فایل ورد کامل تحقیق شعر طنز و معروف ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه ۴۲ صفحه در word


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل تحقیق شعر طنز و معروف ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه ۴۲ صفحه در word دارای ۴۲ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

لطفا نگران مطالب داخل فایل نباشید، مطالب داخل صفحات بسیار عالی و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

فایل ورد فایل ورد کامل تحقیق شعر طنز و معروف ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه ۴۲ صفحه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل تحقیق شعر طنز و معروف ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه ۴۲ صفحه در word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل تحقیق شعر طنز و معروف ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه ۴۲ صفحه در word :

بخشی از فهرست مطالب فایل ورد کامل تحقیق شعر طنز و معروف ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه ۴۲ صفحه در word

۱ بخش اوّل: شعر طنز    
۱-۱ کلّیات    
۱-۲ تعریف طنز    
-۱-۲ نگاهی به جایگاه طنز در ادبیّات پیش از مشروطیّت    
۲ بخش دوم: معروفترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه    
-۲-۱ ایرجمیرزا    
۲-۲ سیّد اشرفالدّین قزوینی( نسیم شمال)    
۲-۳ میرزاده عشقی    
۲-۴ عارف قزوینی    
۲-۵ میرزا علیاکبرخان دهخدا    
۲-۶ ادیبالممالک فراهانی    
۲-۷ ابوالقاسم لاهوتی    
۲-۸ ملکالشّعرای بهار    
۲-۹ فرّخی یزدی    
فهرست منابع    

بخشی از منابع و مراجع فایل ورد کامل تحقیق شعر طنز و معروف ترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه ۴۲ صفحه در word

کسروی، احمد (۱۳۸۵)، تاریخ مشروطه­ی ایران، تهران، مؤسسه­ی انتشارات نگاه

گلدمن، لوسین (۱۳۷۵)، فلسفه­ی روشنگری، ترجمه­ی شیوا (منصوره) کاویانی، تهران، فکر روز

لاهوتی، ابوالقاسم (۱۳۸۰)، دیوان کامل ابوالقاسم لاهوتی، با مقدّمه و تصحیح مجتبی برزآبادی فراهانی، تهران، اوستا فراهانی

مؤمنی، محمّدباقر (۱۳۵۲)، ادبیّات مشروطه (سخنرانی)، آمفی­تئاتر دانشکده­ی فنّی دانشگاه تهران، گلشایی

میرزاده عشقی، محمّدرضا (۱۳۵۰)، کلّیات مصوّر، تالیف و نگارش علی­اکبر مشیر سلیمی، تهران، امیرکبیر

ــــــــــــــــــــــــــ (۱۳۵۷)، دیوان میرزاده عشقی، به کوشش علی­اکبر مشیر سلیمی، تهران، انتشارات جاویدان

ـــــــــــــــــــــــــ (۱۳۲۹)، سال‌نامه­ی کشور ایران، تهران، اداره­ی انتشارات کشور ایران

آرین­پور، یحیی (۱۳۸۷)، از صبا تا نیما، تاریخ ۱۵۰ ساله­ی ادب فارسی، تهران، انتشارات زوّار

شفیعی کدکنی، محمّدرضا (۱۳۷۲)، مفلس کیمیافروش نقد و تحلیل شعر انوری، تهران، سخن

ـــــــــــــــــــــــــ (۱۳۸۰)، ادوار شعر فارسی از مشروطیت تا سقوط سلطنت، تهران، انتشارات علمی

خسروپناه، عبدالحسین (۱۳۸۹)، جریان­شناسی فکری در ایران، تهران، تعلیم ­و ­تربیب اسلامی

خیام نیشابوری (۱۳۷۳)، رباعیات خیام نیشابوری، با مقدّمه و تصحیح محمّدعلی‏ فروغی و قاسم غنی، تهران، ناهید

درودیان، ولی­الله (۱۳۸۴)، دهخدای شاعر، تهران، امبیرکبیر

 ۱ بخش اوّل: شعر طنز

۱-۱ کلّیات

طنز و علی­الخصوص شعر طنز از لطایف و ظرایف خاصّی برخوردار است. طنز، هجو، هزل و; گرچه دارای افتراقاتی هستند، امّا وجه اشتراکی، همچون لبخند آن­ها را به هم پیوند زده­ است. شوخی و خنده­ای که غالباً نه از سرِ بی­مسئولیتی و بی­خود شدن از خود پدید می­آید، بلکه عملی برآمده از تفکّری عمیق در دورن است. طنز ساختار­شکنی است و نویسنده در پیِ آن است تا با ایجاد یک فضای مبتنی بر تناقضات، سخن خود را بر پیکره­ی عقل و روح مخاطب حکّاکی کند

گرچه برخی ریشه­هایی قوی برای طنز مرسوم فعلی که صبغه­ای اجتماعی به خود گرفته ­است، در ادبیّات کلاسیک ایران قائل نیستند، امّا به هر تقدیر نمی­توان از لطافت­ها و زبردستی­های طنّازانه­ی بزرگان ادبی همچون حافظ، سعدی، مولانا و ; چشم­پوشی کرد. به نظر می­رسد که محقّقان بیشتر به دنبال طنز اجتماعی در آثار ادبی قدیم ایران هستند و کمتر به لطافت­های بیانِ شیوایِ شعرای حکیم ایران در تعلیم و تعلّم توجّه نموده­اند

سراج­الدّین قمری آملی (میان ۵۵۰ تا ۶۲۵ هجری) که نمونه­ای از طنزپردازان گمنام، امّا موفق قرن ششم و هفتم هجری قمری است در مثنوی «کارنامه»­ی خود، علل گرایشش به دایره­ی طنز را اینگونه توجیه­ می‌کند: معلوم است که آدمیزاد را از عالم غیب که آن‌را امر می­گویند و از عالم شهادت که آن را خَلق می‌گویند، آفریدند. یکی عالم روح است و دیگری عالم جسم. چنانکه شاعر اشارت کرده­است و گفته: «ترا از دو عالم بر آورده­اند». هرچه در عالم جدّ است بیشتر از عالم نفسانی است و هر چه در عالم هزل است از نتایج جسم است و ابّهت مردم را از آن­که گاه­گاه طیران طبع بیشتر به سوی هزل باشد و بد نیست که گفته: «جد همه ساله خون مردم بخورد». و نیز به تجربه معلوم شد که مردم هزل را بیشتر خریداری می­کند که جدّ را، خاصه در این روزگار و اهتزاز و نشاطی که از هجو زایَد، بیشتر از آن است که از مدح خیزد. زیرا که اغلب مردم مستحقّ نکوهشند. چون مردم را هجو گویی «وضع الشیء فی موضعه» باشد و لذّت عبارت است از ادراک چیزی ملایم و موافق. پس چون هجوِ مردم گویی، حقّ به مستحقّ رسانیده­باشی و کسی که سامع بود چیزی موافق ادراک کرده باشد، لذّت خوشتر».  (فرجیان،۱۳۷۰، ص ۷۹۹)

از همین‌رو در این بخش، سعی داریم تا نگاهی بر پیشینه­ی طنز در ادبیّات ایران داشته ­باشیم و تعریفی جامع از مبنا و مفهوم طنز ارایه دهیم و از این طریق، به موضوع طنز در عصر مشروطه  بپردازیم

۱-۲ تعریف طنز

طنز (Satire) یا حدّ اقل طنز اجتماعی در ادبیّات ایران، پدیده­ای ناآشنا به حساب نمی­آید و در آثار عبید زاکانی و حافظ، گونه­های مختلفی از آن دیده ­می­شود

ارائه­ی تعریف دقیق، جامع و مانع برای طنز، چندان آسان به نظر نمی­رسد. این دشواری از یک طرف به علّت ماهیت، ساختار و کارکرد پیچیده­ی آن است و از طرف دیگر به مرزِ باریک و عموماً لغزنده­ی این مفهوم با مفاهیم مشابه آن همچون هزل، هجو، فکاهی و; مربوط می­شود. از سوی دیگر، تعیین معادل­های مناسب فارسی برای این حوزه­ی وسیع واژگانی، کار تعریف و تعیین چارچوب برای این مفهوم را با آشفتگی و سردرگمی روبه­رو ساخته­است. برای مثال، واژه­ی انگلیسی Satire در ترجمه­ی فارسی، معادل­های گوناگونی، همچون هجو، هزل و طنز را پذیرفته­است

استعمال کلمه­ی طنز برای انتقادی که به صورت خنده­آور و مضحک بیان شود، در فارسی معاصر سابقه­ی طولانی ندارد. هر چند که طنز در تاریخ بیهقی و دیگر آثار قدیم زبان فارسی، به کار رفته­است، ولی استعمال وسیعی به معنی فعلی کلمه و یا بهتر بگوئیم معنی Satire اروپایی نداشته ­است. کلمه­ی Satire که از زبان یونانی می­آید، در اکثر زبان­های اروپایی معنای واحدی دارد و اصولاً به آثار طنز­آمیز و انتقادی اطلاق می­شود. در فارسی، عربی و ترکی، کلمه­ی واحدی که دقیقاً این معنی را در هر سه زبان برساند، وجود نداشته ­است. سابقاً در فارسی، «هجو» به کار برده­ می­شد که بیشتر جنبه­ی انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبه­ی غیرمستقیم و طنز­آمیز بودن «ساتیر» را دارا نیست و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. هجو ضدّ مدح است و اصولاً صراحت لفظی که در آن است، نمی­تواند نظیر لحن طنز­آمیزِ «ساتیر» باشد. در فارسی «هزل» را نیز به کار برده­اند که ضدّ «جدّ» است و بیشتر جنبه­ی مزاح و مطایبه دارد. (جوادی، ۱۳۸۴، ص ۱۱) سعدی می­گوید

به مزاحت نگفتم این گفتار

هزل بگذار و جدّ از او بردار

به تعبیر آرین­پور آن نوع ادبی که در زبان غربی Satire نامیده­ می­شود و در فارسی طنز اصطلاح شده است، عبارت از روش ویژه­ای در نویسندگی است که ضمن دادن تصویری هجو­آمیز از جهات زشت و منفی و ناجور زندگی، معایب و مفاسد جامعه و حقایق تلخ اجتماعی را به صورت اغراق­آمیز، یعنی زشت­تر و بد ترکیب­تر از آنچه هست، نمایش می­دهد تا صفات و مشخّصات آن­ها روشن­تر و نماین­تر جلوه کند و تضادّ عمیق وضع موجود، با اندیشه­ی یک زندگی عالی آشکار گردد. بدین ترتیب قلم طنزنویس با هر چه که مرده و کهنه و واپس مانده­است و با هر چه که زندگی را از ترقّی و پیشرفت باز می­دارد، بی­گذشت و اغماض مبارزه­می­کند. (آرین­پور، ۱۳۸۷، ص ۳۶)

 -۱-۲ نگاهی به جایگاه طنز در ادبیّات پیش از مشروطیّت

طنز، هجو و هزل را نمی­توان از ادبیّات غنی فارسی مُنفکّ ساخت. بسیاری از سروده­های شعرای مطرح ادب فارسی، دارای لطایف طنزی هستند. هر چند که کمتر در شعر کلاسیک فارسی، سروده­ای به طور کامل طنزگونه بوده­است

در ادبیّات فارسی، به ‏خصوص در میان آثار داستانی، اثری که سرتاسر طنز باشد، مثل برخی از آثار ادبی فرنگی‏ نداریم، امّا در لابه‏لای آثار، حتّی در میان شاهکارها، به قطعه‏های طنزآمیز زیبایی بر می‏خوریم. ادبیّات ما سرشار از مضامین طنز­آور است و در متون نظم و نثر فارسی، بسیاری از شعرا از جمله خاقانی، سنایی، انوری، جامی، سعدی، حافظ و عبید زاکانی، از نوعی از طنز که ­می­تواند ملیح و با ظرافت بیان شود و یا به صراحت و بی­پروایی تکیه کند وجود دارد. به عنوان مثال در طنزهای حافظ، نوش و نیش همراه ­است. طنز باید متوجّه نابسامانی‏های اجتماعی باشد و طنز حافظ نیز از این قاعده مستثنی نیست

زمانه­ی حافظ، زمانه‏ای است پر از تزویر و ریاست. شاه، وزیر، عالم، فقیه و زاهد، همه در کار ریایند و ریاکار. در این میان‏ زاهد بیشتر از همه هدف کنایه‏های حافظ است. حافظ زاهد را محور و سمبل ریاکاری قرار می‏دهد. حکّام و فرمانروایان هم ریاکاری می‏کنند، امّا خریدار ریای حاکم و فرمانروا را هم همان زاهد ریاکار است. این‏ است که حافظ زاهد را بیش از همه ­می‏کوبد. امّا چنین‏ نیست که طنزهای او همیشه متوجّه مسایل اجتماعی‏ باشد. گاهی معشوق هم، معشوقی که تجاهل می‏کند و عشّاق فراوان خود را نادیده­ می‏گیرد، موضوع طنز وی قرار می‏گیرد. سعدی نیز استاد طنز است

ایرج پزشکزاد در کتاب «طنز فاخر سعدی» چهره­ای را از سعدی به ما می­نمایاند که با آنچه ما از وی به عنوان یک شیخ نصیحت­گر، در ذهن داریم متفاوت است و به­ ویژه بر اساس حاصل یک پژوهش، مطرح می‌سازد که نویسندگان و منتقدین غربی، سعدی را یک طنزپرداز برجسته ­می­شناسند. طنز سعدی طنزی است ساده و در خدمت پند و اندرز. در گلستان می­خوانیم

دست و پا برهنه­ای، هزارپایی را بکشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت سبحان­الله ! با هزار پای که داشت، چون اجلش فرارسید، از بی­دست­وپایی گریختن نتوانست

و یا در جای دیگر می­خوانیم: یکی از ملوک بی­انصاف، پارسایی را پرسید: از عبادت­ها کدام افضل­ است؟ گفت: ترا خواب نیم­روز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری!

یکی دیگر از نمونه­های طنز­پردازی در ادبیّات پیش از مشروطه، مربوط به عبید زاکانی است. عبید با زبانی شیرین و ساده در بیشتر آثار خود، عموم طبقات اجتماعی‏ زمان را مورد نقد قرار داده­است. دورویی، نان به نرخ روز خوردن، سخن نه براساس حقّ، بلکه در راستای غرض‏ها و منافع شخصی و به­منظور خوش­آمدن زبردستان گفتن، در تمام دوره­ی عبید امری است‏ ساده و عادی؛ درست به همین سادگی که در حکایت زیر از او می‏خوانیم

«سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادنجان بورانی پیش‏ آوردند، خوشش آمد. گفت: بادمجان طعامی است خوش، ندیم در مدح‏ بادمجان فصلی پرداخت. ‏[سلطان‏] چون سیر شد، گفت: بادمجان مضّر­ چیزی است و ندیم باز در مضرّت بادمجان مبالغی تمام کرد. سلطان‏ گفت: ای مردک! نه این زمان مدحش می‏گفتی؟[ندیم‏] گفت: من ندیم‏ تواَم، نه ندیم بادمجان؛ مرا چیزی می‏باید گفت که تو را خوش آید، نه‏ بادمجان را.» (عبید زاکانی، ۱۹۹۹، ص ۲۳۳)

عبید نیز هدف خود را از بیان هزل، انتقادی جدّی می‏داند از اخلاق نکوهیده­ی مردمی که در دوره­ی‏ وحشت‏زای چنگیز و اعقابش، به انواع مفاسد و رذیلت‏ها تن داده و تا دیرزمانی آن تأثیرات را بر فرزندانشان به یادگار گذارده‏اند

انوری نیز که به قول جامی، یکی از سه پیامبر شعر فارسی است‏، مانند خلف خود، عبید زاکانی، چون‏ در زمانه خریداری برای علمش نیافت، به هزّالی روی آورد تا دادِ خود را از کهتر و مهتر بستاند. در آثار او زیباترین نمونه‏های اشعار انتقادی ادب فارسی را می‏توان دید. به­راستی «انوری در تصویر کاریکاتوری بعضی افراد و اشیا،  الحقّ استادی است بی‏بدیل.» (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۲، ص ۵۱) برای نمونه در قطعه­ی زیر وضع جامعه‏ای که در آن، مردم را به اتّهام‏های واهی می‏گرفتند و گرفتار می‏کردند و می‏کشتند، بهتر از این نمی‏توان ترسیم کرد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.