فایل ورد کامل تحقیق جایگاه زن در اشعار عالمتاج قائم مقامی و ژاله اصفهانی ۹۶ صفحه در word


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل تحقیق جایگاه زن در اشعار عالمتاج قائم مقامی و ژاله اصفهانی ۹۶ صفحه در word دارای ۹۶ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

لطفا نگران مطالب داخل فایل نباشید، مطالب داخل صفحات بسیار عالی و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

فایل ورد فایل ورد کامل تحقیق جایگاه زن در اشعار عالمتاج قائم مقامی و ژاله اصفهانی ۹۶ صفحه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل تحقیق جایگاه زن در اشعار عالمتاج قائم مقامی و ژاله اصفهانی ۹۶ صفحه در word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل تحقیق جایگاه زن در اشعار عالمتاج قائم مقامی و ژاله اصفهانی ۹۶ صفحه در word :

بخشی از فهرست مطالب فایل ورد کامل تحقیق جایگاه زن در اشعار عالمتاج قائم مقامی و ژاله اصفهانی ۹۶ صفحه در word

۱-بررسی احوال و آثار عالمتاج قائممقامی (ژاله)    
۱-۱-زندگینامه عالمتاج قائممقامی(ژاله) :    
۱-۲-ویژگیهای شعر عالمتاج قائممقامی:    
۱-۲-۱-دیوان اشعار عالمتاج قائممقامی(ژاله):    
۱-۲-۲-مضمون و فن شعری عالمتاج قائممقامی(ژاله):    
۱-۲-۳-لحن زنانه شاعر:    
۱-۳- تحلیل اشعار عالمتاج قائممقامی در مورد زن:    
۱-۳-۱-نگرش قائممقامی به زن:    
۱-۳-۳-شوهرستیزی در اشعار قائممقامی:    
۱-۳-۴- نصیحت و توصیه قائممقامی به زنان:    
۱-۳-۵-اعتراض به پدر و مادر در اشعار قائممقامی:    
۱-۳-۶-عشق به فرزند:    
۱-۳-۷-عشق و احسان در زندگی:    
۱-۳-۸-نقش اشیاء در زندگی و اشعار قائممقامی:    
۱-۳-۹-سرزنش زنان در اشعار قائممقامی    
۱-۳-۱۰-خلاصه مطلب:    
۲-بررسی احوال و آثار ژاله اصفهانی    
۲-۱- زندگینامه ژاله اصفهانی:    
۲-۲- شعر و آثار ژاله اصفهانی:    
۲-۲-۱-ویژگی شعری ژاله اصفهانی:    
۲-۳-آثار ادبی ژاله اصفهانی:    
۲-۳-۱-آثار منظوم ژاله اصفهانی:    
۲-۳-۲-ترجمه و آثار علمی:    
۲-۴- تحلیل اشعار ژاله اصفهانی در مورد زن:    
۲-۴-۱-زن در اشعار ژاله اصفهانی:    
۲-۴-۲-مقام مادر در اشعار ژاله اصفهانی:    
۲-۴-۳-خلاصه مطلب:    
فهرست منابع و مآخذ    

بخشی از منابع و مراجع فایل ورد کامل تحقیق جایگاه زن در اشعار عالمتاج قائم مقامی و ژاله اصفهانی ۹۶ صفحه در word

۱- کراچی، روح­انگیز (۱۳۸۳)، «عالم­تاج قائم­مقامی»، شیراز: داستان­سرا

۲- یوسفی، غلامحسین (۱۳۸۸)، «چشمه روشن»، چ ۱۲،  تهران: علمی

۳- فرخزاد، پوران (۱۳۸۰)، «نیمه­های ناتمام»، تهران: کتابسرای تندیس

۴-اصفهانی، ژاله (۱۳۸۴)، «مجموعه اشعار ژاله اصفهانی»، تهران: انتشارات نگاه

۵- ـــــــــــــــ ، (۱۳۸۶)، «موج در موج»، تهران: البرز

۶- ـــــــــــــــ ، (۱۳۶۰)، «اگرهزار قلم داشتم»، تهران: حیدر بابا

۷- ـــــــــــــــ ، (۱۳۸۳)، «پیشگفتار مجموعه اشعار ژاله اصفهانی»، لندن،ص ۵۵۳ تا ۵۵۶، سایت نور

۸- قائم­مقامی، عالمتاج (۱۳۴۵)، «دیوان بانو عالمتاج قائم­مقامی»، چ ششم، زیر نظر پژمان بختیاری، تهران: ابن­سینا

۹- باوری­پور، ثریا ( ۱۳۸۵ ) «گذری و نظری بر شعر و زندگی قائم مقامی»، تهران: نشریه فرهنگ و هنر، شماره ۱۳ و ۱۴، ص ۳۴۵ تا ۳۵۷

۱۰- خلیلی جهان تیغ، مریم و دیگران (۱۳۹۰)،  «مقایسه شعر و زندگی امیلی دیکسون و قائم­مقامی»، تهران : نشریه ادبیات وزبان­ها، شماره ۵، ص۱۲۲ تا ۱۴۰

۱۱-آرنگ، نعیمه (۱۳۸۹)، «شاعر آیینه­ها»، تهران: نشریه اطلاع­رسانی و کتابداری، شماره ۱۵۴، ص ۴۸ تا ۵۳

۱۲-اسلاملو، نعیمه و دیگران (۱۳۹۰)، «زن، ستم تاریخی، ستم برابری»، کرج: مؤسسه فرهنگی و هنری

۱۳-تاج­بخش، غزل (۱۳۷۱)، «زن، شعر و اندیشه»، تهران: روشن­گران

۱۴- نامدار، لیدا­ (۱۳۹۱)، «زن­ستایی و زن­ستیزی در شعر معاصر ایران و عرب»، تهران: نشریه ادبیات تطبیقی، شماره ۸ ، ص­۲۵۷ تا ۹۲

۱-بررسی احوال و آثار عالمتاج قائم­مقامی (ژاله)

 ۱-۱-زندگی­نامه عالمتاج قائم­مقامی(ژاله)

عالمتاج قائم ­مقامی متخلص به ژاله در آخرین روزهای ماه ربیع­الثانی ۱۳۰۱ هجری قمری برابر با اسفند ۱۲۶۲ شمسی، در خاندانی مرفه و نیکنام چشم به جهان گشود. «پدرش میرزا فتح­الله، نبیره میرزا ابوالقاسم قائم­مقام وزیر معروف وشاعر و نویسنده دوره قاجاری، بود و مادرش مریم­خانم دختر معین­الملک، در خانواده متعین او دختران را به مکتب و معلم می­سپردند، او نیز از پنج سالگی در خانه به درس خواندن پرداخت، کم­کم فارسی و عربی را فرا­گرفت و چون استعداد و حافظه­ای توانا نیز داشت به تدریج در آموختن صرف و نحو و معانی و بیان و منطق و نقد شعر و مقدمات حکمت و تا حدی هیئت توفیق یافت. علاقه دانش­اندوزی و مطالعه تا پایان عمر در او باقی بود. دیوان شاعران، کتاب­های ادبی و جز آن را با شوق و ذوق می­خواند. در خلال اشعارش اشارتی دارد به آموخته و مطالعاتش. به علاوه تاثیر او از سبک پیشینیان مانند منوچهری، ناصرخسرو، خاقانی و مولوی و یا تضمین شعر آنان و نیز درج آیات قرآن­کریم در شعرش همه حکایت دارد از غور او در کتب و مایه­اش از فرهنگ و ادب ایران».(یوسفی ،۱۳۸۸: ۴۲۶)

به­طوری که از نوشته­ ها برمی­آید ژاله از همان اوایل شخصیتی متفکر و گوشه­گیر داشت، و در تنهایی خود به دنبال روزنی از امید بود، «او از آغاز زندگی بیشتر به تنهای می­گرایید و از در­آمیختن با جمع  گریزان بود، از پشت نگاهی تیره به جهان می­نگریست و اگرچه در محیطی مرفه رشد می­کرد اما هوای زندگانی­اش بیشتر ابری و بارانی می­نمود». (فرخزاد، ۱۳۸۰: ۱۸۹)

با این­که در خانواده­ای مرفه زندگی می­کرده است، امّا آن شرایط نمی­توانسته است رضایت او را فراهم کند. «تا پانزدهمین سال زندگانی را در قصب فراهان املاک پدری بسر برده، اوقاتش صرف تحصیل علم و کسب دانش و کمال گردید. این وقت میان پدر و اعمامش به هم­خورد، اختلافات مادی و ملکی آنان موجب شد میرزا فتح­الله با اعضای خانواده خویش به تهران آید شاید با جلب عنایت صدراعظم بر مخالفان پیروز گردد. میرزا فتح­الله پس از ورود به پایتخت در خانه پدری منزل گرفت و اطلاع یافت، جماعتی از بختیاریان نزدیک او بسر می­برند وی با سابقه ذهنی خوشی که از آنان داشت درصدد آشنایی با رئیس ایشان برآمد و به زودی او را شناخت». (کراچی، ۱۳۸۳: ۱۲۸)

به گفته حسین­پژمان در کتاب عالمتاج قائم­مقامی نوشته روح­انگیز کراچی قبل از این پدر ژاله با رئیس بختیاریان که همان علی­مراد خان میرپنج است ملاقات داشته است، و آن موقعی بوده که چهارمین پادشاه قاجار برای شکار و تفریح  به قصب فراهان می­رود و میهمان میرزا فتح­الله، می­شود و رئیس سواران بختیاری (علی­مرادخان میرپنج) در آن سفر همراه پادشاه بوده است. «او مردی بلندقامت، آراسته و خوش صحبت بود که صورت سوخته­اش ازمسافرتهای مستمر و زندگی نا­آرامی حکایت می­کرد و بدنی ورزیده ­و استخوانی داشت بالغ بر چهل سال از عمرش می­گذشت.» (همان/ ۱۲۹)

بنابر گفته کراچی «معاشرت علی­مرادخان میر­پنج با میرزا فتح الله به صمیمیت و اخلاص و مساعدت­های ثمربخش او به نزدیکی منتهی گردید تا جای که دست دختر وی را خواستار شد گرچه آن تقاضا نخست با بی­میلی و سردی تلقی شد، امّا سرانجام دختر بینوا وجه­المصالح گرفتاری­های پدر و قربانی سیاست مالی وی گردیدد و ظاهراً در ماه رجب یکی از سال های ۱۲۷۷ یا ۱۲۷۸ به خانه شوهر رفت».(همان/ ۱۲۹)

سال ۱۲۸۷ باید درست باشد چرا که او به گفته حسین پژمان در شانزده سالگی ازدواج کرده است و بنابر همین کتاب تا پانزده سالگی در قصب فراهان بوده است

«عالمتاج قائم­مقامی در سال ۱۳۱۷ هجری قمری در حباله نکاح و عقد و زوجیت علی­مرادخان میر­پنج یکی از محترمین بختیاری دایی علی­قلی­خان سردار­اسعد قائد مشروطیت ایران در آمده، و از آن هنگام است که شکوه و نال او از عدم تجانس و سنخیت زنی روشن فکر و ناز پرورده با مردی خشن و سلحشور که بنا به سیرت آن روز مردان، زن را ضعیفه­ای ناتوان و زندانی و پای در بند، عاجزی که صرفاً آلت غرایز شهوی و مأمور فرمانبرداری برای تهیه موجبات رفاه و آسایش و عیش و کامرانی و احیاناً زادن و پروردن کودکان او باشد می­نگریستند». (همان/ ۱۵۴و ۱۵۵)

بنابر ­این تاریخ شانزده ساله بوده است یعنی مصادف با همان سال ۱۲۸۷ شمسی است

«پس از ازدواج الام دیگری زندگی ژاله را در­هم­آشفت. در همان سال نخست زناشویی مادرش در­گذشت و سی و نه روز بعد پدرش. از آن پس وی در خانواده بایستی از برادری اطاعت می­کرد که او نیز به بنگ و باده دل سپرده و دست به باد بود. از نخستین سال تولد فرزند اختلاف ژاله و همسرش شروع شد و کم­کم افزونی گرفت تا از هم جدا شدند. ژاله شوهر را رها کرد و به خان پدری رفت بی­آن که جدایی از شوهر قطعی شده باشد. همسر او نیز اجازه نمی­داد ژاله پسرش را که در خان پدر مانده بود، ببیند».(یوسفی، ۱۳۸۸: ۴۲۷ )

بسیاری از اشعار قائم­ مقامی از نارضایتی او از ازدواج با علی­مرادخان میرپنج حکایت دارد، امّا پدرش بدون توجه به نارضایتی دختر به این ازدواج رضایت داد و بدبختی دختر از آن موقع شروع شد. شوهر او مرد جنگ و سیاست و ژاله قائم­مقامی از زندگی بیشتر از هر چیزی خواهان عشق و همراهی شوهر بود، ولی این موضوع برای شوهر او قابل درک نبود

شوهر او بی­سواد، و مرد سیاست و جنگ بود و برای زن، مانند بسیاری از امثال خود در آن زمان ارزشی قائل نبوده است، و زندگی زنان را محدود به خانه­داری و بچه­داری می­دانست، نه بیشتر، امّا ژاله قائم­مقامی زنی مغرور بود و همین غرورش، مانع می­شد که مثل شوهرش فکر کند و زن را یک بازیچه ببیند، بنابراین بعد از ازدواج بیشتر به زندگی تاریک و ظلمانی زنان پی­ می­برد و ترجیح می­دهد به چنین زندگی پایان دهد و حتی فرزند خود را تنها بگذارد

شاید زندگی ژاله قائم­ مقامی آرزوی بسیاری از زنان دیگر بوده باشد، چرا که او در ناز و نعمت زندگی می­کرده است و تنها چیزی که در زندگی نداشت عشقی و برابری و عدالتی بود، که او فکر می­کرد حتماً باید در زندگی هر زن و شوهری باشد. او همه­چیز را بر ضد زن می­دید به نظر او همه­کس و همه­چیز دست به دست هم داده بودند تا سرنوشتی تاریک و ظلمانی را برای زنان رقم بزند. طبق گفته پسرش حسین پژمان، عالمتاج، حتی بعد از فوت همسر هم از دیدن فرزندش محروم بود، تا وقتی که پسرش بزرگ شد و در سن ۲۷ سالگی، خودش تصمیم می­گیرد که به دیدن مادرش برود و با او زندگی کند

فرزند او دربار دوری از مادر می­گوید: «من ماه­های نخستین سال زندگی و شیر­خوارگی را می­گذراندم که اختلاف آنان آغاز و تیره­بختی من شروع شد و هنگامی که آخرین ماه­های نه سالگی را می­نوشتم، پدرم جهان را بدرود گفت و مرا یکه وتنها در این جهان پر­پهنا باقی­گذاشت، گرچه به صورت، زیر نظر و قیومیت پسر عمه­ام حاج علی­قلی­خان سردار­اسعد قرار گرفتم و پس از فوت او (هفتم محرم ۱۳۳۶ قمری) هم زیر توجه منفی و سرپرستی بی­سرانجام فرزند رشیدش مرحوم جعفرقلی­خان سرداراسعد وزیر جنگ شاهنشاه فقید واقع شدم در­حالی که ثروت و املاکم در هضم رابع سیر می­کرد. در هر حال موقعی که بیست و هفتمین مرحله عمر را پشت سر می­گذاشتم به زیارت روی مادر نایل شدم و از آن پس با یکدیگر زیستیم.»(کراچی، ۱۳۸۳:  ۱۳۳)

مصیبت­هایی که بر عالمتاج گذشته است و بخصوص، نگرش شوهرش به زن باعث شده است که او هم بدبختی­های خود را در درجه اول نتیجه زن بودن بداند، بنابراین در تمام اشعارش در مورد زن و نابرابری­ها و بی­عدالتی­هایی که در حق او صورت گرفته است سخن می­راند

ژاله سرانجام در پنجم مهرماه ۱۳۲۵ چشم از جهان فرو می­بندد: «در ساعت سیزده روز پنجم مهر کفی بر گوشه لب مادرم پیدا شد، با دست خود چشم های پر از مهرش را بستم و روح پاک او به جد ­اطهرش پیوست».(همان/  ۱۳۶)

پسرش با این­که با عشق و محبت از مادرش حرف می­زند ولی طبق همین گفته­هایش در کتاب عالمتاج قائم­مقامی به مادرش حق نمی­دهد که زندگی خود را به خاطر عشق و محبتی که به آن معتقد بود ولی در زندگی شوهر نیافت، رها کند. حسین­پژمان معتقد است، مادر او نیز باید مثل همه زنانی که در آن روزگار با چند هوو زیر یک سقف زندگی می­کردند و راضی بودند، زندگی می­کرد و سخت نمی­گرفت کما  این­که او از امتیازاتی بر­خوردار بود که بسیاری از زنان دیگر آرزویش را داشتند

به طور کلّی می­توان دلایل نارضایتی و شکست­های قائم­مقامی را چنین بیان کرد

تولد در جامعه­ای مردسالار

ازدواج سیاسی و اجباری

عدم تناسب فکری با شوهر

عدم تناسب سنی با شوهر

رها کردن زندگی و شکست عاطفی

محرومیت از دیدار فرزند

۱-۲-ویژگی­های شعر عالمتاج قائم­ مقامی

۱-۲-۱-دیوان اشعار عالمتاج قائم­مقامی(ژاله)

عالمتاج قائم ­مقامی به جز همین دیوان نهصد و هفده بینی آثار دیگری ندارد و اگر به کوشش پسرش حسین­پژمان نبود همین دیوان را هم شاید در دست نداشتیم. او شاید هیچ­وقت ن تصور نمی­کرد که روزی به عنوان زنی شاعر مطرح ­شود. این اشعاری که از او در دست ماست بعد از مرگش به همت پسر حسین پژمان بختیاری که خودش هم شاعر و اهل شعر و ادب بود چاپ شده است

بنابر مقدمه­ای که حسین پژمان بر دیوان اشعار عالمتاج نوشته است مادرش نه تنها مدعی شاعری نبوده است، بلکه انتساب رباعیات معدودی را که به نام او و به وسیله یکی از خویشان به دست آمده بود جداً تکذیب نمود، و هنگامی که آنها را درمجموع «بهترین اشعار» منتشر شده دید به شدت ناراحت شد و پسرش را ملامت کرد

«در نهصد و هفده شعری که سروده بیش از یک غزل شش هفت بیتی، غزلی از او باز نمانده و جز قصیده آن هم با جزالت و استحکام خامه بر نامه نرانده است».(کراچی، ۱۳۸۳: ۱۵۷)

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.