فایل ورد کامل تحقیق خیر در قرآن کریم و تحلیل فلسفی آن ۷۵ صفحه در word


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : به همراه فایل word این محصول فایل پاورپوینت (PowerPoint) و اسلاید های آن به صورت هدیه ارائه خواهد شد

 فایل ورد کامل تحقیق خیر در قرآن کریم و تحلیل فلسفی آن ۷۵ صفحه در word دارای ۷۵ صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

لطفا نگران مطالب داخل فایل نباشید، مطالب داخل صفحات بسیار عالی و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

فایل ورد فایل ورد کامل تحقیق خیر در قرآن کریم و تحلیل فلسفی آن ۷۵ صفحه در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل تحقیق خیر در قرآن کریم و تحلیل فلسفی آن ۷۵ صفحه در word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل تحقیق خیر در قرآن کریم و تحلیل فلسفی آن ۷۵ صفحه در word :

بخشی از فهرست مطالب فایل ورد کامل تحقیق خیر در قرآن کریم و تحلیل فلسفی آن ۷۵ صفحه در word

مقدّمه    
فصل اول: تعریف و اقسام خیر    
۱ـ۱ـ. معنای لغوی خیر    
۱ـ۲ـ. معنای اصطلاحی خیر    
۱-۳-. تقابل خیر و شرّ    
فصل دوم: تحلیل فلسفی آیات خیر در قرآن کریم    
۲ـ۱ واژه شناسی خیر در قرآن    
۲ـ۱ـ۱ برّ    
۲ـ۱ـ۲ معروف    
۲ـ۱ـ۳ حسن    
۲ـ۱ـ۴ برکت    
۲ـ۱ـ۵ صلح    
۲ـ۱ـ۶ نفع    
۲ـ۲ مصادیق خیر در قرآن    
۲ـ۲ـ۱ ذات خداوند تبارک وتعالی و اسماء و صفات او    
۲ـ۲ـ۲ خیرات عبادی    
۲ـ۲ـ۳ خیرات اخلاقی    
۲ـ۲ـ۴ خیرات اقتصادی    
۲ـ۲ـ۵ شعائر الهی    
۲ـ۲ـ۶ آخرت و پاداشهای الهی و نتیجه و آثار اعمال خوب انسان    
۲ـ۲ـ۷ خیر بودن هر چیز خوش آیند و نیک    
۲ـ۲ـ۸ مخلوقات خداوند    
۲ـ۳ ملاک تشخیص خیر و شرّ    
جمع بندی    
فهرست منابع    

بخشی از منابع و مراجع فایل ورد کامل تحقیق خیر در قرآن کریم و تحلیل فلسفی آن ۷۵ صفحه در word

قرآن کریم، ترجمه: محمد مهدی فولادوند. تهران: نشر دارالقرآن الکریم، چاپ چهارم، ۱۳۸۲

نهج البلاغه، ترجمه: محمّد دشتی. قم: نشر مشرقین، چاپ هفتم، ۱۳۷۹ هـ . ش

راغب اصفهانی، حسین بن محمد. المفردات فی غریب القرآن. بیروت: دارالعلم، ۱۴۱۲ هـ . ق

برزگر خالقی، محمد­رضا. شاخه­نبات حافظ. تهران: انتشارات زوّار، چاپ دوم،۱۳۸۴ش

شیرازی، صدرالدین محمد (صدرالمتألهین). الحکمه المتعالیه. بیروت: دارالإحیاء التراث العربی، چاپ اول

ــــــــــــــــــــــ المبدأ و المعاد. مصحّح: سید جمال الدین آشتیانی، قم: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ چهارم، ۱۳۸۷ ش

ـــــــــــــــــــــــ تفسیر القرآن الکریم. قم: انتشارات بیدار، ۱۳۶۶ ش

ـــــــــــــــــــــــ شواهد الربوبیه. مصحّح: سید جلال الدین آشتیانی، قم: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ پنجم، سال ۱۳۸۸ ش

ـــــــــــــــــــــــــ مفاتیح­الغیب. مؤسسه تحقیقات فرهنگی

مکارم شیرازی، ناصر. تفسیر نمونه. قم: انتشارات دارالکتب الإسلامیه

ملکشاهی، حسن. ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات. تهران: انتشارات سروش، ۱۳۸۵ ش

مولوی، جلال الدین محمد بلخی. مثنوی معنوی. تهران: انتشارات پژوهش، چاپ هشتم، ۱۳۸۴ ش

میرداماد، محمد باقر. قبسات. تهران: انتشارات دانشگاه تهران

امام خمینی. چهل حدیث. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیست و هشتم، ۱۳۸۲ ش

ذبیحی، محمد. فلسفه مشاء با تکیه بر اهم آراء ابن سینا. تهران: انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۸۹

شیخ صدوق، إبن بابویه. التوحید. مصحّح: سید هاشمی حسینی تهرانی، قم: مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دهم، ۱۴۳۰ هـ . ق

مقدّمه

نوشتار حاضر از دو منظر قرآنی و فلسفی به مسئله خیر نگاه شده و به دوفصل تقسیم شده است. درفصل اول به معنای لغوی خیر ،معنای إصطلاحی، و اقسام خیر پرداختیم. درفصل دوم  مسئله خیر مورد بررسی قرار گرفته ، به این صورت که اولاً واژه­هایی که در قرآن بر معنی خیر دلالت دارند بیان شده، ثانیاً چیزهایی که قرآن آنها را به عنوان خیر معرفی کرده ذکر شده است و ثالثاً ملاک تشخیص خیر و شرّ از نگاه قرآن مورد دقت نظر قرار گرفته است،درذیل مصادیق، خیر از منظر فلسفی مورد بررسی قرار گرفته و نظر فلاسفه و حکمای مسلمان بیان شده است

فصل اول: تعریف و اقسام خیر

۱ـ۱ـ. معنای لغوی خیر

کلمه خیر ۱۹۶ بار در ۱۷۸ آیه قرآن تکرار شده است. راغب در مفردات در مورد این کلمه می­فرماید

«الخیر ما یرغب فیه الکلّ، کالعقل و العدل و الفضل و الشّیء النافع و ضدّه: الشّر»[۱]

خیر چیزی است که هر کس به آن رغبت دارد، مثل عقل، عدل و هر چیزی که سودمند است و ضدّ آن شرّ است. اصل واحد در این مادّه انتخاب کردن و برگزیدن چیزی و تفضیل آن بر دیگری است پس در مادّه «خیر» دو قید وجود دارد: ۱ـ انتخاب و اختیار  ۲ـ تفضیل، و این دو قید در جمیع صیغه­هایی که از این مادّه مشتق می­شوند، ملحوظ می­شوند. بنابراین خیر در مقابل شرّ است، پس خیر به چیزی گویند که از بین افراد انتخاب و اختیار شود.[۲]

در معنای خیر مقایسه وجود دارد، اما «برتری» لزوماً در همه موارد نیست، زیرا هر جا سخن از برتری است، پای ترجیح در میان است؛ مثلاً اگر کسی را اعلم بنامند، باید فرد یا افرادی دارای این فضیلت باشند و مقایسه نیز صورت گیرد و یکی از دو طرف ترجیح داشته باشد. در خیر یکی از این دو امر هست و آن، مقایسه با غیر است و ضرورتی ندارد که در طرف قیاس نیز این ماده فضیلت باشد. از این رو در آیه شریفه «قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَهِ» [۳]، مقایسه «ما عندالله» با «لهو»، فقط یکی از دو امر یعنی مقایسه هست و امر دیگری که برتری باشد، در لهو به هیچ روی نیست بنابراین خیر به معنای «أخیر» نیست که همزه آن حذف شده باشد.[۴]

این کلمه افعل تفضیل نمی­باشد، اما معنایش با معنای تفضیل انطباق دارد و اگر کلمه خیر مخفّف «أخیر» بود باید همه قـواعد جاری در أفعـل تفضیل در آن نیز جریــان می­یافت، یعنی مشتقّاتی چون أفاضل، فضلی و فضلیات از آن نیز اشتقاق می­یافت و حال آنکه مشتقّات کلمه خیر، کلمات زیر است: ۱ـ خیره ۲ـ اخیار  ۳ـ خیرات

پس می­توان گفت که کلمه خیر «صفت مشبّه» است، نه أفعل تفضیل و اگر می­بینیم که مقیسٌ علیه خیر، مشتمل بر مقداری خوبی هست، از خصوصیات غالب موارد است، نه اینکه در همه موارد باید چنین باشد، به شهادت اینکه در آیه یازده سوره جمعه دیدیم که در لهو أصلاً خوبی نبود که «ما عندالله» بهتر از آن باشد.[۵]

قرآن کریم خیر را گاهی در مقابل شرّ و گاهی در مقابل ضرّ یعنی زیان به کار برده است.[۶]

آنجائی که در مقابل شرّ است و معمولاً این گونه می­باشد مثل: «وَلَوْ یُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَیْرِ لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ»[۷] ؛ اگر خدا برای مردم به همان شتاب که آنان در کار خیر می­طلبند، در رساندن بلا به آنها شتاب می­نمود، قـطعـاً اجلـشان فرا می­رسید

و مثال آنجایی که در مقال «ضرّ» است، مثل: «وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ»[۸] ؛ اگر خدا به تو زیانی برساند، کسی جز او برطرف کننده آن نیست؛ و اگر خیری به تو برساند پس او بر هر چیزی تواناست

خیر بر دو وجه حمل می­شود: ۱ـ گاهی اسم است مثل آیه : «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ» (باید از میان شما گروهی مردم را به نیکی دعوت کنند)

۲ـ گاهی وصف است مثل آیه: «نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا »[۹]؛ (بهتر از آن را می­آوریم) که در صورت وصفی چیزی که به جای آنها در تقدیر گرفته می­شود، کلمه «أفعل منه» است، مثل: این بهتر از آن است

پس خیر گاهی به معنای اسمی و گاه به معنای وصفی به کار رفته است. در معنای وصفی گاه به معنای صفت مشبهه و گاه به معنای صفت تفضیلی و گاه به معنای صفت عالی است.[۱۰] مثال صفت مشبهه و جایی که معنای تفضیل می­دهد، آورده شد و جائی که صفت عالی است مثل: «وَ الله خَیرُ الرازِقین»[۱۱] (خدا بهترین روزی دهندگان است.)

«; وَ هُوَ خَیرُ الناصِرین»[۱۲] (و او بهترین یاری دهندگان است.)

۱ـ۲ـ. معنای اصطلاحی خیر

خیر نیازی به تعریف ندارد، چرا که هر کسی بالفطره خیر را می­شناسد و به آن گرایش دارد، حتّی حیوانات هم متمایل به خیر هستند، حتّی آن کسی که انتحار و خودکشی می­کند، خیر خود را در مردن و از دنیا رفتن می بیند

ما هم به تبعیت از فلاسفه تعریفهائی که از خیر آورده اند ذکر می­کنیم

ملاصدرا می­فرماید: «معنی الخیر ما یؤثر عند العقلاء و یشتاق إلیه الأشیاء و یطلبه الموجودات و یدور علیه طبعاً و إراده و جبلّه»[۱۳]

خیر عبارت است از چیزی که عاقل آن را بر می­گزیند، و هر شیئی به سوی آن اشتیاق دارد و موجودات او را طلب می­کنند و بر مدار آن چرخش می­کنند، اعم از آنکه حرکت و طلبِ مشتاق از روی طبع و غریزه، اراده و یا جبلّی و فطری باشد. حرکت و شوق ارادی مربوط به انسان است و تحرّک غریزی در مثل حیوان و میل طبیعی در جماد است

ملاصدرا در جای دیگر کتاب گرانسنگ اسفار می­فرماید: «أن الخیر ما یتشوّقه کلّ شیء و یتوخّاه و یتمّ به قسطه من الکمال الممکن فی حقّه، و یکون کلّ ذات مولّیه و جد القصد إلی شطره فی ضروریات وجودها و أوائل فطرتها و فی مکمّلات حقیقتها و متمّمات صفاتها و أفعالها و ثوانی فضائلها و لواحقها».[۱۴]

خیر همان چیزی است که اشیاء بدان مشتاق هستند، آن را طلب می­کنند و کمال خود را از آن می­جویند و هر ذاتی چهره جانش را به سمت او متوجّه می­کند و مقصود هر چیزی رسیدن به آن است، تا ضروریات وجود و نیازهای اولی و ثانوی خود را بدان تکمیل نماید

خیر یعنی شیء مطلوب. اگر چیزی داشته باشیم که برای یک شیء دیگر خیر است، به این معنی است که این شیء به حسب طبیعت و جبلّت خودش طالب اوست و او را می­خواهد. اگر رابطه طلب و مطلوبی در عالم نباشد، اگر رابطه طلبی در عالم نباشد، اگر در عالم هیچ چیز، طالب هیچ چیزی نباشد، خوبی وجود ندارد، خوبی از همین رابطه طلب پیدا می شود.[۱]

[۱] . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج۸، ص۲۴۳

[۱] .  حسین بن محمد، راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم، ص۳۰۰

[۲] . العلامه المصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، نشر آثار علامه مصطفوی، ج۳، ص۱۷۶

[۳] . جمعه / ۱۱

[۴] . عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، مرکز نشر اسراء، ج۳، ص۵۸

[۵] . ترجمه تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۰۸

[۶] . مفردات ، راغب ، ص۳۰۱

[۷] . یونس / ۱۱

[۸] . انعام / ۱۷

[۹] . بقره / ۱۰۶

[۱۰] . علی البهداشتی، خیر از منظر قرآن کریم، مجله بیّنات، سال یازدهم، شماره ۴۳، ص۲۴

[۱۱] . جمعه / ۱۱

[۱۲] . آل عمران / ۱۵۰

[۱۳] .صدر الدین محمد شیرازی(ملاصدرا)،دارالإحیا التراث العربی، اسفار۹جلدی، ج۱، ص۳۲۸

[۱۴] . همان، ج۷، ص۵۹

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.