پاورپوینت کامل انسان از دیدگاه میکل دو اونامونو ۵۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل انسان از دیدگاه میکل دو اونامونو ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انسان از دیدگاه میکل دو اونامونو ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل انسان از دیدگاه میکل دو اونامونو ۵۳ اسلاید در PowerPoint :
۹۰
مقدمه
میکل دواونامونو (۱۸۶۴ ـ ۱۹۳۶م)، فیلسوف، متکلم، شاعر و نویسنده اسپانیایی[۱] در ۲۹
سپتامبر در بیلبائوِ اسپانیا به دنیا آمد.[۲] تولد اونامونو هم زمان با آشوب و
بحران های اسپانیا بود. او که در ۶ سالگی پدرش را از دست داده بود، در نه سالگی نیز
شاهد نخستین حادثه مهم زندگی اش؛ یعنی انفجار بمب کارلوسیان در خانه همسایه شان بود
که به تبع آن سراسر عمر و زندگی اونامونو با تاب و تنش آمیخته شده بود.[۳]
اونامونو در نوجوانی گرایش غربی به اندیشه، مخصوصاً به شعر ـ هم شعر شاعران و هم
شعر فلاسفه ـ پیدا کرد؛ از این رو پس از پایان تحصیلات متوسطه اش به مادرید رفت.
امّا زندگی دانشگاهی، آن هم با داشتن اساتیدی چون اورتگا ای گاست برای ذهن شکاک او،
طبع طبیعت گرای او را راضی نمی کرد، در عوض علاقه شدیدی به خواندن کتاب و گفت وگو
با روشن فکران مادرید و شرکت در مباحث سیاسی داشت. حاصل آن که در سال ۱۸۸۴م موفق به
گرفتن مدرک دکترا شد و به «باسک» و «بیلبائو» برگشت و مشغول به نگارش کتاب صلح و
جنگ شد ولی چون احتیاج به تأمین مادی داشت، دوباره عازم مادرید شد و برای احراز شغل
آموزشی در دانشگاه، یک سلسله امتحان داد. عاقبت کرسی زبان و ادبیات یونانی دانشگاه
سالامانکا، به او داده شد. زندگی او در شهر و دانشگاه سالامانکا، آکنده از تدریس،
بحث، فحص، و گشت وگذار و تألیف و تفکر بود. گه گاه به مادرید سر می زد و در
اجتماعات سیاسی و نشریات نقد ادبی، آتش بحث های سیاسی و ادبی را دامن می زد. عاقبت
در سال ۱۹۱۴م بدلیل مداخله در سیاست از ریاست دانشگاه سالامانکا عزل گردید. امّا پس
از برکناری از ریاست، فعالیت سیاسی اش دوچندان شد و دو جدال در پیش گرفت؛ یکی علیه
آلفونسوی سیزدهم و دیگری علیه دول مرکزی و به دفاع از متفقین جنگ جهانی اول.
مخالفتش با آلفونسوی سیزدهم به دنبال کودتای پریمود ریورا در سال ۱۹۲۳م. شدت یافت،
به طوری که به جزایر قناری و بعد به جزیره «فوئرته ون ـ تورا» و نهایتاً به فرانسه
تبعید شد. در سال ۱۹۳۰م با سقوط دیکتاتوری پریمود ریو سرانجام توانست در ۹ فوریه
همان سال آزادانه قدم به خاک اسپانیا گذارد. او در ۱۱ فوریه ۱۹۳۵م به سالامانکا
بازگشت و دگرباره ریاست دانشگاه را برعهده گرفت. از آثاری که از وی به چاپ رسیده
است، می توان زندگی دن کیشوت و سانجورا، درد جاودانگی، اشعار، خاطرات کودکی و
نوجوانی، گلزار غزل، و سفرنامه ای به نام سیری در پرتغال و اسپانیا را نام برد.
اونامونو یکی از پیشوایان مذهب اصالت وجود خاص انسانی (اکزیستانسیالیسم) است و
دارای شخصیتی پرخلجان و دردمند بود؛ به عبارت دیگر هرگز بین آن چه که آرزو می کرده
و آن چه که داشته، توافقی پیدا نکرده است. او همواره آرزومند، مضطرب و شکاک بوده
است؛ بطور مثال او محل تولدش ـ شهر بیلبائو ـ را چون شهری رام نشدنی و بدون آرامش
توصیف می نماید[۴].
میکل دواونامونو، بررسی سرنوشت و شخصیت انسانی را وجهه نظر خود قرار داده است و هر
نوع عنوان ثابت و جزم گرایی را در باب انسان رد می کند. درباره سرنوشت انسان، نگران
و دلواپس بوده و می گوید: «انسان موجودی است که متولد می شود، درد می کشد و
می میرد»[۵]؛ به عبارت روشن تر، او سعی دارد از سرنوشت انضمامی و انسانِ رگ و پوستی
و با گوشت و استخوان ملموس، آگاهی یابد.
روش اگزیستانسیال اونامونو در بحث از انسان
روش اونامونو در بحث از انسانی که گوشت و خون دارد تا حدی متفاوت از دیگر فیلسوفان
اگزیستانس است، روش او کاملاً شخصی و منحصر به فرد می باشد، به طور مثال او یک
واقع گرای فعال، طرفدار تطوّر و تحول و بهبود واقعیت می باشد. برحسب نظر وی، انسان
یک سلول ساده هیأت اجتماعی نیست، بلکه او خصوصیاتِ خاص خود را حتی در ظلمت توده
مردم حفظ می کند.[۶]
او در بررسی وجود انسانی به جست وجوی معنای دقیق شخصیت انسانی است که باید زندگی
خود را همراه با دیگری و به تبع جهان ادامه دهد.[۷]
با این توضیحات معلوم می شود که فیلسوف اسپانیایی ما با انسان انتزاعی و مفهومی
مخالف است. روش او به گونه ای است که نه با صفت نسبی انسان ـ انسانی ـ و نه با اسم
معنای آن ـ انسانیت ـ سر و کار دارد، بلکه اسم ذات انسان را برمی گزیند. انسانی که
گوشت و خون دارد، انسانی که زاده می شود، رنج می برد و می میرد، انسانی که می خورد،
می نوشد، بازی می کند، می خوابد، می خواهد؛ انسانی که دیده و شنیده می شود، برادر
است، برادر راستین.[۸]
مسلم است که اونامونو هرگز از تأمل و تفکر درباره انسان، انسان انضمامی و ملموس
صرف نظر نکرده است. او برای نجات روح غیرقابل تبدیل انسان و طبیعت جسمانی و زمانی
او، تلاش می کند و می خواهد منزلتی خاص به حساسیت و عمل انسانی بدهد.[۹]
در فلسفه اونامونو، آن هم در تحلیل انسانی او، کشش ها و تمایلات طبیعی، انسان اهمیت
فراوان دارد و تمایل است که برای شناخت کامل انسان، باید به اوضاع و احوال محیط بر
انسان توجه شود؛ به همین جهت است که اونامونو با ایمان کامل می گوید: «ای انسان!
جدا از آن چه در جامعه هستی،چیز دیگری نیستی»[۱۰].
هم چنین او قائل است که عوامل اساسی سازنده شخصیت انسانی در درون انسان و در
تمایلات روانی او مستقر هستند. او شخصیت فردی انسان را هسته عامل، تلقی می کند و
به انتقاداتی که ممکن است به فلسفه اش وارد کنند چنین پاسخ می دهد که «شما از من
سؤال می کنید تو کیستی؟ من همراه oberman جواب می دهم که من برای جهان هیچ چیز
نیستم، برای خودم همه چیز هستم؛ این تکبر است؟ تکبر، آرزومند ابدی بودن»[۱۱].
به هر حال اونامونو، همواره شخصیت فردی را مورد تأمل قرار می دهد و این امر از عطش
خانوادگی او حاصل می شود؛ «چه سودی دارد، که انسان همه عالم را فتح کند ولی روحش
فانی باشد»[۱۲] کسی که این آرزوی انسانی را تکبر قلمداد می کند، اصل جاذبه روانی
انسان را که همان جاودانگی است، مورد غفلت قرار داده است.
به نظر می اید که اونامونو، از افکار ثابت و متداول بیزاری جسته است و همواره یک
میل خلاف عقلی دارد، که گریز او را در برابر انسان انتزاعی توجیه کند، به همین دلیل
او هرگز به هیچ یک از سیستم های فلسفی ملحق نمی شود[۱۳] و می گوید «اصالت بشریت در
واقع، نباید تابع و وابسته هیچ مکتب دیگری باشد، هر چند که با اصالت وجود خاص
انسانی و اصالت حیات، قرابت خاصی دارد»[۱۴]؛ به عبارت دیگر، او هر حالت راحت و
بی دغدغه و هر راه تکراری و تقلیدی را طرد می کند و ترجیح می دهد که «بر روی زخم،
سرکه بریزد». اصلاً از آن جا که خصیصه ذاتی انسان از دیدگاه اونامونو این است که
می خواهد خودش باشد، غیر بودن و تقلید از دیگران را مذموم می شمرد. چنان چه اگر به
انسانی بگویند که «باید دیگری باشی» مثل این است که بگویند: «نباید خودت باشی».
می گویند انسان حیوان ناطق است، عاقل است؛ نمی دانم چرا نگفته اند که انسان حیوان
عاطفی یا احساسی است. شاید آن چه فارق انسان از حیوان باشد احساس و عاطفه باشد نه
عقل، چه بسا دیده ایم که گربه ای عقل به خرج می دهد، ولی هرگز ندیده ایم بخندد یا
گریه کند، شاید خنده یا گریه گربه درونی باشد، ولی از طرفی شاید خرچنگ هم، در دلِ
خودش، معادلات دو مجهولی حل می کند.[۱۵] امّا باید دانست آن چه که حد فاصل انسان و
سایر حیوانات است درد جاودانگی است؛ به عبارت دیگر این انسان گوشت و خون دار با یک
مشکل مواجه است و آن این است که روحش تشنه و گرسنه جاودانگی است هرچند ذهنش می گوید
انسان مردنی است.[۱۶]
قبلاً خاطر نشان کردیم که اونامونو به حیات و سرنوشت بشریت، فکر می کند و از آن جا
که حیات و معنای آن، محور تفکر اوست، مبارزه علیه مرگ را مقتضای حیات می داند و
اصولاً در جست وجوی جواب به سؤالات سنتی فلسفه است؛ «از کجا آمده ایم؛ و به کجا
می رویم؟ غایت حیات ما چیست؟…»
ناگفته نماند که نوشته شدن مرگ در سرنوشت انسانی، غم و رنج سنگینی را در دل
اونامونو ایجاد کرده است؛ از این رو همواره در جست وجوی وسیله ای محکم برای نجات از
عدم بود، در ناامیدی، امید و از همین درد و رنج، رجا و امیدی برای زنده ماندن
می یافت و می گفت: «کسی که احساس غم می کند و درد می کشد، حیات دارد و کسی که با
درد و رنج، زندگی می کند، دوست دارد و امیدوار است که هر چند در برابر اقامت گاه او
نوشته شده «
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 