پاورپوینت کامل آیا خداوند میتواند سنگی را به وجود بیاورد که خود قادر به بلند کردن آن نباشد؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آیا خداوند میتواند سنگی را به وجود بیاورد که خود قادر به بلند کردن آن نباشد؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا خداوند میتواند سنگی را به وجود بیاورد که خود قادر به بلند کردن آن نباشد؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا خداوند میتواند سنگی را به وجود بیاورد که خود قادر به بلند کردن آن نباشد؟ ۴۱ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
یکی از صفات خداوند متعال، قدرت و توانایی نامحدود و بیکران او است. این آموزه هم در فلسفه و کلام به اثبات رسیده و تبیین گردیده و هم در قرآن بارها بدان تصریح شده است.
اما باور به قدرت بیکران الهی از دیرباز با پرسشها و اشکالاتی روبرو بوده است. یکی از آن پرسشها، همین پرسش حاضر است. این سنخ پرسشها، در قالبها و اشکال مختلفی مطرح شدهاند که البته همگی مبنای واحدی داشته و معمای قدرت مطلق را بیان میدارند.
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید انواع محالات را بررسی نمود.
محالات و امور ممتنع از یک جهت، به دو دسته تقسیم میشوند: محالات عقلی، و محالات عادی.
محالات عقلی، خود دو دستهاند:
الف) محالات ذاتی: اموری که ذاتاً محال و ناشدنی هستند، بدون اینکه امری در این بین دخالتی داشته باشد، مانند اجتماع نقیضین.
ب) محالات وقوعی: به لحاظ ذات خود محال نیستند، اما وقوع آنها مستلزم تحقق محال ذاتی است، مانند وجود معلول بدون علت.
اما محالات عادی اموری هستند که وقوع آنها، تنها با نظر به قوانین معمول و شناخته شده طبیعی، ناممکن مینماید، اما تحقق آنها ممتنع و محال نیستند. مانند تبدیل عصا به اژدها و شفای بیمار، بدون دارو و دیگر معجزات، که هیچکدام غیرممکن و ناشدنی نیستند، بلکه جهل ما نسبت به علل خاص وقوع آنها موجب میگردد که آنها را از گروه محالات و ممتنعات به حساب آوریم.
قدرت خداوند و هر قدرتی از هر کسی و هر چیزی، به ممکنات تعلق میگیرد و اساساً محالات از دایره قدرت خارجاند و قدرت به آنها تعلق نمیگیرد. بنابراین در پاسخ به این پرسش که آیا خداوند میتواند چنین سنگی را خلق کند، باید گفت که قدرت چه کم و چه زیاد، چه متناهی و چه نامتناهی، به امور ممکن تعلق میگیرد و نه به محالات.
در اینجا، ممکن است گفته شود که پس قدرت خداوند محدود شده و نمیتوان قدرت او را بیکران دانست، اما باید توجه داشت که عدم تعلق قدرت خداوند به محالات ذاتی و وقوعی، هیچگونه محدودیتی برای قدرت الهی محسوب نمیگردد؛ زیرا اینگونه امور اصولاً قابلیت ایجاد ندارند و به اصطلاح در رتبهای پائینتر از مرتبهای قرار دارند که قدرت به آنها تعلق گیرد. به دیگر سخن، نقصان و کاستی در اینجا به قابل باز میگردد و نه فاعل.
حضرت علی(ع) نیز در پاسخ به این سوال که: «آیا پروردگار تو میتواند دنیا را در تخم مرغی داخل نماید، بدون اینکه دنیا کوچک و تخم مرغ بزرگ شود»، فرمود:
«همانا خداوند به عجز و ناتوانی متصف نمیگردد، اما آنچه تو درباره آن پرسش نمودی موجود نمیشود(و قابلیت وجود ندارد)».
پاسخ تفصیلی
یکی از اوصاف خداوند، صفت «قدرت» و «توانایی» او است، و منظور از آن، توانایی بر انجام کارها و خلق اشیا و … است. البته در مورد قدرت فاعلهای عاقل و ذی شعور – در مقابل قدرت در فیزیک که معادل نیرو یا انرژی است-، باید به «اراده» و خواست فاعل نیز توجه نماییم، بنابراین منظور از موجود قادر در بحثهای خداشناسی، موجودی است که اگر بخواهد، فعلی را انجام میدهد و اگر بخواهد، آن را ترک مینماید.
قدرت خداوند، مانند ذات و دیگر صفات او، محدودیتی ندارد و بیکران و نامتناهی است.
این مطلب هم در علوم عقلی؛ مانند فلسفه و کلام به اثبات رسیده است،[۱] و هم ادله نقلی بر آن گواهی میدهد. قرآن کریم بارها بر عمومیت قدرت خداوند تصریح نموده و میفرماید: «ان الله علی کل شیء قدیر».[۲]
باور به قدرت بیکران الهی، از دیرباز با پرسشها و اشکالاتی روبرو بوده است، یکی از مهمترین این اشکالات، همین پرسشی است که در اینجا مطرح گردیده است.
«معمای قدرت مطلق» در قالبهای گوناگونی مطرح شده است که البته همگی مبنای واحدی دارند. پیچیدهترین صورت این معما، طرح پرسشی است که در نگاه نخست، پاسخ مثبت یا منفی به آن، هر دو، به انکار مستقیم قدرت مطلق خداوند میانجامد؛ مثلا پرسیده میشود: آیا خداوند قادر است موجودی خلق کند که بر نابود کردن آن توانا نباشد؟ یا گفته میشود: آیا خداوند میتواند خدایی مانند خود خلق کند؟ یا مانند همین پرسشی که اینجا مطرح شده است: آیا خداوند قادر است سنگی بیافریند که خود نتواند آنرا حرکت دهد؟
برای پاسخ به این پرسش و حل این مشکل، ابتدا باید انواع «محالات» را بررسی نمود. امور محال یا ممتنع، از یک جهت به دو دسته تقسیم میشوند: محالات عقلی، و محالات عادی.
محالات عقلی، امور ممتنع و محالی هستند که به هیچ وجه امکان تحقق آنها وجود ندارد، و بر دو دسته هستند:
الف) محالات ذاتی: اموری هستند که به خودی خود و در ذات خود محال و ناشدنی هستند، بدون اینکه امر دیگری در این بین دخالتی داشته باشد. اجتماع نقیضین از روشنترین مصادیق اینگونه محالات است.[۳]
ب) محالات وقوعی: اموری هستند که فی حد نفسه و با لحاظ ذات خود، ممتنع و محال نیستند، اما وقوع آنها مستلزم اجتماع نقیضین خواهد بود.
اما محالات عادی: اموری هستند که وقوع آنها، تنها با نظر به قوانین شناخته شده طبیعت ناممکن مینماید، اما تحقق آنها، نه ذاتاً ممتنع است، و نه مستلزم محل ذاتی است. تبدیل عصای چوبین به مار، شفای بیمار بدون دارو، و سخن گفتن جمادات، نمونههایی از محالات عادیاند. این امور، در واقع، با جریان عادی طبیعت و نظام معمول علّی در عالم مخالفاند، اما خود، بر اساس علل خاص ماورای طبیعی محقق میشوند که شاید برای ما ناشناخته باشند؛ از اینرو میتوان گفت که محال عادی، در حقیقت ناممکن و ناشدنی نیست، بلکه جهل ما نسبت به علل خاص وقوع آن، سبب میشود که آنرا از گروه محالات و ممتنعات بدانیم.
با توجه به این توضیح، به پاسخ بر میگردیم:
باید توجه داشت که قدرت خداوند به محالات ذاتی و وقوعی(محالات عقلی) تعلق نمیگیرد، و آنها از دایره قدرت(به طور کلی و از جمله قدرت پروردگار) خارجاند، در حالیکه تمام اموری که در ضمن معمای قدرت مطلق، از توانایی خداوند بر ایجاد آنها سؤال میشود، از جمله محالات وقوعیاند.
برای مثال، اگر در معنای حقیقی آفرینش – که در فلسفه، از آن به «علّیت» تعبیر میشود – تأمل ورزیم، درمییابیم که آفریدگار(علت)، بر تمامی شئون آفریده(معلول) مسلط است، و به تعبیر دقیقتر، اصل وجود و تمامی اوصاف و خصوصیات مخلوق، وابسته به آفریدگار و خالق او است. بر اساس این فرض، مخلوقی که خالق آن، نتواند آنرا از بین ببرد، یا در آن تغییری ایجاد کند، مستلزم فرض حالتی است که هم آفریدگار باشد و هم نباشد، و این چیزی جز تناقض و اجتماع نقیضین نیست.
با توجه به مثال فوق، پاسخ این سؤال هم روشن میشود:
آفریدن سنگی که خداوند – در حالیکه آفریدگار آن است – بر حرکت دادن آن قادر نباشد، محال وقوعی است و ممتنع میباشد. و همانطور که گفتیم، سخن در آن است که قدرت خداوند بر محالات وقوعی تعلق نمیگیرد.
ممکن است که گفته شود نتیجه این تحصیل چیزی جز پذیرفتن محدودیت قدرت خداوند و عجز و نقض او نیست، اما باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت که عدم تعلق قدرت خداوند به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 