فایل ورد کامل تحقیق دیدگاه های ماقبل مدرن و عصر مدرن در باب عدالت و نابرابری و دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری ۵۰ صفحه در word


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل تحقیق دیدگاه های ماقبل مدرن و عصر مدرن در باب عدالت و نابرابری و دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری ۵۰ صفحه در word دارای ۵۰ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

لطفا نگران مطالب داخل فایل نباشید، مطالب داخل صفحات بسیار عالی و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

فایل ورد فایل ورد کامل تحقیق دیدگاه های ماقبل مدرن و عصر مدرن در باب عدالت و نابرابری و دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری ۵۰ صفحه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل تحقیق دیدگاه های ماقبل مدرن و عصر مدرن در باب عدالت و نابرابری و دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری ۵۰ صفحه در word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل تحقیق دیدگاه های ماقبل مدرن و عصر مدرن در باب عدالت و نابرابری و دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری ۵۰ صفحه در word :

بخشی از فهرست مطالب فایل ورد کامل تحقیق دیدگاه های ماقبل مدرن و عصر مدرن در باب عدالت و نابرابری و دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری ۵۰ صفحه در word

۱-دیدگاه صاحبنظران    
۱-۱-پیشسقراطیان :    
۱-۱-۱-هرقلیطوس (هراکلیتوس)    
۲-۱-۱-سوفسطاییان    
۲-۱-سقراط    
۳-۱-افلاطون    
۴-۱-ارسطو    
۵-۱-رواقیون    
۶-۱-اپیکوریان    
۷-۱-قرون وسطی    
۸-۱-آگوستین    
۹-۱-توماس هابز    
۱۰-۱-اسپینوزا    
۱۱-۱-هیوم    
۱۲-۱-روسو    
۱۳-۱-کانت    
۱۴-۱-هگل    
۱۵-۱-فایدهگرایان یا اصحاب اصالت فایده    
۳-۱-۱-جرمی بنتهام    
۴-۱-۱-جان استوارت میل    
۵-۱-۱-هنری سیجویک    
۱۶-۱-کارل مارکس    
۱۷-۱-نظریههای کلاسیک جامعه شناسی آموزش و پرورش در ارتباط با نابرابری    
۶-۱-۱-نظریه کارکردگرایی
۷-۱-۱-نظریه حساب سیاسی    
۸-۱-۱-نظریهی سرمایه انسانی    
۹-۱-۱-نظریه مارکسیستی    
۱۸-۱-نظرهای معاصر در جامعه شناسی آموزشوپرورش در ارتباط با نابرابری    
۱۰-۱-۱-نظریه انتقادی    
۱۱-۱-۱-نظریههای بازتولید    
۱۲-۱-۱-نظریهی مقاومت    
۱۹-۱-دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری    
۱۳-۱-۱-فارابی    
۱۴-۱-۱-خواجه نصیرالدین طوسی    
۱۵-۱-۱-غزالی    
۱۶-۱-۱-راغب اصفهانی    
۱۷-۱-۱-علامه طباطبایی    
۱۸-۱-۱-امام خمینی (ره)    
۱۹-۱-۱-شهید صدر    
۲۰-۱-۱-شهید مطهری    
۲-پیشینهی پژوهش    
۲۰-۱-پیشینهی پژوهشهای کیفی    
۲۱-۱-پیشینهی پژوهشهای کمّی    
۳-پیشینهی پژوهشهای خارجی    
۴-باهمنگری    
۵-منابع و مآخذ    

بخشی از منابع و مراجع فایل ورد کامل تحقیق دیدگاه های ماقبل مدرن و عصر مدرن در باب عدالت و نابرابری و دیدگاه اندیشمندان و فیلسوفان مسلمان در باب عدالت و برابری ۵۰ صفحه در word

 

راسل، برتراند. (۱۳۹۰). تاریخ فلسفه غرب. ترجمه دریابندری، نجف.تهران: انتشارات کتاب پرواز

الحسینی، سید حسن. (۱۳۸۹). “مساله برابری در آموزش و پرورش”. ماهنامه آیین. شماره ۳۲ و ۳۳

دهقان، حسین. (۱۳۸۱). “بازتولید طبقات اجتماعی در نظام آموزشی”. فصلنامه پژوهش فرهنگی. سال هفتم، شماره۴

ــــــــــــــ (۱۳۸۳). “انواع نابرابری­های آموزشی”. ماهنامه رشد آموزش علوم اجتماعی. شماره ۲۴

بشیریه، حسین. (۱۳۸۲). “دیباچه­ای بر فلسفه عدالت”. فصلنامه ناقد. شماره ۱

فریره، پائولو. (۱۳۵۶). فرهنگ سکوت. ترجمه­ شریعتمداری، علی. تهران: انتشارات شرکت سهامی خاص

ــــــــــــــ (۱۳۵۸ ). آموزش ستمدیدگان. ترجمه بیرشک، احمد. تهران: انتشارات خوارزمی

ــــــــــــــ (۱۳۶۳). آموزش در جریان پیشرفت. ترجمه بیرشک، احمد. تهران: انتشارات خوارزمی

ــــــــــــــ (۱۳۶۸). آموزش شناخت انتقادی. ترجمه کاویانی، منصوره. تهران:  انتشارات آگاه

شریعتمدار جزایری، سید نورالدین. (۱۳۸۶). “آزادی و عدالت در اندیشه امام خمینی”. فصلنامه علوم سیاسی. شماره ۵

شریعتمداری، علی. (۱۳۸۱). جامعه و تعلیم تربیت مبانی تربیت جدید. تهران: انتشارات امیرکبیر

ایرانپور، ماه­منیر. (۱۳۹۱). آسیب‌شناسی فعالـیت‌های پرورشی مدارس و نهاد امـور تربیتی در دبیرستان‌های شیراز. پایان نامه‌ی دوره‌ی کارشناسی­ارشد. شیراز: دانشگاه شیراز

کریمی، عبدالعظیم. (۱۳۸۳). رویکردی نمادین به تربیت دینی با تأکید برروش‌های اکتشافی. تهران: انتشارات قدیانی

ــــــــــــــ (۱۳۸۵). آموزش به مثابه پرورش. تهران: انتشارات پژوهشکده‌ی تعلیم و تربیت

کناری­زاده، عبدالعلی. (۱۳۸۵). “مفهوم عدالت از نگاه برخی فیلسوفان اسلامی و غرب”. مجله دانش­پژوهان. شماره ۸ پایگاه اطلاع­رسانی حوزه

نوذری، حسینعلی. (۱۳۸۴). نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت در علوم اجتماعی و انسانی. تهران: انتشارات آگاه

نوغانی، محسن. (۱۳۸۲). “آموزش­وپرورش و بازتولید فرهنگی”. نشریه علوم اجتماعی: رشد آموزش علوم اجتماعی. شماره ۲۲

بررسی دیدگاه صاحب­نظران و پیشینه

کوپر[۱] سه روش را برا ی مرور ادبیات پژوهش بیان نموده است

مرور تجمیعی یا تلفیقی[۲]که در آن خلاصه‌ی نتا یج تحقیقات پیشین ارائه می‌گردد

مرور نظر ی[۳]‌که پژوهش‌گر به تئور‌ی‌های موجود در رابطه با موضوع مورد مطالعه می‌پردازد

‌مرور روش‌شناختی[۴]که محقق به معانی و روش‌های مورد استفاده‌ی پژوهش‌گر ان پیشین اشاره می‌کند ( نقل از کرسول،‌۲۲-۲۱ :‌۱۹۹۴)

 با توجه به بررسی­های انجام شده، پژوهشی تاکنون در رابطه با استخراج مولفه­های نابرابری آموزشی صورت نگرفته بود و آن­چه موجود بود تنها به نابرابری­ها و بی­عدالتی­ها در نظام آموزشی به­صورت کمّی و کیفی پرداخته بودند که در ذیل به آن­ها اشاره شده است

در این پژوهش در هر دو بخش پشینه­های کیفی و کمّی از روش تجمیعی یا تراکمی استفاده شده است

در این مقاله پس از ارائه‌ی دیدگاه‌ برخی از صاحب‌نظران، ادبیات پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند و پاره‌ای از پژوهش‌های صورت گرفته در این حوزه ارائه شده است

در بررسی تاریخچه­ی برابری و نابرابری به مفهوم عدالت در تاریخ می­رسیم. مفهوم عدالت اساسی­ترین مفهوم در فلسفه­ی اخلاق، سیاست و حقوق است. پرسش­های گوناگونی که درباره‌ی اعمال و رفتار و شیوه­ی صحیح زندگی و همچنین حقوق و تکلیف و تعهدات افراد در عرصه­های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دولت­ها مطرح می­شود، همگی در ذیل مفهوم عدالت قرار می­گیرند. همچنین ایجاد تعادل میان اهداف مختلف زندگی انسان­ها مانند شادی، فضیلت، رفاه، معرفت و نیز ایجاد تعادل میان خواست­ها و غایات عمومی و بهره‌برداری متعادل از ثروت و شیوه توزیع آن جزیی از بحث عدالت به شمار می­رود. با این‌حال بحث عدالت صرفاً نظری نیست، بلکه اساساً معطوف به عمل است

مبحث عدالت در همین معنای عملی­تر خود با مقولات و مفاهیمی مانند برابری، اخلاق، انصاف و آزادی در می­آمیزد.از این­رو مفهوم عدالت در معنای گسترده آن با همه­ی مفاهیم و ارزش­هایی که برای انسان ارزشمند و ارجمندند، پیوندی ناگسستنی دارد. آدمیان در همه­ی جوامع همواره در متن برداشتی از عدالت به سر می­برند و در همین متن است که شیوه­ی زندگی، ارزش­ها، هنجارها و روابط آنها معنا می‌یابند (بشیریه، ۱۳۸۲)

در تاریخ پرفرازونشیب و پیچیده­ی تفکر درباره­ی عدالت و مقولات آن مانند برابری، آزادی و غیره نخست به دیدگاه­های ماقبل مدرن درباره­ی عدالت یعنی دیدگاه­های پیش­­سقراطیان، سوفسطاییان، افلاطون، ارسطو و غیره می­رسیم و سپس بر دیدگاه­های عصر مدرن مروری خواهیم داشت. چنان­چه می­دانیم از دیدگاه­های فیلسوفان پیش از سقراط منابع زیادی در دست نیست؛ از این­رو نمی­توان قاطعانه مبحث عدالت را در زمان پیش­سقراطیان به گونه­ای شایسته بررسی کرد و پیرامون این مبحث به نتیجه­ای دقیق دست‌یافت. اما یقیناً در میان همه‌ی اقوام و ملل گوناگون، اشخاص خردمند و نکته­سنج بسیار بوده­اند که با گفته­های خردمندانه خویش مردم را آگاه می­ساختند. در میان یونانیان و حکمای پیش از سقراط این‌گونه دانشمندان نیز بسیار بوده­اند. در ذیل به بررسی دیدگاه فیلسوفانی می­پردازیم که در باب مساله عدالت نظراتی داشته­اند

۱-  دیدگاه صاحب­نظران

 ۱-۱-  پیش­ سقراطیان

۱-۱-۱-   هرقلیطوس (هراکلیتوس)

وی از بزرگان حکمای باستان و از اهل افسیوس است. هرقلیطوس جهان را به رودی تشبیه می­کند که همواره روان است و هر لحظه مانند لحظه­ی دیگر نیست. وی معتقد است که نسبت به هیچ چیز نمی­توان گفت می­باشد بلکه باید گفت می­شود و شدن نتیجه­ی کشمکش اضداد است؛ از این­روی هرقلیطوس جنگ در عالم را ضروری می­داند و از طرفی معتقد است که باید حد تعادل و تناسب رعایت شود. یعنی به زعم هرقلیطوس عدالت، اعتدال است و بی­عدالتی خروج از حد اعتدال. چنان­که به جدّ معتقد است اگر چیزی از حد اعتدال بیرون شد، عدل عالم او را به مقام خود بر می­گرداند (فروغی، ۱۳۸۸)

۲-۱-۱-   سوفسطاییان

در یونان باستان انگیز اصلی و اولیه­ای که موجب طرح مساله­ی عدالت از جانب فلاسفه­ی مهم و مشهور آن سامان یعنی ، افلاطون و ارسطو شد، از موضع سوفسطاییان برمی‌خاست. مواضع سوفسطاییانی چون پروتاگوراس، آنتیفون و تراسیماخوس مجادلاتی برانگیخت که سرانجام موجب تنظیم نظری و فلسفی در خصوص عدالت از جانب فلاسفه­ی آن زمان شد ( بشیریه، ۱۳۸۲). دستگاه­های فلسفی بزرگ پیش از نیمه دوم قرن پنجم با یک نهضت شکاکیت روبه­رو شدند که بزرگترین شخصیت آن پروتاگوراس، بزرگ سوفسطاییان بود. لفظ سوفسطایی به کسی اطلاق می­شد که امور خاصی را که برای زندگی عملی به­کار می‌آمد را به جوانان می‌آموخت و چون برای این­گونه آموزش­ها مدارس عمومی وجود نداشت، سوفسطاییان به کسانی درس می­دادند که توانگر بودند. همین امر باعث شد که تمایل طبقاتی خاصی در آن‌ها شکل بگیرد و اوضاع سیاسی آن زمان این امر را تشدید می­کرد. در آتن و بسیاری از شهرهای یونان دموکراسی از لحاظ سیاسی باب شده بود اما عملاً کاری صورت نمی‌گرفت (راسل، ۱۳۹۰). موضع اصلی سوفسطاییان در خصوص عدالت این بود که آن­چه معمولاً عادلانه یا ناعادلانه شمرده می­شد، وافعیت عینی و خارجی ندارد بلکه نتیجه میثاق­ها و رسوم اجتماعی است. به عقیده­ی سوفسطاییان هیچ شیوه­ی زندی خاصی همواره و در همه­جا عادلانه و درست نیست و هیچ اصول عدالتی که مطلقاً و همواره معتبر باشد، وجود ندارد. برخی از سوفسطاییان افراطی­تر نیز معتقد بودند که مفهوم عدالت تنها اطاعت از قوانین جاری جامعه است و چون قوانین جامعه در همه جا از جانب طبقه­ی حاکمه و به نفع آن طبقه وضع می­شود، پس عدالت معنایی جز حفظ منافع اقویا ندارد. تراسیماخوس در همین زمینه این­گونه استدلال می­کرد که عدالت صرفاً همان منفعت حکام و توانگران است و قانون نیز بیانگر منافع قانون­گذار می­باشد. بدین صورت سوفسطاییان هرگونه ملاک و معیار عینی و مطلق برای تمییز اعمال عادلانه را نفی می­کردند. در واکنش به چنین مواضعی فلاسفه­ی یونان به عرضه­ی نظریاتی در باب عدالت پرداختند که در ذیل شرح خواهیم داد (بشیریه، ۱۳۸۲)

۲-۱-سقراط

سقراط به وضوح به عدالت اشاره می­کند و به عقیده­ی وی یکی از فضایل پنجگانه عدالت است. به زعم سقراط هرگاه علم به قواعدی که حاکم به روابط مردم بر یکدیگر می­باشد منظور گردد، عدالت است (فروغی، ۱۳۸۸). با مطالعه­ی احوال سقراط متوجه می­شویم که وی معتقد به گماردن افراد در جایگاه مخصوص خودشان است و منظور از عدالت در نزد سقراط نیز همین است؛ آن­جا که گزنفون در خاطرات خود از سقراط می­نویسد سقراط همواره سرگرم این مسیله بود که افراد با کفایت را به قدرت برساند و با سوال­هایی از قبیل این­که اگر من بخواهم کفشم را تعمیر کنم چه­کسی را باید بدین کار گمارم؟ ذهن افراد را متوجه این موضوع می­کرد که در جامعه باید هر فردی در هر موقعیتی که قرار می­گیرد از شایستگی، توانایی و مهارت­های کافی برخوردار باشد (راسل، ۱۳۹۰). به طور خلاصه سقراط بر خلاف سوفسطاییان که اساس متافیزیکی اخلاق را سست کرده بودند در پی آن بود که مبانی اخلاق و عدالت را از نو بر اساس طبیعت استوار کند از این­رو معتقد بود که خیر، فضیلت و عدالت نه به این دلیل خوب است که خدایان آن را تعیین کرده­اند بلکه چون فی­نفسه و ذاتاُ خوب است خدایان آن را پسندیده کرده­اند (بشیریه، ۱۳۸۲)

۳-۱-  افلاطون

افلاطون نیز همانند استاد خود سقراط هم معیار و عینیت عدالت و فضیلت را می­پذیرفت و هم رابطه­ی میان معرفت به عدالت و عادلانه زیستن را قبول داشت (همان). از نظر افلاطون ثمره­ی حکمت، عدالت است و هر امری از امور عالم چه مادی باشد و چه معنوی، از راه حواس درک نمی­شود بلکه اصل و حقیقتی دارند که به خودی خود و به ذات خویش وجود دارند مثلاً عدالت مستقلاً و مطلقاً عدالت است (فروغی، ۱۳۸۸). افلاطون در استدلال خود شرط عمل عادلانه را شناخت مثال یا صورت کلی عدالت در ورای همه­ی اعمال عادلانه­ی جزیی می‌داند که همگی در آن مثال کلی مشترک­اند. مثال اصلی عدالت در فلسفه­ی افلاطون، اعتدال است. وی همچنین معتقد است که جامعه نیز مانند فرد سه نیاز اصلی دارد: بقا، دفاع و رهبری و ایجاد تعادل میان این سه در مدینه فاضله به معنای عدالت اجتماعی است (بشیریه، ۱۳۸۲)

۴-۱-  ارسطو

دیدگاه ارسطو درباره­ی عدالت متاثر از نظریه­ی کلی او درباره­ی ماهیت سلسله مراتبی جهان بود. عقل و حیات از دیدگاه ارسطو عالی­ترین مرتبه در سلسله مراتب وجود است و امور دیگر در مراتب پایین و دست‌نشانده­ی عقلند؛ از این­رو در نزد ارسطو وضع بردگی وضعی عادلانه بود زیرا بربرها که به بردگی گرفته می­شدند از نظر عقل به پای یونانیان نمی­رسیدند، همین حکم در مورد زنان نسبت به مردان از نظر ارسطو صادق بود. به­طور کلی به نظر ارسطو چون موجودات از لحاظ توانایی و شایستگی متفاوت­اند، از این­رو عدالت در آن است که با هریک چنان­که استحقاق دارند رفتار شود. به عقیده­ی وی رفتار نابرابر با افراد نابرابر از حیث موضوع نابرابری آن­ها عمل عادلانه و عدالت است و همچنین رفتار برابر با افراد برابر از حیث موضوع برابری لازمه­ی رعایت عدالت است (همان). از نظر ارسطو عدالت و دادگری به یک اعتبار شامل همه­ی فضایل است چراکه هر کس مرتکب یکی از رذایل شود ظلم کرده و عدالت را به زیر پا نهاده است مخصوصاً در مواردی که دیگران نیز دخالت داشته­ باشند. به عقیده­ی ارسطو دو نوع عدالت وجود دارد یکی عدالت توزیعی و دیگری عدالت معامله­ای. عدالت به معنای خاص در دیدگاه ارسطو عبارت است از برابر­داشتن اشخاص و دادن حق هرکس به او اما برابر­داشتن همیشه به این معنا نیست که همه به یک اندازه سهم ببرند بلکه تناسب باید رعایت شود و این همان عدالت توزیعی است. در نوع دیگر، عدالت در مقام صحیح معامله و رفتار با مردم است که باید برابری رعایت شود و این عدالت معامله­ای است (فروغی، ۱۳۸۸). در نتیجه توزیع دارایی­ها در هر جامعه­ای باید بر حسب شایستگی و استحقاق صورت بگیرد. کسانی که شایسته و مستحق سهم­های برابرند باید سهم برابر دریافت کنند و بالعکس (بشیریه، ۱۳۸۲). در فرضیه­ی جمهوری و دموکراسی عقیده­ی افلاطون این است که دولت مجموعه­ای از افراد آزاد و متساوی است؛ ازاین­رو حکومت باید متعلق به مردم و عموم باشد. وی همچنین معتقد است که همه باید در اتخاذ تصمیمات مشارکت داشته باشند و امور باید با رای اکثریت اجرا شود. برای حفظ آزادی و برابری و داد نباید میان مردم از لحاظ تحوّل و تعقل تفاوت بسیاری باشد؛ ازاین­رو در تقسیم­بندی حکومت از نظر ارسطو، خیر و صلاح جماعت باید درنظر گرفته شود و کارها باید به دست کاردان اداره شود، قدرت محدود باشد و قانون نیز حکمفرما باشد (فروغی، ۱۳۸۸)

[۱] Cooper

[۲] Integrative review

[۳] Theoretical review

[۴]  Methodological review

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.