پاورپوینت کامل فرزند ملت ۳۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل فرزند ملت ۳۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فرزند ملت ۳۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل فرزند ملت ۳۲ اسلاید در PowerPoint :
۱۸
در سال ۱۳۱۲ در قزوین متولد شد. پدرش در بازار مغازه خرازی داشت. در چهار سالگی
پدرش را از دست داد و مادرش با شکستن بادام، فندق و گردو و پاک کردن پنبه در خانه،
آبرومندانه زندگیاش را اداره میکرد.
از همان کودکی با صدای دلنشین خود نوحهسرای هیئت نوجوانان محلهشان بود. در ۱۳ سالگی
به تهران مهاجرت کردند. او بهخاطر تأمین زندگی، در جنوب تهران دستفروشی میکرد و
مدتی هم در بازار تهران شاگردی کرد. وقتی ۱۷ ساله شد، به خدمت نیروی هوایی درآمد.
پس از دریافت مدرک دیپلم از ارتش استعفا کرد. در این دوران با جمعیت فداییان اسلام
آشنا میشود و در درس ایتالله طالقانی شرکت میکند. سپس شغل معلمی را برگزید؛ شغلی که
تا آخر عمر به آن عشق میورزید.
در جریان مبارزات انقلابی، دستگیر شد و طی ۱۴ ماه بازجویی در زیر شکنجههای کمیته
مشترک ضد خرابکاری هیچ اطلاعاتی را لو نداد. خود ایشان میگوید: «من قبل از ورود به
اتاق شکنجه، پیوسته دل به خدا میسپردم. آیاتی از قرآن را تلاوت میکردم و دعاهای
خاصی میخواندم. کاملاً حس میکردم وجودم یکپارچه مقاومت است. شلاقها و شکنجهها و
ضربات مشت و لگد تدریجاً بر بدنم بیخاصیت میشد. روزهایی بر من چنین گذشت و من به
همه آنها چنان عادت کرده بودم که اگر روزی به سراغم نمیآمدند، آن روز را زیان دیده
میپنداشتم که نکند روی کردن من به خدایم کمرنگ شود».
پس از پیروزی انقلاب به پیشنهاد شهید باهنر مدتی در دولت موقت عهدهدار سرپرستی
وزارت آموزش و پرورش شد. طی ۹ ماه حضور در آموزش و پرورش تلاش کرد خدمات آموزشی
عادلانه ارائه شود. همچنین تغییر محتوای کتب درسی، تغییر نظام آموزشی و تربیت معلم
برای نسل انقلابی از مؤثرترین برنامههای او بود.
در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم تهران به مجلس راه
یافت. سپس علیرغم مخالفتهای بنیصدر، به نخستوزیری منصوب شد و بعد با رای قاطع مردم
برای ریاست جمهوری برگزیده شد.
سرانجام در ساعت ۳ عصر ساختمان نخستوزیری منفجر شد و بدن سوختهاش را فقط همسرش
توانست شناسایی کند!
اما همه رجایی را با این سرگذشت نمیشناسند. خیلی از مردم با زندگینامه او آشنا
نیستند، اما باز رجایی را میشناسند! چون رجایی را با سیره و رفتار و اعمالش
میشناسند. آنها مردی را میشناسند ثابت قدم، ظاهر و باطنش یکی و از دستفروشی تا
ریاست جمهوریاش ذرهای در عقاید، رفتار، اعمالش و خط مشیاش تغییر نکرد و رجایی همان
مقلد امام و پاورپوینت کامل فرزند ملت ۳۲ اسلاید در PowerPoint باقی ماند.
نماز جماعت، اولین کار
معلمهای دبیرستان «کمال» جلسه ماهانهای داشتند که در آن هم قرآن خوانده و تفسیر
میشد و هم موضوعات سیاسی و مسایل روز به بحث گذاشته میشد که شهید رجایی هم در آن
شرکت داشت. بعد از اذان مغرب با نماز جماعت شروع میشد. در سال ۴۴ در یکی از جلسات
آقای جلالالدین فارسی از آقای رجایی پرسید: اگر حکومت اسلامی بشود و تو نخستوزیر
بشوی، چه کار میکنی؟ آقای رجایی بلافاصله جواب داد: اولین کاری که میکنم، این است
که نماز جماعت را در ادارات برقرار میکنم. همه به جواب ایشان خندیدند؛ چون هیچ کس
تصور نمیکرد حکومت پهلوی ساقط و آقای رجایی نخست وزیر شود. اما پانزده سال بعد از
رادیو و تلویزیون شنیدیم محمدعلی رجایی به عنوان نخست وزیر، بخشنامهای به کلیه
وزارتخانهها و سازمانها در مورد نماز اول وقت صادر کرد.
همرنگ حقیقت
آقای رجایی در بالای برگه امتحانی همیشه یک جمله آموزنده مینوشت. یک بار بالای ورقه
امتحانی نوشته بود: «خواهی نشوی رسوا، همرنگ حقیقت شو». ایشان با این شعار خط
بطلانی بر شعار معروف آن زمان که «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شود»، کشید و در
حقیقت ذهن ما را متوجه انحرافی بودن آن شعار کرد.
ناهار وزیر
صاحب مغازهای تعریف میکند: زمانی که آقای رجایی کفیل آموزش و پرورش بود، یک روز با
راننده خود به مغازه من آمد. دیدم نان بربری و پنیر گرفتهاند. از من هم خربزه
گرفتند و رفتند. بعدها معلوم شد در بازدید از یک اداره ناهار مفصلی برای او ترتیب
داده بودند. او پرسیده بود: این ناهار مال کیست؟ گفته بودند: برای شما تدارک
دیدهایم. پرسیده بود: این همه غذا برای من!
در پی این اعتراض از آن جا بیرون آمده و آن روز ناهارش را نان و پنیر و خربزه
انتخاب کرده بود.
گلابی نوبر
روزی از روزهای گرم تابستان سال ۱۳۶۰ بود و هنوز گلابی به بازار نیامده بود. برای
یکی از برادران یک عدد گلابی به عنوان نوبرانه آورده بودند، او هم آن را به منشی
آقای رجایی داد تا برای رفع خستگی تقدیم نخست وزیر بکند …
آقای رجایی که تا آن وقت سخت مشغول به کارش بود، وقتی چشمش به آن گلابی با آن وضعیت
شسته و آماده برای خوردن افتاد، با پرس و جوی خاصی به اصل جریان واقف شد و همان
برادر را که این کار را کرده بود، خواست. وقتی او همراه با شخص دیگری به اطاقش وارد
شدند، گفت: «فکر میکنید محمدرضا چگونه شاه شد؟ شاهنشاهی او از همین جا شروع شد، یک
روز با گلابی نوبر، یک ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 