پاورپوینت کامل آیا خود امام علی(ع) برای اثبات ولایت و امامت خویش به واقعه غدیر استدلال میکردند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آیا خود امام علی(ع) برای اثبات ولایت و امامت خویش به واقعه غدیر استدلال میکردند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا خود امام علی(ع) برای اثبات ولایت و امامت خویش به واقعه غدیر استدلال میکردند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا خود امام علی(ع) برای اثبات ولایت و امامت خویش به واقعه غدیر استدلال میکردند؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
جریان واقعه غدیر در منابع شیعه و سنی به تواتر نقل شده است.[۱] در همین راستا روایاتی نقل شده است که خود امام علی(ع) نیز به این واقعه برای اثبات امامت و ولایت خویش استناد فرمودند:
منابع شیعه:
۱. حضرت علی(ع) در گفتگو با اصحاب شورا فرمود: «شما را به خدا سوگند میدهم؛ آیا در بین شما کسی غیر از من هست که رسول خدا(ص) در روز غدیر به امرِ خداوند متعال او را [به ولایت] منصوب و سپس در مورد او فرموده باشد: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه؟!». همه گفتند: نه.[۲]
۲. حضرت علی(ع) در گفتگویی خطاب به ابوبکر فرمود: «تو را به خداوند سوگند میدهم که بگوئی؛ آیا طبق حدیث رسول خدا(ص) در روز غدیر من مولای تو و هر مسلمانی هستم یا تو؟» گفت: بلکه شما.[۳]
۳. در ایام خلافت عثمان بن عفان؛ علی(ع) را در مسجد مشاهده کردم، جمعی نشسته بودند و بحث علمی مطرح بود و از عفّت، سخن به میان آمد. سپس صحبت قریش به میان آمد و فضل آنها و سابقه قریش و هجرتش با رسول خدا(ص) و آنچه آنحضرت در مورد قریش فرموده بود … . علی(ع) در مورد انتصاب خویش به خلافت به امر الهی توسط پیامبر خدا (ص) فرمود: «شما را به خدا سوگند میدهم که بگوئید؛ آیا رسول خدا مرا در غدیر خم برای خلافت نصب نفرمود، و این خطبه را نخواند و نفرمود که ای مردم! خداوند متعال مرا به رسالتی مبعوث فرموده که سینهام تنگ شده و گمان میکنم که مردم مرا تکذیب کنند. پس خداوند مطلبی فرموده که باید ابلاغ کنم یا اینکه مرا عذاب میکند. بعد فرمود: ای مردم! آیا میدانید که خداوند متعال مولای من است و من مولای مؤمنان هستم و من از خود مردم به ایشان سزاوارترم، همه گفتند: آری یا رسول الله. سپس فرمود: یا علی! بایست، پس من ایستادم. سپس فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. سلمان بلند شد و عرض کرد یا رسول الله ولایت علی، چگونه ولایتی است، پیامبر(ص) فرمود: ولایتی همانند ولایت من، پس خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: “الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا”.[۴] پس رسول خدا(ص) فرمود: الله اکبر بر اتمام نبوّت من و اتمام دین خدا به ولایت علی(ع) بعد از من سپس ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول الله آیا این آیات اختصاص به علی دارد. رسول خدا(ص) فرمود: بله به علی و اوصیاء من تا روز قیامت اختصاص دارد. آن دو نفر گفتند: یا رسول الله آن اوصیاء را بیان فرما. پیامبر فرمود: علی، برادرم و وزیرم و وارث و وصی و جانشین من در امتم و ولی و سرپرست هر مؤمنی بعد از من میباشد. سپس فرزندش حسن سپس حسین، سپس ۹ نفر از فرزندان حسین، یکی بعد از دیگری. قرآن با ایشان است و ایشان با قرآن هستند. هیچکدام از دیگری جدا نمیشوند تا اینکه بر حوض بر من وارد شوند». همه حاضران گفتند: به خدا که ما شنیدیم و به آنچه تو گفتی شهادت میدهیم و آن روز نیز شاهد بودیم.[۵]
۴. جابر بن عبدالله انصارى میگوید: على بن ابیطالب(ع) براى ما خطبه خواند پس خداى را ستود و بر او ثنا خواند سپس فرمود: «اى مردم! جلو همین منبر چهار فرد برجسته از یاران پیغمبر(ص) حضور دارند. انس بن مالک، براء بن عازب، اشعث بن قیس کندى و خالد بن یزید بجلى! سپس روى به انس کرده و فرمود: اى انس! اگر از رسول خدا شنیدى که میفرمود: به هر کس که مولا منم [این] على است مولاى او و آنگاه امروز به جانشینى من گواهى ندهى از خدا میخواهم که تو را نکشد تا به بیمارى پیسى آنچنان دچار شوى که عمامهات هم آنرا نپوشاند. اما تو اى اشعث! اگر شنیدى … و آنگاه امروز به جانشینى من گواهى ندهى از خداوند میخواهم که تو را نکشد تا هر دو چشمت را کور گرداند. اما تو اى خالد بن یزید! اگر از رسول خدا شنیدى … آنگاه امروز به جانشینى من گواهى ندهى از خداوند خواستارم که تو را نکشد جز با مرگ دوران جاهلیت. اما تو اى براء بن عازب! اگر شنیدى از رسول خدا … آنگاه امروز به جانشینى من گواهى ندهى از خداوند خواستارم که تو را نمیراند مگر همانجا که از آن مهاجرت کردى».
جابر بن عبد الله انصارى میگوید: به خدا سوگند! انس را دیدم دچار پیسى شده بود و میخواست با عمامهاش آنرا بپوشاند ولى عمامهاش آنرا نمیپوشاند. اشعث بن قیس را دیدم که از هر دو چشم نابینا شده بود و او میگفت: ستایش خدایى را سزاست که نفرین امیر المؤمنین على بن ابیطالب(ع) را درباره کورى من در دنیا قرار داد و به من نفرین عذاب آخرت نکرد که گرفتار عذاب میشدم و اما خالد بن یزید مرد و خانوادهاش که خواستند دفنش کنند در خانه خالد گورش را کندند و همانجا به خاکش سپردند قبیله کنده که این خبر را شنیدند با اسب و شتر آمدند و اسبان و شتران را بر در خانه خالد پى کردند تشریفات مرگ خالد به آئین زمان جاهلیت انجام گرفت و اما براء بن عازب، معاویه او را فرماندار یمن کرد و در یمن مُرد.[۶]
منابع اهل سنت:
۵. احمد بن حنبل(م ۲۴۱ق) در مسند: حضرت على(ع) مردم ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 