پاورپوینت کامل ایت الله بروجردی و سیاست ۹۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ایت الله بروجردی و سیاست ۹۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایت الله بروجردی و سیاست ۹۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ایت الله بروجردی و سیاست ۹۴ اسلاید در PowerPoint :
۲۴
مقدمه:
نقش مراجع تقلید در کاهش ظلم وستم درباریان در دوره های مختلف تاریخ به خوبی مشهود
است و به تدریج با افزایش این نقش، جایگاه روحانیان پررنگ تر می شود و این روند
عرصه های مختلفی را طی کرده و فراز و فرودهای گوناگونی را نیز پشت سر گذاشته است تا
اینکه در دوره انقلاب اسلامی به بالاترین نقطه اوج خود می رسد.
این مقاله می کوشد تا جایگاه مرجع بزرگ شیعیان، ایت الله بروجردی در این فراز و
فرودها را مشخص نموده و رویه سیاسی وی نیز در رابطه با حکومت زمان خویش تبیین کند.
در مورد ایت الله بروجردی به صورت تاریخی، مطالب فراوانی نگاشته شده است ولی در
زمینه اندیشه سیاسی و رویه سیاسی وی هنوز پژوهشی جدی ارائه نشده است و ارائه
نوشتاری نو و بدیع در این زمینه ضروری می نماید. این مقاله سعی دارد به صورت توصیفی
و با مطالعه منابع تاریخی و نظری پاسخ مناسبی را برای سؤالات ذیل بیابد:
– دوره های تقابل وتعامل دین و دولت در اندیشه سیاسی شیعه کدام است و ایت
الله بروجردی در کجای این جریان قرار دارد؟
– اندیشه سیاسی ایت الله بروجردی چه بوده و وی چه رویه سیاسی را دنبال می کرده
است؟
– ایا اندیشه سیاسی در دوره ایت الله بروجردی دچار فترت و ایستایی شده است؟
– چرا ایت الله بروجردی اندیشه ولایت فقیه را در عمل اجرا نکرده است؟
«روحانیت و حکومت در شیعه و گفتمانهای غالب در اندیشه سیاسی شیعه»
روحانیان همواره نمایندگی دین را به عهده داشته و در طول تاریخ با حکومت های مختلفی
که به نوعی جایگاه روحانیت را در حکومت نادیده گرفته اند به مبارزه پرداخته است.
قبل از بیان اصل مسأله بهتر است به سه دیدگاه متفاوت که در مورد نسبت دین و حکومت
وجود دارد بپردازیم:
دیدگاه اول: دین متولی رسمی ندارد. برداشت دینی آزاد است و حکومت دینی مطلوب،
حکومتی است که عالمان دین در آن دخالت و نظارتی نداشته باشند.
در دیدگاه دوم: دین، بدون حکومت دینی تمامیت خود را باز نمی یابد و حکومت دینی
مطلوب، حکومتی است که متولی آن عالم دینی است و حاکم برای سوق دادن جامعه به سعادت،
اختیارات مطلقه دارد.
و دیدگاه سوم : جامعه دینی بدون عالمان دینی محقّق نمی شود و وظیفه حاکمان دینی در
حکومت دینی، تبیین اهداف، ارزشها، ضوابط عام دینی و نظارت عالیه و انتقاد است.
اینها می گویند با استقلال نهاد دین از مناصب حکومتی قداست، سلامت، شمول و اقتدار
معنوی دین حفظ می شود حال با حفظ این مقدمه میگوییم وضعیت زمانه و نحوه گفتمان هر
دوره خاصی، در شیوه تقابل، سکوت و یا تعامل روحانیت با حکومت تأثیرگذار بوده است؛
لذا می توان هفت گفتمان غالب در مورد اندیشه سیاسی شیعه و به تبع آن رابطه نهاد دین
و روحانیت با حکومت از عصر غیبت تا جمهوری اسلامی مشاهده کرد:
۱) از ابتدای عصر غیبت تا سلطنت صفویان.
گفتمان غالب در این دوره تحت عنوان «سلطان جائر/ سلطان عادل» معنا می یابد. در این
دوره توجه چندانی نسبت به مسایل سیاسی و فقه عمومی از سوی علما صورت نمی گیرد و این
ناشی از تلقی خاص آنها از غیبت امام زمان ( عج) بود که هرگونه حکومتی را در غیبت،
غیر عادلانه و غصبی می دانستند.
۲) دوره عصر صفویه:
در این دوره گفتمان غالب «حکومت شاه شیعه/ولایت فقیه عادل است» هر چند علما حکومت
غیر معصوم را نا عادلانه می دانستند اما به علت شیعی بودن حکومت صفوی، معتقد به
حمایت از دولت بودند و امور شرعی از امور عرفی تفکیک شده بود؛ سیاست را حکام به
عهده داشتند و شریعت را علما.
۳) از سقوط صفویه تا ابتدای قاجار:
این دوره آغاز رقابت و تعارض میان روحانیت و دربار است که در نهایت منجر به شکل
گیری گفتمان«سکوت» از طرف فقها شد.
۴) از ابتدای قاجار تا عصر مشروطه:
تحولات این دوره به عنوان مقدمات مشروطه تلقی می شوند. گفتمان غالب این دوره «ولایت
عامه/سلطنت قانون» است ملا احمد نراقی در این دوره به ولایت سیاسی فقیه پرداخته و
ادله نقلی و عقلی آن را بررسی کرده است.
۵) عصر مشروطه:
در این دوره تحولات جدیدی در اندیشه سیاسی شیعه رخ داد و علما به واژه ملت و عدالت
معنای کامل تری بخشیدند. گفتمان غالب «سلطنت مشروطه/مشروطه مشروعه» است. در این
دوره نائینی به سلطنت مشروطه پرداخت و در کنار آن تقسیم میان عرفیات و شرعیات، با
عنوان حکومت مشروعه با هدایت شیخ فضل الله ادامه یافت. در این دوره هیچ یک از علما
خواهان تغییر نظام به حکومت اسلامی نبودند بلکه به دنبال دخالت مردم در حکومت
بودند.
۶) بعد از مشروطه تا انقلاب:
دوره جدیدی شروع شد که اندیشه سیاسی شیعه در حقیقت با نوعی ایستایی و عقب گرد مواجه
شد. این دوران نسبتا طولانی دوره غیر سیاسی شدن دین است در این دوران سیاست گریزی
عالمان دین قابل توجه است. در اینجا بعد از دهه ۴۰ گفتمان «مبارزه عملی برای تحقق
حکومت اسلامی» شکل گرفت و کمک فراوانی به شکل گیری دوره بعد کرد.
۷)دوره انقلاب اسلامی تا کنون:
گفتمان غالب و حاکم «ولایت مطلقه فقیه» است.[۱]
«اندیشه سیاسی ایت الله بروجردی»
این هفت دوره گفتمانی تحول اندیشه سیاسی شیعه را می توان در قالب سه دوره کلی به
شمار آورد.
۱) نظریات صبر و انتظار که معتقد بودند: هیچ گونه حکومت عادلانه ای در دوره
غیبت محقق نمی شود و فقط باید منتظر ظهور بود.
۲) نظرات اصلاحی که می گفتند: می توان در زمان غیبت، حکومتی مشروع از لحاظ
مردمی و نامشروع از لحاظ اسلامی داشته باشیم. اینها استدلال می کنند در این نوع
حکومت بر خلاف انواع دیگر فقط ظلم به امام وجود دارد.
۳) نظریه ولایت مطلقه فقیه: که حکومت را مربوط به نایب امام زمان و ولی فقیه
می داند و ولایت وی را مطلقه می شمارد.[۲]
در مورد اندیشه سیاسی ایت الله بروجردی به طور قطعی وی را نمی توان از گروه دوم و
یا سوم قلمداد کرد. اما قرائن و شواهد موجود و عملکرد وی در دوره مرجعیت می تواند
تا حدودی تبیین کننده اندیشه وی باشد لذا باید به دنبال بررسی دقیق وضعیت زمانی و
عملکرد وی باشیم.
در دوره ایت الله بروجردی اندیشه سیاسی با نوعی ایستایی مواجه بود. در این دوره سه
گروه نظریات مختلفی در مورد حکومت داشتند:
گروه اول: مبارزه با حکومت را به کلی نفی می کردند.
گروه دوم: مبارزه را نفی نمی کردند؛ اما مبارزه را زیان آور می دانستند گرچه عقیده
فقهی شان بر ولایت فقیه بود.
گروه سوم: امام خمینی (ره) و یارانش بودند و نسبت به دو گروه قبل متأخر بودند،
معتقد بودند: مبارزه به ضرر نیست و ما می توانیم مملکت را اداره کنیم.[۳]
اما با توجه به قرائن و شواهد موجود ایت الله بروجردی عقیده اش این بود که حکومت
برای فقیه است ولی فرد و نیروی کافی نداریم تا حکومت را در اختیار فقیه قرار دهیم.
فقیه جامع الشرایط که خودش به تنهایی نمی تواند جامعه را اداره کند. باید از رأس تا
پایین افراد [در حکومت] سالم باشند. اگر شاه را بیرون کنیم مملکت را به دست چه کسی
بدهیم و بعد با اشاره به یکی از روحانیون می گوید این را که می بینی همان دکتر
اقبال است به اضافه عمامه و ریش. مملکت را به دست اینها بدهم.[۴]
ایت الله بروجردی را می توان جزء اندیشمندان ولایت فقیه قرار داد چرا که وقتی در
ساخت مسجد اعظم به جهت تخریب بعضی از اماکن مورد پرسش علما قرار می گیرد می گوید ما
فقیه را در قدرت و اختیار در ادامه امام معصوم(ع) می دانیم.[۵]
ایشان گرچه بحث ولایت فقیه را به طور مستقل مطرح نکردند، ولی نظر ایشان بر ولایت
مطلقه بود[۶] و در درس خارج خود در بحث نماز جمعه بعد از اینکه می فرماید دین
اسلام، مسلمین را بعد از غیبت رها نکرده؛ بلکه برای اداره امور اجتماعی فردی را
مشخص کرده است … و اضافه می کند:
« و بالجمله کون الفقیه العادل منصوباً من قِبَل الائمه لمثل تلک الامور العامه
المهمه التی یبتلی بها العامه مما لا اشکال فیه اجمالاً بعد ما بنیناه و لانحتاج فی
اثباته الی مقبوله ابن حنظله»[۷]
از آخر عبارت ایشان معلوم می شود که وی ولایت فقیه را از ادله عقلی اثبات می کرده و
ادله نقلی آن را ناتمام می دانسته.
به طور کلی می توان ایت الله بروجردی را از فقهای معتقد و مثبت ولایت فقیه و از
استوانه های قابل اعتماد در تاریخ فقه حکومتی اسلام دانست.[۸]
رویه سیاسی و اقدامات
اگر در مورد اندیشه وی نتوانیم نظری قطعی بدهیم اما اقدامات سیاسی و عملی وی قابل
تشکیک نیست. لذا بررسی اقدامات و رویه سیاسی وی و تطبیق آن با نظریه ولایت فقیه
می تواند کمک شایانی در روشن شدن افکار و اندیشه سیاسی اشان داشته باشد.
۱) ایت الله بروجردی و دکتر مصدق:
ایت الله بروجردی به هیچ عنوان با ملی شدن نفت مخالف نبوده با این که در جریان دقیق
امور قرار نداشته است ولی همین نکته را می دانست که این خواسته اکثریت مردم است و
در این مورد می گفت:
«من در قضایایی که آگاه نباشم و آغاز و پایان آن را ندانم وارد نمی شوم این قضیه
ملی شدن صنعت نفت را نمی دانم چیست؟ چه خواهد شد و اینده در دست چه کسی خواهد بود؟
البته روحانیت به هیچ وجه نباید با این حرکت مخالفت کنند. اگر این حرکت ناکام بماند
در تاریخ ایران ضبط می شود که روحانیت سبب این کار شد. لذا به علمای تهران و
بهبهانی نوشتم که مخالفت نکنند.[۹]»
به طور کلی می توان گفت ایت الله بروجردی از عملکرد مصدق رضایت نداشته و در موارد
مختلفی این مسأله نمود پیدا می کند. مصدق در مقطعی خود را از روحانیت جدا کرد و در
جواب کاشانی نیز گفت: من مستظهر به پشتیبانی ملت هستم و با این حرف نفرت روحانیون
را نسبت به خود افزود. اصرار مصدق بر رعایت قانون در مورد تولیت آستانه مقدسه یکی
دیگر از مسائل مورد اختلاف بود. تولیت آستانه قم برعهده ابوالفضل تولیت بود و مصدق
می خواست وی را بر اثر امتناع از ارسال صورت درآمد عزل کند که موجب نارضایتی ایت
الله بروجردی شد. در این قضیه کاشانی نیز با مصدق هماهنگ بود و این اختلاف نظر این
دو را با ایت الله بروجردی می رساند.[۱۰]
۲) ایت الله بروجردی وکاشانی:
با نظارت ایت الله بروجردی برای جلوگیری از دخالت روحانیان در سیاست همایشی در قم
تشکیل داد و علما بزرگی در آن شرکت کردند. در قطعنامه همایش مزبور روحانیان از
عضویت در احزاب سیاسی و اصولاً شرکت در سیاست منع شدند و تخطی از این قانون مجازات
خلع لباس را به دنبال داشت.[۱۱]
البته این توصیه اهمیت ویژه ای به خود می گرفت ولی می توان گفت صرفاً تعهدی اخلاقی
و غیرقابل اجرا بود.[۱۲] در این کنگره کاشانی به عنوان چهره برجسته سیاسی مورد
اعتراض قرار گرفت و دعوت به سکوت شد.
درباره دلیل ایت الله بروجردی در عدم دخالت در سیاست گفته اند:
«کل ذلک من اجل الحفاظ علی الاستقلال المرجعیه»
ایت الله بروجردی و شیخ انصاری هر دو مقلدان خود را از دخالت و فعالیت سیاسی برحذر
می داشتند تا بدین وسیله استقلال مرجعیت مصون بماند.[۱۳]
با توجه به این فضا می توان گفت علمای قم در جبهه گیری کاشانی برضد مصدق تأثیرگذار
بودند و احتمالاً از وی خواسته بودند در مقام ریاست مجلس، علیه مصدق کاری بکند.[۱۴]
این مسائل ناشی از ذهنیت ایت الله بروجردی در آن زمان بود و او اقدامات سیاسی را در
آن حد نامناسب می دانست ولی نباید نتیجه گیری کرد که او هیچ حمایتی از کاشانی نکرد.
ولی جدی ترین و مؤثرترین تلاش را برای جلوگیری از اعدام احتمالی او انجام داد.
بعد از کودتا حکومت دیکتاتوری به دنبال حذف ریشه ای مسایلی مانند ملی شدن نفت بود،
لذا کاشانی را به اتهام «تحریک مردم به مسلح شدن برضد قدرت سلطنت» دستگیر کرد.[۱۵]
و کاشانی نیز صریحاً به صدور فتوای قتل رزم آرا اعتراف کرد و گفت: چون وی را مهدور
الدم شناختم فتوای قتلش را صادر کردم. لذا در چنین وضعیتی حکم ایت الله اعدام پیش
بینی می شد ایت الله بروجردی نگرانی خود را به شاه اعلام داشت ولی فرستاده شاه در
قم قول مساعد داد. اما مجدداً ایت الله بروجردی تلگرافی برای شاه فرستاد و در دفعه
سوم نیز با ضمیمه کرد فتوای علما تلگرافی دیگر برای شاه فرستاد. در اینجا بود که
شاه گفت: هر نوع مساعدتی که مقدور باشد پس از تشریفات دادرسی مبذول خواهد شد.[۱۶]
۳) ایت الله بروجردی، مصدق، کاشانی و کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۱
اختلاف بین این سه نفر ادامه پیدا کرد و در کودتا به طور جدی خود را نشان داد. در
این مقطع ایت الله بروجردی از بازگشت شاه استقبال می کرد چه اگر شاه برنمی گشت
حکومت با یک کودتای کمونیستی سقوط می کرد و این در مقایسه با حکومت شاه که لااقل در
چارچوب قانون باید مروج مذهب جعفری می بود، جلوه نامناسبی داشت[۱۷] و نمی شد روی آن
حساب کرد و ممکن بود در حکومت کمونیستی اصل و اساس دین زیرپاگذاشته شود.
ایت الله بروجردی با مواضع حزب توده به شدت مخالف بود و بیم آن داشت که اینها مملکت
را به دست بگیرند. وقتی سیدعلی اکبر برقعی نماینده حزب توده در کنگره جهانی
توده ایها در وین، به قم بازگشت طلاب با او درگیر شدند و بعد به دستور ایت الله ایت
الله بروجردی او را به یزد تبعید کردند.[۱۸] حمایت ایت الله بروجردی از شاه به حدی
رسید که در بازگشت شاه تلگرافی با این مضمون برای او فرستاد:
«پیشگاه مبارک اعلی حضرت همایون شاهنشاه خلد الله ملکه، امید است ورود مسعود اعلی
حضرت به ایران مبارک و موجب اصلاح مفاسد ماضیه و عظمت اسلام و آسایش مسلمین باشد.»
ایت الله بروجردی در توجیه چنین عملی می گوید در چنین شرایطی نمی توان شاه را تضعیف
کرد چراکه فشار اجانب در کار است و من بیش از این مصلحت نمی دانم که دولت [دربار
دولت] تضعیف شود زیرا شاه از خودش اختیار ندارد و تحت فشار دولتهای بیگانه است و
اگر احساس کند جای پایش در ایران سست است ممکن است به طور کامل تسلیم بیگانه
شود.[۱۹]
«سعد الانصاری» در علت اتخاذ چنین تصمیمی از سوی ایت الله بروجردی نظر متفاوتی دارد
وی می گوید مخالفت ایت الله بروجردی با مصدق فقط در مسایل زیر خلاصه می شد:
« شیوعیه و الحرکات الانفصالیه التی خلعت علی البلاد»
و اضافه می کند حمایت ایت الله بروجردی از شاه برای پرهیز از حرکات کمونیستی و
جنبش های جدایی طلبانه بود که بر سر شهرها سایه افکنده بود و وحدت و یکپارچگی و
میراث دینی، ایران را از بین می برد.(۱۲)
۴) ایت الله بروجردی و فدائیان اسلام:
در آن دوره فدائیان اسلام گروه اسلامی افراطی شناخته می شد و مؤسسان آنها اغلب
روحانیانی بودند که از وضعیت موجود ناراضی بودند.
فدائیان با ایت الله بروجردی رابطه مناسبی نداشتند و حتی اعلامیه ای با مضمون ذیل
در فیضیه پخش کردند:
«ایت الله بروجردی! گمان نمی کنیم غیرت دینی شما از ایت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 