲. «اخلاق ناصری»؛ این کتاب از مهم‌ترین رساله‌هاى حکمت عملى در دوره اسلامى است که تلفیقى از دیدگاه فلسفى و علمى یونانى و دیدگاه اسلامى بوده و به انسان، خانواده و جامعه می‌پردازد.
۳. «اوصاف الاشراف»؛ در آن، اخلاق اهل سیر و سلوک و قواعد ایشان را به خواهش خواجه شمس الدین جوینى شرح و توضیح داده است.
۴. «تجرید الاعتقاد»؛ این کتاب از کتاب‌هاى مهم کلامی است که در تبیین عقاید امامیه نگاشته شده است.
۵. «اساس الاقتباس»؛ غرض مؤلف از تألیف این کتاب ارزشمند، ارائه اثرى تحقیقى و جامع در علم منطق بود که هم آموخته‌هاى او را از دیگران در برگیرد و هم بر آراء و اندیشه‌هاى شخصى او در این علم مشتمل باشد.[۹]
۶. «شرح الاشارات و التنبیهات»‏؛ یکى از ارزشمندترین شرح‌های کتاب اشارات بو على سینا است که به زبان عربى نگاشته شده است.
محقق طوسى، در مقدمه کتاب، غرض خود را از تألیف چنین شرحى، پاسخ به درخواست بعضى از دوستانش می‌داند که با دیدن شرح فخر رازى بر اشارات، متوجه گردیده‌اند که در واقع جرح است نه شرح؛ لذا از خواجه نصیر خواسته‌اند تا با شرح و توضیح مقاصد شیخ الرئیس، از ارزش و منزلت کتاب اشارات دفاع نماید.[۱۰]
۷. «تحریر اقلیدس» یا «تحریر اصول هندسه»؛ این کتاب درباره هندسه مسطحه، حساب و خواص اعداد و هندسه فضایى بحث می‌کند.
شاگردان
علمای بزرگی از محضر خواجه نصیر بهره‌ها بردند؛ از جمله:
۱. علامه حلى؛
۲. قطب الدین شیرازى؛
۳. سید عبد الکریم بن أحمد ابن طاوس حلی؛‏
۴. عبد الرزاق ابن الفوطی.[۱۱]‏
علت حضور نصیرالدین طوسی در قلاع اسماعیلیه
در مدّت اقامت خواجه در طوس به‌واسطه پیچیدن آوازه علم و فضایل او، اسماعیلیه قهستان خواجه را پیش خود بردند و خواجه در خدمت محتشم قهستان یعنى ناصر الدّین عبد الرحیم بن ابى منصور که مردى فضل‌دوست و طالب ترجمه کتب حکمتى و اخلاقى از عربى به فارسى بود رفت و مورد احترام قرار گرفت و به تألیف کتاب پرداخت که از آن جمله کتاب مشهور «اخلاق ناصرى» است.‏[۱۲]
سپس به قلعه الموت رفت؛‏ درباره دلیل رفتن خواجه به قلعه «الموت» نظریات متفاوتی وجود دارد؛ برخی نوشته‌اند در حمله هولاکوخان به ایران که ابتدا از خراسان و نیشابور شروع شد، اوضاع بسیار آشفته بود و عده‌ زیادی از مردم به دنبال یافتن پناهگاه امن به قلاع اسماعیلی که در مقابل لشکر مغول مقاومت کرده بود، پناه آوردند.[۱۳]
برخی نیز گفته‌اند: خواجه نصیر نامه‌ای به ابن علقمی وزیر شیعی عباسیان نوشت تا به آن‌جا رفته و با کمک او به تبلیغ شیعه بپردازند، اما وزیر که زمینه را مساعد نمی‌دید پاسخ نامه او را نداد و با توجه به این‌که خراسان در معرض خطر حمله‌ مغول بود و خواجه در آن‌جا امنیت نداشت، مجبور شد برای حفظ جانش به دعوت ناصرالدین لبیک گفته و به قلعه‌ الموت برود.[۱۴]
در این زمان که هولاکوخان از طرف خان مغول براى سرکوب اسماعیلیان راهى ایران شده بود، ناصر الدین فرمانرواى قلعه قهستان به راحتى تسلیم شد و وقتى هولاکوخان فضل و کمال خواجه را شنید او را ملازم خویش گردانید. و خواجه نصیر از آن روزگار به بعد همواره در خدمت هولاکو بود و به سبب اعتقادى که هولاکو به احکام نجومى وى داشت انفاس خواجه در او تأثیرى عظیم داشت.[۱۵]
خواجه نصیر و سقوط عباسیان
اگر چه برخی نویسندگان سنی مذهب؛ مانند ابن تیمیه و شاگردش ابن قیّم و معدودی از مستشرقین، سقوط دولت عباسی به دست مغول را متوجه خواجه نصیر دانسته‌اند و بعضی شیعیان نیز در تحلیلی احساسی و در جهت مدح خواجـه این نظر را پذیرفته‌اند، ولی نویسندگان معاصر و یا نزدیک به عصر خواجه؛ نظیر حمدالله مستوفی اشاره‌ای به این مطلب نکرده‌اند[۱۶] و اصولاً چنین چیزی از شأن عالم متعهدی چون نصیرالدین طوسی بعید است، و هیچ‌گاه مغول کافر بر مسلمان، اگر چه که سنی باشد ترجیحی نخواهد داشت.
به نظر می‌رسد امر دیگری که موجب شده این اتهام به خواجه نسبت داده شود، نقل بعضی منابع تاریخی در مورد تصمیم هولاکو به قتل خلیفه‌ عباسی و تردید و نگرانی او با وجود شایعه‌ زوال ناپذیری حکومت عباسیان و حدوث بلایای طبیعی در صورت صدمه به خلیفه می‌باشد.
آورده‌اند که هولاکو از خواجه نصیر چگونگی و حقیقت این مسئله را می‌پرسد و خواجه در پاسخ با اشاره به این مطلب که بسیاری از بزرگان دین و حتی خلفای عباسی تا کنون کشته شده‌اند ولی اتفاقی نیفتاده این شایعه را رد کند. در نتیجه هولاکو تصمیم خود مبنی بر قتل خلیفه و انقراض دولت عباسیان را عملی می‌سازد.[۱۷]
البته باید گفت؛ طبیعی است که دانشمندی چون محقق طوسی به هیچ وجه طرفدار شایعات و خرافات نبوده و بر اساس صداقت و علم راستینش گواهی داده است و مصلحتی هم نمی‌دیده تا به دروغِ مصلحتی تن بدهد؛ چرا که ممکن بود جانش نیز در خطر افتد، چنان‌که حسام الدین منجّم از نزدیکان خود هولاکو به دلیل درست نبودن پیشگوئیش کشته شد.[۱۸]
بنابر این، چنین اتهامی را نمی‌توان به خواجه نصیر نسبت داد.
در این مورد تنها می‌توان گفت؛ این از الطاف الهی بود که باعث شد تا هنگام سقوط عباسیان دانشمندی؛ مانند خواجه نصیر در آن‌جا باشد و با هوش معنوی و استعدادهای خدادادیش به دفاع از آثار و فرهنگ اسلام و شیعه پرداخته و زمینه را برای مسلمان شدن مغولان و سرانجام تشیع سلاطینی چون محمد خدابنده توسط علامه حلی، فراهم نماید.[۱۹]
فعالیت‌ها و خدمات محقق طوسی
۱. حفظ جان مردم و علما: خواجه نصیر که خود به خوبی از خشونت‌های حملات مغول آگاه بود و آوازه‌ آن‌را در خراسان شنیده و در قلاع اسماعیلی به چشـم دیده بود، دریافت که مقابله با چنین لشکر خونریزی ممکن نیست؛ از این‌رو اولین قدم راه نجات را تنها در تسلیم و همراهی کردن با آنها دید و پیوسته مردم و سلاطین را سفارش به این امر نموده و بدین ‌وسیله سعی در کاهش تلفات و تخریب‌ها داشت، چنان‌که در حمله‌ هولاکو به قلمرو اسماعیلیان، رکن الدین خورشاه، آخرین حاکم آن‌جا به پیشنهاد خواجه و به همراه او تسلیم شدند[۲۰] و در مسیر فتح بغداد نیز همواره با توصیه مردم به آرامش و تسلیم، باعث نجات آنها از هلاکت می‌شد.[۲۱]
۲. هنر نفوذ خواجه نصیر در سلاطین مغول: هوش سیاسی و استعداد خاصی که خواجه داشت باعث می‌شد از علوم مختلفی که در سینه داشت بهترین استفاده را برده و در قلب حکومت مغول نفوذ نماید. بویژه در جایی ‌که سلاطین مغول بسیار علاقه‌مند به پیشگویان و منجّمان بودند، از علم نجومش در این راه بهترین بهره را گرفت؛ و همین امر باعث شده بود چنان در هولاکو نفوذ کند که بدون اذن او سوار بر مرکب نشده و به مسافرت نرود و در هر جایی ‌که خواجه صلاح بداند اموال را خرج کند.[۲۲]
روش‌های خاص نفوذ هوش‌مندانه خواجه نصیر در سلاطینی؛ مانند هولاکو بود که توانست فرهنگ و تمدن اسلامی را از طوفان حمله مغول به سلامت عبور داده و مغولانی را که کمر به نابودی اسلام بسته بودند به

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.