پاورپوینت کامل پرسش و پاسخ;طرح تفکر شیعی، نیاز جوامع زنان خارج از کشور ۹۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پرسش و پاسخ;طرح تفکر شیعی، نیاز جوامع زنان خارج از کشور ۹۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پرسش و پاسخ;طرح تفکر شیعی، نیاز جوامع زنان خارج از کشور ۹۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پرسش و پاسخ;طرح تفکر شیعی، نیاز جوامع زنان خارج از کشور ۹۴ اسلاید در PowerPoint :

۲۲

فریبا علاسوندعضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان ومدرس حوزه اخیراً
به کشورهای امارات، سوریه، لبنان، ترکیه، امریکا و عربستان جهت فعالیت علمی و
تبلیغی سفر کرده بود که با او درباره وضعیت علمی، فرهنگی و اجتماعی زنان این کشورها
گفت و گویی کردیم که می خوانید.

با توجه به سفرهایی که شما به خارج از کشور داشتید، فضای فرهنگی، اجتماعی و
علمی جامعه زنان خارج از کشور را چگونه توصیف می کنید؟

ابتدا باید کشورها را به کشورهای اسلامی و غیر اسلامی تقسیم کنیم. در کشورهای
اسلامی هم یک سری تقسیم بندهایی وجود دارد؛ تقسیم بندی بین زنان مسلمان
شیعه و زنان مسلمان سنی، چرا که تا حدی دارای فضاهای متفاوتی هستند.

از نظر فرهنگ اجتماعی نیز بین بررسی وضعیت زنان از نظر فرهنگ اجتماعی یا
فضای اجتماعی زنان تفاوت وجود دارد.

در کشورهای اسلامی از نظر فرهنگی و اجتماعی به طور کلی فضای موجود تحت
تثیر دو عامل است؛ یکی فقه اهل سنت و دیگری ویژگی های عرفی آن جوامع.

این مسئله خیلی موِ ثر است که وضعیت فرهنگی و اجتماعی زنان را تا حدی در
کشورهای اسلامی بخصوص کشورهای عربی تا حدی عقب براند، یعنی تقریباً فقه
به شدت مردسالار اهل سنت و ویژگی های رفتاری که در بین مردان مسلمان عرب
وجود دارد باعث شده است تا زنان مسلمان کشورهای حوزه خلیج و کشورهای عربی
دیگر، دچار یک سری مشکلات شوند.

شاید این مسئله قابل توجه باشد که یکی از مشکلات اساسی زن ها تورم بیش از
حد مسئولیت خانگی است. آن هم نه در خصوص مادری یا همسری. مشکل مهمی که
آن زن ها از نظر فرهنگی و اجتماعی مطرح می کنند توقع بیش از حد همسرانشان
نسبت به کار خانگی یا به تعبیر آنها عمل بیتی است، یعنی مسئولیت خانه
داری این زنان آن قدر از نظر کمی و کیفی سنگین است که آنها حتی ممکن است
به وظایف زوجیت و مادری شان هم خیلی نتوانند برسند.

طبیعی است که این فضا در زمان کوتاهی به وجود نیامده و تحت تثیر عوامل
مختلف است که من فکر می کنم یک بخش مهم آن تبلیغ نارسا از بعضی مسائل
دینی است و به همین خاطر است که این ذهنیت در بین زنان آنجا وجود دارد
که فکر می کنند از نظر دینی این چنین باید عمل کنند یا از نظر دینی مردان
متوقع هستند که زنانشان در مقابلشان تا به این حد نسبت به وظایف سنگین
خانه داری، متواضع و فروتن باشند، طبیعتاً در قشر روشنفکر این زنان -که در
جوامع عربی کم نیستند- ضدیت و مقابله ای نسبت به وضعیت زن مسلمان که
دامنهِ وسیعی دارد به وجود آمده است. که این ضدیت نسبت به مسائل دینی را هم
به صورت های مختلف شامل می شود.

در این شرایط این اعتقاد برای قشر روشنفکر آنها به وجود آمده که یک نگاه
مردانه خاصی در فقه شان وجود دارد و فقه اسلام به قرائت جدید نیاز دارد.
یعنی دقیقاً می خواهند بین رفتار مسلمانی و اسلام در فضای روشنفکری شان
تفکیک ایجاد کنند و می گویند اسلام ما یک قرائت مردانه است و ما نیاز به
تحول داریم. البته در این میان بعضی از کشورها، مثل کشور ترکیه یا لبنان و
تا حدی هم امارات که تحت تثیر فرهنگ کشورهای اروپایی قرار دارند، وضعیت
فرهنگی اجتماعی زنانشان از جهاتی دیگر نیز متفاوت است و آنها هم تحت تثیر
فضای به وجود آمده هستند به نوعی که آنها را از بعضی از رفتارها و
آموزه های دینی یا مسائل اساسی تر حیات، دور کرده است. این مسئله حتی در
کشور لبنان که از نظر مالی و اقتصادی، کشور بسیار ضعیفی است کاملاً مشهود
است. به طوری که زنانشان بیش از حد، به تجملات توجه دارند.

موضوع دیگری که در ارزیابی وضعیت فرهنگی و اجتماعی زنان کشورهای دیگر
قابل توجه است، این است که تقریباً، در تمام کشورهای اسلامی، زنان سنّی،
تحت تثیر تحول روشنفکرانه در رابطه با حساس بودن نسبت به جریانات جهانی
و در رابطه با تشکیل NGOها و انجمن های زنانه بسیار پیشروتر و جدی تر بودند تا
زنان شیعه، تقریباً این طور می شود تعبیر کرد که فضای تحصیلکردگان زنان شیعه
از فضای زنان اهل سنت بسته تر است. البته کارهای زنان اهل سنت سطحی تر است
و فعالیت زنان شیعه عمیق تر و از نظر عمق و کیفیت، فعالیت های فرهنگی آنها
کیفی تر است. و به بنیان ها و زیر ساختارها بیشتر توجه دارند. ولی از نظر به روز
بودن و ارتباط تنگاتنگ با مسائل جهانی به نظر می رسد زنان اهل سنت در
فضای بازتری زندگی می کنند که این خود می تواند باز هم تحت تثیر عواملی
باشد. اما در مجموع، به نظر می رسد زنان شیعی از مقابله با جهان خارج از
اسلام هراس دارند، که شاید این ترس و هراس در بین زنان غیر شیعی وجود
نداشته باشد.

شما مسئولیت سنگین خانگی برای زنان مسلمان را یک امر منفی تلقی کردید.
این نارضایتی از کدام طرف است؟ این دیدگاه شماست یا این نارضایتی از سوی
زنان مسلمان عرب مطرح شده است؟

دقیقاً از طرف زنان.

یکی از مشکلاتی که در سفر به سوریه، ترکیه، لبنان و بیشتر کشورهای عربی
مشاهده کردم. در همه جا و در همهِ استان ها به چیزی که در مراودات عمومی و
حتی در مطالب علمی مطرح می کردند، تورم وظایف خانگی بود. البته سنگین
بودن کارهای خانه از نظر کمیّت یک بحث است و فشارهای روانی که به این
زن ها وارد می شود، از این نظر که مردانشان به عنوان یک وظیفهِ دینی متوقع
هستند که آنها این کار را انجام دهند، بحث دیگری است که در واقع به
سنگینی کار اضافه می کند. حتی بعضی از آنها می گفتند که ما مورد تهدید هستیم
که اگر به این سبک خاص عمل نکنیم، به این سبک غذا نپزیم، مهمانداری
نکنیم، کارهای منزل را انجام ندهیم، زندگی مان مبتلا به تجدید فراش می شود و
همسرمان زنان دیگری را اختیار می کند.

این مشکل به حدی بود که وقتی در رابطه با وظایف و جایگاه همسری و مادری،
صحبت می کردیم آنها می گفتند که ما خیلی به مسئله مادری نمی رسیم، چرا که
شوهرانمان آنقدر می بایست از فضای عمومی خانه رضایت داشته باشد که در تکاپو
و هراس انجام آن وظایف اصلاً به وظایف و جایگاه همسری و مادری نمی رسیم.

شما این نارضایتی را در این می بینید که نوع اندیشه و دیدگاه زنان تغییر
کرده است یا نوع عملکرد مردان متفاوت شده؟ در گذشته وضعیت زنان ایرانی و
حتی زنان کشورهای غیر اسلامی -نسبت به سنت خودشان- هم این طور بوده و این
کارها را انجام می دادند شما این تغییرات را در عملکرد مردان می بینید یا نگرش
زنان؟

همیشه وضعیت این طور بوده، ولی با بالا رفتن سطح آگاهی زنان بخصوص بعد از
انقلاب اسلامی ایران و مطرح شدن دیدگاه های مترقی، جامع و کامل حضرت امام
(ره) نسبت به وظایف مختلف زنان در عرصه خانه و اجتماع که یکی از محورهای
اساسی تفکر امام، تحول زنان بود، نگرش ها تغییر کرد. (البته نه اینکه امام
خواسته باشند زنان را حتماً از خانه بیرون بیاورند اما تغییر نگرشی عمومی
جامعه نسبت به جایگاه و هویت زن مسلمان یکی از ابداعات رفتاری حضرت
امام بود) به دنبال شیوع این تفکر و مطرح شدن زن ایرانی به عنوان یک
سمبل، که به خانواده پایبند است (ولی این پایبندی باعث نشده است که از
فعالیت های اجتماعی باز بماند) و مراودهِ زنان مسلمان کشورهای دیگر با زنان
ایرانی طبیعتاً این زن ها بیشتر متوجه خلاءهای خود شدند. مثل مطلبی که من
تقریباً در همهِ کشورهایی که سفر کرده ام شنیدم . هم در ترکیه هم در لبنان،
سوریه و… هم از جانب زنان مختلفی که در این کشورها زندگی می کردند. و
حتی در نشستی که در سوریه، با خواهران حوزه زینبیه دمشق داشتیم، و در آن
جمع زیادی از زنان تحصیلکرده در علوم حوزوی از کشورهای مختلف حضور داشتند،
تمام این زن ها بر این مطلب اتفاق نظر داشتند که زن ایرانی از ابتدا، زن
آسوده تری بوده ، با وجود اینکه در داخل کشورمان خودمان قبول داریم که
مشکلاتی برای زنان وجود دارد، ولی به طور کلی آنها اعتقادشان این است که
مردان ایرانی مردان کم توقعی هستند و زنان ایرانی در رابطه با وظایف
خانگی اصولاً از قدیم آسوده تر بودند و وظایف کمتری بر عهدهِ آنها گذاشته
می شده.

الگو قرار دادن زن ایرانی چقدر عمومیت دارد و آیا این الگوبرداری در جامعه
علمی است یا در بین عموم زنان کشورهای اسلامی و عربی؟ و دیگر اینکه چه
موازنه ای در الگوبرداری از زن ایرانی و زن غربی در بین زنان مسلمان جهان
است؟

در جوامع مسلمان و به خصوص در جوامع شیعی که با تفکر امام آشنا هستند،
مسئله زن مسلمان ایرانی بسیار قابل توجه است.

خانم سعاد بکور که یکی از سی نمایندهِ زن مجلس سوریه و از نظر مذهبی
علوی مسلک است ، دارای یکی از بزرگترین NGOهای زنان در سوریه است که در
همه استان های سوریه شعبه دارد و اعتراف می کند که کنوانسیون رفع تبعیض
علیه زنان را محور قرار داده اند اما چنین زنی با خصوصیاتی که گفتم اعتقادش
این بود که زن مسلمان ایرانی یک الگوی منحصر به فرد است. تکیدشان این
بود که زن ایرانی، توانسته است با حجاب و با ظاهر کاملاً اسلامی فعالیت های
مختلف اجتماعی داشته باشد و در عین حال از التزامات به خانه در هر محوری،
(همسری، خانه داری و…) نکاسته است. به هرحال فضایی که برای زن ایرانی
موجود است برای آنها یک فضای آرمانی به حساب می آید.

عملکرد مراکز علمی مربوط به امور زنان در کشورهای دیگر یا عملکرد مراکز
ایرانی مثل رایزنی های فرهنگی در رابطه با امور زنان چگونه است؟

به طور کلی توصیف فضای علمی کشورهای دیگر در رابطه با زنان یا سطح
تحصیلات زنان و رویکرد جامعه نسبت به این امر برمی گردد.

تقریباً علیرغم تصوری که می شود، زنان مسلمان فراوانی در کشورهای اسلامی،
تحصیلات بالا دارند. به جز در بعضی از کشورها مانند کشور عراق که به دلایلی
عقب ماندگی های جدی دارد. اما در غالب کشورها، زنان، در شرایطی که ما به
چشم خودمان دیدیم ممانعت فرهنگی ندارند، نوعاً تحصیلات دانشگاهی در مقاطع
کارشناسی و کارشناسی ارشد دارند. به خصوص در بعضی از کشورها مثل لبنان که
تحت تثیر فرهنگ اروپایی، مسئله اشتغال برای زنان یک اصل است و برای
پیدا کردن شغل باید تحصیلات قابل توجه داشته باشند گرایش به تحصیل زیاد
است. و در کشورهایی مثل لبنان، سوریه و ترکیه تا حدی علاقه زنان به خواندن
علوم حوزوی وجود دارد -عکس کشور ما که تحصیلات دانشگاهی از نظر حیثیت
اجتماعی ارجحیت دارد- چون برای زنان و دختران آن کشورها، تحصیلات حوزوی نو است،
و به نظرشان می رسد که برای پالایش فرهنگ موجود از شوائبی که جزو دین
نیست و در دین وارد کردند و به حیثیت اسلام به خصوص در محور زن و خانواده لطمه
زده، تحصیلات حوزوی ارجحیت دارد. البته در کشورهای ترکیه و تونس زنان محجبه
از نظر تحصیلات دانشگاهی دچار مشکل هستند. این زنان، هم در تحصیل و هم در
اشتغال به طور اساسی مشکل دارند و اینها ناچار هستند که در مراکز غیر انتفاعی
یا مراکز ایرانی که در آنجا تسیس شده تحصیل کنند. بخشی از آنها هم به
ایران می آیند و در حوزه های علمیه داخلی تحصیل می کنند.

به هر حال به نظر می رسد فعالیت ها و فضای علمی حداقل اگر نگویم خوب اما در
سطح بین متوسط و خوب است. مطلب قابل توجهی که در اینجا وجود دارد این است
که یکی از امتیازاتی که زنان آگاه تر و نخبه تر یا دارای تحصیلات بالاتر که
بیشتر مسائل مربوط به کشورهای خودشان را درک می کنند، دارند فعالیت های
مستمر و پی گیر در انجمن های زنان است که بخشی از این فعالیت ها علمی است و
بخش دیگری از آن بُعد فرهنگی و اجتماعی دارد، این فعالیت ها در غالب NGOهای
زنان ، بین شیعیان و اهل سنت و حتی در بین زنان مسیحی این کشورها خیلی
رایج است.

عملکرد مراکز علمی و پژوهشکده های این کشورها در زمینهِ مطالعات زنان چگونه
است؟ آیا شما ارتباطی با این مراکز داشتید؟

خیر، متسفانه فقط به صورت اجمالی با مرکز علامه فضل ا… در لبنان آشنا
شدیم که یک مجتمع بسیار وسیع است و یکی از حلقات علمی، پژوهشی این مرکز،
حلقه علمی، پژهشی مطالعات زنان است که کسانی که در این حلقه شرکت
می کنند، تحصیلات دانشگاهی دارند. البته اطلاعات ایشان در حوزه دینی
اطلاعات بدی نیست اما اینها گروه هایی هستند که معمولاً می خواهند خیلی
روزآمد کار کنند و نگاه روشنفکری دارند و تفکر آنها در مسائل زنان مبتنی بر
قرائت جدید از دین است امّا در شناخت مبانی اصیل اسلامی ضعف جدی دارند، به
نوعی که با وجود اینکه بنای آنها بر قرائت جدید از مسائل دینی است اما
زمانی که با طرح مسائل دینی ، با یک نگاه جامع مواجه می شدند، خاضع و
فروتن بودند و خیلی ابراز علاقه می کردند که با مراکزی مانند دفتر مطالعات
زنان در قم مرتبط باشند.

من در سفرهای خود در رابطه با مسائل پژوهشی زنان با این گروه مواجه شدم،
گروه هایی نیز در حوزه های علمیه این کشورها بودند که به عنوان مراکزی نوپا
در مراکز مطالعات زنان شروع به فعالیت کرده اند و بیشتر از این، مراکز علمی،
پژوهشی در کشورهای اسلامی و در بین مسلمان ها ندیدیم، البته مراکز دیگری
وجود دارد، چرا که بیشتر انجمن های زنان آنها کمیته ای به نام کمیته فرهنگ
و پژوهش مطالعات دارند، اما اینکه سطح مطالعات آنها چقدر است ، خیلی به دست
نیاوردیم.

با توجه به این محدودیت، آیا می توانید مبنای این مراکز در پژوهش و مطالعات
زنان و ضعف عملکرد اجرایی آنان را تحلیل کنید؟

چون ما در آنجا بیشتر گوینده بودیم و آنها شنونده، در این مورد زیاد
نمی توانیم صحبت کنیم و نیز برنامه ریزی برای ارتباط با مراکز نداشتیم و
شاید هم به دلیل نو پا بودن مطالعات زنان، این مسئله سازمان دهی نشده
باشد ولی در ارتباط فردی با اساتید دانشگاه سوریه – چه سنی ها، چه شیعیان و
چه متشیعین (سنی هایی که تازه شیعه شده بود- ) ظرفیت های علمی بالایی
دیده می شد و این حاکی از این است که توانایی بالایی دارند که باید مثل
جویبارهای مختلف به هم برسند. این مسئله در NGOهای علمی زنان نیاز به یک
مدیریت دارد که در آن کشور یا احساس نیاز نشده یا چون تحت تدبیر واحد
نیستند، این تجمع ها صورت نگرفته است. بیشتر NGOها، سبقه مددکاری و توانمند
سازی دارند و ما در آنجا متوجه فعالیت های علمی و دسته جمعی به عنوان
پژوهشکده های مطالعات زنان نشدیم. البته در بعضی از دانشگاه های آمریکا به
خاطر سوابقی که وجود دارد، بخش مطالعات زنان وجود داشت یا دوستان ایرانی در
آنجا خبر می دادند که به طور معین در زمینهِ مطالعات زنان فعالیت می کنند
که در حاشیه های سازمان های دولتی یا غیر دولتی هستند و یا در دانشگاه ها
دارای دپارتمان (بخش) علمی ومعین هستند.

ارزیابی شما از عمل

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.