پاورپوینت کامل آیا عزیر پیامبر(ع) صد سال مرده بود و دوباره زنده شد، یا در حالت کما و بیهوشی بود و به هوش آمد؟! ۳۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آیا عزیر پیامبر(ع) صد سال مرده بود و دوباره زنده شد، یا در حالت کما و بیهوشی بود و به هوش آمد؟! ۳۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا عزیر پیامبر(ع) صد سال مرده بود و دوباره زنده شد، یا در حالت کما و بیهوشی بود و به هوش آمد؟! ۳۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا عزیر پیامبر(ع) صد سال مرده بود و دوباره زنده شد، یا در حالت کما و بیهوشی بود و به هوش آمد؟! ۳۸ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
خداوند در قرآن کریم در ارتباط با وقوع معاد و زنده نمودن مردگان، داستانی را از پیشینان نقل میکند. در این داستان وقتى عزیر(ع) از کنار آن آبادى ویران میگذشت، با خود گفت: خدای تعالی چگونه این استخوانهاى پوسیده را بار دیگر در قیامت زنده خواهد کرد؟ وقتى عزیر چنین پرسشى را مطرح کرد، خدای متعال بدون درنگ او را قبض روح کرد، و پس از صد سال که او مرده بود، دوباره وی را زنده کرد.
در اینکه آیا خداوند عزیر را قبض روح کرده، و به همان حال صد سال نگه داشته، و پس از صد سال دوباره روحش را به بدنش برگرداند و یا به صورت بیهوش نگه داشته دو دیدگاه وجود دارد.
مفسران میگویند از ظاهر آیه قرآن بر میآید که خداى تعالى او را قبض روح کرده، و به همان حال صد سال نگه داشته، و پس از صد سال دوباره روحش را به بدنش برگرداند و او را زنده کرد.
اگرچه بعضى گفتهاند مراد از مرگ در این داستان همان حالتى است که پزشکان آنرا بیهوشى مینامند. بیهوشى آن است که موجود زنده حس و شعور خود را از دست بدهد.
پاسخ تفصیلی
خداوند در قرآن کریم در ارتباط با وقوع معاد و زنده نمودن مردگان در قیامت، داستانی را از پیشینان چنین نقل میکند:
«یا همانند کسى که از کنار یک آبادى (ویران شده) عبور کرد، در حالیکه دیوارهاى آن، به روى سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهاى اهل آن، در هر سو پراکنده بود. او با خود) گفت: چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده میکند؟! (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند سپس زنده کرد و به او گفت: چقدر درنگ کردى؟ گفت: یک روز یا بخشى از یک روز. فرمود: نه، بلکه یکصد سال درنگ کردى! نگاه کن به غذا و نوشیدنى خود (که همراه داشتى، با گذشت سالها) هیچگونه تغییر نکرده است! (خدایى که یک چنین مواد فاسدشدنى را در طول این مدت، حفظ کرده، بر همه چیز قادر است!) ولى به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشى شده! این زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمینان خاطر تو است، و هم) براى اینکه تو را نشانهاى براى مردم (در مورد معاد) قرار دهیم. (اکنون) به استخوانهاى مرکب سوارى خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند میدهیم، و گوشت بر آن میپوشانیم! هنگامى که (این حقایق) بر او آشکار شد، گفت: میدانم خدا بر هر کارى توانا است.[۱]
داستان این آیه از این قرار است که شخصى از کنار یک آبادى عبور گذر کرد و آن آبادى را دید که ویران شده و سقفهاى خانهها فرو ریخته و مردم آنجا همگى مردهاند و استخوانهایشان پوسیده است.
شخصیت داستان
در باره اینکه شخصیت مورد نظر این قصه کدامیک از پیامبران بود، احتمالات گوناگونى داده شده است.
بعضى او را «ارمیا»، و عدهای «خضر» دانستهاند. گروه دیگر گفتهاند که او «عُزَیر بن شرحیا» بود.[۲] حدیثى از امام صادق(ع) نیز این موضوع را تأیید میکند.[۳]
همچنین راجع به اینکه آن اتفاق در کجا و چه سرزمینى بود، نیز چند قول است. ضحاک معتقد است در سرزمین بیت المقدس بود. ابن زید گفته آن زمینى بود که مردگانش آنهایى بودند که از وبا گریختند و یک دفعه مردند.[۴]
اما مشهور این است که آن شخص عزیر پیامبر(ع) بود و آن آبادى که از کنار آن گذشت بیت المقدس بود.
به هر حال، شخص عبور کننده هر کس که باشد، هدفش این بود که زنده شدن مردگان را به چشم خود ببیند تا بینش وى نسبت به معاد افزایش یابد.
اصل داستان
وقتى عزیر از کنار آن آبادى ویران میگذشت، با خود گفت: چگونه خداوند این استخوانهاى پوسیده را بار دیگر در قیامت زنده خواهد کرد؟ البته او به معاد عقیده داشت؛ زیرا که پیامبر بود و این پرسش او به جهت انکار معاد نبود، بلکه از روى تعجب و کنجکاوى بود. همانگونه که حضرت ابراهیم(ع) نیز از خدا درخواست کرد که به او نشان دهد مردهها را چگونه زنده میکند.[۵]
وقتى عزیر چنین پرسشى را مطرح کرد، خداوند بدون درنگ او را قبض روح کرد و او مرد. پس از صد سال که مرده بود، خدای متعال دوباره او را زنده کرد. وقتى زنده شد خدا از وى پرسید: چه مدتى را سپرى کردى؟ او که از مرگ صد سال پیش خود خبر نداشت، گفت: یک روز یا کمتر از آن. خطاب رسید، بلکه یکصد سال. و اینک به غذا و نوشیدنى خود نگاه کن که در طول این صد سال هیچ تغییر نکرده، ولى به الاغ خود نگاه کن و ببین که پوسیده است. و این معجزه الهى بود که گذشت سالها در غذا و آب اثر نگذاشته بود. اما در مرکب عزیر اثر کرد. و این بدانجهت بود که خدا میخواست عزیر را براى مردم نشانهاى از قدرت خود قرار دهد. آنگاه خدا فرمود: اینک به استخوانهاى پوسیده مرکب خود نگاه کن که چگونه آنها را به هم پیوند میدهیم و بر آنها گوشت میپوشانیم و به حالت اوّل برمیگردانیم و در مقابل چشمان حیرت زده عزیر مرکبش زنده شد.
چون عزیر به خود آمد و از حقیقت امر آگاه شد، با خود گفت: میدانم که خداوند به هر چیزى توانایى دارد. البته، اینکه عزیر از حقیقت آگاه شد، یکى از زنده شدن مرکبش بود و دیگرى وقتى او به شهر خود برگشت همه چیز را تغییر یافته دید. فرزند خود را مشاهده کرد که پیرمردى شده است:[۶]
«وَ رُوِیَ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (ع) قَالَ إِنَّ عُزَیْراً خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ وَ امْرَأَتُهُ حَامِلَهٌ وَ لَهُ خَمْسُونَ سَنَهً فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ فَرَجَعَ إِلَى أَهْلِهِ هُوَ ابْنُ خَمْسِینَ سَنَهً فَکَانَ ابْنُهُ أَکْبَرَ مِنْهُ وَ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّه»؛[۷] هنگامى که عزیر از خانه خود بیرون رفت پنجاه ساله بود و همسرش باردار بود. خداوند او را صد سال میراند و سپس برانگیخت، و در حالىکه پنجاه ساله بود به خانهاش برگشت و پسرش از او سالخوردهتر بود و این از آیات خدا است.
مرگ یا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 