پاورپوینت کامل ابوعبدالرحمن سلمی که بود؟ آیا او ابتدا از اصحاب ویژه امام علی(ع) بود و بعدها تغییر عقیده داد؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ابوعبدالرحمن سلمی که بود؟ آیا او ابتدا از اصحاب ویژه امام علی(ع) بود و بعدها تغییر عقیده داد؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ابوعبدالرحمن سلمی که بود؟ آیا او ابتدا از اصحاب ویژه امام علی(ع) بود و بعدها تغییر عقیده داد؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ابوعبدالرحمن سلمی که بود؟ آیا او ابتدا از اصحاب ویژه امام علی(ع) بود و بعدها تغییر عقیده داد؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
ابوعبدالرحمن عبدالله بن حبیب سُلمی هنگام حیات نبی اکرم(ص) به دنیا آمد. البته سال تولّد او مشخّص نیست. او یکی از معروفترین معلّمان قرائت قرآن در صدر اسلام بود. سال وفات او از سال ۷۲ تا سال ۱۰۵ قمری گزارش شده است.
بیشتر منابع رجالی شیعه نیز، نام او را در شمار خواص اصحاب حضرت علی(ع) آورده و درباره او نوشتهاند: «برخی از راویان بر او طعنی وارد ساختهاند». احتمالاً دلیل طعنی که در منابع رجالی شیعه به آن اشاره شده، گرایش عثمانی او و نیز روایات مخدوشی است که از زبان او به امام علی(ع) نسبت داده شده است.
پاسخ تفصیلی
در مورد تاریخ تولد ابوعبدالرحمن عبدالله بن حبیب سُلمی کوفی[۱] تنها گفتهاند که او هنگام حیات پیامبر اسلام(ص) به دنیا آمد،[۲] اما به سال دقیق تولّد او اشارهای نکردهاند.
پدر ابوعبدالرحمن، ابو عبدالله حبیب بن رُبَیعه، صحابی پیامبر اکرم(ص) بود. وی درباره پدر خود گفته است: «پدرم به من قرآن آموخت؛ از اصحاب پیامبر(ص) بود و با ایشان در جنگها شرکت میجست».[۳]
شهرت عبدالله بن حبیب به «سُلمی» گویای آن است که وی از قبیله «بنی سُلیم» بوده است.[۴]
کلمه «کوفی» در ادامه نام وی، محل سکونت او را نشان میدهد. البتّه، او ابتدا ساکن مدینه بود،[۵] اما از زمانی که خلیفه سوم او را برای آموزش قرائت به کوفه فرستاد، تا پایان عمر، ساکن آنجا بود.[۶]
زمانی که حذیفه در مدائن بود، او همراه پدرش سفری به این شهر داشت و خطبه نماز جمعه حذیفه را نقل کرد.[۷]
به هر حال ابوعبدالرحمن سلمی از همراهان امام علی(ع)،[۸] از راویان حدیث و از معروفترین معلّمان قرائت قرآن در صدر اسلام بود.[۹] او در انتقال قرائت به قاریان کوفی، به خصوص عاصم، تأثیر بسزایی داشت. و روایات او نیز در منابع فریقین نقل شده است.[۱۰]
هرچند برخی از پژوهشگران قرآنی، سلمی را از یاران ویژه امام علی(ع) دانسته و به همین دلیل سند قرائت حفص را طلایی خالص شمردهاند،[۱۱] امّا ملاحظه مجموعه اخبار مربوط به سلمی، نشان میدهد که وی ـ دست کم در مدّتی از عمر خود ـ تغییر رویه داده؛ لذا نمیتوان او را در تمام عمرش علوی خالص دانست تا تنها به همین دلیل، قرائت او را برتر از دیگر قرائات دانست.
ابوعبدالرحمن سلمی در کوفه از دنیا رفت و او را از افرادی برشمردهاند که عمری طولانی داشته است،[۱۲] درباره سال وفاتش چند گزارش وجود دارد:
۱. وی در دوران حکومت بشر بن مروان وفات یافته است.[۱۳] بشر در سال ۷۲ق، از سوی عبدالملک بن مروان، والی کوفه شد و در سال ۷۴ق، بصره نیز بر محدوده فرمانروایی او افزوده شد.[۱۴] برخی از مورّخان، وفات سلمی را در سالهای ۷۲ق[۱۵] یا ۷۳ق[۱۶] و یا ۷۴ق[۱۷] میدانند.
۲. برخی نیز سال وفات سلمی را ۹۲،[۱۸] یا ۱۰۵ق،[۱۹] دانستهاند.
۳. بر اساس برخی گزارشات؛ سنّ او هنگام وفات، نود سال بود.[۲۰]
جایگاه سلمی در قرائت قرآن
عمر(خلیفه دوم)، ابتدا ابن مسعود را برای تعلیم قرائت در کوفه مأمور ساخت.[۲۱] بعد از او، ابوعبدالرحمن سلمی در زمان عثمان به این مهم مأمور شد. اوّلین کسی که در کوفه، قرائتی را که عثمان مردم را بر آن جمع کرده بود اقراء(آموزش قرائت قرآن) کرد، ابوعبدالرّحمن بود. وی خود را به تعلیم قرآن ملزم ساخت و چهل سال در مسجد بزرگ کوفه، به این امر پرداخت.[۲۲] همچنین طبق برخی منابع دیگر؛ او از زمان خلافت عثمان تا امارت حجاج، در کوفه، قرآن آموزش میداده است.[۲۳]
اساتید سلمی
چنانکه قبلاً اشاره شد؛ از سخنان ابوعبدالرّحمن پیدا است که او تعلیم قرآن را نزد پدرش آغاز کرده است،[۲۴] امّا درباره اینکه قرائت را از چه کسی فرا گرفته، گزارشهای مختلفی وجود دارد؛ در برخی گزارشها آمده که وی قرآن را از امام علی(ع)، زید بن ثابت، عثمان بن عفان، ابیّ بن کعب و ابن مسعود تعلیم گرفته است.[۲۵]
در روایاتی که عاصم از ابوعبدالرحمن نقل کرده، آمده است: «قرائت را از علی(ع)، فرا گرفتم».[۲۶] نیز از او نقل شده است: «هیچکس را در قرائت، برتر از علی بن ابیطالب(ع) ندیدهام».[۲۷] همچنین، ابوبکر بن عیاش از عاصم نقل کرده است: «هیچکس جز ابوعبدالرحمن سلمی چیزی به من نیاموخت و ابوعبدالرحمن بر علی(ع) قرائت کرده بود».[۲۸] همچنین از سلمی نقل کردهاند: «بر امیر مؤمنان علی(ع) بسیار قرآن قرائت کردم و گاه مصحف را در دست میگرفتم و ایشان برایم قرائت میفرمود».[۲۹]
شاگردان سلمی
۱. امام حسن و امام حسین(ع)
در برخی منابع اهلسنّت، ابوعبدالرحمن سلمی به عنوان معلّم قرآنی برای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) معرّفی شده است.[۳۰] برخی از گزارشهای فوق نیز گویای نظارت حضرت علی(ع) بر این قرائت و اصلاح برخی موارد آن توسط ایشان هستند.[۳۱] همچنین از سلمی نقل شده است: «حسن و حسین بر من قرائت میکردند و اینگونه خواندند: “أَرْجُلِکُمْ”[۳۲] یعنی به کسر لام. علی(ع) که بین مردم قضاوت میکرد، آنرا شنید و گفت: “أَرْجُلَکُمْ” به نصب و از باب تقدیم و تأخیر در کلام است».[۳۳]
اما پذیرش این گزارشها دشوار است؛ زیرا اوّلاً: حسنین(ع) در دامان پیامبر اکرم (ص)، امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) رشد کردهاند و امام علی(ع) در دوران خانهنشینی، فرصت کافی برای آموزش قرائت به فرزندانشان داشتهاند. ثانیاً: امام حسن(ع) در سال سوم و امام حسین(ع)، در سال چهارم قمری متولد شدهاند.[۳۴] حال، اگر فرض کنیم خبرِ مشتمل بر قضاوت علی(ع)، به اوائل حکومت ایشان؛ یعنی سال ۳۶ق، بازگردد، در این هنگام، حسنین(ع) ۳۲ تا ۳۳ سال سنّ داشتهاند و صرف نظر از علم امامت که شیعه بدان معتقد است، حتی در نگاه عادی نمیتوان تصور نمود که این دو بزرگوار از خاندان نبوت در این سن و سال هنوز نتوانسته بودند قرائت قرآن را به خوبی بیاموزند!
در منابع شیعه اشارهای به قرآنآموزی حسنین(ع) نزد سلمی دیده نمیشود. تنها در نقل مرسلی از ابن شهر آشوب آمده که ابوعبدالرحمن به فرزند امام حسین(ع) – نه خود آنحضرت – سوره حمد را آموخت و آنحضرت در ازای آن، هدایای ارزشمندی به او هبه نمود[۳۵] که پذیرش این گزارش چندان دشوار نیست.
۲. عاصم بن ابیالنّجود کوفی(م ۱۲۷ق)؛ وی یکی از قرّاء سبعه و از مشهورترین شاگردان سلمی به شمار میرود و قرائتش در حال حاضر، در میان بیشتر مسلمانان رواج دارد. طبق آنچه از عاصم نقل شده، او در هیچ چیز از قرآن با سلمی مخالفت نکرده است.[۳۶] عاصم، بعد از مرگ سلمی، جایگاه قرائت او را در مسجد کوفه به دست گرفت.[۳۷]
دیدگاه اندیشمندان درباره سلمی
الف) رجال اهل سنّت
در برخی منابع اهلسنّت؛ ابوعبدالرحمن سلمی را از «ثقات»،[۳۸] «اهل ورع در نهان و آشکار»،[۳۹] و مورد اعتماد در قرائت و حدیث دانستهاند.[۴۰]
ب) رجال شیعه
بیشتر منابع رجالی شیعه نیز، نام ابو عبدالرحمن سلمی در شمار خواص اصحاب حضرت علی(ع) آورده شده و درباره او نوشتهاند: «برخی از راویان بر او طعنی وارد ساختهاند».[۴۱] ولی به علّت این طعن اشارهای نداشته است.
امّا ابن داود نام او را در بخش ممدوحان و کسانی که اصحاب تضعیفشان نکردهاند، آورده است.[۴۲] همچنین، برخی علمای شیعه؛[۴۳] سلمی را با عبارت «تابعی بزرگ که وثوق و بزرگی او مورد اجماع است» ستودهاند.
عقاید سلمی
اخباری که درباره حضور سلمی در سپاه امام علی(ع) در نبرد صفین رسیده است،[۴۴] نشانگر آن است که او تا هنگام وقوع این جنگ، در زمره یاران آن امام(ع) بوده است.[۴۵] در گزارشی از او آمده است: در کنار علی(ع) در جنگ صفین حضور داشتم، … گروهی از اصحاب پیامبر(ص) با علی(ع) بودند که از حضرتشان(ص) این جمله را شنیده بودند که «ای عمار، تو را گروهی ستمکار خواهند کشت».[۴۶]
البته برخی گزارشها حاکی از آن است که سلمی در دورهای، گرایش عثمانی داشته و برخی نام وی را در زمره آن دسته از فقهای کوفه آوردهاند که با وجود غلبه تشیع بر این شهر، با علی(ع) دشمنی ورزیدند و از اطاعت او خارج شدهاند.[۴۷] همچنین ابن جوزی (م۵۱۰ق) در نقد سخنی از او [۴۸] میگوید: چگونه بر مسلمان روا است که گمان برد علی بن ابیطالب(ع)، به اعتماد اینکه بعدها بخشیده خواهد شد، فعل حرامی را مرتکب شده باشد؟! او تنها با حجت شرعی که وی را ناچار به جنگ کرد، وارد این صحنه شد؛ پس حقّانیت او مسلّم است. دانشمندان در اینباره که علی(ع) با کسی نجنگید مگر اینکه حقّ با علی بود، اختلاف نظری ندارند، زیرا پیامبر(ص) درباره او فرمود: «خدایا هر رویکردی که او اتخاذ میکند، حقّ را در همان قرار ده». ابوعبد الرّحمن، مرتکب اشتباه زشتی شده است و چیزی که او را به این اشتباه انداخته، عثمانی بودن او است.[۴۹]
احتمالاً دلیل طعنی که در منابع رجالی شیعه به آن اشاره شده، گرایش عثمانی سلمی و روایات مخدوشی باشد[۵۰] که از قول او به امام علی(ع) نسبت داده شده است؛ مانند نقل شرب خمر برخی از صحابه به عنوان سبب نزول آیه ۱۳ سوره نساء.[۵۱]
برخی منابع تاریخی، به این موضوع پرداختهاند که ابو عبدالرحمن با چه انگیزهای از امام علی(ع) رو گرداند!:
عطاء بن سائب نقل میکند که مردی به ابوعبدالرحمن گفت: تو را به خدا سوگند میدهم که پاسخ مرا بدهی! از چه زمانی کینه علی را به دل گرفتی؟! آیا آغازش از همان زمان نبود که او در کوفه اموالی را تقسیم کرد امّا به تو و خانوادهات چیزی نداد؟! وی در جواب گفت: از آن جهت که مرا قسم دادهای، باید بگویم که: بله؛ دلیلش همین است![۵۲]
از سوی دیگر، معاویه به واسطه هدیههای گزاف، به جلب نظر کوفیان میپرداخت. نصر بن مزاحم (م ۲۱۲ق)، گزارش میکند:
هنگامی که کوفیان خبر هدیههای گزاف معاویه به افراد قبیله عکّ را شنیدند، تمام آن دسته از عراقیانی که ایمان مستحکمی نداشتند، دلهایشان متمایل به معاویه شد!… معاویه در اینباره گفت: به خدا سوگند که با کمک از مال و منال دنیا، افراد مورد اعتماد علی(ع) را به سمت خودم میکشانم تا اینکه دنیای من بر آخرت علی(ع) غلبه کند![۵۳]
در نتیجه، گویا بیرون رفتن سلمی از دایره پیروان امام علی(ع) ؛ عافیتطلبی و مسائل مالی بوده است و نه دشمنی باطنی و عقیدتی با امام علی(ع)؛ بهویژه که وی بعدها نیز همواره سند قرائت خود را به امام(ع) رسانده و بر مطابقت آن با قرائت آنحضرت تأکید داشته است.
درباره حضور او در جنگ نهروان نیز گرچه خبری در دست نیست، امّا به صراحت برخی اخبار، او هیچگاه به خوارج روی خوش نشان نداد و همواره شاگردانش را از مجالست با آنان منع مینمود.[۵۴]
گویا سلمی بعد از تغییر رویه، کمتر به نقل احادیث امیر مؤمنان(ع) مبادرت میکرده است. در خبری از عطاء بن سائب، آمده است: به ابوعبدالرحمن- بعد از آنکه عثمانی شده بود-
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 