پاورپوینت کامل با توجه به آیات و روایات لطفاً بفرمایید شأن و فضیلت ائمه بالاتر است یا قرآن؟ ۵۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل با توجه به آیات و روایات لطفاً بفرمایید شأن و فضیلت ائمه بالاتر است یا قرآن؟ ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل با توجه به آیات و روایات لطفاً بفرمایید شأن و فضیلت ائمه بالاتر است یا قرآن؟ ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل با توجه به آیات و روایات لطفاً بفرمایید شأن و فضیلت ائمه بالاتر است یا قرآن؟ ۵۱ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

در روایات مختلفی مانند حدیث ثقلین عترت، همتا و همطراز قرآن معرفی شده است. بله در برخی از متون روایی مانند آنچه در حدیث ثقلین طبق برخی از نقل ها آمده، از قرآن با عنوان ثقل اکبر و از عترت با عنوان ثقل اصغر یاد شده است.

در باره این نکته که چرا عترت ثقل اصغر است و قرآن ثقل اکبر، باید گفت: قرآن کلام خدا است و اعتبارش بالذات است و نیاز به تایید دیگرى ندارد، اما اعتبار سخن دیگران نیازمند تایید معتبر بالذات مانند قرآن است؛ یعنی در مقام اثبات، عترت اعتبارش به اعتبار قرآن است؛ زیرا قرآن است که سخن رسول الله (ص) را اعتبار مى‏دهد و مى‏فرماید: آنچه رسول بدان امر مى‏کند، برگیرید و از آنچه شما را بر حذر مى‏دارد، دورى کنید.

قرآن با این بیان سخن رسول الله (ص) را اعتبار داد و رسول الله (ص) فرمود: «انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى». پس عترت همانند و همتاى قرآن معتبر است. گرچه اعتبار سخن رسول الله (ص) به تایید قرآن است. به همین جهت قرآن ثقل اکبر و عترت ثقل اصغر عنوان شده است، لیکن این تعبیر با همطرازى حقیقت قرآن و حقیقت عترت ناسازگار نیست.

پاسخ تفصیلی

به عنوان مقدمه باید گفت که در روایات مختلفی عترت، همتا، همطراز و شریک قرآن معرفی شده است.

پیامبر(ص) در این باره فرموده است: «إنی قد ترکت فیکم الثقلین کتاب الله و أهل بیتی فنحن أهل بیته»؛ من کتاب خدا و اهل بیتم را دو میراث در نزد شما مى‏نهم.[۱]

در یکی از زیارت‌های امام حسین (ع) در خطاب به آن امام آمده است: “السلام علیک یا امین الرحمن، السلام علیک یا شریک القرآن، السلام علیک یا عمود الدین،…”.[۲]

ظاهر این گونه احادیث آن است که این دو یک حقیقت هستند و هیچ کدام بر دیگرى برترى ندارند.

این درحالی است که در برخی متون روایی دیگر از قرآن با عنوان ثقل اکبر و از عترت با عنوان ثقل اصغر یاد شده است مانند این که در روایتی آمده است: ««إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی وَ أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی أَلَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»؛ من کتاب خدا و عترتم را دو میراث در نزد شما مى‏نهم، اگر به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد. یکى از آن دو بزرگ تر از دیگرى است. آن دو، یکى کتاب خدا است که (مانند) ریسمانى است آویخته از آسمان (از نزد خدا) به سوى زمین (شما)، و دومى خاندان؛ یعنی اهل بیتم هستند. با خبر باشید که این دو هرگز از یک دیگر جدا نمى‏شوند، تا در کنار حوض کوثر (میعادگاه بزرگ قیامت)، به نزد من آیند.[۳]

امام على (ع) نیز مى‏فرماید: «به ثقل أکبر، یعنی قرآن عمل کردم و ثقل أصغر را در میان شما گذاردم».[۴] آیا این تعبیرات دلیل برترى قرآن بر عترت نیست؟ و آیا این گونه روایت با همتایی قرآن و عترت منافات ندارد؟

در برخورد با این سؤال برخی از بزرگان گفته اند: اگرچه امام «قرآن ناطق» است و بر ظاهر قرآن برتری و تفوق دارد، اما چنین تفوقی، صرفا نسبت به قرآن ظاهری و در دست مردم است، ولی امام نسبت به قرآن حقیقی و آنچه که کلام الاهی است، خاضع بوده و معلم و مروّج آن است؛ یعنی قرآن از آن جهت که کلام و پیام الاهی است بر اهل بیت(ع) تقدم دارد.

به عبارت دیگر؛ قرآن بر دو امر اطلاق می شود: نخست، نسخه چاپ شده یا خطی موجود در دست مردم؛ و دیگری آنچه به واسطه جبرئیل (ع) بر پیامبر اسلام (ص) نازل شده است و نسخ چاپی یا خطی از آن حکایت می کنند. این همان است که ائمه جان خویش را برای بقای آن و عمل به آن قربانی نموده اند. و این همان ثقل اکبر است و با بقای بعضی نسخ آن نیز باقی می ماند. اهل بیت (ع) ثقل اصغر هستند. اما نمی توان قرآن را در معنای نخست که بر هر نسخه ای اطلاق می شود، با منزلت اهل بیت (ع) مقایسه کرد؛ بلکه امام قرآن ناطق است و این قرآن صامت و اگر بین حفظ امام (ع) و یا عمل به دستور او از طرفی و حفظ برخی نسخ چاپی یا خطی قرآن از طرف دیگر مردد بود، پس حتما می بایست بر حفظ امام اقدام نموده و دستور او را مقدم بر حفظ نسخه هایی از قرآن کرد و نباید به بهانه رعایت احترام قرآن، از فرمان امام سرباز زد، موضوعی که متأسفانه در قضیه صفین اتفاق افتاد.[۵]

برخی بر آنند: قرآن، ثقل اکبر است؛ چون کلام خدا است و همه انبیا و اولیا مبعوث شده اند که پیام هاى خدا را به مردم برسانند و احکام عملى آن را اجرا کنند؛ قهراً حجت اکبر خواهد بود. اگر در روایتى، ثقلین به دو انگشت تشبیه شده است، مقصود آن است که بین آن دو جدایى نیست.[۶]

برخی نیز گفته اند: قرآن بدون عترت و عترت بدون قرآن انسان را به مقصد نمی رساند. قرآن و عترت، دو تعبیر از یک عنوان هستند، در واقع یک حقیقتند که به دو شکل تجلى یافته‏اند. قرآن و عترت هر دو وحی و سخن الاهی اند که روز و شب با مردم سخن مى‏گویند؛ یعنی عترت قرآن متمثل است. به همین جهت همان گونه که سخن قرآن حجت و معتبر است، ‏سخن عترت نیز حجت و معتبر است.[۷] هر دو یک عروه الوثقى، یک صراط مستقیم و هر دو حق محور[۸]، هستند.

به عبارت دیگر؛ این تعبیر در صدد بیان برترى قرآن بر عترت نیست؛ زیرا قرآن و عترت هر دو منبع معارف الاهى هستند و هر دو از ویژگى‏هاى همطراز بهره‏ورند، بلکه این تعبیر که قرآن را ثقل اکبر مى‏نامد در مورد سند و اعتبار روایات مأثور از عترت است. قرآن چون کلام خدا است اعتبارش بالذات است، نیاز به تایید دیگرى ندارد، اما اعتبار سخن دیگران نیازمند تایید معتبر بالذات مانند قرآن است؛ یعنی در مقام اثبات، اعتبار سخنان عترت مستند به اعتبار قرآن است؛ زیرا قرآن است که سخن رسول الله (ص) را اعتبار مى‏دهد و مى‏فرماید: «ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا»؛ آنچه رسول بدان امر مى‏کند، برگیرید و از آنچه شما را بر حذر مى‏دارد، دورى کنید. [۹]

قرآن با این بیان سخن رسول الله (ص) را اعتبار داد و رسول الله (ص) فرمود: «انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى». از این دو مقدمه این نتیجه حاصل مى‏شود که عترت همانند و همتاى قرآن معتبر است. گرچه اعتبار سخن رسول الله (ص) به تایید قرآن است. به همین جهت قرآن ثقل اکبر و عترت ثقل اصغر عنوان شده است، لیکن این تعبیر با همطرازى قرآن و عترت در فضایل ناسازگارى ندارد.[۱۰]

اما به نظر می آید که برای فهم روایاتی که در این زمینه وجود دارد باید چند نکته مورد توجه قرار گیرد:

۱. بدون تردید حقیقت قرآن و اهل بیت در نزد خداوند بوده و از نوعی اتحاد برخوردارند. این حقیقت در وجود پیامبر(ص) به ودیعت گذاشته شده و در دو قالب به ظاهر متفاوت تجلی یافته است که از یکی به قرآن و از دیگری به اهل بیت (ع) تعبیر آورده می شود و به عنوان ماترک پیامبر(ص) اعلام شده اند. در برخی از روایات وارده آمده است که پیامبر (ص) در جریان معرفی ثقلین فرمود:

«أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَإِصْبَعَیَّ هَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتَیْهِ وَ لَا أَقُولُ کَهَاتَیْنِ وَ جَمَعَ بَیْنَ سَبَّابَتِهِ وَ الْوُسْطَى فَتَفْضُلُ هَذِهِ عَلَى هَذِهِ» خداوند به من خبر داده که آن دو از هم جدا نخواهند شد تا در حوض بر من وارد شوند چون این دو انگشت من (هر دو انگشت سبابه را بهم نزدیک نمود). نمی گویم مانند این دو انگشت (اشاره بانگشت سبابه و وسطى کرد) که یکى از دیگرى برتر باشد .[۱۱]

۲. اگر چه ممکن است برخی از روایات به نکته اول اشاره داشته باشد، اما در برخی دیگر که به اکبر بودن قرآن تصریح شده، شواهد و قراینی وجود دارد که در ای جا مقایسه ای بین حقیقت قرآن و حقیقت انسان کامل یعنی حقیقت ولایت[۱۲]، صورت نگرفته است و همچنین روایت نخواسته است مقایسه ای بین وجود عنصری اهل بیت و وجود کتبی (قرآنی که بر روی کاغذ نوشته شده است و از مفاهیم و حقایق قرآنی حکایت می کند) و لفظی (قرآنی که قرائت می شود) قرآن کند؛ زیرا از این دو یکی بر دیگری برتری ندارد، علاوه روایت خواسته ماترک پیامبر را به مردمی ک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.