پاورپوینت کامل اصحاب کهف (مفردات‌قرآن) ۹۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اصحاب کهف (مفردات‌قرآن) ۹۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اصحاب کهف (مفردات‌قرآن) ۹۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اصحاب کهف (مفردات‌قرآن) ۹۵ اسلاید در PowerPoint :

پاورپوینت کامل اصحاب کهف (مفردات‌قرآن) ۹۵ اسلاید در PowerPoint

منبع: قاموس قرآن (جلد ۶)

مقالات مرتبط: کهف (مفردات‌قرآن)، کهف (مفردات‌نهج‌البلاغه)، اصحاب کهف.

أَصْحاب کَهْف یکی از داستان‌هایی است که در قرآن کریم بیان شده است. اصحاب کهف، تعدادی جوان موحد و مومن و از خواص و نزدیکان پادشاه زمان خود -دقیانوس- بودند. آنها عقاید حقه خود را اظهار کردند و همین، سبب تهدید آنها از سوی حکومت شد. لذا ایشان به خاطر حفظ جان خود، به غاری پناه بردند و در آنجا خوابیدند. طبق آیات قرآن مدت ۳۰۹ سال خوابیدند. بعد از بیدار شدن از خواب، در اثر گرسنگی، یکی از میان خود انتخاب کرده و به شهر فرستادند تا طعامی فراهم کند. آن شخص به خاطر پول قدیمی که همراه داشت از طرف مردم شناسایی شده و به حکومت معرفی شد. مردم برای دیدار اصحاب به سمت غار رفتند، اما آنها اندکی بعد از بیدار شدن، همگی رحلت کردند. مردم به یاد و احترام آنها مسجدی بالای همان غار برای آنها بنا نمودند. مفسرین، علت این خواب طولانی را نجات آنها توسط خداوند از دست ستم حکومت و نیز اثبات معاد برای مردمی که درمورد رستاخیز نزاع داشتند، بیان کرده‌اند. در تعداد اصحاب کهف و مکان کهف اختلاف نظر وجود دارد. قول مشهور این است که غار اصحاب کهف در کشور ترکیه و نزدیک منطقه افسوس در شهر ازمیر است. این قضیّه قطع نظر از قرآن مجید، در منابع اسلامی و غیر اسلامی نیز نقل شده است.

فهرست مندرجات

۱ – مقدمه
۲ – اصحاب کهف در یک نگاه
۲.۱ – هدف از داستان
۲.۲ – علت واقعه
۲.۳ – علت پناه بردن به غار
۳ – کاربردها
۳.۱ – ویژگی‌های اصحاب
۳.۲ – پناه بردن به غار
۳.۳ – وضعیت خواب اصحاب
۳.۴ – وضعیت بعد از بیدار شدن
۳.۵ – ساخت مسجد
۳.۶ – تعداد اصحاب کهف
۳.۷ – مدت خواب
۴ – زمان واقعه‌
۵ – موقعیت کهف
۶ – منابع غیر اسلامی‌
۷ – آخرین سخن‌
۸ – پانویس
۹ – منبع

۱ – مقدمه

داستان أَصْحاب کَهْف

[۱] قرشی بنایی، علی‌اکبر، مفردات نهج البلاغه، ج۶، ص۱۵۴.

[۲] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ط دار القلم، ص۷۲۷.

[۳] طریحی، فخر‌الدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۵، ص۱۱۷.

در قرآن ماجرای چند نفر جوان موحّد است که نور ایمان در قلبشان تابیده و از میان قوم بت‌پرست خویش بیرون رفته و در غاری به فکر استراحت دراز کشیدند و مدّت سیصد و نه سال خفته و بعد بیدار شدند در اثر احساس گرسنگی یکی را به شهر فرستادند تا طعامی خریده بیاورد، و چون از خواب گران خویش بی‌خبر بودند به فرستاده گفتند: به مردم شناسائی نده، او چون به شهر آمد پول سیصد سال قبل را نشان داد، دکاندار از وی خواست بگوید که آن پول را از کجا در آورده است بالاخره خواب طولانی آنها هم به خودشان و هم به مردم روشن گشت، سپس در همان غار مردند و به یاد آنها مسجدی بالای غارشان بنا نمودند. این ماجرا در سوره کهف از آیه ۹ تا ۲۶

[۴] کهف/سوره۱۸، آیه۹-۲۶.

نقل شده است.

۲ – اصحاب کهف در یک نگاه

اینک اول به آنچه از آیات روشن می‌شود می‌پردازیم سپس به کلمات دیگری اشاره خواهیم کرد:

۲.۱ – هدف از داستان

قرآن کار ندارد که اصحاب کهف چه نام داشتند، در کدام شهر بودند، غارشان در کجاست، پادشاه آن عصر کدام کس بود، این جریان در کدام تاریخ به وقوع پیوسته است و… زیرا اینها مطمح نظر دین نمی‌باشد بلکه منظور علت وقوع آن و نتیجه حاصله از آن است.

۲.۲ – علت واقعه

علت این واقعه قطع نظر از اینکه خدا بدان وسیله آنها را نجات داد یکی این بود که خودشان مدّت طولانی خواب را بدانند: (ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَیُّ الْحِزْبَیْنِ أَحْصَى لِما لَبِثُوا أَمَدًا)

[۵] کهف/سوره۱۸، آیه۱۲.

«سپس آنها را بیدار کردیم تا روشن کنیم کدام یک از دو دسته مدت توقفشان را شمرده است.»

[۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۴۹-۲۵۰.

[۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۴۵-۳۴۶.

[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۸.

[۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۷.

مراد از «الحزبین» خود خواب رفتگان‌اند که در مدّت خواب خویش منازعه می‌کردند.
به قرینه آیه‌: (وَ کَذَلِکَ بَعَثْناهُمْ لِیَتَساءلُوا بَیْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِّنْهُمْ کَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالُوا رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ…)

[۱۰] کهف/سوره۱۸، آیه۱۹.

(این گونه آنها را از خواب برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند؛ یکى از آنها گفت: «چه مدّت در خواب بوده‌اید؟» گفتند: «یک روز، یا بخشى از یک روز.» و چون نتوانستند مدّت خوابشان را دقیقاً بدانند گفتند: «پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاهتر است.)

[۱۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۵.

[۱۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۵۷-۲۶۰.

[۱۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۵۶-۳۶۱.

[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰۵.

[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۳۰.

به نظر می‌آید (واللّه العالم) این جوانان موحّد درباره معاد تاریکی‌هائی در دل داشته‌اند که نتوانسته‌اند درست بدان جواب پیدا کنند این سؤال در مابین خود و بالاخره روشن شدن اینکه سیصد و نه سال خفته و بعد بیدار گشته‌اند عقده دلشان را از بین برده است و گرنه خفتن سیصد سال و بیدار شدن فقط برای‌ «اَحْصی‌ لِما لَبِثُوا» بودن بعید به نظر می‌آید.
علت دیگر آن بود که اهل آن زمان به معاد اعتقاد پیدا کنند و در آن نزاعی نداشته باشند (وَ کَذلِکَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّاعَهَ لا رَیْبَ فِیها إِذْ یَتَنازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ…)

[۱۶] کهف/سوره۱۸، آیه۲۱.

(و اینچنین مردم را از حال آنها آگاه کردیم، تا بدانند که وعده خداوند در مورد رستاخیز حق است و در قیام قیامت شکى نیست و به یاد آور هنگامى را که مردم میان خود درباره کار آنها نزاع داشتند…)

[۱۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۶.

[۱۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۶۳-۲۶۵.

[۱۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۶۶-۳۶۹.

[۲۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰۹.

[۲۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۳۵-۳۶.

از این فهمیده می‌شود که اهل آن زمان در امر معاد نزاع داشتند و این برای آن بوده که به ثبوت معاد کمکی کند.

۲.۳ – علت پناه بردن به غار

خلاصه ماجرا در این سه آیه است‌: (إِذْ أَوَى الْفِتْیَهُ إِلَى الْکَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً وَ هَیِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَدًا • فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فی الْکَهْفِ سِنینَ عَدَدًا • ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَیُّ الْحِزْبَیْنِ أَحْصَى لِما لَبِثُوا أَمَدًا)

[۲۲] کهف/سوره۱۸، آیه۱۰-۱۲.

(زمانى را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: «پروردگارا! از سوى خودت رحمتى به ما عطا کن و از کار فرو بسته ما راه نجاتى برایمان فراهم ساز.» ما پرده خواب را سالیانى دراز در آن غار بر گوششان زدیم و سال‌ها در خواب فرو رفتند. سپس آنان را برانگیختیم تا آشکار گردد که کدام یک از آن دو گروه، مدّت خواب خود را بهتر احصا کرده‌اند.)

[۲۳] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۴.

[۲۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۴۷-۲۵۰.

[۲۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۴۲-۳۴۷.

[۲۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۹۸.

[۲۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۶.

معلوم می‌شود که از ترس قوم خویش و از ترس حکومت به غار پناه برده و از خدا مدد خواسته‌اند، خداوند آنها را به خواب و بی‌خبری محضی فرو برده تا راحت شوند و نجات یابند و سپس بیدارشان فرموده است.

۳ – کاربردها

اینک آیات بعدی را بررسی می‌کنیم:

۳.۱ – ویژگی‌های اصحاب

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدًى • وَ رَبَطْنا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنا إِذًا شَطَطًا)

[۲۸] کهف/سوره۱۸، آیه۱۳-۱۴.

(ما داستان آنان را به درستى براى تو بازگو مى‌کنیم؛ آنها جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم و به دل‌هایشان نیرو بخشیدیم در آن هنگام که قیام کردند و گفتند: «پروردگار ما پروردگار آسمان‌ها و زمین است؛ هرگز غیر او معبودى را نمى‌خوانیم که اگر چنین کنیم سخنى به گزاف گفته‌ایم.)

[۲۹] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۴.

[۳۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۵۰-۲۵۱.

[۳۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۴۸-۳۴۹.

[۳۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰۰.

[۳۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۲۰.

آنها جوانانی بودند که به خدا ایمان آوردند و خدا به هدایتشان افزود، از جمله‌ (رَبَطْنا عَلی‌ قُلُوبِهِمْ اِذْ قامُوا فَقالُوا…) استفاده کرده‌اند که آنها در پیش حکمران برخاسته و بی‌پروا اظهار عقیده کرده‌اند و آن در اثر اطمینانی بوده که خدا در دلشان قرار داده بود. و از این به نظر می‌آید که از خواص پادشاه و نزدیکان او بوده‌اند.

۳.۲ – پناه بردن به غار

(هَؤُلاء قَوْمُنا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَهً لَّوْلا یَأْتُونَ عَلَیْهِم بِسُلْطَانٍ بَیِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا • وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ إِلّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْکَهْفِ یَنشُرْ لَکُمْ رَبُّکُم مِّن رَّحمته…)

[۳۴] کهف/سوره۱۸، آیه۱۵-۱۶.

(این قوم ما هستند که معبودهایى جز او انتخاب کرده‌اند؛ چرا دلیل آشکارى بر این کار نمى‌آورند؟! پس چه کسى ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!» و به آنها گفتیم: هنگامى که از آنان و آنچه جز خدا مى‌پرستند کناره‌گیرى کردید به غار پناه برید که پروردگارتان رحمتش را بر شما مى‌گستراند…)

[۳۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۹۴-۲۹۵.

[۳۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۵۱-۲۵۳.

[۳۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۴۹-۳۵۱.

[۳۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰۰.

[۳۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۲۰-۲۱.

معلوم می‌شود که در میان خود به گفتگو پرداخته و قوم خویش را تخطئه کرده‌اند و «اعْتَزَلْتُمُوهُمْ» می‌رساند که حساب خویش را از قوم جدا کرده و قیام خویش را بر علیه آنها اعلام داشته‌اند و از «فَاْوُوا اِلَی‌ الْکَهْفِ‌» به نظر می‌آید که مورد تهدید قرار گرفته و قرار گذاشته‌اند که به غاری پناه برند و در آن مخفی گردند و چون کهف معرّف به لام است ظاهر آن است که پیش از فرار غاری را که معروفشان بود در نظر گرفته‌اند.

۳.۳ – وضعیت خواب اصحاب

(وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَت تَّزاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذاتَ الْیَمینِ وَ إِذا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فی فَجْوَهٍ مِّنْهُ ذَلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ … وَ تَحْسَبُهُمْ أَیْقاظًا وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْیَمینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ کَلْبُهُم باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرارًا وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا)

[۴۰] کهف/سوره۱۸، آیه۱۷-۱۸.

یعنی: «می‌بینی که آفتاب در وقت طلوع از غارشان به طرف راست میل می‌کند و به هنگام غروب از آنها به طرف چپ مایل می‌شود (آفتاب به آنها نمی‌تابید ولی نورش به بدن آنها می‌رسید) و آنها در غار در فراخنای بودند و این از آیات خدا بود (که اگر آفتاب بر بدنشان می‌تابید و یا در فراخنای نبودند در آن وضع باقی نمی‌ماندند).»

[۴۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۵۴-۲۵۶.

[۴۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۵۲-۳۵۵.

[۴۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰۳-۷۰۴.

[۴۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۲۴-۲۷.

آنها را بیدار پنداشتی ولی در خواب بودند، بدنشان را به راست و چپ بر می‌گرداندیم و سگشان بازوهای خویش را بر آستانه (غار) گشوده بود اگر بر آنها مشرف می‌شدی فرار می‌کردی و سرا پایت پر از ترس می‌شد. از این دو آیه روشن می‌شود:
اولا: کهف رو به جنوب بوده و اگر رو به شرق یا رو به غرب بود آفتاب وقت طلوع و غروب مستقیم بدرون آن می‌تافت و اگر رو به شمال بود اصلا آفتاب نمی‌دید.
ثانیا: ظاهرا چشم‌هایشان باز مانده بود که شخص از دیدن آنها تصوّر می‌کرد بیدارند و یا پلک می‌زنند و دست و پایشان را طوری حرکت می‌داده‌اند که بیننده خیال می‌کرده بیدارند ولی آنها در خواب بودند.
ثالثا: به طور طبیعی به راست و چپ می‌گردیدند و بدین جهت از پوسیدن مصون می‌گشتند و اگر یک طرف بدنشان پیوسته در زمین بود حتما می‌پوسید.
رابعا: سگشان بازوهای خود را در آستانه غار گشوده بود، به نظر می‌آید که سگشان نیز در آن حالت بخواب رفته بود و در طول آن مدت در آستانه غار بود. طبرسی از حسن مفسّر نقل کرده که سگ ۳۰۹ سال بدون طعام و شراب و بی‌آنکه بپا خیزد یا بخوابد در آستانه غار ماند.

[۴۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۷۰.

[۴۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۲.

نگارنده گوید سه قسمت اول را می‌شود از آیه استفاده کرد ولی اینکه سگ در این مدت نخوابید بدون دلیل است.
مکرّر نقل کرده‌اند که پادشاه بت‌پرست در تعقیب آنها بیرون شد و دید در غار خفته‌اند و گفت درب غار را مسدود کنند تا غار قبرشان گردد ولی از آیه به نظر می‌آید که این مطلب بی‌اساس است وگرنه وجهی بر بودن سگ در آستانه نبود و ظاهر آن است که سگ همانطور در آستانه بوده و خداوند نگذاشته در طول آن مدّت کسی به آنجا راه یابد و از جمله‌ «لَوِ اطَّلَعْتَ» به نظر می‌آید: در محلی از غار بودند که احتیاج به بالا شدن و مشرف شدن داشته، به هر حال وضع خفتنشان و شاید بلند شدن موها و ناخن‌هاشان موحش بود که بیننده را پر از رعب می‌کرد و شاید آن یکی از علل دور بودن مردم از آنها بوده است.
خامسا: اعتنا به سگشان جای دقّت است که چهار بار در

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.