پاورپوینت کامل مختصری از زندگینامه عمر بن عبدالعزیز را بیان نموده و دلیل تمایز او با دیگر خلفای اموی را بنویسید؟ ۴۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مختصری از زندگینامه عمر بن عبدالعزیز را بیان نموده و دلیل تمایز او با دیگر خلفای اموی را بنویسید؟ ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مختصری از زندگینامه عمر بن عبدالعزیز را بیان نموده و دلیل تمایز او با دیگر خلفای اموی را بنویسید؟ ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مختصری از زندگینامه عمر بن عبدالعزیز را بیان نموده و دلیل تمایز او با دیگر خلفای اموی را بنویسید؟ ۴۸ اسلاید در PowerPoint :
پاسخ اجمالی
أبوحفص[۱] عمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم بن ابی عاص بن امیه بن عبد شمس،[۲] قرشی،[۳] هشتمین خلیفه از دودمان بنی امیه بود[۴] که او را شجاعترین فرد بنیمروان میدانستند.[۵]
نام مادرش ام عاصم لیلی بنت عاصم بن عمر بن خطاب بود؛[۶] از اینرو عمر بن خطاب جد مادری وی به شمار میرود.[۷]
وی در سال ۵۹،[۸] ۶۱،[۹] و یا ۶۳ هجری[۱۰] زاده شد.
مشخصات ظاهری
وی سبزهگون(اسمر)، زیبا، لاغر اندام، دارای محاسن زیبا و چشمانی فرورفته بود و از لگد اسبی که در کودکی خورده بود، نشانهای بر چهره داشت. با وجود اینکه ریش وی سفید شده بود، اما تا وقت مرگ خضاب نمیکرد.[۱۱]
دوران کودکی
از دوران کودکی عمر اطلاعات زیادی در دست نیست؛ با این وجود، گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که پدرش وی را نزد صالح بن کیسان فرستاد تا به او سواد خواندن و نوشتن بیاموزد.[۱۲] همچنین میگویند وی در دوران کودکی حافظ قرآن بود.[۱۳]
هنگامی که عبدالعزیز خواست به شام برود، فرزندش عمر از او درخواست کرد تا او را به مدینه بفرستد تا با فقیهان نشست و برخاست کرده و از آداب آنها بهره گیرد، پدرش نیز پذیرفت.[۱۴]
همسر و فرزندان
در کتابهای تاریخی برای عمر چند همسر و فرزند ذکر شده است:
- لمیس دختر علی بن حارث که از وی صاحب چند فرزند به نام عبدالله، بکر و ام عمار شد.
- ام عثمان دختر شعیب بن زبان که از وی صاحب فرزندی به نام ابراهیم شد.
- فاطمه دختر عبدالملک بن مروان که از وی صاحب چند فرزند به نام اسحاق، یعقوب و موسی شد.
- همچنین وی فرزندانی به نام عبدالملک، ولید، عاصم، یزید، عبدالله، عبدالعزیز، زبان، أمه و أم عبدالله داشت که مادر آنها کنیزی ام ولد بود.[۱۵]
مزایا و ویژگیها
در گزارشهای تاریخی مزایای فراوانی برای وی از زبان بزرگان اهلسنت برشمردهاند:
- احمد بن حنبل: من نمیدانم کلام کسی از تابعان غیر از عمر بن عبدالعزیز حجت باشد.[۱۶]
- انس بن مالک: پشت سر هیچکس نماز نگزاردم که نمازش از عمر بن عبد العزیز به نماز رسول خدا(ص) شبیهتر باشد.[۱۷]
- علی بن بذیمه: عمر بن عبدالعزیز هنگامی که حاکم مدینه بود، از همگان خوشلباستر و خوشبوتر بود و راه رفتنش همراه با تفاخر بود؛ اما پس از آن او را دیدم که مانند راهبان راه میرفت.[۱۸] هنگامی که عمر بن عبد العزیز والی مدینه بود، دستور داد تا برایش پارچهای بخرند. وقتی پارچهای که به چهارصد درهم خریده برای وی آوردند، با دست خود آنرا لمس کرد و گفت: چقدر خشن و سخت است؛ اما پس از آنکه خلیفه شد، دستور داد پارچه برایش بخرند، پارچهای را به چهارده درهم خریدند، با دست آنرا لمس کرد و گفت: سبحان الله چه نرم و لطیف است.[۱۹]
نکوهش عمر بن عبدالعزیز در روایات
با آنکه عمر بن عبدالعزیز مانند دیگر خلفای اموی، به اذیت و آزار اهلبیت(ع) و شیعیان نپرداخته، بلکه گاه نیکیهایی نیز از او مشاهده میشد؛ اما در برخی روایات از او به نیکی یاد نشده است:
- عبدالله بن عطاء تمیمی گفت: همراه با امام سجاد(ع) در مسجدالنبی(ص) بودیم. عمر بن عبدالعزیز با نعلینی که بندهای آن از نقره بود، از آنجا عبور کرد. امام(ع) فرمود: این مرد اسرافگر نخواهد مرد مگر اینکه به فرمانروایی میرسد. عبدالله با تعجب پرسید، همین فرد فاسق؟! امام(ع) فرمود: آری! ولی مدت حکومت او زیاد طول نمیکشد. پس از مرگ او اهل آسمان لعنتش کرده، اما اهل زمین برایش طلب آمرزش میکنند.[۲۰]
- ابوبصیر گفت: خدمت امام باقر(ع) در مسجدالنبی(ص) بودم که عمر بن عبدالعزیز وارد شد. امام(ع) فرمود: این جوان روزی زمامدار خواهد شد و به عدالت رفتار میکند. چهار سال خلیفه خواهد و سپس از دنیا میرود. اهل زمین بر او گریه میکنند، ولی فرشتگان آسمان او را لعنتش میکنند؛ زیرا مقامی که حق او نیست را غصب کرده است، البته پس از زمامداریاش به اندازهی قدرت خود عدالت میورزد (اما این عدالت نمیتواند گناه بزرگ غصب خلافت را از پرونده او پاک کند).[۲۱]
به عبارت دیگر، ائمه(ع) رفتار عمر بن عبدالعزیز را مانند فردی ارزیابی نمودهاند که فرزندانی را از پدر و مادرشان بدزدد و آنها را به خانه خود برده، اما با این کودکان بسیار خوشرفتار باشد! در زشتی کار او نیازی نیست تا خوشرفتاریهای او انکار شود، بلکه همین که او کودکانی را از آغوش پدر و مادرشان جدا ساخته به تنهایی کافی است تا او را فردی زشتکار دانسته و خواستار محاکمه او شویم، حتی اگر او آن کودکان دزدیده شده را با بهترین وجهی مراقبت کرده باشد!
البته در مقام مقایسه، افرادی که کودکانی را دزیده و با آنان بدرفتاری نموده و حتی آنان را به قتل برسانند، زشتکارتر از او خواهند بود!
با این نگاه ما در صدد انکار برخی رفتارهای نیک عمر بن عبدالعزیز نخواهیم بود.
اقدامات عمر بن عبدالعزیز در دوران خلافت
عمر پس از آنکه توسط ولید بن عبدالملک در سال ۸۷ هجری و در حالی که ۲۵ سال داشت به حکومت مدینه منصوب شد،[۲۲] در سال ۹۹ هجری به خلافت رسید[۲۳] و تا سال ۱۰۱ هجری در مقام خود باقی ماند[۲۴] و همانگونه که امام سجاد(ع) پیشبینی کرده بود، حکومتش زیاد طول نکشید و از دنیا رفت.[۲۵] بنابراین مدت خلافت عمر بن عبد العزیز حدود ۲ سال و ۵ ماه و ۵ روز طول کشید.[۲۶]
وی در مدت خلافت کوتاه خود کارهای مختلفی انجام داد:
- رفع لعن بر امام علی(ع):
معاویه سنتی را برپا کرد که امام علی(ع) را به طور علنی و در مراسمهای عمومی مورد لعن قرار میدادند؛ شیوع این سنت زشت، به حدّی گسترش یافته بود که امام مجتبی(ع) در صلح خود با معاویه شرط کرد که دیگر در منابر، حضرت علی(ع) را لعنت نکنند،[۲۷] اما این سنت نکوهیده همچنان ادامه داشت تا وقتی عمر بن عبدالعزیز به حکومت رسید که لعن بر امام علی(ع) را ممنوع کرد.[۲۸] این عمل او با استقبال مردم مواجه شد و بسیاری او را تحسین کردند.[۲۹]
اما دلیلش چه بود که او در این زمینه، رفتاری خلاف دیگر امویان داشت؟! خود او توضیح میدهد:
در مدینه علم میآموختم و در جلسه درس عبیدالله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود شرکت میکردم. گویا به استاد من گفته شده بود که من در مورد امام علی(ع) سخنهای ناروا گفتهام. روزی هنگام نماز بر او وارد شدم، به من گفت: از کجا و چه وقت دانستی که خداوند بر اهل بدر، پس از آنکه از آنان راضی شد، خشم گرفت؟! گفتم: چنین سخنی نشنیده بودم! گفت: پس این چه سخنانی است که از تو در مورد علی(ع) شنیدم؟! گفتم: از خداوند و شما پوزش میطلبم؛ پس از آن بود که دشنام به علی(ع) را رها کردم.[۳۰]
همچنین عمر گفت: پدرم در سخنرانی هنگامی که به دشنامدادن به علی(ع) میرسید، دچار لکنت زبان میشد. به او گفتم: پدر! تو در سخن گفتن شیوایی، اما چرا هرگاه به نام علی(ع) میرسی، زبانت بند میآید؟! پدرم گفت: تو هم به این نکته آگاه شدی؟ گفتم: آری. گفت: فرزندم! اگر آنچه ما دربارهی علی میدانیم، مردم پیرامون ما میدانستند، ما را رها کرده به آل علی(ع) میپیوستند.[۳۱]
- بازگرداندن فدک به اهلبیت:
یکی از اقدامات بزرگی که عمر بن عبدالعزیز برای رفع ظلم از خاندان رسول خدا(ص) انجام داد، بازگرداندن فدک به فرزندان حضرت فاطمه(س) بود.[۳۲]
امام صادق(ع) فرمود: «وقتی عمر بن عبد العزیز به حکومت رسید، به ما جایزههای گرانی داد. برادرش اعتراض نمود و گفت: بنیامیه از تو راضی نیستند، چون فرزندان فاطمه را بر آنها مقدم میداری. وی در پاسخ گفت: من آنها را برتری میدهم و ترسی ندارم و هر چه بگویند گوش نمیدهم؛ زیرا شنیدهام که پیامبر(ص) فرمود: فاطمه پارهی تن من است، هر چه باعث شادمانی او شود، مرا نیز شاد میکند و آنچه او را ناراحت کند،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 