پاورپوینت کامل بریدن کامل از زندگی اجتماعی و پناه بردن به گوشهای خلوت چه حکمی دارد؟ ۳۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بریدن کامل از زندگی اجتماعی و پناه بردن به گوشهای خلوت چه حکمی دارد؟ ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بریدن کامل از زندگی اجتماعی و پناه بردن به گوشهای خلوت چه حکمی دارد؟ ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بریدن کامل از زندگی اجتماعی و پناه بردن به گوشهای خلوت چه حکمی دارد؟ ۳۷ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
گوشهگیری گاهی کامل و همیشگی است و گاهی ناقص و مقطعی، کنارهگیری کامل و همیشگی به جهاتی اشکال دارد؛ زیرا:
- گوشهگیری کامل و همیشگی خلاف طبع بشر و سنت الهی است؛ چون سنت و مشیت ذات حق تعالی بر این است که بشر از راه اختیار و فراهم کردن ابزارهای آن، یعنی فراهم بودن راه ضلالت و هدایت، به تکامل برسد.
- گوشهگیری کامل مورد نهی ادیان الهی قرار گرفته و بدعتی بود که در میان عدهای، پیدا شده است. از این جهت دیده نشده است که انبیای الهی و اوصیای آنها به طور کامل از اجتماع انسانی بریده باشند.
- این نوع کنارهگیری به هر دلیل که باشد، با روح آموزههای دینی و انسانی؛ مانند ادای حقوق مؤمنان، خوشرفتاری با پدر و مادر، دیدار برادر دینی، روا ساختن حاجت مؤمن، اصلاح میان مردم و…، منافات دارد.
- بین رعایت آداب و دستورات دینی با زندگی اجتماعی، منافاتی وجود ندارد. انسان میتواند در عین التزام به دستورات دینی، در بین مردم زندگی کند و در جهت خدمترسانی به آنان کوشا باشد.
پاسخ تفصیلی
عزلت، خلوت یا رهبانیت به معنای کنارهگیری از مردم و گوشهنشینی است،[۱] و انواعی دارد:
- گوشهگیری کامل و همیشگی،
- گوشهگیری موقت و مقطعی،
گوشه گیری، قسم اول جایز نیست، اما کنارهگیری از مردم در زمانهای محدود به منظور مناجات و بندگی ذات حق تعالی، اشکالی ندارد.
از امام صادق(ع) نقل شده است: «تمام پیامبران و جانشینان آنها، اوقاتی از عمر خود را در دوری از مردم به سر برده اند[و به نماز و راز و نیاز و فکر و ذکر پرداختهاند]».[۲]
دلایل مذمّت و نکوهش گوشهگیری نوع اول:
- پیامبر اکرم(ص) دربار چگونگی پیدایش رهبانیّت در قوم بنیاسرائیل فرمود: «پس از حضرت عیسی(ع) ستمگران بر بنیاسرائیل پیروز شدند، و آنان نافرمانى خدا میکردند، اهل ایمان خشمگین شدند و با آنها جنگیدند، و سه بار از آنان شکست خوردند، تا اینکه اندکى از آنها ماندند، با خود گفتند، اگر به مبارز با اینها بپردازیم ما را نابود میکنند و کسى زنده نمیماند تا مردم را به دین عیسی دعوت کند، پس بیایید به گوشه و کنار زمین متفرّق شویم، تا آن پیامبرى را که عیسى به ما نوید داده، یعنى محمّد(ص) برانگیخته شود. در نتیجه در غارهاى کوهها متفرّق شدند، و رهبانیّت را اختراع کردند، برخى از آنها به دین خود چسبیدند، و پارهاى کافر شدند…».[۳]
گروهی از مسلمانان به گمان اینکه چنین شیوهای پسندیده است، گوشهنشینی اختیار کردند، اما با نهی پیامبر اسلام(ص) رو برو شدند.
شهید مطهری در اینباره میگوید: «همه میدانیم اسلام با رهبانیت و زهدگرایى به مخالفت برخاسته، آنرا بدعتى از راهبان شمرده است.[۴] پیامبر اکرم(ص) به صراحت فرمود: «لا رَهْبانِیَّهَ فِى الْاسْلامِ».[۵] هنگامى که به آنحضرت اطلاع دادند گروهى از صحابه پشت به زندگى کرده، از همه چیز اعراض نمودهاند و به عزلت و عبادت روى آوردهاند، سخت آنها را مورد عتاب قرار داد، فرمود: من که پیامبر شما هستم چنین نیستم. پیامبر اکرم به این وسیله فهماند که اسلام دینى جامعهگرا و زندگیگرا است نه زهدگرا. به علاوه تعلیمات جامع و همه جانبهی اسلامى در مسائل اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، اخلاقى بر اساس محترم شمردن زندگى و روى آوردن به آن است، نه پشت کردن به آن».[۶]
- انبیای الهی و اوصیای آنها، اگر چه دورهای کوتاه از عمر خود را در دوری از مردم بسر بردند، اما همین دوره را به منظور آمادگی بیشتر برای پذیرش بهتر و بیشتر دستورات الهی و ابلاغ آنها به مردم، سپری کردند؛ لذا هیچیک از آنها گوشهگیری دایمی نداشتند و با حاکمان ظالم مبارزه کردند و در میان مردم و در غم و شادی آنها شریک بودند.
- سنّت و تدبیر الهی در خصوص زندگی بشر به گونهای است که باید هم ابزارهای گمراهی و هم ابزارهای بندگی فراهم باشد؛ چون کمال آدمی با عبور از آنها به دست میآید؛ لذا گوشهگزینی، نوعی نابود کردن عوامل رشد و پرورش روح و دین است.
- رسول اسلام(ص) فرموده است: «رهبانیت امت من هجرت، جهاد، نماز، روزه، حج و عمره است».[۷]
- امام صادق(ع) در فرازی از سخنانش در مورد دین اسلام میفرماید: «همانا خداى تبارک و تعالى شریعتهاى نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(ع) که شرایع یکتاپرستیاند و اخلاص، ترک بتپرستى، فطرت حنیفیه آسان – که همان طریقه و روش اسلام است- را به محمد(ص) عطا فرمود، و اینکه گوشهگیرى و صحراگردى(کنارهگیرى از جماعت مسلمانان) در اسلام نیست…».[۸]
- کنارهگیری کامل و همیشگی از مردم با روح آموزههای دینی؛ مانند ادای حقوق مؤمنان، خوشرفتاری با پدر و مادر، دیدار برادران دینی، روا ساختن حاجت مؤمن، اصلاح میان مردم، اطعام مؤمن، خیرخواهی مؤمن، همّت گماشتن به امور مسلمانان و صل ارحام و …، منافات دارد.
گفتنی است که بین رعایت آداب و دستورات دینی، با زندگی اجتماعی، منافاتی وجود ندارد، بلکه آداب گوشهگیری را در زندگی اجتماعی میتوان رعایت و اهداف آنرا نیز میتوان به دست آورد؛ چون عمد آداب خلوتگزینی – غیر از دوری و گوشهنشینی از مردم- عبارتاند از: وضوء دایمی، ذکر دایم، تلاوت قرآن، کمخوابی، کمگویی، کمخوری، خود را در محضر ذات حق تعالی دیدن و … که در زندگی اجتماعی دینی هم میشود عمدهی آنرا رعایت کرد و هدف عمده آن، سلامت دین و آباد نمودن اوقات و بررسی احوال نفس و اخلاص عمل است که همهی این اهداف در زندگی اجتماعی دینی قابل تحصیل است. به علاوه، با مردم بودن و در اجتماع زندگی کردن اشکالات گوشهگیری را ندارد.
خلاصه اینکه انسان در هر حالی و در هر کاری میتواند به یاد ذات حق تعالی باشد و به بررسی و سازندگی حالات نفس بپردازد.
[۱]. ر. ک: جرجانی، سید شریف علی بن محمد، التعریفات، باب غین؛ کاشانی، کمال الدین عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفیه، باب خاء؛ طباطبائى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص ۱۷۳، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
[۲]. «مَا مِنْ نَبِیٍّ وَ لَا وَصِیٍّ إِلَّا وَ اخْتَارَ الْعُزْلَهَ فِی زَمَانِهِ إِمَّا فِی ابْتِدَائِهِ وَ إِمَّا فِی انْتِهَائِه»؛ منسوب به امام صادق علیه السلام، مصباح الشریعه، ص ۱۰۰، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.
[۳]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۶۵، ص ۳۲۰، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
[۴]. حدید، ۲۷. «آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را، پى درپى آوردیم، و عیسى پسر مریم را در پى [آنان] آوردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دلهاى کسانى که از او پیروى کردند رأفت و رحمت نهادیم و [اما] ترک دنیایى که از پیش خود درآوردند، ما آنرا بر ایشان مقرّر نکردیم، مگر براى آنکه کسب خشنودى خدا کنند، با اینحال آنرا چنان
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 