پاورپوینت کامل اشعث ابن قیس ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اشعث ابن قیس ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اشعث ابن قیس ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اشعث ابن قیس ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
اشعث بن قیس کندی
دیگر کاربردها: اشعث (ابهامزدایی).
مقالات مرتبط: اشعث بن قیس (مفرداتنهجالبلاغه).
اَشْعَثِ بْنِ قَیسِ کِنْدی، ابومحمد (د ح ۴۰ یا ۴۱ق/۶۶۰ یا ۶۶۱م)، از مردان مشهور در تاریخ نیمه نخست سده ۱ق.
فهرست مندرجات
۱ – بزرگ قبیله کنده
۲ – معرفی قبیله کنده
۳ – نام و سلسله نسب اشعث
۴ – ولادت
۵ – اشعث پیش از مسلمانی
۶ – مسلمان شدن اشعث
۷ – درگیری کندیان با سپاهیان زیاد
۸ – فتح عراق بدست اشعث
۹ – شرکت در نبرد قادسیه و یرموک
۱۰ – اقامت در کوفه
۱۱ – اشعث در دوره خلافت عثمان و حضرت علی
۱۲ – دلیل پیوستن اشعث به حضرت علی
۱۳ – اشعث در منصب فرماندهی سپاه
۱۴ – نقش اشعث در جریان حکمیت
۱۵ – ممانعت اشعث از جنگ با معاویه
۱۶ – نقش اشعث در توطئه شهادت حضرت علی
۱۷ – اشعث از اشراف و ثروتمندان کوفه
۱۸ – اشعث از صحابه
۱۹ – نقش فرزندان اشعث در حوادث سیاسی
۲۰ – تفاوت اشعث بن قیس با اشعث بن سعد
۲۱ – فهرست مطالب
۲۲ – پانویس
۲۳ – منبع
۱ – بزرگ قبیله کنده
وی بزرگ قبیله پر نفوذ کنده ، از آغاز مسلمانی تا هنگام مرگ در بسیاری حوادث نقش عمده داشت و میتوان گفت که حضور او در پارهای مواقع خود حادثه ساز بود. ملکداری و فرمانروایی در خاندان او سابقهای دراز داشت و به همین سبب توجه به وضع و موقعیت قبیله کنده در شبه جزیره عربستان ، برای شناخت بسیاری از رفتارها و مواضع سیاسی اشعث مهم مینماید.
۲ – معرفی قبیله کنده
قبیله کنده از اعراب جنوبی در حدود سده ۵م به نجد و یمامه مهاجرت کردند و در آن ناحیه حکومتی برپای داشتند که میان دو دولت دستنشانده ایران و روم یعنی لخمیان و غسانیان قرار گرفت.
[۱] پیگولوسکایا، اعراب در حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ج۱، ص۲۹۲-۳۰۱، ترجمه عنایت الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
[۲] تقیزاده، حسن، ج۱، ص۱۲۱ به بعد، از پرویز تا چنگیز، تهران، ۱۳۴۹ش.
[۳] تقیزاده، حسن، ج۱، ص۱۳۴ به بعد، از پرویز تا چنگیز، تهران، ۱۳۴۹ش.
جنگهای ایران و روم در احوال و روابط این دولتها بس مؤثر بود؛ به ویژه جنگهای کندیان و لخمیان که به انقراض کندیان انجامید، از وقایع مهم شبه جزیره عربی در سده ۶م است. با اینهمه، به نظر میرسد که قدرت و نفوذ کندیان به کلی مضمحل نشد، زیرا در منابع تاریخی مربوط به حوادث صدر اسلام و اندکی بیشتر از آن از اهمیت ملوک کنده و کندیان سخنها هست و برخی از مورخان، سلسله ملوک کنده را تا اشعث بن قیس رساندهاند.
[۴] حمزه اصفهانی، ج۱، ص۱۱۲.
[۵] مجمل التواریخ و القصص، بهکوشش محمدتقی بهار، ج۱، ص۱۷۹، تهران، ۱۳۱۸ش.
در واقع اشعث به عنوان مهمترین بازمانده ملوک کنده، در هر حادثهای به دنبال به دست آوردن موقعیت پیشین نیاکان خویش بود. نکتهای بس مهم که میبایست از آغاز مطالعه زندگی سیاسی او تا به هنگام مرگش همواره بدان توجه کرد.
۳ – نام و سلسله نسب اشعث
اشعث همچون نیایش، معدی کرب نام داشت و اشعث (مرد ژولیده موی) لقب او بود
[۶] ابن قتیبه، عبدالله، ج۱، ص۳۳۳، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۷] ابن اثیر، علی، ج۱، ص۹۷، اسد الغابه، قاهره، ۱۲۸۰ق.
[۸] ذهبی، محمد، ج۲، ص۳۸، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ۱۴۰۴ق/ ۱۹۸۴م.
[۹] ابن حجر، احمد، ج۱، ص۵۱، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
چنانکه پدرش قیس نیز لقب «اشجّ» (شکسته پیشانی) داشت.
[۱۰] ابن اثیر، علی، ج۱، ص۹۷، اسد الغابه، قاهره، ۱۲۸۰ق.
[۱۱] ابن ابی الحدید، عبدالحمید، ج۱، ص۲۹۲، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.
سلسله نسب اشعث را تا نیای بزرگ قبیله کنده، برخی مآخذ به ترتیب آوردهاند.
[۱۲] ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
[۱۳] ابن ابی الحدید، عبدالحمید، ج۱، ص۲۹۲، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ق/۱۹۵۹م.
[۱۴] پیگولوسکایا، ص۳۵۵، که جدولی از سلسله نسب او به دست داده است، اعراب در حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایت الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
۴ – ولادت
اشعث در حضرموت چشم به جهان گشود و با توجه به سن وی به هنگام مرگ (۶۳ سال)، میتوان گفت که در حدود ۵۹۶م به بعد زاده شده است. بنابراین باید گفت که وی به هنگام هجرت پیامبر صلیاللهعلیهوآله حدود ۲۵ سال داشته است.
۵ – اشعث پیش از مسلمانی
از اخبار اشعث تا پیش از مسلمانی او، این اندازه میدانیم که وی به خونخواهی پدرش، قیس اشج ، با بنی مراد به جنگ برخاست، اما شکست خورد و به اسارت درآمد و فدیه هنگفتی که آن را ۳ هزار شتر گفتهاند – و بعدها ضرب المثل گردید – داد و آزاد شد
[۱۵] کلبی، هشام، ج۱، ص۷۸- ۷۹، نسب معدو الیمن الکبیر، به کوشش محمود فردوس العظم، دمشق، دارالیقظه العربیه.
[۱۶] ابن قتیبه، عبدالله، ج۱، ص۳۳۳، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۱۷] ابن قتیبه، عبدالله، ج۱، ص۵۵۵ -۵۵۶، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۱۸] زمخشری، محمود، ج۱، ص۴۳۲، المستقصی من امثال العرب، بیروت، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۷م.
۶ – مسلمان شدن اشعث
در « سنه الوفود » (۹ق)، اشعث بن قیس نیز همراه تنی چند از بزرگان کنده به مدینه درآمد و اسلام آورد،
[۱۹] ابن هشام، عبدالملک، ج۴، ص۲۳۲، السیره النبویه، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
[۲۰] ابن سعد، محمد، ج۱، ص۳۲۸، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر.
[۲۱] طبری، تاریخ، ج۳، ص۱۳۸- ۱۳۹.
[۲۲] کلبی، ج۱، ص۶۸، ( که به اسامی برخی از اعضای این هیأت اشاره میکند) هشام، نسب معدو الیمن الکبیر، به کوشش محمود فردوس العظم، دمشق، دارالیقظه العربیه.
اما چندان روشن نیست که آیا اشعث بر این هیأت ریاست داشته است یا نه؟ اما از گفته خود او در این باره چنین بر میآید که دیگران برتری او را قبول داشتهاند.
[۲۳] بخاری، محمد، ج۱، ص۳۷، التاریخ الصغیر، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.
به هر حال «اسلام» اشعث و کندیان دیری نپایید و تیرههایی از کنده که از پیش از وفات حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله سرکشی آغاز کرده بودند، در زمره مرتدان در آمدند. اشعث نیز خود در پاسخ زید بن لبید که خبر وفات حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله و خلیفگی ابوبکر را به او میداد و خواستار بیعت او بود، روی خوشی نشان نداد.
[۲۴] واقدی، محمد، ج۱، ص۹۴، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۲۵] ابن حبیش، عبدالرحمان، ج۱، ص۱۳۲، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
امتناع اشعث از پاسخ صریح و روشن، نشان از زیرکی او دارد.
[۲۶] واقدی، محمد، ج۱، ص۹۸ – ۹۹، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۲۷] واقدی، محمد، ج۱، ص۱۰۲، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۲۸] واقدی، محمد، ج۱، ص۱۰۶، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۲۹] بلاذری، احمد، ج۱، ص۱۰۱، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۳م.
[۳۰] ابن حبیش، عبدالرحمان، ج۱، ص۱۳۵، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
گویا اشعث منتظر سرکوب این تیرهها بود تا ریاست خود را تثبیت کند. به همین سبب وقتی بازماندگان دیگر تیرهها پس از نبرد با زیاد به سوی اشعث آمدند، او همراهی و یاری ایشان را مشروط به این دانست که وی را «ملک» خویش گردانند و آنان نیز او را «ملک» خواندند و « تاج » بر سرش نهادند.
[۳۱] به نقل از مداینی، ابوهلال عسکری، ج۱، ص۲۴۹، حسن، الاوائل، به کوشش محمدسید وکیل، مدینه، ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م.
[۳۲] واقدی، ج۱، ص۱۱۵، ( او تاج نیایش را بر سر نهاده بود) محمد، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۳۳] بلاذری، احمد، ج۱، ص۱۰۱، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۳م.
[۳۴] طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۳۴.
۷ – درگیری کندیان با سپاهیان زیاد
نخستین درگیری کندیان به سرکردگی اشعث با سپاهیان زیاد به شکستزیادانجامید،
[۳۵] واقدی، محمد، ج۱، ص۱۰۷، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
اماسپساشعث و کندیانشکست خوردند و به قلعهای پناه بردند.
[۳۶] طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۳۵-۳۳۶.
اشعث که به دشواری افتاده بود، در برابر تسلیم قلعه، برای خود و خانوادهاش از زیاد امان خواست و زیاد پذیرفت.
[۳۷] ابن حبیش، عبدالرحمان، ج۱، ص۱۳۷- ۱۳۸، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
[۳۸] واقدی، محمد، ج۱، ص۱۱۴، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۳۹] واقدی، محمد، ج۱، ص۱۱۵، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۴۰] ابن حجر، احمد، ج۲، ص۲۵۸، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق.
هم گفتهاند که اشعث در ستاندن امان برای خود و خانوادهاش، با نیرنگی کندیان را استثنا کرد و به همین سبب مورد لعن و نفرین ایشان قرار گرفت و حتی به او لقب «عرف النار» به معنی پیمان شکن داده شد.
[۴۱] واقدی، محمد، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۴۲] طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۳۸.
[۴۳] ابن حبیش، عبدالرحمان، ج۱، ص۱۳۸، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
۸ – فتح عراق بدست اشعث
اشعث را با دیگر اسیران به مدینه آوردند، اما ابوبکر آزادشکرد و خواهرخود را به ازدواج ویدرآورد،
[۴۴] واقدی، محمد، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۴، الرده، به روایت ابن اعثم کوفی، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
[۴۵] ابن حبیش، عبدالرحمان، ج۱، ص۱۳۹-۱۴۰، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
[۴۶] طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۳۹.
گرچه بعداً از آن کار پشیمان شد.
[۴۷] یعقوبی، احمد، ج۲، ص۱۳۷، تاریخ، بیروت، دارصادر.
[۴۸] بلاذری، احمد، ج۱، ص۱۰۴، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۳م.
[۴۹] طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۳۰-۴۳۱.
اشعث در مدینه ماند و در عهد عمربن خطاب ، به هنگام فتح عراق ، به یاری سعد ابی وقاص فرستاده شد.
[۵۰] بلاذری، احمد، ج۱، ص۲۵۷، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۳م.
[۵۱] خطیب بغدادی، احمد، ج۱، ص۱۹۶، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
[۵۲] ابن عبدالبر، یوسف، ج۱، ص۱۳۴، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰م.
اشعث با فتح عراق یعنی سرزمینی که سالها پیش پدرانش بر سر آن با ملوک حیره جنگیده، و حتی مدتی نیز آنجا را از چنگ ایشان به در آورده بودند،
[۵۳] نولدکه، تئودور، ج۱، ص۳۱۹، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمه عباس زریاب، تهران، ۱۳۶۰ش.
[۵۴] پیگولوسکایا، اعراب در حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ج۱، ص۳۰۴، ترجمه عنایت الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
[۵۵] پیگولوسکایا، اعراب در حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ج۱، ص۳۳۴- ۳۳۵، ترجمه عنایت الله رضا، تهران، ۱۳۷۲ش.
مجالی خوب برای فعالیت به دست آورد.
۹ – شرکت در نبرد قادسیه و یرموک
اشعث در نبرد قادسیه نیز شرکت داشت و درفش کنده با او بود.
[۵۶] دینوری، احمد، ج۱، ص۱۲۰، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۵۷] دینوری، احمد، ج۱، ص۱۲۲، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۵۸] طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۸۷.
در نبرد یرموک نیز شرکت کرد و یک چشم خود را از دست داد
[۵۹] ابن قتیبه، عبدالله، ج۱، ص۵۸۶، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۶۰] ابن عدیم، عمر، ج۴، ص۱۸۹۰، بغیه الطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۸م.
۱۰ – اقامت در کوفه
اشعث از نخستین کسانی است که پس از بنای کوفه در آنجا اقامت گزید.
[۶۱] طبری، تاریخ، ج۴، ص۱۲۹.
البته با توجه به اهمیت عراق برای کندیان شگفتآور نیست که بیشتر تیرههای کنده نیز در عراق و به خصوص کوفه که فاصله اندکی با حیره پیشین داشت، ساکن شدند.
[۶۲] کلبی، هشام، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲، نسب معدو الیمن الکبیر، به کوشش محمود فردوس العظم، دمشق، دارالیقظه العربیه.
۱۱ – اشعث در دوره خلافت عثمان و حضرت علی
اشعث در دوره خلافت عثمان عامل آذربایجان شد و از کسانی بود که خلیفه بر هر یک از ایشان ناحیهای را به اقطاع داد.
[۶۳] بلاذری، احمد، ج۱، ص۲۷۳-۲۷۴، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۳م.
[۶۴] دینوری، احمد، ج۱، ص۱۵۶، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۹۶۰م.
[۶۵] طبری، تاریخ، ج۴، ص۴۲۲.
چون امیرالمؤمنین علی علیهالسلام خلافت یافت، اشعث بر ولایت آذربایجان و ارمنیه باقی ماند.
[۶۶] بلاذری، احمد، ج۱، ص۲۰۵، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۳م.
[۶۷] بلاذری، احمد، ج۱، ص۳۲۷، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۳م.
پس از واقعه جمل ، امام علی علیهالسلام بدو امر فرمود تا اموال آذربایجان را تسلیم کند.
[۶۸] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۲۰-۲۱، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۶۹] یعقوبی، احمد، ج۲، ص۲۰۰، تاریخ، بیروت، دارصادر.
[۷۰] بخشی از این نامه در، نهج البلاغه، نامه ۵.
بنابراین، روایتی که در آن از حضور او در جمل یاد شده، صحیح به نظر نمیرسد
[۷۱] ابن حبیب، محمد، ج۱، ص۲۹۱-۲۹۲، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ۱۳۶۱ق/۱۹۴۲م.
اما در جنگ صفین به دستور امام علی علیهالسلام حضور یافت.
[۷۲] بلاذری، احمد، ج۲، ص۲۹۶، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ج ۲، ۱۳۹۴ق/ ۱۹۷۴م.
[۷۳] طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۶۱.
۱۲ – دلیل پیوستن اشعث به حضرت علی
درست است که اشعث در نبرد با سرکشان شام و عراق، به امام علی علیهالسلام پیوست، اما چنانکه روایات موجود نشان میدهند، امام علیعلیهالسلام و پیروان صادق آن حضرت، به وی اعتمادی نداشتند. در واقع چنانکه از لابه لای روایات مغشوش و بازمانده از این دوره میتوان دریافت، نوعی تعصب ، اشعث را ناچار از پیوستن به سپاه عراق کرد: بنابر روایتی، وی همان هنگام که در آذربایجان امر امام علی علیهالسلام در خصوص تسلیم اموال را دریافت کرد، خواست به معاویه ملحق شود
[۷۴] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۲۰-۲۱، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
و حتی بنابر روایتی دیگر، از همین هنگام با معاویه بنای مکاتبه گذارد.
[۷۵] بلاذری، احمد، ج۲، ص۲۹۶، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ج ۲، ۱۳۹۴ق/ ۱۹۷۴م.
اما چون با یارانش رایزنی کرد، آنها پیوستن به شامیان را تقبیح کردند و اشعث از آن رأی بازگشت.
[۷۶] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۲۱، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
چنین مینماید که کندیان از همین هنگام معاویه را جانشین ملوک غسانی میدیدهاند و دوباره رقابتها و نزاعهای کندی – غسانی در پوشش عراقی – شامی یکباره سر بر آورد و شاید این نشانه جایگزینی نوعی تعصب شهری بر تعصب قبیلگی باشد. بنابراین، پیوستن اشعث به امام علی علیهالسلام از آن رو بود که وی به عنوان رئیس قبیله کنده، ناچار بود موقعیت جغرافیایی قبیله خویش را حفظ کند.
۱۳ – اشعث در منصب فرماندهی سپاه
امام علی علیهالسلام برای رعایت سنت حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله که پیوندهای قبیلگی را تا حد ممکن فرو میگذاشت و هم به سبب بی اعتمادی به اشعث، خواست ریاست کنده و ربیعه را که با اشعث بود، به حسان بن مخدوج بسپارد، اما مالک اشتر نخعی و عدی بن حاتم طایی امام را از آن کار بازداشتند.
[۷۷] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۱۳۷، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۷۸] که میگوید ریاست کنده به حجربن عدی پیشنهاد شد، دینوری، ج۱، ص۲۲۴، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۹۶۰م.
در حالی که معاویه میکوشید اشعث را به سبب بی اعتنایی امام به او، به سوی خود جلب کند، امام علیعلیهالسلام اشعث را به فرماندهی بخشی از سپاه گماشت.
[۷۹] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۱۳۹، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۸۰] نصربن&z/spanzwnj؛ بهwnj؛ مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۲۰۵، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۸۱] دینوری، احمد، ج۱، ص۱۷۱، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۹۶۰م.
۱۴ – نقش اشعث در جریان حکمیت
در نخستین برخورد که لشکریان شام شریعه فرات را بر سپاه امام علیهالسلام بستند، اشعث بن قیس با اجازه امیرالمؤمنین علیهالسلام آنجا را از تسلط لشکر شام به در آورد.
[۸۲] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۷، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۸۳] طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۶۹ -۵۷۲.
در طی درگیریهای پراکنده دیگر هم نیز اشعث از خود رشادتهایی نشان داد
[۸۴] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۱۷۱، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۸۵] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۱۷۴، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۸۶] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۱۹۱، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
[۸۷] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۱۹۲، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
تا در گرماگرم نبرد که معاویه شکست را نزدیک میدید، برادر خود عتبه بن ابی سفیان را با پیشنهاد ترک جنگ نزد اشعث فرستاد. با آنکه اشعث در این مذاکرات امام علیهالسلام را ستود و در باره ترک مخاصمه پاسخ مثبت نداد،
[۸۸] نصربن مزاحم، وقعه صفین، ج۱، ص۴۰۸-۴۱۰، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۲م.
اما در شب لیله الهریر که نزدیک بود سپاهیان امام علیهالسلام کار جنگ را یکسره کنند، اشعث در جمع کندیان به پا خاست و ضمن خطبهای، با لحنی مصلحت جویانه خواستار ترک خونریزی بیشتر شد. بنابر این روایات، تا خبر خطبه اشعث به معاویه رسید، دستور داد تا قرآن ها را فراز نیزهها کنند.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 