پاورپوینت کامل آیا از باب تشبیه می توان به مسیح (ع) ابن الله گفت؟ ۵۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آیا از باب تشبیه می توان به مسیح (ع) ابن الله گفت؟ ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا از باب تشبیه می توان به مسیح (ع) ابن الله گفت؟ ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا از باب تشبیه می توان به مسیح (ع) ابن الله گفت؟ ۵۲ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
لفظ ابن الله هیچ گونه انصرافی به غیر از معنای پدر و پسر واقعی ندارد، بر خلاف الفاظی؛ مانند ید الله، خلیل الله و … و استعمال آن در معنای واقعی خود، برای خداوند متعال محال است و نسبت دادن فرزندی به خداوند متعال، منافی وجود مطلق و بسیط حضرت حق است. از طرفی بر فرض که بگوییم ابن الله در این جا از باب تشبیه و برای تکریم و احترام به کار رفته، نه توالد و تماثل، این سخن با مقصود مسیحیان که می خواهند نسبت فرزندی از باب تکریم، فقط مخصوص حضرت عیسی(ع) باشد و با آن وجه امتیازی برای اثبات الوهیت حضرت عیسی(ع) درست کنند، منافات دارد؛ زیرا همان طور که در مورد اقانیم ثلاثه گفته شده است، آنها قائل به تثلیث هستند و می گویند اقنوم ثانی در حضرت مسیح تجسد کرده و به همین خاطر او را به عنوان اله می پرستند. برای همین پیامبر اکرم (ص) در مقام احتجاج بر نصرانی ها و یهودیان می فرمایند: اگر ملاک شما معجزاتی است که باعث شده از باب تکریم به عزیر و عیسی نسبت ابن الله دهید، باید به پیامبران دیگر هم این نسبت را بدهید.
پاسخ تفصیلی
تثلیث در مسیحیت تعابیر مختلفی دارد. در آموزه های مسیح از سه اقنوم[۱] بحث شده است.
درک نظریه ارتدوکسی کلیسا پیرامون ثالوث اقدس در نهایت پیچیدگی و ابهام است. از طرفی دین مسیح خود را پیرو خدای واحد، پدر قادر متعال، خالق زمین و آسمان دانسته، مسیحیت را در زمره ادیان توحیدی قرار می دهد و معتقد است از طرق عقل می توان خدا را شناخت. در عین حال معتقد است که الوهیت از سه شخصیت کاملاً مشخص تشکیل شده است. این سه در أزلیت و قدرت و جلال برابرند و هر یک از آنها از تمام صفات خدایی برخوردار می باشند. ولی در عین حال هر کدام از آنها خصایصی دارند که آنها را از هم متمایز می کند. این سه اقنوم عبارت اند از: اقنوم وجود، اقنوم علم و اقنوم حیات که به ترتیب “أب” و “ابن” و “روح القدس” نام دارند.[۲] به عبارتی کلی، مسیحیت معتقد به تثلیث در عین وحدت است که به عقیده خود آنها فهم این مطلب از ادراک و فهم بشر خارج است![۳]
مسئله ای که در رتبه بعد از تثلیث مورد ملاحظه و بررسی واقع می شود، این است که اقنوم دوم تثلیث که واجب الوجود و ازلی است، با شخصیت انسانی عیسی(ع) چه ارتباطی دارد؟ و فعالیت های عیسی (ع) از اراده الاهی سازماندهی می شود یا از اراده انسانی؟ این بحث به مبحث تجسّد معروف است.
در این باب نظریات متعددی مطرح شده که فقط یک نظریه به عنوان آموزه صحیح و ارتدوکسی مهر تأیید دریافت نموده است: شورای کالسدون(۴۵۱م) موضع اصلی کلیسای مسیح را روشن ساخت. یک عیسی مسیح وجود دارد که داری دو ذات یعنی ذات انسانی و الاهی می باشد. او واقعا خدا است و دارای بدن و روح می باشد، او از نظر الاهی با پدر هم ذات است و از نظر انسانی با انسان هم ذات است، ولی هیچ گناهی ندارد. از نظر الوهیت قبل از آغاز زمان ها از خدا متولد گردید و از نظر انسانی از مریم باکره متولد شد. تمایز بین دو ذات بر اثر اتحاد از بین نرفته؛ بلکه خصوصیات آنها حفظ و در یک شخص ادغام گردیده است. عیسی (ع) دو شخص نبوده، بلکه یک شخص و پسر خدا است … .[۴] تصور و تصدیق آموزه تجسد به اعتراف خود مسیحیان هم بسیار مشکل، بلکه درک ناشدنی است.[۵]
پس منظور مسیحیت از این که به حضرت عیسی (ع) نسبت ابن الله می دهد، حلول روح الاهی در آن حضرت است که بُعد الاهی دارد و این روح از خداوند متولد شده که به اقنوم علم معروف است، ولی از لحاظ عدد با خداوند فرقی ندار. این چیزی است که در آموزه های خود آنان یافت می شود، ولی با این حال خیلی از آنها برای فرار از شبهات موجود، بعضی از این اعتقادات را انکار می کنند، چنانچه در مناظره پیامبر اکرم (ص) آن را خواهیم دید.
پیامبر اسلام (ص) در مناظره ای با اهل یهود و نصاری و سه فرقه دیگر که چیزی شبیه این اشکال را مطرح کردند، پاسخ داده است:
حضرت صادق (ع) بواسطه پدران گرامش از أمیر المؤمنین (ع) به نقل حدیثى از پیامبر گرامى اسلام پرداخت که جمعى از پیشوایان پنج فرقه: یهود، نصارى، دهرى، ثنویّه و مشرکان عرب (بت پرستان) طى یک تبانى و قرار در محضر آن حضرت حاضر شده و شروع به مجادله و احتجاج نمودند.
یهودیان گفتند: اعتقاد ما این است که عزیر پسر خدا است، و نزد تو آمدهایم که در این باره مذاکره کنیم و نظر تو را بدانیم. اگر با ما هم عقیده شدى حقّ تقدّم با ما است، و اگر با اعتقاد ما مخالف باشی ما نیز خصم تو خواهیم شد.
و نصارى گفتند: ما عقیده داریم که مسیح پسر خدا است، و خدا با او متّحد شده، و نزد تو آمدهایم تا نظرت را بدانیم، و در صورت توافق، ما حقّ تقدّم خواهیم داشت و گر نه با تو مخاصمه خواهیم کرد.
سپس دهریّه گفتند:… .
رسول خدا (ص) فرمود: به خداوند بىشریک و انباز، مؤمنم، و به هر معبودى جز او (همچون بت و طاغوت) کافرم. خداوند مرا براى همه جهانیان مبعوث فرمود تا مردم را بشارت دهم و از عذاب او بترسانم تا بر تمام ایشان حجّت و دلیل باشم. و مرا در همه جا حفظ فرمود، و شرّ دشمنان و مخالفان مرا دفع نمود. سپس رو به جماعت یهود کرده و فرمود: آیا نزد من آمدهاید تا بىدلیل عقیده شما را بپذیرم؟ گفتند: نه. فرمود: پس براساس چه دلیلى معتقدید که عزیر (نبىّ) پسر خدا است؟
گفتند: چون کتاب مقدّس تورات را پس از متروک شدن احیا نمود، و این کار را جز در مقام پسر خدا بودن انجام نداد. فرمود: با این استدلال موسى به فرزندى خدا سزاوارتر از عزیر است؛ زیرا تورات توسّط او نازل شده، و معجزات بسیارى که خود بر آنها واقفید از او مشاهده گردیده، و بر اساس منطق شما باید موسى نیز داراى مقامى بالاتر از مقام عزیر- پسر خدا بودن- باشد.
دیگر این که اگر منظور شما از پسر خدا بودن این است که خداوند متعال همچون پدران دیگر با جفت خود نزدیکى نموده و در اثر این مقاربت، پسرى مانند عزیر متولّد شده، در این صورت شما پروردگار جهان را یکى از موجودات مادّى و محدود جهان پنداشته و به او صفاتى چون صفات مخلوقین دادهاید.
جماعت یهود گفتند: مراد ما (از ولادت) این معنا نیست؛ زیرا آن بنا به گفته شما کفر و نادانى است، بلکه مقصود ما از پسر خدا بودن احترام و عظمت است. هر چند ولادتى در کار نباشد، چنان که شخص عالم و استاد به شاگردش مىگوید: «اى پسر من» یا «تو پسر من هستى»، و نظر او از این تعبیر تنها اظهار محبّت است و احترام نه اثبات ولادت(یعنی از باب تشبیه باشد نه چیز دیگری). و این سخن را به کسى مىگوید که هیچ نسبتى میانشان نیست. و به همین تعبیر خداوند عزیر را از نظر شرافت و عظمت پسر خود برگزید، نه بر اساس ولادت. فرمود: با این توجیه نیز پاسخ شما همان بود که در ابتدا گفتم؛ زیرا بر اساس این تعبیر، موسى (ع) براى این مقام شایستهتر بوده است. به درستى که خداوند با اقرار اهل باطل آنان را رسوا مىکند، و حجّت را بر علیه ایشان برمىگرداند، این توجیهى که بدان استدلال نمودید شما را به راهى دشوارتر از آنچه گفتید مىاندازد؛ زیرا شما گفتید: یکى از بزرگانتان بدون اثبات ولادت به غریبهاى مىگوید: «اى پسر من» و «تو پسر من هستى»، و نیز به دیگرى مىگوید: «تو شیخ و استاد و پدر من هستى»، و به دیگرى مىگوید: «تو آقاى من هستى» و «اى آقاى من»، و هر چه احترامش بیشتر باشد آن سخن محترمانهتر خواهد شد. و بر اساس این عقیده لازم است موسى بن عمران برادر یا استاد یا پدر یا مولاى خداى باشد، تا فضیلت آن حضرت نسبت به عزیر فهمیده شود. و به نظر شما آیا صحیح است این سخنان در باره موسى- که از عزیر بالاتر است- نسبت به خدا داده شود؟! یهودیان از پاسخ رسول خدا (ص) مات و مبهوت شده و گفتند: اى محمّد، اجازه بده در باره سخنت تحقیق و تفکّر کنیم. فرمود: امیدوارم با قلب پاک و راه انصاف در گفتار و عقیده خود فکر کنید، تا خداوند متعال حقیقت را به شما بنمایاند.
سپس رو به جماعت نصارى کرده و فرمود: شما معتقدید که خداوند ازلى و قدیم، با پسر خود؛ حضرت مسیح متّحد گشته است، از شما مىپرسم منظورتان در این گفتار مبهم چیست؟ آیا مرادتان این است که خداى ازلى و قدیم با اتّحاد با یک موجود حادث تنزّل کرده؟ و یا این که حضرت مسیح که موجودى محدود و حادث است
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 