فایل ورد کامل تحقیق کلیات عقل و عشق ۲۹ صفحه در word


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل تحقیق کلیات عقل و عشق ۲۹ صفحه در word دارای ۲۹ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

لطفا نگران مطالب داخل فایل نباشید، مطالب داخل صفحات بسیار عالی و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

فایل ورد فایل ورد کامل تحقیق کلیات عقل و عشق ۲۹ صفحه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل تحقیق کلیات عقل و عشق ۲۹ صفحه در word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل تحقیق کلیات عقل و عشق ۲۹ صفحه در word :

بخشی از فهرست مطالب فایل ورد کامل تحقیق کلیات عقل و عشق ۲۹ صفحه در word

کلیات  بحث عشق و عقل
۲-۱- تعریف عقل    
۲-۱-۱- عقل در لغت    
۲-۱-۲- عقل در اصطلاح فلسفه و اقسام آن    
۲-۱-۳- عقل در قرآن و برخی روایات    
۲-۱-۴- عقل نزد علما و عرفا    
۲-۲- تعریف عشق    
۲-۲-۱- معنای لفظی عشق    
۲-۲-۲- معنای اصطلاحی عشق    
۲-۲-۳- عشق در قرآن و روایات و احادیث    
۲-۳- اقسام عشق    
۲-۴- عشق در عرفان    
۲-۵- مقابله عقل و عشق    
۲-۶- تجلیات عشق و رابطه آن با عقل (آگاهی)    

بخشی از منابع و مراجع فایل ورد کامل تحقیق کلیات عقل و عشق ۲۹ صفحه در word

قرآن کریم

شعرانی، ابوالحسن (۱۳۵۲). نثر طوبی یا دایره­المعارف قرآن مجید. انتشارات اسلامیه

رقابی، حیدر (بی­تا). فلسفه علم. چاپ اول. انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

ریشهری، محمد ( ۱۳۷۹). میزان الحکمه. ج۶ قم : انتشارات بوستان کتاب

معین، محمد (۱۳۶۰). فرهنگ فارسی معین (متوسط). ج ۲ تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ چهارم

ابن منظور (۱۴۰۸ه). لسان­العرب. بیروت: دار احیا التراث­العربی

خلیلیان، مهدی (۱۳۶۹). شرح عشق، تهران: انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی

خلیلی، محمدحسین (۱۳۸۲). مبانی فلسفی عشق از نظر ابن سینا و ملاصدرا. چاپ دوم. قم: موسسه بوستان کتاب،

رسولی بیرامی، ناصر (۱۳۸۵). «بررسی تطبیقی اندیشه­های افلاطون و مولوی». تهران: انتشارات بهجت

رحیمیان، سعید (۱۳۸۰). حب و مقام محبت در حکمت و عرفان نظری. شیراز: انتشارات نوید شیراز

ابن­سینا، حسین­بن­عبدلله (۱۴۰۰ه). رساله­فی­العشق. به تصحیح محمود مشکوه-کلاکه خاور. قم: انتشارات بیدار

ـــــــــــــــ (۱۳۷۵). الاشارات و التنبیهات، ج۲ و۳ قم: نشر بلاغت، چاپ اول

ــــــــــــــــ (۱۳۶۳). المبدأ والمعاد. به اهتمام عبدالله نورانی. تهران: انتشارات مک گیل و دانشگاه تهران

پورجوادی، نصرالله (۱۳۸۵). زبان حال. تهران: انتشارات هرمس

پورنامداریان، تقی (۱۳۶۴). رمز و داستان­های رمزی در ادب فارسی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

موحدی، محمدرضا (۱۳۸۸). عقل در کوی عشق. فصلنامه علمی و پژوهشی دانشگاه قم، سال یازدهم، شماره ۱، ۱۶۲-۱۹۲

کلیات بحث عقل و عشق

۲-۱- تعریف عقل

توجه­ ویژه­ی انسان به واژه­ی عقل و تلاش اندیشمندان برای تعیین گستره­ی مفهومی­اش سبب تعدد و گوناگونی معانی آن گردیده لذا عقل از جهات مختلفی قابل بررسی و تبیین است

۲-۱-۱- عقل در لغت

لفظ عقل از نظر لغوی معانی مختلفی دارد. عقل هم معنای اسمی دارد و هم معنای مصدری. آن­جا که معنای مصدری دارد به مفهوم درک کامل چیزی است و آن­جا که معنای اسمی دارد همان حقیقتی است که بدان وسیله بین خوب و بد، بین حق و باطل، و هم­چنین بین راست و دروغ تشخیص داده می­شود. اما توضیحاتی که در خصوص واژه عقل آمده است، چنین است که: عقل، لفظی عربی به معنای منع و بستن و نگاهداشتن است و به این دلیل ادراکی که انسان بر آن دل ببندد و چیزی را که با آن درک می­کند عقل نامیده می­شود و همچنین قوه­ای که گفته می­شود، یکی از قوای انسان است و مقابل آن جنون و سفه و حمق و باطل است
هم­چنین عقل به معنای دریافتن و فهمیدن آمده است (شعرانی، ۱۳۵۲، ج۲: ۱۷۹)

بعضی گفته­اند عقل از عقال مأخوذ شده است و آن بندی است که پای شتران را با آن
می­بندند تا از محل مخصوص خویش فراتر و دورتر نروند، لذا عقل بدین معنی قوه­ای است که انسان را به بند می­کشد و از کارهایی که بناست انجام نشود منع می­کند و مانع می­شود. برخی عقال را جمع عقل دانسته­اند و آن­ را ریسمانی که بدان زانوی شتر را می­بندند معنی کرده­اند (معین،۱۳۶۰، ج۱۰۱۸:۲)

ابن منظور (م۷۱۱ ه.ق) در لسان العرب چنین می­گوید

«رجل عاقل و هو جامع لامره و رایه ماخوذ من عقلت البعیر اذا اجمعت قوائمه و قیل العاقل الذی یحبس نفسه و یردها عن هواها اخذ من قولهم قد اعتقل لسانه اذا حبس و منع الکلام; و سمی العقل عقلا لانه یعقل صاحبه عن التورط فی المهلک ای یحبسه»

مرد عاقل کسی است که کار و رأی خود را جمع­بندی می­کند، این واژه از «عقلت العبیر» گرفته شده است یعنی دست و پای شتر را جمع کردم و گفته­اند عاقل کسی است که نفس خود را در بند می­کند و آن را از هوایش باز می­دارد و این معنا از «قد اعتقل لسانه» گرفته شده یعنی زبانش را نگاه داشت و سخن نگفت; و عقل را عقل گفته­اند، زیرا صاحب خود را از سقوط در هلاکت مهار می­کند یعنی باز می­دارد (ابن­منظور، ۱۴۰۸، ج۹: ۳۶۶)

راغب اصفهانی، عقل را قوه و نیروی مستعد برای پذیرفتن علم معرفی می­کند

«العقل یقال للقوه المتهیه لقبول العلم; و اصل العقل الامساک و الاستمساک، کعقل العبیر بالعقال و عقل الدواء البطن و عقلت المراه شعرها و عقل لسانه کفه»

عقل به قوه­ی آماده برای پذیرش علم گفته شده است; و اصل عقل به معنای بازداشتن و طلب بازداشتن می­باشد. مانند بستن شتر با ریسمان و بند آوردن دارو شکم را، یا بستن زن گیسوی را، و یا خویشتن­داری و باز داشتن زبان از سخن گفتن (اصفهانی، ۱۳۹۲ق: ۳۵۴)

۲-۱-۲- عقل در اصطلاح فلسفه و اقسام آن

واژه­­ی «عقل» در دانش­های متعددی همچو کلام، فلسفه، منطق، فلسفه­ی اخلاق و
معرفت­شناسی بکار می­رود و در اصطلاح فلسفه و کلام، معانی و کاربردهای گوناگون دارد که به طور اجمالی می­توان به موارد زیر اشاره کرد؛

۱­ عقل نظری یا قوه­ی تعقل و ادراک عقلی

۲­ عقل عملی یا قوه­ی تدبیر زندگی

۳­ موجود مجرد تامی که هم در ذات و هم در فعل مجرد است

۴­ صادر اول که معمولاً از آن به «عقل اول» تعبیر می­کنند

۵­ معلومات و اندیشه­های اولیه که مبادی تصورات و تصدیقاتند

۶­ معلومات و اندیشه­های اکتسابی برگرفته ار آن مبادی؛

۷­ مطلق مدرِک، اعم از عقل یا نفس یا غیر آن دو؛[۱]

بنابراین، عقل در فلسفه گاهی بر قوه­ی ادراکی اطلاق می­شود و گاهی بر ادراک حاصل از آن قوه؛ گاهی بر ادراکات بدیهی اطلاق می­شود و گاهی فقط در مورد ادراکات نظری و کسبی بکار می­رود. اما از نظر متکلمان مسلمان، عقل به معنای آرای رایج و مشهوری است که همه یا بیشتر مردم
می­پذیرند و بدان اذعان دارند.[۲] چنان­که فیلسوفان مسلمان، در حکمت عملی و اخلاق، معنای دیگری از آن مد نظر دارند

فلاسفه، عقل را از دو جنبه مطالعه و بررسی می­کنند

الف) در معرفت­شناسی، که کاربرد عقل به دو معنا، رایج و متداول است

۱­ نیروی ادراکی ویژه­ی نفس ناطقه: در این معنا، عقل، قوه یا نیروی ادراکی است که با آن می­توان حقایق را به نحو کلی درک کرد و به شناخت آن­ها دست یافت. به تعبیر دیگر، انسان دارای نیروی ویژه­ای به نام «عقل» است که یکی از شئون و کارکردهای آن ادراک مفاهیم کلی است. در چنین تعریفی عقل قوه­ای از قوای ادراکی نفس به کار می­رود

۲­ نفس ادراک عقلی که محصول نیروی ادراکی است و اغلب در معرفت­شناسی، از عقل در مورد ادراکات عقلی، اعم از بدیهی و نظری، به کار می رود

ب) وجود­شناختی: از این حیث دو معنا بیان کرده­اند

۱-اساس دریافت­های عالم مجرد و غیر مادی است و پایه و بنیان اندیشه­ی ماورائی را از همین قوه مجرد می­دانند و علاوه بر این از مجرای علت و معلول طبیعی و زمان و مکان و سایر خواص بالاتر است. بدین جهت فساد و نیستی در آن راه ندارد، برای انسان عاقل هم که توانسته از نظر رشد روحی به حیطه­ی عقلی گام بگذارد، فنایی تصور نمی­شود. این همان عقلی است که در لسان فلسفی با الهام از متون دینی، عقل منفصل نامیده می­شود

۲- صورت نوعیه و فصل ممیز انسان، که او را از سایر انواع حیوانی جدا کرده و باب­الابواب برای خروج از عالم طبیعی به عالم ماورالطبیعه است که در نزد فیلسوفان مسلمان، مشهور به عقل متصل است

در فرهنگ­های فلسفی، سخن در باب دلالت عقل بر اشتراک لفظ، جای تأمل دارد. مثلاً نجم­الدین رازی معتقد به اشتراک لفظی واژه­ی عقل می­باشد که هر طایفه از آن مرادی دارند (رازی، ۱۳۴۵: ۷۲-۷۴). یا پل فولیکه می­گوید: «عقل از الفاظ مشترکی است که بر معانی مختلفی اطلاق می­شود» (فولیکه، ۱۳۴۷: ۷۹)

حقیقت این است که کلمه­ی عقل، مشترک معنوی بوده منتها به تشکیک بر همه­ی آن معانی دلالت می­کند و لیکن هرگروه بر اساس ذوق و مشرب فکری خویش مرتبه­ی خاصی از آن را به عنوان تمام حقیقت عقل تلقی می­کنند و گاهی در لابلای مفاهیم فلسفی، عقل به نفس ترجمه شده که دارای مراتبی است و فلاسفه­ی اسلامی مراتب تکامل نفس آدمی را از قوه به فعل و از نقص به کمال به چهار مرتبه به شرح زیر نامگذاری و تفسیر کرده­اند

عقل هیولانی: مرتبه­ی نخست یا عقل هیولانی، یعنی مرحله­ای که هنوز هیچ نقشی در آن مرتسم نیست، ولی استعداد پذیرفتن هر معقولی را دارد و در حقیقت می­توان گفت که عقل هیولانی، استعداد دریافت معقولات نخستین است و از این جهت آن را عقل هیولانی می­گویند که هیولای نخستین به ذات خود دارای هیچ صورتی نیست و برای هر صورتی، موضوعی محسوب می­شود

عقل بالملکه: در این مرتبه، نفس ناطقه از مرتبه­ی عقل هیولانی گذشته و از قابلیت و استعداد محض بیرون آمده و با دریافت معقولات نخستین آماده است که معقولات دوم را از راه فکر یا حدس تحصیل کند

عقل بالفعل: مرتبه­ی سوم از مراتب نفس آدمی است. در این مرتبه، عقل به کمک معقولات اول و بدیهی، معقولات دوم را که اکتسابی هستند، بدست می­آورد و آن معلومات در نفس انسان ذخیره شده و هر زمان که بخواهد می­تواند به مطالعه­ی آن­ها بپردازد. این مرتبه از عقل نظری را از آن جهت بالفعل گویند که معقولات بالفعل در آن موجودند و نیازی به اکتساب جدید آن­ها نیست و در حقیقت می­توان گفت: عقل بالفعل، استعداد حاضر کردن معقولات دوم پس از حصول آن است

عقل بالمستفاد: این مرتبه، وقتی است که نفس آدمی از مرحله­ی قوه گذشته است و نفس به مشاهده­ی معقولات دوم می­پردازد و می­داند که آن­ها را بالفعل دریافته است. عقل نظری در این مرتبه­ی عقل، مطلق می­شود، چنان­چه در مرتبه­ی عقل هیولانی، قوه­ی مطلق است. علت این­که این مرتبه­ی نفس را عقل بالمستفاد می­گویند، آن است که در این مرحله، نفس، علوم را از عقل دیگری که عقل فعال نامیده می­شود، کسب می­کند و به یاری عقل فعال است که نفس آدمی می­تواند مراتب چهارگانه­ی خود را بپیماید و به مرحله­ی کمال برسد
(ابن­سینا، ۱۳۶۳، ج۲: ۱۶۱-۱۶۰)

[۱] ر.ک. صدرالمتالهین محمد شیرازی، الحکمه­المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، ج۳، ۴۱۸-۴۱۹ و ۵۱۳-۵۱۴ و شرح اصول کافی، (تهران، مکتبه­المحمودی، ۱۳۹۱ ق)، ۱۸-۲۰/ محمد علی تهانوی، موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، تحقیق علی دحروج، (بیروت، مکتبه لبنان ناشرون، ۱۹۹۶)، ج۲، ۱۱۹۴- ۱۲۰۱

[۲]صدرالدین محمد شیرازی، الحکمه المتعالیه فی اسفار العقلیه الاربعه، ص۴۱۹

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.