فایل ورد کامل تحقیق بررسی دانشمندان ، شعرا و فضلاء و مراکز آموزش در دوره ایلخانان و دوره تیموری ۱۰۷ صفحه در word


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل تحقیق بررسی دانشمندان ، شعرا و فضلاء و مراکز آموزش در دوره ایلخانان و دوره تیموری ۱۰۷ صفحه در word دارای ۱۰۷ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

لطفا نگران مطالب داخل فایل نباشید، مطالب داخل صفحات بسیار عالی و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

فایل ورد فایل ورد کامل تحقیق بررسی دانشمندان ، شعرا و فضلاء و مراکز آموزش در دوره ایلخانان و دوره تیموری ۱۰۷ صفحه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل تحقیق بررسی دانشمندان ، شعرا و فضلاء و مراکز آموزش در دوره ایلخانان و دوره تیموری ۱۰۷ صفحه در word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل تحقیق بررسی دانشمندان ، شعرا و فضلاء و مراکز آموزش در دوره ایلخانان و دوره تیموری ۱۰۷ صفحه در word :

بخشی از فهرست مطالب فایل ورد کامل تحقیق بررسی دانشمندان ، شعرا و فضلاء و مراکز آموزش در دوره ایلخانان و دوره تیموری ۱۰۷ صفحه در word

الف : بررسی وضعیت تعلیم وتربیت دردوره ایلخانان    
برخی از مشاهیر ، علما و شعراء عصر ایلخانی    
ب :بررسی وضعیت تعلیم وتربیت دردوره تیموریان    
برخی از دانشمندان ، شعرا و فضلاء  دوره تیموری    
ج: برخی از مراکز  آموزشی در دوره ایلخانی و تیموری    
رصدخانه مراغه:    
مدارس آذربایجان    
مدرسه مجتمع شنب غازان:    
مراکز آموزشی شنب غازان عبارت بودند از:    
ربع رشیدی    
بخش آموزشی مجتمع ربع رشیدی:    
مدرسه تاج ‏الدین علیشاه    
مدرسه خالدیه    
مدرسه مجد رومی    
مدارس فارس    
د : علوم رایج دردوره ایلخانی و تیموری    
۱- علوم شرعى‏    
الف )  قرائت و تفسیر قرآن‏    
ب ) علم حدیث‏    
ج ) اصول فقه‏    
ج ) علم فقه‏    
د)کلام‏    
۲- علوم عقلى‏    
۲- ۱- علوم عقلی در این دوره به چند شاخه تفسیم می شد.    
الف ) منطق‏    
ب ) حکمت‏    
ج ) ریاضیات و موسیقى    
د : پزشکى و داروشناسى‏    
ه : جغرافیا    
۳- علوم ادبى‏    
الف : علم لغت‏    
ب : صرف و نحو    
ج )علوم بلاغت و شعر و انشاء    
نتیجه گیری    
فهرست منابع و مآخذ    

بخشی از منابع و مراجع فایل ورد کامل تحقیق بررسی دانشمندان ، شعرا و فضلاء و مراکز آموزش در دوره ایلخانان و دوره تیموری ۱۰۷ صفحه در word

میرخواند، محمد بن خاوند شاه ، تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا، مصحح :جمشید کیان فر ، ناشر ،اساطیر تهران ،

شامی، نظام الدین ، ظفرنامه تاریخ فتوحات امیر تیمور گورکانی ، محقق، احمد پناهی، محمد، ناشر: بامداد ، تهران

ابن اثیر،علی ابن محمد مترجم:خلیلی،عباس مترجم:حالت،ابوالقاسم ، ناشر:موسسه مطبوعات علمی ، تهران ، سال

اشپولر،برتولد ، تاریخ مغول در ایران، ترجمه،  میرآفتاب ، ‏محمود ، ناشر: انتشارات علمى و فرهنگى‏، تهران

خواند میر ، غیاث الدین بن همام الدین ، تاریخ حبیب السیر،تهران ،

سمرقندی، دولتشاه مصحح، براون، ادوارد گرانویل ، ناشر:اساطیرمحل نشر:تهران سال نشر

سمرقندی، کمال الدین عبدالرزاق مطلع سعدین و مجمع بحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، ناشر موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران

ابن‏زرکوب شیرازی، ابن ابی‌الخیر ، ابوالعباس معین‌الدین ، شیراز نامه ، تصحیح دکتر اکبر نحوی ناشر ، ناشر : دانشنامه فارس

اسفزارى‏، معین الدین محمد زمچى، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات‏ ، محقق / مصحح: سید محمد کاظم امام‏، ناشر: انتشارات دانشگاه تهران‏

اقبال آشتیانی ، عباس ، تاریخ مغول، تهران ،

بیانی، شیرین،مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، تهران ،

پاینده ابوالقاسم ، نهج الفصاحه ، انتشارات جاویدان

واصفی، محمود بن عبد الجلیل ، بدایع الوقایع محقق ، بلدروف‌، الکساندر ناشر:بنیاد فرهنگ ایران،تهران

الف : بررسی وضعیت تعلیم وتربیت دردوره ایلخانان

سرزمین ما به‏سبب وضعیّت جغرافیایى و سوق الجیشى آن، از دیرباز دستخوش تهاجم اقوام و طایفه‏هاى گوناگون بوده است که از آن جمله مى‏توان حمله قوم مغول (۶۱۶ ه) به ایران را برشمرد که نشان پیامدهاى آن سالیان سال برجاى مانده است. تاخت‏وتاز و کشتار وحشیانه آن قوم بدوى که بر اثر آن هزاران انسان کشته شدند و آثار مدنیّت از قبیل مدارس، بناهاى تاریخى و کتابخانه‏هاى ارزشمند نیشابور، مرو و بغداد و دیگر مراکز علمى و ادبى ایران ویران گشت

البتّه، از آنجا که قوم ایرانى همواره در جستجوى دانش و ادب بوده است، دانشمندان و ادباى ما از پاى ننشستند و دیگربار به بازسازى فرهنگ و ادب ایران پرداختند.لذا، دوران حکومت ایلخانان مغول یکى از پررونق‏ترین دوران پیشرفت دانش و فرهنگ و ادب ایران شد، به‏نحوى که آثار چشمگیرى از آن دوران به‏جاى مانده است

آثارى از قبیل جهانگشاى جوینى اثر عطاملک جوینى (۶۵۸ ه) و جامع التّواریخ رشیدى اثر رشید الدّین فضل اللّه همدانى (۷۱۰ ه)، تاریخ گزیده، اثر حمد اللّه مستوفى (۷۳۰ ه) و ظفرنامه، اثر دیگر حمد اللّه  مستوفى (۷۳۵ ه)[۱]

نتیجه اینکه در ادوار مختلف تاریخ ایران زمین، دو نیرو پیوسته و توأمان ادار حکومت را در دست داشتند

“نخست صاحبان شمشیر، دوم صاحبان قلم ” نیروى شمشیر آینده و رونده بود و متغیر و گاه خارجى و بیگانه، همچون مغولان که آمدند و بردند و سوختند و کشتند و آنان که به جا ماندند جذب فرهنگ و تمدن ایران زمین شدند و به مرور ایام مستحیل در جامعه و فرهنگ این سرزمین. نیروى قلم ثابت بود و استوار، تا آنجا که مرگ صاحب قلمى سبب اضمحلال و یا نابودى صاحب شمشیرى مى‌شد. از پیشین تاریخ ایران قبل از اسلام که بگذریم، حد اقل در طول تاریخ هزار و پانصد سال عصر اسلامى این نظر به خوبى مشهود است

تاریخ ایران مملو است از نیروى شمشیر که هر از چندى حاکم بر جان و مال و ناموس مردم ایران شد، نیروى شمشیر نیروى غالب بود، اما توان اداره کردن کشور و استمرار نداشت، پس نیروى قلم بود که ادار حقیقى کشور را بر عهده داشت و سبب ثبات و بقا و عدم تزلزل بازماندگان نیروى شمشیر؛ و گاه ثبات نیروى شمشیر به‌منزل آبى راکد در مردابى ساکن بود که به مرور فاسد و مضمحل مى‌شد و نیروى شمشیر تازه‌نفس دیگر جایگزین نیروى سابق. اعراب با حمله به ایران زمین که افزون بر نیروى شمشیر از نیروى معنوى دین اسلام نیز برخوردار بودند، خیلى زود توانستند بر قلمرو وسیع ایران حاکم شوند، اینان براى ادار امور قلمرو وسیعى که به نیروى شمشیر به دست آورده بودند، ناگزیر از همکارى عناصر نیروى قلم شدند، و دیرى نپائید که خاندان‌هاى برمکى و سهل ادار حقیقى قلمرو اسلامى را بر عهده گرفتند، نیروى قلم با اتکاء به دانش و برخوردارى از فن مدیریت به راحتى از عهد ادار امور کشور برمى‌آمدند و گاه فرماندهى نیروى شمشیر را توأم با حفظ مرتب قلم بر عهده مى‌گرفتند، چه بسا وزیران دیوانى که در لشکرکشى‌هاى خلفا و سلاطین، فرماندهى سپاهیان را بر عهده داشتند

چون نیک بنگریم یک ریشه و پیوند عمیق میان خاندان‌هاى برمکى، سهل، بلعمى، کندرى، خواجه نظام الملک طوسى، خواجه نصیر الدّین و خاندان جوینى مشاهده مى‌کنیم که نسل به نسل با نیروى قلم تا به امروز باقى مانده و به حیات دیوانى و رسالت تاریخى خود ادامه داده‌اند. مغولان با یورش خانمان‌سوز و به اتکاى نیروى شمشیر توانستند سلسل خوارزمشاهى را براندازند[۲]

و بدتر از سرنگونى سلسل حکومتگر، بسیارى از شهرها و قرا و قصبات را نیز با ساکنانشان نابود کنند. عناصر ایرانى را در مقابل این یورش وحشیانه و خانمان برانداز به سه گروه مى‌توان تقسیم کرد

نخستین گروه از مقابل سیل ویرانگر حملات مغول بازپس نشستند و براى حفظ بقاء خود تن به مهاجرت دادند و به سمت آسیاى صغیر و شام و مصر رفتند. گروه دوم در این یورش نیست و نابود شدند و از این دار فانى به دیار باقى شتافتند. و گروه سوم ماندند و به نحوى از مرگ رستند و یا ناگزیر به تبعیت از مغولان تن در دادند؛ و اینان حافظان میراث پیشینیان بودند، چنانکه در مقابل اعراب ماندند و با پذیرش دین اسلام به حیات خود ادامه دادند

در سای رعب و وحشت شمشیر مغولان، بار دیگر صاحبان قلم توانستند ادار کشور را بر عهده گیرند. مغولان آداب کشوردارى نمى‌دانستند، چه قومى بیابانگرد بودند و از واحه‌اى به واح دیگر در حرکت، با بینش ایلى و مدام در پى چراگاه، پس ادار کشور را به کسانى سپردند که از قدرت و دانش کشوردارى بهره‌اى داشتندچنانکه در چین نیز تن به همکارى صاحبان قلم دادندخوشبختى ساکنان سرزمین ایران در ادوار تاریخ و حوادث ایام آن بود که نیروى شمشیر هیچ‌گاه توان ادار امور دیوانى و ادارى ممالک تابعه خود را نداشت، چنانکه مغولان و قبایل همراه آنان هیچ‌یک قدرت ادار سرزمین‌هاى تابعه خود را نداشتند، حکام اولی مغول گرگوز، جنتمور و ارغون‌آقا و بعد از آنان هولاگو و جانشینان وى همگى ناگزیر شدند که از خاندان‌هاى مستوفیان ایرانى یعنى صاحبان قلم براى ادار امور مختلف قلمرو تابعه خود استفاده کنند و چنین بود که وزارت و اداره ایالات و ولایات شهرهاى ایران را به خود ایرانیان واگذار کردند و نتیج این عمل حفظ دین، سنن، آداب و زبان بود. [۳]

مغولان با هم وحشى‌گرى و کشتار و تخریب و سوزاندن به راهنمایى و تدبیر نیروى قلم، تخت قاپو[۴] شدند و رهبران آنان ناگزیر به اسکان در شهرهاى ایران. اینان از علوم بى‌بهره بودند و دانش آنان بسیار اندک و متکى بر خرافات و شرح افتخارات اعمال پیشینیانشان بود

اهل شمشیر یا به عبارتى حکومت‌هاى ایرانى بعد از اسلام خاصه اقوامى که از آسیاى مرکزى و ماوراءالنهر بر ایران غلبه یافتند به ثبت وقایع مربوط به دوران خود و قبل از آن علاقه‌مند بودند. این امر تاریخ‌نویسى را رونق مى‌بخشید که به لحاظ کیفى و کمى دور ایلخانان و تیموریان تاریخ و تاریخ‌نویسى جلو بیشترى نسبت به ادوار قبل از آن دارد. چنین بود که در میان علوم رایج و متداول در ایران زمین دو علم بیشتر از دیگر علوم به مذاق مغولان خوشایند بود. نخستین علم نجوم که جوابگوى خرافات آنان بود و دیگرى علم تاریخ که مى‌توانست اعمال و حرکات و شجاعت وحشى‌گرىآنان را ضبط و محفوظ بدارد

ناگفته نماند که یکى از جهات رشد تاریخ‌نویسى در دوران اسلامى خاصه دور ایلخانى و تیمورى بیان عظمت لشکرکشى‌ها و پیروزى‌ها و فتح سرزمین‌هاى وسیع بوده است. مغولان زبان عربى نمى‌دانستند و افزون بر زبان مادرى توانسته بودند با زبان پارسى آشنا شوند و آن را بیاموزند، و همین امر سبب پیشرفت و رونق زبان پارسى شد.مغولان با تشکیل حکومت ایلخانان در ایران مدتهاى مدید با دنیاى عرب در جنگ و ستیز بودند و ارتباطى را که ایرانیان از نخستین سده‌هاى اسلامى با آنان داشتند گسستند و این گسیختگى سبب رونق روزافزون زبان فارسى که از دو سد قبل رشد شتاب‌آمیزى داشت، شد که به جاى تألیف و نگارش به زبان عربى به زبان پارسى روى آورند و کلی آثار خود را بدین زبان بنویسند [۵]

و سبب رایج‌تر شدن زبان فارسى شوند و این رونق جدید با فاصله گرفتن از زمان انقراض عباسیان بیشتر مى‌شد. چنان‌که کتاب‌هاى متعددى در تاریخ، در این عصر تألیف شد، در ایران، هند و آسیاى صغیر بر شمار کتاب‌هاى پارسى افزوده شد و نثر پارسى قوت و رواج بیشترى یافت

البته تعدادى کتاب هم به زبان عربى در این دوران نگاشته شد که دیگر رواج عام نداشت؛ و بیشتر جنب تخصصى و شامل کتب درسى و غالبا شرح و تفسیر متون مهم علمى و دینى بود که در حوزه‌هاى علمیه و مدارس آن روزگار مورد مطالعه و تحقیق قرار مى‌گرفت. مغولان به علم نجوم و تاریخ اهمیت مى‌دادند، و براى این منظور رصدخان مشهور مراغه را خواجه نصیر طوسى بنیاد نهاد و نخستین کتابهاى تألیفى در تاریخ اختصاص به مغولان داشت

جهانگشاى جوینى جزء نخستین کتابهاى تاریخى است و عطاملک جوینى که خود از دولت‌مردان عصر مغول بود آن را به رشت تحریر کشید؛ و این اثر ارزنده تاریخى در نوع خود از منابع مهم تاریخ مغول و حمل آنان و آغاز استقرارشان در ایران محسوب مى‌شود

کتاب تاریخ جهانگشاى جوینى در پاره‌اى از موارد به نثر مزین و شیوائى که گاه تا آسمان شعر اوج مى‌گیرد نگارش یافته و با این حال در غالب موارد نثرى معتدل و میانه‌رو و در قسمت‌هائى از اثر، شیوه‌اى ساده و روان دارد. [۶]

پیروان عطاملک جوینى که به تقلید از او و به نیت تتمیم کار جوینى به تاریخ‌نویسى پرداخته پى به حقیقت و معنى کار او نبردند.چنانکه ابن بى‌بى در کتاب «الاوامر العلائیه فى الامور العلانیه» که ذیلى بر کتاب جهان‌گشاست، در حقیقت نظیره‌سازى کرده؛ و تصور او آن بوده که با به کار بردن لغات دشوار و مهجور عربى و یا تصنعات و تکلفات نامحدود مى‌تواند جایگزین ممدوح خود شود[۷]

مغولان تنها علم تاریخ را، که شرح وقایع دوران فرمانروائى آنان را براى آیندگان محفوظ مى‏داشت، مستقیما و قویا تأیید مى‏کردند. اما برخى از فرمانروایان مغول خصوصا غازان و الجایتو با تاریخ رابطه معنوى داشتند و این رابطه در فرمان آنان به رشید الدین که وقایع جهانگشائى مغولان و گذشته از آن تاریخ دنیا را با استفاده از تمام منابع موجود تهیه نماید، و نیز در تأیید کار وصاف دیده مى‏شود. ما منابع تاریخى جامعى را که درباره دوران مغولان نگاشته شده است، مدیون این علاقه خان‏هاى مغول به تاریخ هستیم

از این گذشته علاقه علمى فرمانروایان متوجه علومى بود، که امید بهره‏بردارى از آن را براى زندگى دنیوى خود داشتند، یعنى نجوم، که به کمک آن براى کردار خود کسب تکلیف مى‏کردند، و پزشکى، که با وجود شیوه زندگى ناسالم خود، اغلب دست به دامان آن مى‏شدند. این‏که گفته مى‏شود منکو، هلاکو  و یا غازان به علوم علاقمند بوده‏اند، یا چاپلوسى است و یا آن‏که گزارش‏دهندگان انگیزه واقعى رفتار این‏فرمانروایان را درنیافته‏اند. [۸]

این فضیلت را به قوبیلاى‏  و غازان، که روح بلندپرواز آنان براى پرداختن به مشغولیت‏هاى ارزنده بیشتر آمادگى داشت، مى‏توان نسبت داد.این‏که جغتاى تنها هنر تیراندازى ابو یعقوب السکاکى دانشمند را قابل تحسین مى‏داند، طرز تفکر چنگیز خان و پسران او را بر ما روشن مى‏کند

علاقه منکو به ریاضیات (این‏طور روایت مى‏شود) و هلاکو به جبر و هیئت‏  آشکارا متوجه نجوم است. در سایه علاقه به نجوم بود، که پس از آن‏که کوشش جمال الدین در دوران منکو  بى‏نتیجه ماند. هلاکو و اباقا با بنیان‏گذارى رصدخانه مراغه توسط نصیر الدین طوسى موافقت کردند و هلاکو مخارج هنگفت آن را پذیرفت‏

بدیهى است، که ایلخانان دیگر نمى‏توانستند مانع آن شوند که نصیر الدین به علم هیئت بپردازد

تصحیح تقویم مغول توسط یلوتسوتسعاى‏(Je -lu Tsu -tscai) علت معمولى و عملى داشت‏. رشید الدین تاریخ متکى بر این تقویم را اغلب در کنار سال هجرى ذکر مى‏کند. ابداع سال مالى نیز از اول رجب ۷۰۱ ه. ق. تنها موجب اقتصادى داشت‏

علم پزشکى در مشرق زمین نسبتا پیش رفته بود. طبیبان نام‏دار آن زمان اغلب مسیحى و یا یهودى بودند. اگرچه از فعالیت دروغ‏پردازان کاملا جلوگیرى نشده بود ، اما ایلخانان و مردم دیگر با این‏همه مى‏توانستند در هنگام لزوم نزد پزشکان حاذق روند. برخى از شخصیت‏هائى که در عالم سیاست نفوذ فراوان یافتند، چون سیموربّان‏اتا، سعد الدوله یهودى و رشید الدین و دیگران نخست به‏عنوان طبیب به دربار راه یافته بودند.[۹]

پزشکان مسلمان (یعنى ایرانى) و پزشکان چینى‏  که گاه‏گاه (از جمله در دوران هلاکو) به دربار دعوت مى‏شده‏اند، ظاهرا نفوذ شایان توجهى نداشته‏اند

شکست در معالجه فرمانروا- هم‏چنان که در دوران بعد نیز در مشرق زمین متداول بوده است- جان معالجه‏کننده را به خطر مى‏انداخت. به این ترتیب جوکى‏هاى هندى، که با تجویز تمرین‏هاى مخصوص براى طول عمر، موجب مرگ ارغون شده بودند، زیرکانه به گیخاتو گفتند، که علت مرگ ناگهانى برادرش آن بوده است، که ایلخان ارغون فرمان قتل گروه کثیرى مردم را داده است‏. گیخاتو با شنیدن این خبر از مجازات جوکى‏ها صرفنظر کرد

از سوى دیگر این واقعیت، که غازان در سنین کودکى و جوانى به مدت پنج سال در رشته‏هاى نجوم، جبر، پزشکى و استخراج معادن تعلیم یافته‏ ، خود تا اندازه‏اى معرف علاقه مغولان به علوم است. الجایتو تنها در فن جنگجوئى تعلیم یافت‏

ظاهرا به موسیقى چندان توجهى نمى‏شد. دسته‏هاى موسیقى به آن سبب در دربار تشکیل شده بود، که یکى از نشانه‏هاى فرمانروائى بود. به ندرت در منابع تاریخى ذکر مى‏شود، که فرمانروایان به نواختن آلات موسیقى پرداخته‏اند. اوکتاى ظاهرا فرمان داده بود، که در قراقورم براى او شعر و آواز بخوانند ، و الجایتو در اردوگاه قشلاق مجالس موسیقى تشکیل مى‏داد ، اگرچه رسما فرمان داده بود، که مردم از پرداختن به موسیقى خوددارى کنند  اما احمد به‏طورى که روایت مى‏شود، به آلات موسیقى بیش از مهارت‏هاى لشکرى علاقمند بوده است‏  درباره وضع موسیقى در زندگى رعایاى مغول، ترک و ایرانى در آن زمان اطلاعى به دست ما نرسیده است[۱]

برخی از مشاهیر ، علما و شعراء عصر ایلخانی

شیخ جمال الدین گیلى منشآت نظم و نثر خوب دارد .شیخ سعد الدین حموى وفاتش در سنه ثمان و خمسین و ستمائه بعهد هولاکوخان. در آن زمان که عالم از کفر و ظلم مملو بود، خراسان را حاکمى عادل بود. اهل خراسان شکر حاکم در خدمت شیخ تقریر مى‏کردند. شیخ گفت برافتد

شکر زیادت کردند. شیخ گفت زود بر افتد. گفتند اى شیخ درین روزگار، که اهل جهان در ظلم حکام به بلاهاى عظیم گرفتارند، حق تعالى خراسان را چنین حاکم عادل داده بایستى که شیخ در حق او دعاى خیر فرمودى تا موجب آسایش خلق بودى. چه سراست که شیخ چنین مى‏فرماید؟ گفت او مخالفت اقتضاى زمان مى‏کند

پسندیده نباشد. شیخ سعد الدین را تصانیف و اشعار بسیار است. شیخ نجم الدین دایه- کتاب مرصاد العباد از تصانیف اوست. در فترت مغول بروم رفت، پیش سلاطین سلجوقى، و هم آنجا فرمان یافت در شهر قونیه مدفون است.شیخ سیف الدین باخرزى در سنه ثمان و خمسین و ستمائه، بعهد هولاکوخان، بجوار حق رفت و ببخارا مدفون است. سخنان شورانگیز دارد

مولوی : شیخ جلال الدین بهاء ولد از بلخ بود. در زمان فترت مغول بروم شد و بمولاناى روم معروف شد. وفاتش در سنه [سبع و ستمائه]. در قونیه مدفون است

شیخ رضى الدین على لالا- وفاتش در سنه اثنى و اربعین و ستمائه، بعهد مستعصم خلیفه عباسى.[۲]

شیخ اسماعیل دزفولى- وفاتش در سنه ستین و ستمائه. بدزفول خوزستان مدفون است

شیخ محمد کجوجانى همانجا مدفون است و آن دهى است از ضیاع تبریز از طرف قبلى شهر بیک فرسنگى افتاده. معاصر ابقاخان بود. وفاتش در سنه سبعین و ستمائه

[۱] تاریخ مغول در ایران ، ص

[۲]تاریخ‏گزیده، ص

[۱] مستوفى قزوینى، حمدالله  ، ظفرنامه قسم الاسلامیه ،   مقدمه‏ج‏۳   ص

[۲] میرخواند، محمد بن خاوند شاه ، تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا،  مصحح :جمشید کیان فر ، مقدمه جلد ۱صفحه

[۳] میرخواند، محمد بن خاوند شاه ، تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا،  مصحح :جمشید کیان فر ، مقدمه جلد ۱صفحه

[۴] تخته قاپو ، یکجانشینی اجباری صحراگردان یا ایلات کوچرو. تخته قاپو ترکیبی از «تخته » فارسی و «قاپو» (در) ترکی است

[۵] میرخواند، محمد بن خاوند شاه ، تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا،  مصحح :جمشید کیان فر ، مقدمه جلد ۱صفحه

[۶] همان ص

[۷]میرخواند، محمد بن خاوند شاه ، تاریخ روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفا،  مصحح :جمشید کیان فر ، مقدمه جلد ۱صفحه

[۸] تاریخ مغول در ایران ، ص

[۹] تاریخ مغول در ایران ، ص

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.