پاورپوینت کامل بنی مهلب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بنی مهلب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بنی مهلب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بنی مهلب ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
آلمهلب
آلِ مُهَلَّب، خاندانی اصالتا ایرانی منسوب به مهلّب بن ابی صُفره بوده، که در اوایل ظهور اسلام برآمد و لااقل تا سد ۷قمری/۱۳میلادی امیران، وزیران، شاعران و دانشمندانی از آن برخاستند.
فهرست مندرجات
۱ – نسب
۲ – نام عربی ابوصفره
۳ – مذهب ابوصفره
۴ – ابوصفره در جنگ با شهرک
۵ – گرایش به حضرت علی
۶ – افراد مشهور
۶.۱ – ابوسعید مهلّب بن ابیصفره
۶.۲ – ابوفراس مُغیره بن مهلب
۶.۳ – یزید بن مهلب
۶.۴ – مفضل بن مهلب
۶.۵ – زیاد بن مهلب
۶.۶ – ابوقبیصه مروان بن مهلب
۶.۷ – ابوبسطام حبیب بن مهلب
۶.۸ – عبدالملک بن مهلب
۶.۹ – محمد بن مهلب
۶.۱۰ – سعید بن مهلب
۶.۱۱ – قبیصه بن مهلب
۶.۱۲ – مدرک بن مهلب
۶.۱۳ – ابوعُیَیْنه بن مهلب
۶.۱۴ – ابوخداش مخلد بن یزید
۶.۱۵ – خالد بن یزید
۶.۱۶ – منجاب بن یزید
۶.۱۷ – مُغیره بن یزید
۶.۱۸ – عبدالله بن یزید بن مهلب
۶.۱۹ – معاویه بن یزید
۶.۲۰ – مُعارک بن یزید
۶.۲۱ – عمر بن یزید بن مهلب
۶.۲۲ – مروان بن یزید بن مهلب
۶.۲۳ – حمید بن عبدالملک
۶.۲۴ – مِنهال بن ابی عیینه
۶.۲۵ – عمرو بن قبیصه
۶.۲۶ – مغیره بن قبیصه
۶.۲۷ – حاتم بن قبیصه
۶.۲۸ – عثمان بن مفضل بن مهلب
۶.۲۹ – مهلب بن مغیره
۶.۳۰ – سفیان بن معاویه
۶.۳۱ – معاویه بن سفیان
۶.۳۲ – سلیمان بن حبیب
۶.۳۳ – عباد بن حبیب
۶.۳۴ – عباد بن عباد مهلبی
۶.۳۵ – ابوجعفر عمر بن حفص
۶.۳۶ – یزید بن مَجْزَأه
۶.۳۷ – ابوخالد یزید بن حاتم
۶.۳۸ – علاء بن سعید مهلبی
۶.۳۹ – مهلب بن یزید مهلبی
۶.۴۰ – داوود بن یزید
۶.۴۱ – روح بن حاتم
۶.۴۲ – نصر بن حبیب مهلبی
۶.۴۳ – عبدالله بن یزید
۶.۴۴ – فضل بن روح
۶.۴۵ – مغیره بن بشر
۶.۴۶ – داوود بن روح
۶.۴۷ – مجزأه بن زیاد
۶.۴۸ – ابوحرب محمد بن ابیعیینه
۶.۴۹ – قصیمه بن روح
۶.۵۰ – ابومنهال عیینه بن عبدالرحمن
۶.۵۱ – مغیره بن یزید
۶.۵۲ – سفیان بن عیین مهلبی
۶.۵۳ – خالد بن یزید
۶.۵۴ – بشر بن داوود مهلبی
۶.۵۵ – سعید بن عباد
۶.۵۶ – محمد بن عباد
۶.۵۷ – داوود بن محمد
۶.۵۸ – عبدالله بن محمد
۶.۵۹ – مروان بن سعید
۶.۶۰ – ابوجعفر احمد بن یزید
۶.۶۱ – احمد بن حرب مهلبی
۶.۶۲ – ابوعیینه بن محمد
۶.۶۳ – ربیعه بن قبصه
۶.۶۴ – یزید بن محمد مهلبی
۶.۶۵ – علی بن آبان مهلبی
۶.۶۶ – خلیل بن ابان
۶.۶۷ – ابوالحسن محمد بن ابان
۶.۶۸ – ابراهیم بن یحیی
۶.۶۹ – حسن بن عثمان مهلبی
۶.۷۰ – مغیره بن محمد مهلبی
۶.۷۱ – ابوالمنهال عیینه بن منهال
۶.۷۲ – ابوالعباس احمد بن محمد
۶.۷۳ – ابوعبدالله محمد بن یحیی
۶.۷۴ – قبیصه بن عمر مهلبی
۶.۷۵ – ابوعمران ابراهیم بن هانی
۶.۷۶ – ابراهیم بن محمد
۶.۷۷ – جندب بن احمد
۶.۷۸ – ابونصر منصور بن جعفر
۶.۷۹ – علی بن احمد مهلبی
۶.۸۰ – ابومحمد حسن بن محمد
۶.۸۱ – ابوالحسن محمد بن هانی
۶.۸۲ – ابوسعید خلیل بن احمد
۶.۸۳ – ابوعلی حمزه بن عبدالعزیز
۶.۸۴ – محمود بن محمد
۶.۸۵ – ابوالعباس احمد بن علی
۷ – فهرست عناوین
۸ – پانویس
۹ – منبع
۱ – نسب
نیای این خاندان مردی بافنده از مردم خارک بود به نام بَسْخَرّه یا بَسْفَرّه (بسیار فره) که در منابع عربی از او به شکل بَسْخَره پسر بهبوذان
[۱] احمد بن عمر ابن رسته، الاعلاق النفیسه، ج۱، ص۲۰۶، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
و فَسْخَراء
[۲] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۴، ص۴۵۲، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
[۳] محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۰۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر.
یاد شده است که به عُمان رفت و ادعا کرد که از قبیل اَزْد است.
[۴] یاقوت، معجم البلدان، ج ۲، ص۳۳۷، به کوشش فردیناند ووستفلد، لایپزیک، ۱۸۶۶-۱۸۷۰م.
از همینرو نویسندگان بعدی بدون اشاره به این معنی، او را از قبیل ازد دانسته و نسبش را تا ازد رساندهاند.
[۵] احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۸۵، بیروت، ۱۳۲۸ق.
[۶] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۴، ص۴۴۱، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
[۷] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۸، ص۹، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
۲ – نام عربی ابوصفره
بسیاری از نویسندگان متقدم، نام عربی مشهور او را به اختلاف، «ابوصفره» ظالم ابن سارق یا قاطع بن سارق بن ظالم
[۸] احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۸۵، بیروت، ۱۳۲۸ق.
یا سرّاق
[۹] محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۰۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر.
یا غالب بن سرّاق
[۱۰] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۰، ص۲۶۳، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
نوشتهاند، در حالی که اصفهانی
[۱۱] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۰، ص۲۶۳، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
به استناد شعر کعب الاشقری، ابوصفره را نام عربی شُناس یا ظالم، پسر مرداذاء (ظاهراً: مرد ازاد) و نواد فسخراء دانسته است و یاقوت
[۱۲] یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۳۳۷، به کوشش فردیناند ووستفلد، لایپزیک، ۱۸۶۶-۱۸۷۰م.
ابوصفره را معرب بسخره دانسته است، در حالی که ابن حجر
[۱۳] احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۸۵، بیروت، ۱۳۲۸ق.
بر آن است که این نام را پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به سبب ردای زردرنگی که بسخره به هنگام بیعت در حضور وی بر تن داشت، به او داد.بهرغم این روایت ( که براساس روایتی دیگر دیدار ابوصفره از پیامبر را نادرست پنداشته و انتخاب این نام را از سوی عمر بن خطاب دانسته است.)
[۱۴] احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۸۵، بیروت، ۱۳۲۸ق.
۳ – مذهب ابوصفره
معلوم نیست که ابوصفره دقیقاً چه زمانی به دین اسلام گرویده است. با این همه گفتهاند که او نیز در زمر مرتّدان عرب بود که در روزگار خلافت ابوبکر از دادن زکات سرباز زدند و در جنگ با نیروهای خلیفه شکست خوردند. براساس روایتی دیگر، ابوصفره وقتی به اسارت مسلمانان افتاد، هنوز نوجوانی نابالغ بود. ابوبکر که میخواست هم اسیران را به گناه ارتداد از دم تیغ بگذراند، به توصی عمر از این کار منصرف شد و آنان را آزاد ساخت،
[۱۵] احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۸۵، بیروت، ۱۳۲۸ق.
[۱۶] عبدالله بن مسلم ابن قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۹۹، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
و به قولی به زندانشان افکند.
[۱۷] محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۰۲، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر.
ابن خلکان
[۱۸] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۵، ص۳۵۱، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ق، فهرست.
در درستی این روایات سخت تردید کرده و بر آن است که ابوصفره در میان آن اسیران نبوده و اصلاً ابوبکر را ندیده است. گذشته از آن وی میافزاید: چگونه ابوصفره در سنین نوجوانی به اسارت سپاه خلیفه درآمد در حالی که پسرش مهلّب در روزگار پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و مقارن فتح مکه زاده شده بود.
[۱۹] احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۷، ص۱۸۵، بیروت، ۱۳۲۸ق.
۴ – ابوصفره در جنگ با شهرک
به هر حال ابوصفره که به خدمت عثمان بن ابیالعاص امیرِ عمان و بحرین پیوسته بود، در سال ۲۳ق/۶۴۴م همراه حَکَم بن ابیالعاص برادر عثمان، به جنگ با شهرک که هنوز در فارس با مسلمانان سخت مخالفت میورزید، به تَوَّج رفت و فرماندهی بخشی از سپاه حکم را به عهده گرفت.
[۲۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۱، ص۲۶۹۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
چنین مینماید که ابوصفره پس از عزل شدن عثمان بن ابیالعاص از امارت بحرین و عمان، با او به بصره رفته و در همان شهر اقامت گزیده است.
[۲۱] احمد بن عمر ابن رسته، الاعلاق النفیسه، ج۱، ص۲۰۶، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م.
از آن پس خبر چندانی از او در دست نیست.
۵ – گرایش به حضرت علی
چنین مینماید که ابوصفره به علی بن ابیطالب(علیهالسلام) گرایش داشته، زیرا از شرکت قبیلهاش در جنگ جمل بر ضد علی (علیهالسلام) اظهار دلتنگی میکرد
[۲۲] صفره عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۳۶۳، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
گفتهاند ابوصفره در راه صفین درگذشت
[۲۳] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۳۶۳، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
پس میبایست در سال ۳۷ق/۶۵۷م درگذشته باشد.
۶ – افراد مشهور
در اینجا به برخی از افراد این خاندان که آگاهیهایی از آنان به دست آمده اشاره میشود:
۶.۱ – ابوسعید مهلّب بن ابیصفره
ابوسعید مهلّب بن ابی صفره، (۸۲ق/۶۲۹-۷۰۱م) گفتهاند که او مقارن فتح مکه به دست پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در سال ۸ق/۶۲۹م زاده شد.
[۲۴] احمد بن علی ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۳۰۳، بیروت، ۱۳۲۸ق.
از آن پس تا روزگار معاویه از او آگاهیی در دست نیست، ولی چنین مینماید که به سپاهیگری میپرداخت و در سال ۴۲ق/۶۶۲م همراه جنگجویان مسلمان به جنگ با سیستانیان رفت.
[۲۵] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۲۳۷، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
آنگاه که معاویه، حکم بن عمرو غفاری را به امارت خراسان فرستاد، مهلب همراه او تا هرات و جوزجان پیشروی کرد (سال ۴۴ق/۶۶۴م) و در این جنگها شجاعت و سختکوشی خود را به اثبات رسانید.
[۲۶] ابن واضح یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۲۲، بیروت، دارصادر، فهرست.
وی ظاهراً از همانجا به پیشروی خود ادامه داد و پارهای از مناطق کوهستانی کابل را نیز تصرف کرد،
[۲۷] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۲۳۹، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
ولی در خراسان نماند و پس از جنگ جبل الاشل در سال ۵۰ق/۶۷۰م آن سامان را ترک کرد. در سال ۶۱ق/۶۸۰م که سلم ابن زیاد از سوی یزید بن معاویه امارت خراسان یافت، مهلب نیز دوباره با او وارد خراسان شد
[۲۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۹۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و به جنگ با طرخون پادشاه سغد
[۲۹] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
که به درخواست خاتون، فرمانروای بخارا، به جنگ با مسلمانان آمده بود، پرداخت و سرانجام بر او چیره شد
[۳۰] محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، ج۱، ص۵۸-۶۰، ترجم ابونصر احمد بن محمد قباوی، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ۱۳۶۳ش.
[۳۱] ابن واضح یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۵۲، بیروت، دارصادر، فهرست.
و سایر امیران غیرمسلمان خراسان را مجبور به پرداخت جزیه کرد.
[۳۲] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۹۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
هنگامی که سلم بن زیاد در سال ۶۴ق/۶۸۳م پس از مرگ یزید بن معاویه، به علّت پریشانی اوضاع خراسان و مخالفت مردم، آن سامان را به قصد سرخس ترک گفت، به سبب لیاقت و جنگجویی مهلب، وی را به جانشینی خود برگماشت،
[۳۳] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۱۵۵، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
ولی چون سلم مجبور شد بخشهایی از خراسان را به سلیمان بن مَرثَد و عبداللـه بن خازم دهد، مهلب نیز جای خالی کرد و از خراسان بیرون رفت.
[۳۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۴۸۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
چنین مینماید که شورش مردم خراسان بر سلم بن زیاد و نیز خروج مهلب از خراسان، با قیام عبداللـه بن زبیر بر ضد امویان و اعلام خلافت خویش در مدینه بیارتباط نبوده است، زیرا مهلب بلافاصله به عبدالله بن زبیر پیوست و در سال ۶۵ق/۶۸۴م از سوی او به امارت خراسان منصوب شد. در این میان ازارقه ــ گروهی از خوارج منسوب به نافع بن ازرق ــ که با استفاده از اوضاع نابسامان خلافت میکوشیدند مناطقی را به تصرف درآوردند، به بصره تاختند. مهلب که عازم خراسان بود به خواهش بزرگان بصره پذیرفت که ازارقه را از آن شهر دور سازد بدان شرط که هرچه تصرف کند از آنِ خود او باشد.
[۳۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۸۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
این توافق سپس به تأیید عبدالله بن زبیر نیز رسید و مهلب پس از جنگهایی خوارج را سرکوب کرد.
[۳۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۱۹۵-۲۰۰، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
این پیروزی چنان مهلب را در میان بصریان محبوب کرد که بصره را به نام او «بصر مهلب» خواندند.
[۳۷] عبدالله بن مسلم ابن قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۹۹، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
جنگهای مهلّب با ازارقه در عراق و ایران بخش مهمی از تاریخ زندگی اوست. وی از سال ۶۵ تا ۷۷ق/۶۸۴ تا ۶۹۶م تقریباً پیدرپی با ازارقه جنگ میکرد. حکومت مهلب بر خراسان دیری نپایید، زیرا در سال ۶۷ق/۶۸۶م که مُصْعَب بن زبیر خواست مختار ثقفی را در کوفه سرکوب کند، مهلب امارت فارس داشت و از شرکت در جنگ با مختار تن زد، ولی سرانجام با میانجیگری محمّد بن اشعث
[۳۸] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۲۶۸، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
سپاه آراست و به مصعب پیوست.
[۳۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۷۲۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۴۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۷۲۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۴۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۷۲۵، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
مهلب پس از پایان کار مختار، دیگر به فارس بازنگشت و از سوی مصعب که میخواست میان خود و عبدالملک مروان خلیف دمشق، سدّی پدید آوَرَد، به امارت موصل و جزیره و ارمنستان و آذربایجان منصوب شد.
[۴۲] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۲۷۵، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
وی اندکی بعد به جنگ ازارقه در اهواز رفت و در جنگ میان عبدالملک بن مروان و مصعب بن زبیر شرکت نجست، ولی چون مصعب کشته شد، مهلّب بیدرنگ به اطاعت عبدالملک گردن نهاد و از مردم برای او بیعت گرفت.
[۴۳] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۳۳۴، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۴۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۸۰۷، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۴۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۸۲۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در سال ۷۲ق/۶۹۱م از سوی خالد بن عبداللـه امیر بصره به حکومت اهواز منصوب شد و از آن پس تا سال ۷۷ق/۶۹۶م سردرپی ازارقه نهاد و آنان را تا فارس تعقیب کرد و سرانجام بر سراسر فارس چیره شد.
[۴۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۳۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
حَجّاج بن یوسف ثقفی که در این هنگام حکومت عراق و قسمتهایی از ایران را داشت، والیانی بر شهرهای فارس گمارد، ولی به فرمان عبدالملک نخراج جبال فارس و دارابگرد و اصطخر و فسا» را به مهلب واگذاشت
[۴۷] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۳۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۴۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۰۳-۱۰۰۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
تا بتواند از طریق مالیات آن شهرها، مخارج جنگ با ازارقه را تأمین کند. با این همه چنین مینماید که از این پس میان وی و خوارج جنگ مهمی رخ نداده باشد. مهلب در سال ۷۸ق/۶۹۷م
[۴۹] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۳۸۶، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
امارت خراسان و سیستان یافت
[۵۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۳۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و اندکی بعد به ماوراءالنهر لشکر کشید. در سال ۸۰ق/۶۹۹م کَش و نَسَف را به محاصره گرفت
[۵۱] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۳۶۰، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
و پسر خود یزید را به جنگ امیر خُتل فرستاد
[۵۲] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۵۳، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
لشکرکشی او به ماوراءالنهر تا سال ۸۲ق/۷۰۱م به درازا کشید و او سرانجام با مردم کش در مقابل فدیه صلح کرد و به مرو بازگشت.
[۵۳] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۸۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
به روایت خلیفه بن خیاط،
[۵۴] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۳۶۰، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
مهلب هنگامی که کش را محاصره کرده بود، عبدالرحمن بن محمد اشعث امیر سیستان
[۵۵] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۶، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
او را به نافرمانی از حجاج دعوت کرد و مهلب دست از محاصره برداشت و بازگشت، اما درستی این روایت قابل تردید است، زیرا نه تنها مورخان دیگر از این واقعه یاد نکردهاند، بلکه ذکری از بروز دشمنی میان حجاج و مهلب در مآخذ نیست. حتی گفتهاند که حجاج نسبت به مهلب بسیار مهر میورزید و عراقیان را بنده او میخواند.
[۵۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۴۱، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
مهلب در راه بازگشت به مرو، در محلی به نام زاغول
[۵۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۸۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
بیمار شد و پسر خود یزید را به جانشینی برگزید
[۵۸] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۷۵، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
و اندکی بعد درگذشت. مهلب علاوه بر جنگجویی، به شاعران نیز اقبال تمام داشت و عطایا و صلات گران به آنان میبخشید.
[۵۹] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۱۵، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
[۶۰] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۹، ص۱۶، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
شاعرانی چون کعب الاشقری از جمل ستایندگان او بودند.
[۶۱] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۴، ص۴۴۱، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
۶.۲ – ابوفراس مُغیره بن مهلب
ابوفراس مُغیره بن مهلب (رجب ۸۲ق/اوت ۷۰۱م)، ظاهراً بزرگترین پسر مهلب بود. مغیره در جنگهای پدر با خوارج شرکت داشت. در سال ۶۸ق/۶۸۷م که مهلب از فارس به نزد مصعب بن زبیر آمد، مغیره را به جای خود در آنجا گمارد.
[۶۲] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۲۸۲، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
به نظر میرسد که او در همانجا ماند تا آنکه با آغاز جنگ میان زبیریان و مروانیان، به خالد بن عبداللـه بن خالد بن اسید پیوست
[۶۳] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۳۰۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
در سال ۷۳ق/۶۹۲م به فرمان خلیفه همراه عمر بن عبیداللـه بن معمر به جنگ ابن فدیک در بحرین رفت.
[۶۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۸۵۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
از آن پس تا حکومت پدرش مهلب حکومت خراسان یافت، مغیره نیز با او به آن سامان رفت. در سال ۸۰ق/۶۹۹م مهلب به ماوراءالنهر حمله برد و مغیره را به جای خود در مرو گمارد. او در همانجا بود تا در سال ۸۲ق/۷۰۱م مدتی قبل از پدرش درگذشت.
[۶۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۷۷، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۶۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۷۲، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
زیادالاعجم شاعر معروف آن روزگار در رثای مغیره چکامهای سروده است.
[۶۷] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۴، ص۱۰۲، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
۶.۳ – یزید بن مهلب
یزید بن مهلب (۵۳-۱۰۲ق/۶۷۳-۷۲۰م)، مشهورترین کس از آل مهلب که به سبب جنگهایش با خوارج و مخالفت با حکومت مروانیان و حجاج بن یوسف ثقفی، در سد اول هجری از اهمیت بسیاری برخوردار است. وی در تصرف بخشهایی از ایران و ماوراءالنهر همراه پدرش بود و در سال ۷۷ق/۶۹۶م از سوی او حکومت کرمان یافت.
[۶۸] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۴۱، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
نیز در سال ۸۰ق/۶۹۹م مهلب او را به نبرد پادشاه ختل به نام سَبَل
[۶۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۴۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
یا شَبَل
[۷۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۵۳، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
فرستاد و یزید پس از مدتی که او را در محاصره داشت، سرانجام به شرطی که شاه ختل خوارج و فدیه دهد صلح کرد و بازگشت.
[۷۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۴۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در سال ۸۲ق/۷۰۱م مهلب در بستر مرگ یزید را به جانشینی خود برگزید
[۷۲] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۳۸۶، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
و پسرانش را به فرمانبرداری از او خواند.
[۷۳] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۸۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
حجاج بن یوسف امیر عراق و شرق نیز حکومت او را بر خراسان تأیید کرد،
[۷۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۰۸۵، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
اما پشتیبانی حجاج از یزید چندان به درازا نکشید، زیرا در سال ۸۳ق/۷۰۲م عبدالرحمن بن عباس بن ربیعه بن حارث مطلبی، همپیمان عبدالرحمن بن اشعث که بر حجاج شوریده بود، وارد خراسان شد. یزید که از جنگ با او پرهیز داشت، عبدالرحمن بن عباس را پیغام داد که از آن سامان بیرون رود. ولی عبدالرحمن نه تنها آن را نپذیرفت بلکه در خراسان به گردآوری مالیات پرداخت
[۷۵] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
و حتی در نهان کوشید یاران یزید را به خود جلب کند. یزید بن مهلب نیز به ناچار دست به جنگ گشود و برادر خود مفضل را به نبرد فرستاد. مفضل، عبدالرحمن را گریزاند و بسیاری از یاران او را به اسارت گرفت،
[۷۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۰۵-۱۱۰۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
اما یزید قبل از آنکه اسیران را به نزد حجاج روانه کند، عبدالرحمن بن طلحه را که از پیش خدمتی به مهلب کرده بود و عبداللـه بن فضاله را که از اَزْدیان بود
[۷۷] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۴۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
آزاد کرد. حجاج که از این واقعه آگاه شد، کین یزید را در دل گرفت
[۷۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۲۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و چون از محبوبیت یزید و مهلبیان در عراق و خراسان آگاه بود، آشکارا دست به کار توطئه بر ضد او نشد، اما در نزد خلیفه بدگویی از او پرداخت و مهلبیان را طرفدار زبیریان خواند و بیوفایی آنان را نسبت به مروانیان یادآور شد.
[۷۹] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰۳، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
خلیفه که در آغاز با عزل یزید از خراسان موافق نبود، سرانجام به اصرار حجاج گردن نهاد
[۸۰] محمد بن جریر طبری، ج۲، ص۱۱۴۰، تاریخ، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۸۱] محمد بن جریر طبری، ج۲، ص۱۱۴۱، تاریخ، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و یزید را از حکومت برانداخت. حجاج که از شورش مهلبیان و بهویژه از یزید بیم داشت
[۸۲] محمد بن جریر طبری، ج۲، ص۱۱۴۳، تاریخ، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
برای جلوگیری از طغیان آنان و نیز ایجاد دو دستگی در داخل خاندان مهلب، مفضل برادر یزید را حکومت خراسان داد و یزید را به نزد خود در عراق فرا خواند. این ترفند مؤثر افتاد و مفضل که حکومت خود را در گرو خروج یزید از خراسان میدانست، برادر را به اطاعت از حجاج ترغیب کرد.
[۸۳] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۰۳، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
به روشنی دانسته نیست چرا یزید، بهرغم آنکه از نیت حجاج آگاه بود و به مفضل گفت که حجاج پس از من ترا بر جای نمیگذارد،
[۸۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۴۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
خراسان را به قصد عراق ترک گفت. حجاج که منتظر ورود یزید به عراق بود، بلافاصله او را گرفت و به زندان افکند (۸۶ق/۷۰۵م) و همچنان که یزید پیشبینی کرده بود، مفضل را نیز بیدرنگ از حکومت خراسان عزل کرد.
[۸۵] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۲۳، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
یزید و برادرانش مفضل و عبدالملک تا سال ۹۰ق/۷۰۹م در زندان حجاج ماندند. در این سال حجاج برای سرکوب اکرادی که در فارس به تاخت و تاز پرداخته بودند، به آن سامان رفت و زندانیان پرآواز خود را نیز همراه برد، اما یزید که فرصتی برای فرار میجست، به یاری برادر دیگرش مروان که در بصره مقدمات گریز زندانیان را آماده ساخته بود، گریخت و به فلسطین نزد سلیمان بن عبدالملک رفت.
[۸۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۴۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۸۷] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۷، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
سلیمان از یزید به گرمی استقبال کرد و از او نزد خلیفه به شفاعت پرداخت تا سرانجام ولید را واداشت (۹۰ق/۷۰۹م) تا از یزید بگذرد
[۸۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۲۱۰-۱۲۱۵، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و از حجاج بخواهد که هم فرزندان مهلب را که در زندان اویند به شام فرستد.
[۸۹] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۸، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
چنین مینماید که یزید به رغم آزادی، تا مدتی به عراق و خراسان باز نگشت. در سال ۹۶ق/۷۱۴م خلیف جدید سلیمان بن عبدالملک، یزید را به امارت عراق منصوب کرد،
[۹۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۱۱، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
اما یزید در پی حکومت خراسان بود و میاندیشید از جایی که حجاج در آنجا ویرانیها کرده است، بهرهای نخواهد برد خاصه که شنیده بود خلیفه بر آن است که عبدالملک بن مهلب را حکومت خراسان دهد. از اینرو عبداللـه بن اهتم را برانگیخت تا به خلیفه بقبولاند که امارت خراسان را به وی دهد.
[۹۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۰۸-۱۳۱۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
یزید چند ماه پس از استقرار در خراسان در سال ۹۸ق/۷۱۶م به جرجان و طبرستان تاخت و پسر خود مخلد را در خراسان گمارد.
[۹۲] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۱۸، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
او در دَستان، صول، حاکم ترک آنجا را به محاصره گرفت( که از صول مانند نام منطقهای یاد کرده و آن را شهری نزدیک بابالابواب یا دربند دانسته است.)
[۹۳] یاقوت، معجم البلدان، ج۳، ص۴۳۵، به کوشش فردیناند ووستفلد، لایپزیک، ۱۸۶۶-۱۸۷۰م.
و سرانجام او را واداشت تا صلح کند و خراج دهد. سپس وی جرجان را تصرف کرد.
[۹۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۲۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
گفتهاند که شهر جرجان در آن هنگام هنوز بنیاد نشده بود
[۹۵] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۴۲۲، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
و یزید بنیادگذار آن شهر بود.
[۹۶] یاقوت، معجم البلدان، ج۲، ص۴۹، به کوشش فردیناند ووستفلد، لایپزیک، ۱۸۶۶-۱۸۷۰م.
یزید پس از این پیروزی به جنگ فرخان اسپهبد طبرستان رفت. اسپهبد که نخست قصد فرار داشت، به صوابدید فرزندش ثبات ورزید و در نخستین جنگ یزید را درهم شکست و کس به جرجان فرستاد و گفت تا مسلمانان را کشتار کنند. یزید که سخت در محاصر اسپهبد گرفتار شده بود سرانجام با پرداخت مالی کلان اجازه یافت که از منطقه خارج گردد.
[۹۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۲۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۹۸] محمد بن حسن بن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۱۶۳، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۲۰ش.
[۹۹] محمد بن حسن بن اسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، ص۱۶۴، به کوشش عباس اقبال، تهران، ۱۳۲۰ش.
او سپس برای انتقام کشتار مسلمانان به جرجان تاخت. پس از قتل عام بزرگی از جرجانیان، صول را دستگیر کرد و به نزد خلیفه فرستاد.
[۱۰۰] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۵۱، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
[۱۰۱] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۵۲، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
چندی پس از آن عمر بن عبدالعزیز که یزید و مهلبیان را خوش نداشت و آنان را ستمکار میدانست به خلافت نشست (۹۹ق/۷۱۷م) و یزید را از حکومت برکنار کرد. عدی بن ارطاه فزاری، امیر جدید بصره، نیز موسی بن وجیه حمیری را روانهی دستگیری یزید ساخت.
[۱۰۲] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۴۶، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
چنین مینماید که یزید قبل از آن برای دیدار خلیفه سلیمان بن عبدالملک،
[۱۰۳] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۵۲، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
خراسان را ترک گفته بود،
[۱۰۴] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۴۳۳، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
[۱۰۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۵۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
زیرا مأموران خلیف جدید، عمر بن عبدالعزیز، او را در کنار پل بصره دستگیر کردند و به نزد وی بردند (۱۰۰ق/۷۱۸م). خلیفه از او خواست اموالی را که در تصرف اوست و مقدار آن را به خلیف پیشین گزارش داده بود، به او تسلیم کند، اما چون یزید بهانه آورد و از تسلیم اموال خودداری کرد، خلیفه او را به زندان افکند. وساطت پسرش مخلد نیز سودی نبخشید و او تا سال ۱۰۱ق/۷۱۹م در زندان ماند. در همین سال عمر بن عبدالعزیز بیمار شد. یزید که میپنداشت اگر خلافت به یزید بن عبدالملک برسد، او را از میان بر خواهد داشت، مقدمات فرار را آماده کرد و از زندان گریخت.
[۱۰۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۵۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۰۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۶۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۰۸] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۵۲، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
اندکی پس از آن عمر بن عبدالعزیز درگذشت و یزید بن عبدالملک خلیف جدید به عبدالحمید بن عبدالرحمن و عدی بن ارطاه دستور داد تا به مقابل یزید روند و کسان او را در بصره گرفتار سازند. عدی بن ارطاه تنی چند از برادران یزید را به زندان افکند و با یزید که با یارانش رو به سوی بصره آورده بود، آماد جنگ شد. یزید ظاهراً بدون برخوردی وارد شهر شد و از عدی امیر بصره خواست که برادرانش را آزاد سازد. امیر بصره نپذیرفت و یزید نیز با بذل مال مردم را به گرد خویش فراهم آورد و سرانجام عدی را گرفتار ساخت.
[۱۰۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۷۹-۱۳۸۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
از آن سوی حمید بن عبدالملک بن مهلب برادرزاد یزید که برای شفاعت از عموی خویش به نزد خلیفه رفته بود، با اماننامهای برای یزید بازگشت. خالد بن عبداللـه قَسری و عمرو بن یزید حَکَمی که از سوی خلیفه همراه حمید بن عبدالملک به نزد یزید میرفتند، در راه به حواری بن زیاد عَتْکی که از برابر یزید گریخته بود، برخوردند و او فرستادگان خلیفه از رفتن به نزد یزید و اباغ امانِ خلیفه بازداشت و وادارشان کرد که حمید بن عبدالملک را در بند کنند.
[۱۱۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۸۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۱۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۹۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
نیز امیر کوفه، عبدالحمید بن عبدالرحمن، خالد پسر یزید را گرفت و به نزد خلیفه فرستاد. به نظر میرسد که خلیفه نیز از دادن اماننامه به یزید پشیمان شده بود، زیرا بلافاصله عباس بن ولید را با سپاه به سوی یزید فرستاد. یزید که چارهای جز مقابله نمیدید، بصریان را گرد آورد و ثواب جنگ با شامیان را از جهاد با کفار ترک و دیلم بیشتر دانست.
[۱۱۲] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۹۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
جنگجویان بصره بهرغمِ دشمنیِ حسنِ بصری با یزید بن مهلب که بیدادهای او را گوشزد میکرد،
[۱۱۳] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۹۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
به یزید پیوستند. یزید بصره را به برادرش مروان واگذاشت و خود به واسط رفت. در آنجا نصیحت حبیب بن مهلب را که معتقد بود یزید به فارس برود و از آنجا سایر شهرها را تصرف کند، نپذیرفت و آماد جنگ شد. آنگاه پسر خود معاویه را در واسط گماشت و با سپاه به عَقْر ــ نزدیک کوفه ــ فرود آمد. در جنگ سختی که میان وی و لشکر شام به فرماندهی مسلمه بن عبدالملک و عباس بن ولید رخ داد،
[۱۱۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۹۵-۱۴۰۵، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۱۵] عبدالله بن مسلم ابن قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۶۴، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
یزید کشته شد (۲۲ صفر ۱۰۲ق/۲۴ اوت ۷۲۰م) و همراه او بسیاری از آل مهلب نیز از میان رفتند. روز جنگ را بعدها به سبب اهمیتش «یوم العقر» نام نهادند.
[۱۱۶] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۳۰۸، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ق، فهرست.
۶.۴ – مفضل بن مهلب
مفضل بن مهلب (مق ۱۰۲ق/۷۲۰م). از آغاز کار او آگاهی چندانی در دست نیست. چنین مینماید که او در کنار یزید بن مهلب در خراسان بود. زیرا در سال ۸۳ق/۷۰۲م که یزید سپاه به جنگ عبدالرحمن ابن عباس مطلبی در هرات فرستاد، مفضل را فرماندهی داد
[۱۱۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۰۷، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و او پس از جنگ کوتاهی عبدالرحمن را گریزاند. در سال ۸۵ق/۷۰۴م که حجاج بن یوسف سرانجام توانست موافقت خلیفه را با عزل یزید از حکومت خراسان جلب کند، برای جلوگیری از شورش آل مهلب و ایجاد دودستگی میان آن خاندان، مفضل را به حکومت آنجا گماشت. او پس از ورود به خراسان بیدرنگ دست به کار توسع قلمرو خود شد، زیرا چیزی نگذشت که بادغیس و آخرون و شومان را فتح کرد.
[۱۱۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۶۱-۱۱۶۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
ولی حکومت او دیری نپایید و حجاج پس از دستگیری یزید، مفضل را نیز از حکومت برداشت و ظاهراً به زندانش افکند، زیرا در سال ۹۰ق/۷۰۹م از مفضل و عبدالملک و یزید که در زندان حجاج بودند، یاد شده است.
[۱۱۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۲۰۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در همین سال مفضل نیز همراه یزید و عبدالملک، به مدد مروان برادر دیگرش که در بصره بود، گریخت و به فلسطین نزد سلیمان بن عبدالملک رفت.
[۱۲۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۴۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
اینکه او را از جمل کاتبان سلیمان دانستهاند
[۱۲۱] العیون و الحدائق، به کوشش یاد دخویه، ج۳، ص۳۵، لیدن، ۱۸۶۹م.
میبایست مربوط به همین دوران باشد. به نظر میرسد که وقتی یزید دوباره به حکومت خراسان منصوب گشت و سپس عزل و زندانی شد، مفضل در عراق بود، زیرا در سال ۱۰۱ق/۷۱۹م که یزید از زندان عمر بن عبدالعزیز گریخت و یزید بن عبدالملک از عدی بن ارطاه حاکم بصره خواست که کسان یزید را در بصره گرفتار سازد، مفضل از جمل این کسان بود که به زندان افتادند.
[۱۲۲] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۷۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
اما پس از آنکه یزید در بصره چیره گشت، مفضل را از زندان بیرون آورد و او در آخرین جنگ یزید با مسلمه بن عبدالملک، فرماندهی جناح چپ سپاه مهلبیان را به عهده داشت. وی در این جنگ بهرغم ثبات و شجاعتی که نشان داد، چون از قتل برادرش یزید آگاه شد به واسط گریخت و از آنجا با مهلبیان دیگر به بصره رفت تا به بحرین رود،
[۱۲۳] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۰۷، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۲۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۱۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
اما امیر بحرین آنان را نپذیرفت و مهلبیان ناچار به کرمان رفتند و مفضل را به سروری برداشتند. در اینجا نیز میان مهلبیان و سپاهی که مسلمه بن عبدالملک به فرماندهی مدرک بن ضبّ کلبی به تعقیب آنان فرستاده بود، جنگی روی داد که در آن تعدادی از یاران مفضل کشته شدند. او نیز بقی مهلبیان را برداشت و برای آنکه فاصل بیشتری میان خود و مروانیان ایجاد کند روی به سند نهاد و در قَندابیل مقیم شد. اما مسلمه دست از تعقیب او برنداشت و سپاهی به سرکردگی هلال بن اَحْوَز تمیمی مازنی به آن سامان فرستاد. در واپسین جنگی که میان آل مهلب و آن لشکر درگرفت، مفضل و تعدادی از افراد خاندان مهلب کشته شدند
[۱۲۵] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۲، ص۴۷۲، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
و بسیاری از آنان از جمله دُرید و حجاج و غسان و شبیب و فضل، پسران مفضل، به اسارت رفتند که سپس به دستور یزید بن عبدالملک در همان سال به قتل رسیدند.
[۱۲۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
«مفضل، مردی دانسته و آهسته و مردمشناس بود»
[۱۲۷] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۵، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
و چون پدر و برادر خود شعر و ادب را دوست میداشت و خود نیز شعر میگفت و ابیاتی از او نقل شده است.
[۱۲۸] سید بن علی مرصفی، رغبه الامل، ج۳، ص۱۸۲، تهران، ۱۹۷۰م.
۶.۵ – زیاد بن مهلب
زیاد بن مهلب (مق ۱۰۲ق/۷۲۰م)، در ایام خلافت سلیمان بن عبدالملک، از سوی برادرش یزید، حکومت عُمان داشت
[۱۲۹] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۴۳۰، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
[۱۳۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۲۸۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و در واپسین جنگ میان آل مهلب و سپاه هلال بن احوز در قندابیل کشته شد.
[۱۳۱] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
از او آگاهی بیشتری در دست نیست.
۶.۶ – ابوقبیصه مروان بن مهلب
ابوقَبیصه مروان بن مهلب،(۱۰۲ق/۷۲۰م) نخستینبار در وقایع سال ۹۰ق/۷۰۹م از او آشکارا یاد شده است. وی در این سال برادران خود یزید و مفضل و عبدالملک را که در زندان حجاج بن یوسف بودند، مدد رسانید تا گریختند و به فلسطین رفتند.
[۱۳۲] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۲۰۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در روزگار خلافت سلیمان بن عبدالملک، مروان حکومت یمامه یافت،
[۱۳۳] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۴۲۹، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
اما به نظر میرسد که پس از سلیمان از آن مقام عزل شد، زیرا در سال ۱۰۱ق/۷۱۹م که یزید بن مهلب بر خلیفه شورید، مروان در بصره بود و مردم را به بیعت با یزید و جنگ با شامیان میخواند،
[۱۳۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۰۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
ولی چیزی نگذشت که عدی ابن ارطاه او را با جمعی دیگر از مهلبیان دستگیر کرد و به زندان افکند. پس از آنکه برادرش یزید بر بصره چیره شد، او را آزاد ساخت و امارت بصره را به وی واگذاشت و خود به واسط رفت.
[۱۳۵] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۲، ص۴۸۲، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
[۱۳۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۷۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
پس از شکست آل مهلب از مسلمه بن عبدالملک و قتل یزید، مروان نیز همراه سایر مهلبیان به قندابیل رفت و در آخرین جنگی که میان آنان و سپاه هلال بن احوز مازنی درگرفت، کشته شد.
[۱۳۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۱۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۳۸] وتقدموا عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۷ – ابوبسطام حبیب بن مهلب
ابوبسطام حبیب بن مهلب ( ۱۰۲ق/۷۲۰م)، همراه با پدر در جنگهای او بر ضد خوارج شرکت داشت
[۱۳۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۹۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و سپس با او به خراسان و ماوراءالنهر رفت و فرماندهی پارهای از حملات مهلب را به بلخ و کش و ختل به عهده گرفت. حبیب پس از مرگ پدر با یاران او به خدمت برادرش یزید پیوست. از آن پس تا سال ۸۷ق/۷۰۶م خبری از او در دست نیست، اما مسلّم است که یک چند حکومت کرمان داشته است، زیرا به گفت ابن اثیر، وقتی حجاج ابن یوسف، یزید بن مهلب را به زندان افکند، حبیب را نیز از حکومت کرمان برکنار کرد
[۱۴۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۲۴، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۱۴۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۸۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و به نظر میرسد که او را به بصره آورد و به زندان افکند.
[۱۴۲] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۴۵، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
هنگامی که یزید دوباره جایگاه خویش را بازیافت، حجاج نیز به فرمان خلیفه ولید بن عبدالملک، حبیب را آزاد ساخت.
[۱۴۳] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۴۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
در سال ۹۵ق/۷۱۳م حبیب از سوی خلیفه سلیمان بن عبدالملک، حکومت سند یافت و در آنجا، محمد بن قاسم ثقفی عامل حجاج در آن سامان را گرفت و به زندان افکند.
[۱۴۴] ابن واضح یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۹۶، بیروت، دارصادر، فهرست.
گرچه پس از آن از عزل حبیب یاد نشده، ولی به نظر نمیرسد که وی مدت درازی در سند مانده باشد، زیرا که وقتی یزید بن عبدالملک درسال ۱۰۱ق/۷۱۹م به عدی بن ارطاه حاکم بصره فرمان داد که مهلبیان را دستگیر کند، حبیب نیز در بصره بود و با تعدادی از برادرانش دستگیر شد،
[۱۴۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۷۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
ولی دانسته نیست که وی در چه تاریخی به بصره آمده بوده است. به هر حال پس از تصرف بصره به دست یزید بن مهلب، حبیب آزاد شد و در رکاب برادر خود به عنوان یکی از فرماندهان سپاه او به جنگ با مسلمه بن عبدالملک رفت (۱۰۲ق/۷۲۰م) و در همان جنگ کشته شد.
[۱۴۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۰۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۴۷] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۲، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۸ – عبدالملک بن مهلب
عبدالملک بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، نخست از یاران نزدیک حجاج بن یوسف در جنگ او بر ضد عراقیان بود
[۱۴۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۰۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و شاید به همین سبب بود که سپس به ریاست شُرط کرمان منصوب شد، اما در سال ۸۶ق/۷۰۵م که یزید بن مهلب از حکومت عزل شد و به زندان رفت، عبدالملک نیز از آن مقام برکنار شد
[۱۴۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۱۸۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۵۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۲۴، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
و ظاهراً به زندان افتاد، زیرا در سال ۹۰ق/۷۰۹م از وی و عبدالملک و یزید به عنوان زندانیان حجاج یاد شده است که به پایمردی برادرشان مروان که در بصره بود، گریختند و به فلسطین نزد سلیمان بن عبدالملک رفتند. چون سلیمان به خلافت نشست، نخست خواست که عبدالملک را امارت خراسان دهد (۹۷ق/۷۱۵م). سپس به رایزنی عبداللـه بن اهتم که حکومت آنجا را برای یزید ابن مهلب میخواست، از آن عزم بازگشت.
[۱۵۱] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۲۴، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۱۵۲] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۹۷، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ق، فهرست.
از آن پس تا سال ۱۰۱ق/۷۱۹م که یزید بن مهلب بر خلیفه شورید و به بصره تاخت، خبری از عبدالملک در دست نیست. در آن سال عدی بن ارطاه حاکم بصره، عبدالملک را با تعدادی از برادرانش به زندان افکند. وی در زندان به عدی پیشنهاد کرد که او را ازاد سازد تا یزید را از حمله به بصره باز دارد. ولی عدی نپذیرفت تا آنکه بصره به دست یزید افتاد و عبدالملک آزاد شد.
[۱۵۳] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۲، ص۴۸۲، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
[۱۵۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۸۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۵۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۸۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
عبدالملک پس از شکست و قتل یزید بن مهلب، همراه باقیماند مهلبیان به سرکردگی مفضل بن مهلب به قندابیل در سند رفت و در واپسین جنگ با سپاه خلیفه به فرماندهی هلال بن احوز مازنی کشته شد.
[۱۵۶] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۹ – محمد بن مهلب
محمد بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، وی در روزگار خلافت سلیمان بن عبدالملک، از سوی برادر خود یزید حکومت مرو را داشت.
[۱۵۷] ابن واضح یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۹۶، بیروت، دارصادر، فهرست.
وی پس از گریز یزید از زندان عمر بن عبدالعزیز، به بصره آمد و با لشکری به یزید پیوست. سپس سپاه مغیره بن عبداللـه ثقفی را که به مقابله آمده بود، درهم شکست و راه یزید را به بصره گشود. وی در جنگ یزید بن مهلب با مسلمه بن عبدالملک شرکت کرد و در همان جنگ کشته شد.
[۱۵۸] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۸۱، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۵۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۸۲، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۶۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۰۲-۱۴۰۵، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
۶.۱۰ – سعید بن مهلب
سعید بن مهلب، از او خبری در دست نیست. فقط گفتهاند که در سال ۷۲ق/۶۹۱م خلیفه عبدالملک او را حکومت ارجان و شاپور داد.
[۱۶۱] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۳۴۰، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
۶.۱۱ – قبیصه بن مهلب
قبیصه بن مهلب، در جنگ پدرش مهلب با خوارج شرکت داشت. ابن اثیر
[۱۶۲] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۴، ص۴۴۰، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
از او در رویدادهای سال ۷۷ق/۶۹۶م نیز یاد کرده است.
۶.۱۲ – مدرک بن مهلب
مدرک بن مهلب (۱۰۱ق/۷۱۹م). او را مدرکه نیز گفتهاند.
[۱۶۳] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۹، ص۱۶، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
از سوی برادرش یزید به حکومت بلخ منصوب شد
[۱۶۴] ابن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۹۶، بیروت، دارصادر، فهرست.
و در سال ۸۵ق/۷۰۴م برادر دیگرش مفضل که به امارت خراسان رسیده بود، او را فرمان داد تا برای جنگ با موسی بن عبداللـه بن خازم به سپاه عثمان بن مسعود ملحق شود.
[۱۶۵] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۵۱۱، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
مدرک به او پیوست و آن دو موسی را درهم شکستند و نصر بن سلیمان بن عبداللـه جانشین موسی در ترمذ، شهر را به مدرک تسلیم کرد.
[۱۶۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۲۰۵.
[۱۶۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۱۱۶۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
از اقامت او در آن شهر یا خروج وی از آنجا خبری در دست نیست، ولی گفتهاند که در روزگار خلافت سلیمان بن عبدالملک حکومت سیستان یافت
[۱۶۸] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۴۲۹، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
و در سال ۱۰۱ق/۷۱۹م برادرش یزید او را برای جنگ با عبدالرحمن بن نعیم و تصرف خراسان به آن سامان فرستاد. ولی وی به وساطت اَزدیان دست به جنگ نزد و بازگشت
[۱۶۹] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۷۵، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
از این پس خبری از او در دست نیست.
۶.۱۳ – ابوعُیَیْنه بن مهلب
ابوعُیَیْنه بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، او نیز در سال ۹۲ق/۷۱۰م مانند تعدادی دیگر از پسران مهلب در دست حجاج بن یوسف اسیر بود، ولی به شفاعت سلیمان به عبدالملک و فرمان خلیفه، ولید بن عبدالملک، حجاج دست از او برداشت.
[۱۷۰] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۲۱۵، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در سال ۹۸ق/۷۱۶م که یزید بن مهلب بر صول در جرجان پیروز شد، ابوعیینه را با سپاهی برای تسخیر قلمرو اسپهبد طبرستان به آن سامان فرستاد. ابوعیینه نخست پیروز شد و اسپهبد را به ارتفاعات راند، ولی سپس در تنگنا افتاد و گریخت. از آن پس تا سال ۱۰۲ق/۷۲۰م که واپسین جنگ میان آل مهلب و مروانیان در قندابیل درگرفت از او در منابع یاد نشده است. ابوعیینه از این جنگ جان سالم به در برد
[۱۷۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۱۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
و به رُتبیل
[۱۷۲] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
یا ورتبیل
[۱۷۳] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۳۰۷، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ق، فهرست.
امیر ختل پیوست. اگرچه چندی بعد خواهر خود هند را به شفاعت نزد خلیفه، یزید بن عبدالملک، برانگیخت و بخشوده شد،
[۱۷۴] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۹، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
با این همه پایان کار او دانسته نیست.
۶.۱۴ – ابوخداش مخلد بن یزید
ابوخداش مخلد بن یزید بن مهلب (۱۰۰ق/۷۱۸م)، نخستینبار در وقایع سال ۹۷ق/۷۱۵م از او یاد شده است. در این سال پدرش حکومت خراسان یافت و مخلد را پیشتر به آن سامان فرستاد.
[۱۷۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۱۰، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در سال ۹۸ق/۷۱۶م چندی پس از آنکه یزید به جرجان و طبرستان تاخت، مخلد را به جانشینی خود بر خراسان گمارد.
[۱۷۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۱۸، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۱۷۷] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۲۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در سال ۱۰۰ق/۷۱۸م خلیفه عمر بن عبدالعزیز، یزید بن مهلب را به زندان افکند و مخلد از خراسان به نزد خلیفه آمد تا مالی را که خلیفه بر ذمه یزید میدانست تأدیه کند، ولی کار به مصالحه نینجامید.
[۱۷۸] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۴۹، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
به روایت دیگر، جراح بن عبداللـه حکمی امیر جدید خراسان، در سال ۹۹ق/۷۱۷م به فرمان خلیفه، مخلد را گرفت و به نزد او فرستاد.
[۱۷۹] عبدالحی بن ضحاک گردیزی، تاریخ، ج۱، ص۲۵۳، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ۱۳۶۳ش.
مخلد سرانجام در ۲۷ سالگی به مرض طاعون درگذشت و عمر بن عبدالعزیز که او را گرامی میداشت و جوانمرد عربش میخواند بر او نماز گزارد.
[۱۸۰] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۸۶، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ق، فهرست.
از همین معنی میتوان دریافت که مخلد در سال ۱۰۰ یا اوایل ۱۰۱ق/۷۱۹م درگذشته است، زیرا پس از دستگیری پدرش در سال ۱۰۰ق/۷۱۹م زنده بود و خلیفه عمر بن عبدالعزیز در رجب سال ۱۰۱ق/ژانوی ۷۲۰م درگذشته است.
[۱۸۱] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۸۷، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ق، فهرست.
مخلد بن یزید دوستدار شعر و ادب بود. شاعران را مینواخت و صلههای گران میداد. کُمیت شاعر معروف از ستایشگران او بود.
[۱۸۲] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۴۰۶، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
[۱۸۳] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۴۰۷، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
[۱۸۴] ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۵، ص۱۱۳، بیروت، ۱۹۷۰م، فهرست.
از شعر حمزه بن بیض که در رثای مخلد سروده بر میآید که وی در دابق از توابع حلب درگذشته است.
[۱۸۵] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۶، ص۲۸۶، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۸ق، فهرست.
۶.۱۵ – خالد بن یزید
خالد بن یزید بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، در سال ۹۸ق/۷۱۶م در حمل یزید بن مهلب به طبرستان، خالد فرماندهی بخشی از سپاه پدر را به عهده داشت،
[۱۸۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۲۸، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
ولی کاری از پیش نبرد.
[۱۸۷] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۳۰، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۱۸۸] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۳۱، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
از آن پس تا سال ۱۰۱ق/۷۱۹م خبری از او در دست نیست. در آن سال وی در کوفه بود که پدرش یزید سر به طغیان برداشت و به بصره تاخت. عبدالحمید بن عبدالرحمن بن زید در کوفه، خالد را دستگیر کرد و به نزد خلیفه یزید بن عبدالملک فرستاد. او در زندان خلیفه ماند تا درگذشت.
[۱۸۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۸۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
۶.۱۶ – منجاب بن یزید
منجاب بن یزید بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، به گفت ابن اثیر
[۱۹۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
او در واپسین جنگ میان آل مهلب و سپاه خلیفه یزید بن عبدالملک، به فرماندهی هلال بن احوز در قندابیل اسیر شد و به قتل رسید.
۶.۱۷ – مُغیره بن یزید
مُغیره بن یزید بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م). به گفت ابن اثیر او در آخرین جنگ آل مهلب با سپاه خلیفه، یزید بن عبدالملک، با جمعی دیگر در قندابیل اسیر شد و سپس به قتل رسید.
[۱۹۱] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۱۸ – عبداللـه بن یزید بن مهلب
عبداللـه بن یزید بن مهلب (مق ۱۰۲ق/۷۲۰م)، در آخرین جنگ میان آل مهلب و سپاه خلیفه، یزید بن عبدالملک، در قندابیل اسیر شد و به قتل رسید.
[۱۹۲] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۱۹ – معاویه بن یزید
معاویه بن یزید بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، در روزگار سلیمان بن عبدالملک یک چند از سوی پدرش یزید امارت سیستان یافت
[۱۹۳] خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۴۲۹، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م، فهرست.
و تا مرگ سلیمان در آنجا ماند
[۱۹۴] تاریخ سیستان، به کوشش ملکالشعراء بهار، ج۱، ص۱۲۱، تهران، ۱۳۱۴ش.
و سپس به پدر پیوست. در سال ۹۸ق/۷۱۶م که یزید به جنگ صول رفت، معاویه را امارت سمرقند و کش و نسف و بخارا داد.
[۱۹۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۲۴، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
در سال ۱۰۲ق/۷۲۰م یزید در جنگ با با مسلمه بن عبدالملک، معاویه را در واسط گمارد و خزانه و بیتالمال و اسیرانی را که در بصره گرفته بود به او سپرد.
[۱۹۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۹۵، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
معاویه نیز پس از آگاهی از شکست و قتل پدرش، هم اسیران و از جمله عدی بن ارطاه امیر بصره و پسر او محمد را گردن زد
[۱۹۷] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۴_۸۵، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
و خزاین پدر را برداشت و به بصره و از آنجا با سایر مهلبیان به قندابیل در سند رفت.
[۱۹۸] ابن واضح یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۷۶، بیروت، دارصادر، فهرست.
معاویه در قندابیل با عموها و برادران خویش در جنگ با سپاه خلیفه به فرماندهی هلال بن احوز مازنی شرکت کرد و در همان جنگ کشته شد.
[۱۹۹] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۲۰ – مُعارک بن یزید
مُعارک بن یزید بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، در آخرین جنگ میان آل مهلب و سپاه خلیفه یزید بن عبدالملک، در قندابیل در سال ۱۰۲ق/۷۲۰م اسیر شد و سپس به فرمان خلیفه به قتل رسید.
[۲۰۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۲۱ – عمر بن یزید بن مهلب
عمر بن یزید بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، در آخرین جنگ آل مهلب با سپاه خلیفه در قندابیل (۱۰۲ق/۷۲۰م) جان سالم به در برد و به رتبیل امیر ختل پیوست و در آنجا بود تا اسد بن عبداللـه قسری، امیر خراسان، او را امان داد و وی به خراسان رفت.
[۲۰۱] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۲۰۲] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۷، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
از پایان کار عمر وی اطلاعی در دست نیست.
۶.۲۲ – مروان بن یزید بن مهلب
مروان بن یزید بن مهلب (۱۲۰ق/۷۳۸م)، هنگامی که عمرو بن محمد ثقفی از سوی هشام بن عبدالملک حکومت سند داشت، در سپاه وی بود، اما با گروهی از سرداران عمرو بر ضد او شد و مایملک او را غارت کرد. عمرو به مقابله آمد و مروان را درهم شکست و او گریخت، ولی عمرو به زودی او را به جنگ آورد و کشت.
[۲۰۳] ابن واضح یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۲۴، بیروت، دارصادر، فهرست.
[۲۰۴] ابن واضح یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۲۵، بیروت، دارصادر، فهرست.
۶.۲۳ – حمید بن عبدالملک
حمید بن عبدالملک بن مهلب؛ آنگاه که یزید بن مهلب به بصره حمله برد (۱۰۱ق/۷۱۹م)، حمید همراه پدرش عبدالملک در آنجا بود. اندکی بعد برای شفاعت از یزید به نزد خلیفه، یزید بن عبدالملک رفت و برای عمو و خاندانش اماننامه گرفت و همراه خالد بن عبداللـه قسری و عمرو بن یزید حکمی آهنگ بازگشت کرد. ولی خالد بن عبدالله و عمرو بن یزید در راه به حواری بن زیاد بن عمروالعتکی که از مقابل یزید بن مهلب گریخته بود، برخوردند و به تحریک او از بردن اماننامه خودداری کردند و حمید بن عبدالملک را به عبدالرحمن بن سلیمان کلبی عامل خراسان تسلیم کردند. عبدالرحمن نیز حمید را به نزد خلیفه، یزید بن عبدالملک فرستاد و خلیفه او را با خالد بن یزید به زندان افکند و هر دو تا هنگام مرگ در زندان بودند.
[۲۰۵] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۳۸۱-۱۳۸۹، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
۶.۲۴ – مِنهال بن ابی عیینه
مِنهال بن ابی عیینه بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، در آخرین جنگ آل مهلب با سپاه خلیفه به فرماندهی هلال بن احوز در قندابیل کشته شد.
[۲۰۶] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۱۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
[۲۰۷] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
۶.۲۵ – عمرو بن قبیصه
عمرو بن قبیصه بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، در آخرین جنگ آل مهلب با سپاه خلیفه یزید بن عبدالملک به فرماندهی هلال بن احوز در قندابیل کشته شد.
[۲۰۸] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۲۰۹] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۱۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
۶.۲۶ – مغیره بن قبیصه
مغیره بن قبیص، بن مهلب (۱۰۲ق/۷۲۰م)، در آخرین جنگ آل مهلب با سپاه خلیفه به فرماندهی هلال بن احوز در قندابیل کشته شد.
[۲۱۰] عزالدین ابن اثیر، الکامل، ج۵، ص۸۶، بیروت، ۱۴۰۲ق، فهرست.
[۲۱۱] محمد بن جریر طبری، تاریخ، ج۲، ص۱۴۱۳، به کوشش یان دخویه، لیدن، ۱۸۸۳-۱۸۸۵م، فهرست.
۶.۲۷ – حاتم بن قبیصه
حاتم بن قبیصه بن یزید (۹۸ق/۷۱۶م). از او آگاهی چندان در دست نیست. در سال ۹۸ق/۷۱۶م که یزید
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 