پاورپوینت کامل فلسفه‌ی مشاء و فلسفه‌ی اشراق چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل فلسفه‌ی مشاء و فلسفه‌ی اشراق چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فلسفه‌ی مشاء و فلسفه‌ی اشراق چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل فلسفه‌ی مشاء و فلسفه‌ی اشراق چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ ۳۴ اسلاید در PowerPoint :

پاسخ اجمالی

اگرچه فلسفه مشاء و اشراق از جهات متعددی مشترک‌اند؛ مانند پذیرش خداوند به عنوان سرسلسله موجودات و تنظیم تمامی موجودات در یک نظام رتبی، اما تمایزات متعددی هم دارند که شامل اختلاف روشی(عدم اکتفاء به استدلال در مشاء) و مبانی فلسفی (مانند اعتباریت مفاهیم فلسفی و اصالت ماهیت و…) می‌شود.

پاسخ تفصیلی

مکتب‌های فلسفی «مشاء» و «اشراق»، از جمله مکاتب مشهور در تاریخ فلسفه هستند که از سابقه‌ای نسبتاً طولانی برخوردارند. از آن‌جا که ممکن است پیروان یک مکتب در مسائل مختلف اختلاف نظر داشته باشند، مبانی و روش‌های این دو مکتب فلسفی را با توجه به بنیان‌گذاران آنها یعنی «ارسطو» و «سهروردی» مطرح می‌نماییم.
نکته‌ای که در آغاز باید به آن اشاره نماییم این است که ارسطو و سهروردی در مسائل زیرساختی متعددی با یکدیگر اختلاف نظر دارند، به گونه‌ای که خود سهروردی در کتاب تلویحات به مواردی از اختلاف نظرش با معلم اول (ارسطو) اشاره نموده است.[۱] ما در این‌جا به چند نمونه از مسائل بنیادین مورد اختلاف این دو فیلسوف اشاره می‌نماییم:
۱. اصالت وجود: هرچند بحث اصالت وجود، یا ماهیت در زمان ارسطو با این عنوان مطرح نبوده، لکن عباراتی که از ارسطو یافت می‌شود حاکی از این است که وی اصالت الوجودی بود. به عنوان مثال وی در تبیین موضوع فلسفه گفته است که موضوع این علم، «وجود» است، و سپس اضافه می‌نماید: «فلسفه با وجود از حیث وجود سر و کار دارد و طبیعت حقیقی وجود، در آنچه تغییرناپذیر و قائم به خود است، نشان داده می‌شود».[۲]
در مقابل، سهروردی قائل به اصالت ماهیت بوده، و از مدافعان سرسخت آن به شمار می‌رود. ریشه نظریه اصالت ماهیت سهروردی به بحث اعتبارات عقلی در نظر وی باز می‌گردد. وی حقایق را به دو دسته تقسیم می‌نماید: دسته اول حقایق عینی‌اند که علاوه بر ذهن، در خارج نیز تحقق دارند، مانند سفیدی. دسته دوم حقایق ذهنی‌اند که در خارج یافت نمی‌گردند؛ مانند کلی و جزئی. وی مفاهیم فلسفی؛ مانند وحدت، وجود، امکان، وجوب و … را از دسته دوم بر می‌شمارد.[۳] از متفرعات اعتبار ذهنی دانستن مفاهیم فلسفی، اصالت ماهیت است. هنگامی که «وجود» به عنوان هویتی ذهنی و اعتباری صرفاً عقلی لحاظ شود، در این‌ صورت اصیل بودن آن معنا نخواهد داشت. و از آن‌جا که قطعاً باید امری اصیل در خارج محقق باشد، اصالت را به ماهیت منتسب می‌نماید.[۴] البته وی برای اثبات مدعای خویش به ادله‌ای، مانند لزوم تسلسل «وجود موجود» در خارج نیز تمسک نموده و می‌گوید هر آنچه از تحقّقش در خارج، تسلسل لازم آید، باید امری اعتباری و ذهنی باشد، نه اصیل و واقعی.[۵]
پس در حقیقت می‌توان اولین اختلاف ارسطو و سهروردی را در مسئله‌ی تحقق مفاهیم فلسفی عنوان نمود که ارسطو همه اشیاء را وجود و جوهر (به معنای عامّ) می‌داند، اما سهروردی آنها را امری ذهنی تلقی می‌نماید.
دامنه این اختلاف به مسائل دیگر بنیادین در فلسفه مانند تساوق وحدت و وجود نیز کشیده می‌شود. ارسطو به صراحت بیان کرده است: «گفتن این که چیزی هست، به این معنا نیز هست که آن چیز واحد است. بنابر این وحدت یک صفت ذاتی وجود است و درست همان طور که وجود در تمام مقولات یافت می‌شود، وحدت نیز در همه آنها یافت می‌شود».[۶]
در مقابل، سهروردی تمامی مفاهیم ثانوی فلسفی از جمله وحدت را صرفاً اعتباراتی عقلی بر می‌شمرد که موطنی غیر از ذهن نداشته و مانند مفاهیم ثانوی منطقی، در خارج محقق نیستند.
۲. مُثُل افلاطونی: یکی دیگر از موارد مهمی که اختلاف نظر این‌ دو فیلسوف در آن مشاهده می‌شود، بحث کلّی طبیعی و رابطه آن با فرد است. طبق نظر ارسطو، کلی طبیعی وجود دارد و یک امر توهمی که صرفاً ساخته ذهن باشد نیست؛، اما این‌گونه نیست که در خارج به صورت منحاز و مستقل وجود داشته باشد، بلکه کلیات در ضمن افراد موجود شده و وجودشان غیر از وجود افراد نیست.[۷] در مقابل، سهروردی به تبع افلاطون قائل به وجود مستقل برای ارباب انواع (کلی طبیعی) بوده و از آنها با عنوان انوار قاهره عرضی یا مثل افلاطونی یاد می‌کند. وی نقدهای فلسفه مشاء بر وجود مثل افلاطونی را پاسخ داده و چند دلیل بر اثبات آنها اقامه نموده است.[۸] همچنین وی ادعا نموده است که آنها را مشاهده نموده و از پیشینیان نیز کسانی بوده‌اند که آنها را شهود کرده‌اند.[۹]
۳. هیولا یا ماده اولی: ارسطو به صورت نسبتاً مفصل به بحث ماده اولی پرداخته و قائل به این است که یک موضوع یا ماده نهایی وجود دارد که خصائص معینی از خود نداشته، بلکه صرفاً قابلیتی برای پذیرش صور است. ارسطو از این موضوع به ماده اولی یاد می‌کند.[۱۰] وی همچنین بیان می‌دارد که هیولا را نباید بسیط‌ترین جسم در جهان مادی قلمداد نمود؛ زیرا هیولا اصلاً جسم نیست، بلکه این عناصر چهارگانه (آب، خاک، آتش و هوا) هستند که اجزای بنیادین اجسام را تشکیل می‌دهند.[۱۱] در برابر این نظریه، سهروردی وجود هیولا یا ماده اولی را منکر شده و ادله فلاسفه مشاء بر اثبات آن‌را مخدوش اعلام نموده است.[۱۲]
۴. سلسله مراتب موجودات: یکی دیگر از اختلافات موجود میان ارسطو و سهروردی، نحوه چینش نظام هستی در دستگاه فلسفی این‌ دو فیلسوف می‌باشد. ارسطو نظام خود را بر اساس قوه و فعل سامان داده و می‌گوید پایین‌ترین حدّ سلسله موجودات هیولا است، پس از آن عناصر اربعه، سپس مواد غیر آلی (مانند طلا و…)، و بعد از آن نباتات و حیوانات و انسان قرار می‌گیرد. در ادامه نیز به عقل فعال انسانی و سپس به عقول مجردات می‌رسد و در پایان به وجود باری تعالی ختم می‌شود.[۱۳]
در مقابل این نظریه، سهروردی ایده نظام نوری خویش را مطرح می‌نماید. در این نظریه، کل هستی بر پایه نور و ظلمت تفسیر و تبیین شده است و شیخ اشراق از

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.