فایل ورد کامل تحقیق خودکشی و رویکردهای خودکشی ، شخصیت و نظریه‏های روانشناسی شخصیت ۹۷ صفحه در word


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل تحقیق خودکشی و رویکردهای خودکشی ، شخصیت و نظریه‏های روانشناسی شخصیت ۹۷ صفحه در word دارای ۹۷ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

لطفا نگران مطالب داخل فایل نباشید، مطالب داخل صفحات بسیار عالی و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

فایل ورد فایل ورد کامل تحقیق خودکشی و رویکردهای خودکشی ، شخصیت و نظریه‏های روانشناسی شخصیت ۹۷ صفحه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل تحقیق خودکشی و رویکردهای خودکشی ، شخصیت و نظریه‏های روانشناسی شخصیت ۹۷ صفحه در word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل تحقیق خودکشی و رویکردهای خودکشی ، شخصیت و نظریه‏های روانشناسی شخصیت ۹۷ صفحه در word :

بخشی از فهرست مطالب فایل ورد کامل تحقیق خودکشی و رویکردهای خودکشی ، شخصیت و نظریه‏های روانشناسی شخصیت ۹۷ صفحه در word

۱- سرشت‏ و ‏منش    
۱-۱- شخصیت    
۱-۲- خصوصیات افراد با شخصیت سالم    
۱-۳- عوامل بوجود آورنده شخصیت:    
۱-۴- دیدگاه‏های قدیمی‏در حوزه شخصیت:    
۱-۵- نظریه‏های روانشناسی شخصیت:    
۱-۶- ساختار زیستی در سیستم های مغزی رفتاری :    
۱-۷- ابعاد سرشت عبارتند از:    
۱-۸- ابعاد منش عبارتند از:    
۲- خودکشی    
۲-۱- تعاریف خودکشی    
۲-۲- رویکردهای خودکشی    
۲-۳- علت شناسی خودکشی    
۲-۴- انواع خودکشی    
۲-۵- عوامل مرتبط با خودکشی    
۳-    پیشینه تحقیقاتی در خصوص شخصیت و خودکشی    
۴- جمع بندی و نتیجه‏گیری    
منابع    

بخشی از منابع و مراجع فایل ورد کامل تحقیق خودکشی و رویکردهای خودکشی ، شخصیت و نظریه‏های روانشناسی شخصیت ۹۷ صفحه در word

کاویانی،حسین،۱۳۸۴، اعتباریابی و هنجارسنجی پرسشنامه سرشت و منش کلونینجر TCI در جمعیت ایرانی ، مجله دانشگده پزشکی ، دانشگاه علوم پزشکی تهران، سال ۶۳، شماره۲، صفحات ۹۸-

کاویانی، حسین، هنجارسنجی پرسشنامه سرشت و منش (TCI)در طبقات سنی-جمسی:یافته‏های تکمیلی، مجله دانشکده پزشکی،دانشگاه علوم پزشکی تهران، دور۶۷ ، شماره ۴، تیر۱۳۸۸، صفحات ۲۶۶-۲۶۲

کاویانی، حسین؛ رحیمی، پریسا، ۱۳۸۱، مسئله گشایی در بیماران افسرده اقدام کننده به خودکشی، مجله اندیشه و رفتار، سال هفتم، شماره ۴، بهار ۱۳۸۱

کاویانی،حسین، ۱۳۸۱، مسئله گشایی در بیماران افسرده اقدام کننده به خودکشی ، مجله اندیشه و رفتار، شماره ۴، بهار

انیسی ، جعفر؛ فتحی آشتیانی، علی؛ سلطانی نژاد، عبدا;؛ امیری، ماندانا ،۱۳۸۵، بررسی شیوع افکار خودکشی و عوامل مرتبط با آن در میان سربازان،مجله طب نظامی، سال ۸، شماره ۲، صفحات ۱۱۸-

متینی صدر، محمدرضا؛ کرمی نیا، رضا؛ گلزاری، محمود؛ و همکاران، ۱۳۸۸، عوامل موثر در انسجام گروهی و ارتباط آن‏ها با پرخاشگری و افکار خودکشی در سربازان وظیفه، مجله طب نظامی، دروه ۱۱، شماره ۴، صفحات ۲۴۲-۲۳۷، زمستان ۱۳۸۸

محسنی، منوچهر،۱۳۶۶، انحرافات اجتماعی. تهران: انتشارات مروی

محمد خانی، پروانه ، ۱۳۸۳، همه گیر شناسی افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در دختران مناطق پر خطر ایران، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی ، سال چهارم ، شماره ۱۴

بیان زاده ، سید اکبر ،۱۳۸۳، بررسی اثربخشی درمان شناختی – رفتاری ، مذهبی فرهنگی در بهبود مبتلایان به اختلال وسواسی – جبری، مجله دانشگاه علوم پزشکی ایران، سال یازدهم ، شماره

بیرامی، منصور؛ اقبالی، علی؛ قلیزاده؛ حسین، ۱۳۹۱، تعامل عامل های شخصیتی با علایم افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در بین دانشجویان، مجله پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز ، دوره ۳۴ ، شماره ۱ ، صفحات ۳۴-۲۸

۱- سرشت‏ و ‏منش

۱-۱- شخصیت

به نظر اتکنسیون[۱] و هیلگارد[۲] (۲۰۰۱) شخصیت عبارت است از الگوهای معینی از شیوه‏های تفکر که نحوه سازگاری شخص را به محیط تعیین می‏کند

در فرهنگ توصیفی علوم‏ تربیت، شخصیت این‏گونه تعریف شده است: مجموعه صفاتی که با ثبات نسبی در یک فرد وجود دارد و به دیگران اجازه می‏دهد ‏تا بتواند رفتار او را از دیگران متمایز سازد (فراهانی و همکاران، ۱۳۸۳).شخصیت، مجموعه‏ای از جنبه‏های بدنی، عادات، تمایلات، حالات، افکار و رفتارهایی است که در فرد به صورت خصوصیات و صفاتی نسبتا پایدار در آمده است و به صورت یک کل واحد عمل می‏کند (حسینی، ۱۳۸۷)

پروین (۲۰۰۱) ضمن برشماری چند فرض مشخص درباره ماهیت شخصیت، شخصیت را آن دسته از ویژگی‏های فرد یا افرادی می‏داند که الگو‏های ثابت رفتاری آن‏ها را نشان می‏دهد.این فرض‏ها عبارت است از

ارگانیسم انسان خصوصیاتی متفاوت از سایر‏گونه‏ها دارد و این تفاوت‏ها در مطالعه شخصیت، اهمیت خاصی دارد

رفتار انسانی پیچیده است و درک شخصیت انسان ایجاب می‏کند که به این پیجیدگی‏های رفتاری توجه شود

رفتار همیشه آن نیست که به نظر می‏آید و بین یک رفتار و علل آن رابطه ثانی وجود ندارد

همیشه از عواملی که رفتار ما را تعیین می‏کنند، آگاه نیستیم و یا آن‏ها را تحت کنترل نداریم (به نقل از روبینز[۳] و همکاران، ۲۰۰۲)

شخصیت عبارت است از مجموعه ویژگی‏های جسمانی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‏کند (کریمی، ۱۳۸۵)

شخصیت افراد منحصر به فرد است، اما شخصیت افراد مختلف دارای وجوه اشتراک نیز هست.هم‏چنین شخصیت فرد بالغ نسبتاً ثابت باقی می‏ماند اما دو عامل رشد و تجربه می‏توانند آن را تغییر دهند (حسینی،۱۳۸۷)

شخصیت هر فرد کل خصایص بدنی، ذهنی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی اعم از موروثی و اکتسابی هستند که او را به‏طور آشکار از دیگران مشخص می‏کند. شخصیت ایستا نیست بلکه پویا یا پیوسته در حال تغییر است. وقتی از شخصیت فرد سخن می‏گوییم به‏یکتا و بی‏نظیر بودن او توجه داریم، زیرا دو فرد هم شخصیت نمی‏توان یافت. در واقع، شخصیت فرد همان است که او با ضمیر((من)) یا کلمه ((خود)) از آن تعبیر می‏کند و منظور از شناخت شخصیت فرد، شناخت ترکیب و سازمان رفتار او به صورت تمامی ‏و کلیت است (فراهانی، ۱۳۸۳)

شخصیت در اصطلاح عامه معانی متعدد دارد. یکی از آن معنی هیبت است. از این رو کسی که می‏تواند نظر و اراده خود را به گروهی از افراد‏ تحمیل کند، آدمی ‏با شخصیت به شمار می‏رود. معنی رایج دیگر شخصیت، هر نوع صفت اخلاقی برجسته‏ای است (مانند شجاعت اخلاقی، قوت اراده، مناعت طبع، و ;.) که سبب امتیاز فرد می‏گردد ‏تا آن‏جا که‏ او را به‏خصوص به آن صفت می‏شناسند و به خاطر آن صفت می‏ستایند. واژه شخصیت در اصطلاح، بلندی مقام را هم می‏رساند، چنآن‏چه گفته می‏شود ((‏شخصیت‏های علمی‏))، ((‏شخصیت‏های مملکتی)). کلمات ((اخلاقی)) و ((حقوقی)) که بر شخصیت اضافه می‏شوند معانی تازه‏ای به آن می‏دهند. اما شخصیت از نظر فلسفی بیشتر به جوهر مجردی اطلاق می‏شود که مستقل از بدن و حاکم بر آن پنداشته شده است و معمولاً با واژه‏های ((روان))، ((نفس))، ((روح)) و نظایر آن تعبیر می‏شود. اما تعریف شلدون[۴] که تعریفی کلی، جامع و مانع به نظر می‏رسد این است: شخصیت سازمان پویای (زنده) جنبه‏های ادراکی، انفعالی، ارادی و بدنی (شکل بدن و اعمال حیاتی بدن) فرد است (سیاسی، ۱۳۸۱)

هریک از ما به نوعی روانشناس شخصیت هستیم یعنی معمولا در مورد دیگران حدس‏هایی می‏زنیم، از اصطلاحاتی برای توصیف و تفکیک آن‏ها استفاده می‏کنیم و قوانینی برای درک و پیشن‏بینی رفتار‏هایشان داریم. اگر چه این اصول و برداشت‏ها را به ندرت برداشت می‏کنیم، ولی در تفکر ما رسوخ می‏کند و بر رفتارمان اثر می‏گذارند. در برخورد با افراد آن‏ها را با اصطلاحات مربوط به شخصیت توصیف می‏کنیم و براساس ارزیابی از شخصیت آن‏ها، به این قضاوت زودرس می‏نشینیم که آن‏ها را دوست داریم یا نه. تعامل با دیگران تا حدی تحت تاثیر انتظاری است که از آن‏ها داریم، این انتظار از برداشت از شخصیت آن‏ها به وجود می‏آید. این امر هم در تصمیمات کوچکی که می‏گیریم و هم در تصمیمات عمده‏تر زندگی که در ارتباط با دیگران مصداق پیدا می‏کند. با این وصف به ندرت چهارچوب مورد استفاده را ابراز می‏کنیم و آن را برای بررسی جدی تر بر‏ملا می‏سازیم. در جریان زندگی روزانه ‏از نظریه‏های خود در مورد شخصیت استفاده می‏کنیم ولی آن‏ها را به بوته‏ی آزمایش نمی‏گذاریم (گروسی،۱۳۸۰)

عوامل ایجاد کننده‏ی شخصیت دو دسته‏اند. عوامل وراثتی که به وجود آورنده‏ی ویژگی‏های جسمی هستند، عوامل محیطی که زمینه‏ساز رشد و توسعه‏ی جنبه‏های وراثتی و ایجاد کننده‏ی بسیاری از خصوصیات اکتسابی شخصیت می‏باشند

سنگ بنای اولیه شخصیت از هنگامی ‏گذاشته می‏شود که‏ یک اسپرم ماتوزوئید (سلول جنسی نر) با یک اوول (سلول جنسی ماده) ترکیب می‏شود و سلول تخم را به وجود می‏آورد. هر سلول تخم حاوی ۲۳ کرموزم از پدر است که این کرموزم‏ها از طریق ژن‏هایی که روی آن‏ها قرار دارند ناقل صفات ارثی مختلف والدین به فرزندان هستند. از این ۲۳ جفت کرموزوم، تنها جفت آخر تعیین کننده‏ی جنسیت است. این جفت آخر در مردان به صورت XY و در زنان به صورت XX خوانده می‏شود. بدین ترتیب نخستین تمایز شخصیت که جنسیت در مرد و زن است با ترکیب خاص کرموزمی مشخص می‏شود (کریمی، ۱۳۸۵)

ژن‏ها که در واقع انتقال دهنده‏ی صفات هستند، بسیار با ثبات‏اند ‏تنها جهش و تغییرات حاد محیطی قادرند در ژن‏ها تغییر ایجاد کنند

دستگاه عصبی انسان از طریق تکانه‏های عصبی اداره کننده‏ی فعالیت‏های انسان هستند و می‏توانند در تفاوت میان شخصیت‏ها مؤثر باشند. پاولوف[۵] فیزیولوژیست مشهور روسی تفاوت‏های فیزیولوژیست را بر حسب فرایند‏های برانگیختگی و بازداری توجیه کرده است. به عقیده ‏او اگر برانگیختگی و بازداری هر دو متحرک و پرنوسان باشند، شخصیت حاصله، مزاج دموی خواهد بود، اگر هر دو فرآیند متعادل و راکد باشد، شخصیتی که به وجود می‏آید مزاج صفراوی خواهد بود، اما در مورد نظر پاولوف در مورد شخصیت‏های انسانی جای بحث و تردید است. نقش هورمون‏های گوناگون در تعیین و شکل دهی شخصیت به سایر حائز اهمیت است. این هورمون‏ها که ترشحات غدد درون ریز هستند، کنترل رشد جسمی ‏و حتی خلق و خوی ایشان را به عهده دارند و بسیاری از رفتارهای افراد و دچار شدن به بیماری‏های روانی و جسمی تحت تاثیر همین هورمون‏ها می‏باشند (کریمی، ۱۳۸۵)

۱-۲- خصوصیات افراد با شخصیت سالم

می‏تواند و می‏خواهد مناسب سن خود مسئولیت‏هایی را به عهده بگیرد

از تجربه‏های موفقش لذت می‏برد

علاقمند است مسئولیت‏های نقش‏های خود را در زندگی بپذیرد

به مسائل و مشکلاتی که مستلزم حل هستند می‏تازد

از برطرف کردن موانع خوشبختی لذت می‏برد

با حداقل نگرانی، تعارض و اندرزجویی تصمیم می‏گیرد

برسر انتخابش می‏ایستد مگر این که متقاعد شود که انتخابش نادرست بوده است

از پیشرفت‏های واقعی بیش از پیشرفت‏های خیالی رضایت دارد

می‏تواند ‏تفکر را به عنوان دستور کار، به وسیله تعویق انداختن کار یا گریز از کار به‏کار ببرد

به جای توجیه شکست‏ها از آن‏ها یاد می‏گیرد

موفقیت‏هایش را بزرگ جلوه نمی‏دهد یا آن‏ها را به حوزه‏های نامربوط شامل نمی‏کند

می‏داند هنگام کارکردن چگونه کار کند و موقع بازی کردن چگونه بازی کند

می‏تواند به موقعیت‏های زیان آور ((نه)) بگوید

می‏تواند به موقعیت‏هایی که نهایتاً به او کمک می‏کند ((آری)) بگوید

می‏تواند هنگامی‏که به حقوقش تجاوز می‏شود مستقیماً اظهار خشم کند

می‏تواند مستقیماً و با میزان و نوع خاص، مهرورزی کند

می‏تواند درد و ناکامی هیجانی را در صورت لزوم‏تحمل کند

می‏تواند با مشکلات مواجهه شود و با آن‏ها کنار آید

می‏تواند انرژی خود را روی هدف مهم متمرکز کند (شعاری نژاد، ۱۳۷۳)

۱-۳- عوامل بوجود آورنده شخصیت

چون شخصیت را می‏توان مجموعه ویژگی‏های جسمانی، روانی و رفتاری در افراد در نظرگرفت، پس عواملی که به‏وجود آورنده این ویژگی‏‏ها است ساخته وراثت و بخش دیگر آن زاینده عوامل اجتماعی یا محیط است. تعیین این‏که کدام یک از این دو عامل نقش مهم‏تری در ایجاد شخصیت دارند، کار غیر ممکنی است. اما بدیهی است که شخصیت هر فرد حاصل تعامل و تأثیر متقابل هر دو عامل است. بدین معنی که از یک سو عوامل محیطی در چهار چوب امکانات و محدودیت‏های فیزیولوژیکی و ساختار توارثی تأثیر می‏کنند و از سوی دیگر توانائی‏های بالقوه که عمدتاً محصول توارث هستند هنگامی می‏توانند شکوفا شوند و از قوه به فعل در آیند که محیط مناسبی برای شکوفا شدن داشته باشند (روبینز[۶]، ۲۰۰۲)

[۱] – Etecsion

[۲] – Hiligard

[۳] – Robins

[۴]– Sheldon

[۵]– paoloof

[۶]-Robins

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.