پاورپوینت کامل دیدگاه;کنترل موالید از دیدگاه اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل دیدگاه;کنترل موالید از دیدگاه اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دیدگاه;کنترل موالید از دیدگاه اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل دیدگاه;کنترل موالید از دیدگاه اسلام ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۶

هر چند از نرخ رشد جمعیت جهان از گذشته های دور تا به امروز، اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما مطالعات جمعیت شناسی بیانگر آن است که جمعیت جهان به سرعت افزایش یافته است و می توان حدس زد که سیر تحولات در زمینه کشاورزی و صنعتی، بهبود شرایط بهداشتی، بویژه پیشرفت علوم پزشکی و به تبع آن کاهش مرگ و میر، تأثیر به سزایی در افزایش جمعیت جهان داشته است.

قبل از آنکه نظر محققان و اندیشمندان جمعیت شناس به مسئله افزایش جمعیت و محدود بودن منابع طبیعی، جلب شود، توصیه سیاستمداران همواره در جهت تکثیر نفوس و افزایش جمعیت بود که منبع ثروت و قدرت به شمار می آمدند. سیاست ها و تدابیر جمعیتی از دهه های پایانی قرن هیجدهم با طرح دیدگاه «مالتوس» به موضوع تنظیم خانواده، آغاز شد.[۱] در ایران، سیاست های جمعیتی مبتنی بر تنظیم خانواده، طی دو مرحله اتخاذ و به مورد اجرا گذاشته شد. مرحله نخست، پیش از انقلاب و حدوداً از سال های ۱۳۴۱ آغاز شد و برای اولین بار دولت به مسایل جمعیتی توجه کرد. در برنامه سوم عمرانی، مسئله جمعیت مورد عنایت قرار گرفت و در سال ۱۳۴۶ واحدی به نام «بهداشت و تنظیم خانواده» در وزارت بهداری وقت شکل گرفت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مدت کوتاهی برنامه های تنظیم خانواده به بوته فراموشی سپرده شد و نتیجه این امر، افزایش سریع موالید و رشد جمعیت بود.[۲]

مجدداً در سال های پس از جنگ تحمیلی، یعنی از سال ۱۳۶۸، موضوع کنترل جمعیت مورد بحث قرار گرفت. آمار رسمی نشان می داد که ایران از لحاظ نرخ رشد جمعیت در ردیف سوم کشورهای جهان قرار گرفته است. توجه به افزایش ۹/۳ نرخ رشد جمعیت و لوازم و پیامدهای اجتماعی آن، کافی بود تا نگرانی مسئولان کشور را برانگیزد. پس از آنکه موضوع کنترل جمعیت و لزوم تنظیم خانواده از سوی محافل گوناگون علمی و سیاسی مطرح شد، برخی در موافقت و گروهی در مخالفت با آن، سخن ها گفتند و سمینارها و مجامع تخصصی مختلفی در کشور برگزار شد.

موضوع کنترل جمعیت و تنظیم خانواده را می توان از یکدیگر تفکیک کرد. کنترل جمعیت به مباحث کلان افزایش جمعیت و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن می پردازد و تنظیم خانواده افزایش موالید را عمدتاً از نظر فردی و در سطح خانواده، مورد لحاظ قرار می دهد؛ اما از آنجا که بسیاری از مخالفان کنترل جمعیت، به مباحث تنظیم خانواده و جنبه های فردی آن پرداخته اند و دیدگاه اسلام را در مخالفت با تحدید موالید مورد استناد قرار داده اند و همچنین به دلیل آنکه نرخ رشد در هر کشور، ضرورت دارد مباحث تنظیم خانواده از زاویه نگاه دینی و با توجه به ادله و متون اسلامی مورد لحاظ قرار بگیرد.

چنانچه می دانیم، تکثیر نسل از دیدگاه دینی امری مطلوب و پسندیده است و روایات متعددی در این زمینه وجود دارد[۳]

در نگاه اول به ظاهر روایات این طور به نظر می رسد که تکثیر نسل عملی مستحب است. بنابراین انسان، هر چه بر تعداد فرزندان بیفزاید، رضایت خدا و پیامبر (ص) را تأمین کرده است. به طور طبیعی این امر، مستلزم آن است که انسان هیچ گونه تحدیدی را در تولید مثل اعمال ننماید؛ چرا که با اعمال تحدید عمل مستحبی را ترک و مرتکب عمل مکروهی شده است.

با بررسی آرای فقها، نظریات مختلفی در زمینه کنترل موالید به دست می آید:

برخی از فقها هر گونه کنترل و تحدید نسل را مخالف فلسفه اسلام و روح ایمان دانسته و با آن مخالفت کرده اند و قاعدتاً دخالت دولت ها در این عرصه نیز به عقیده آنان دخالتی نابه جا و مخالف موازین شرع است. [۴] و برخی دیگر از فقها به دلیل نرخ بالای رشد جمعیت و تنگنا های اقتصادی و رفاهی، با تنظیم خانواده موافق اند و معتقدند که حکومت ها باید در این زمینه برنامه ریزی داشته باشند و در صورت لزوم، جامعه را وادار به کنترل جمعیت و تنظیم خانواده نمایند.[۵]

در بین این دو نظریه، آرای بینابینی هم وجود دارد و صاحب نظرانی تنظیم خانواده را با شرایط و قیودی پذیرفته اند، اما حکومت ها را مجاز به دخالت و اجبار مردم به تحدید نسل نمی دانند. [۶]

به نظر می رسد برای دستیابی به دیدگاه دینی در مسئله کنترل موالید، پرداختن به سؤالات زیر حایز اهمیت است:

– آیا تکثیر موالید، واجب است؟

– آیا تحدید موالید حرام است؟

– نظر اسلام در مورد تعداد فرزندان چیست و آیا تکثیر موالید به طور مطلق و در هر شرایطی مستحب است یا استحباب آن با توجه به سایر ادله و آموزه های دینی قابل تخصیص یا تقیید است؟

– آیا عناوین ثانوی که موجب می گردند، حکم ثانوی به موضوع تکثیر نسل، تعلق یابد وجود دارد؟

– موارد تزاحم این حکم، با سایر احکام چیست و نتیجه آن کدام است؟

قبل از پرداختن به سؤالات فوق و مباحث فقهی راجع به آن، مناسب است اشاره ای به اصل مسئله تولید مثل و مطلوبیت آن از دیدگاه دینی و نیز استحباب تکثیر نسل داشته باشیم.

۱- توالد و تناسل از دیدگاه اسلام

برخی از دانشوران، هدف از ازدواج را تولید مثل و بقای نسل برشمرده اند.[۷] بنابراین تعریف و با توجه به وضعیت بیولوژیک دو جنس- زن و مرد، هدفی جز تولید مثل و باقی گذاشتن نوع انسان منظور نبوده است. سایر احکام مربوط به روابط زن و مرد از قبیل احکام رعایت عفت، زناشویی، اختصاص داشتن زوجه به زوج، احکام طلاق، عدّه، اولاد، ارث و… هم بر اساس همین واقعیت وضع شده است.[۸]

افزون بر آن، در ادله و متون دینی، تولید مثل و زادآوری، امری پسندیده و ممدوح بوده و نسبت به آن تأکید و ترغیب فراوان، صورت گرفته است. از منظر متون دینی، فرزند شایسته، نعمتی از نعمت های الهی و گلی از گل های بهشت است.[۹] مایه زینت زندگی[۱۰] و یار و مددکار انسان[۱۱]می باشد، یادگار و جانشین پدر و مادر[۱۲] در دنیا و استغفار گویی و اعمال نیک آنان، سبب آمرزش و نیکبختی والدین در حیات اخروی[۱۳] می شود. وجود این مقدار تأکید و ترغیب، کافی است تا انگیزه تولیدنسل و داشتن فرزند را در انسان تقویت کند.

از سوی دیگر، در روایات متعددی، نسبت به تکثیر اولاد، تأکید و سفارش شده است.

۲- استحباب تکثیر نسل از دیدگاه اسلام

در ادله و متون دینی، نسبت به تکثیر نسل و کثرت موالید، سفارش و ترغیب شده است که به پاره ای از آن ها اشاره می شود:

امام صادق علیه السلام از قول رسول خداصلی الله علیه و آله فرمود:«اکثرو الولد، أکاثر بکم الأمم غداً»[۱۴] فرزندان خود را زیاد کنید تا فردا به واسطه (کثرت) شما بر دیگر امم افتخار نمایم و نیز در صحیفه عبدالله بن سنان آمده است که امام صادق(ع) فرمود: مردی نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا، من دختر عمویی دارم که زیبایی و حسن دین او را می پسندم ولی او نازا است. پیامبر (ص) فرمود: با او ازدواج نکن؛ زیرا حضرت یوسف(ع) هنگام ملاقات با برادرش از او پرسید: برادر، چگونه توانستی پس از من با زنان ازدواج کنی؟ پاسخ داد: پدرم به من فرمان داد که اگر می توانی فرزندانی داشته باشی که زمین را از تسبیح سنگین نمایند، ازدواج کن. امام (ع) فرمود: فردای همان روز مردی نزد پیامبر (ص) آمد و همان پرسش را مطرح کرد. پیامبر(ص) فرمود: «تزّوج سوآء ولوداً، فانّی مکاثر بکم الأمم یوم القیامه قال: فقلت لأبی عبدالله(ع) ما السوآء؟ قال: القبیحه.»[۱۵]با زن سواء که فرزند زیاد می آورد، ازدواج کن؛ زیرا من در روز قیامت به فراوانی مسلمانان بر دیگر امت ها تفاخر می کنم، راوی می گوید: از امام علیه السلام سؤال کردم: سوآء چیست؟ امام (ع) فرمود: زن زشت منظر.

و نیز در روایت آمده است که:« ما یمنع المؤمن أن یتّخذ اهلاً لعلّ الله یرزقه نسمه تثقّل الأرض بلا اله الّا الله.»[۱۶] چه چیز مانع آن است که فرد مؤمن، همسر اختیار کند؟ شاید خداوند از این راه فرزندی به او ببخشد که زمین را با گفتن لااله الا الله سنگین نماید.

و نیز امام باقر(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمود: با دختر باکره ای که فرزند زیاد می آورد ازدواج کنید و با زن نازای زیبا ازدواج نکنید، زیرا من به فزونی جمعیت شما در روز قیامت، بر امت ها مباهات می کنم. [۱۷]

از مجموع احادیث گذشته، می توان مطلوبیت زیاد نمودن فرزند و تکثیر را استفاده کرد و تشویق به ازدواج با زن زایا را ولو آنکه زشت باشد را استنباط کرد. ترغیب به سنگین نمودن زمین به وسیله تسبیح، تسبیح گویان و مباهات نمودن پیامبر(ص) به سایر امم به واسطه کثرت جمعیت امت خویش، و … اموری است که به روشنی دلالت بر مطلوبیت داشتن فرزندان زیاد دارد. در برخی از احادیث انسان به خاطر داشتن فرزندان فراوان، به ازدواج تشویق شده است، امام صادق(ع) از پیامبر خدا(ص) نقل می کند که پیامبر(ص) فرمود: ازدواج نمایید، زیرا من در روز قیامت به فزونی شما بر سایر امت ها افتخار می کنم. [۱۸]

۳- عدم وجوب تکثیر موالید:

– آیا تکثیر موالید واجب است؟

ظاهراً هیچ یک از فقها و اندیشمندان اسلامی قایل به وجوب تکثیر نسل نشده اند، در حالی که ازدواج مستحب است نه واجب. البته نصوص فراوانی وجود دارد که از آن ها مطلوبیت تکثیرنسل استفاده می شود و حتی در پاره ای از آن ها، امر به تکثیر ولد شده که فی نفسه، ظهور در وجوب دارد؛ اما به دلیل ادله معارض و قرائنی که بر استحباب وجود دارد، ناچار باید این روایات را حمل بر استحباب نمود.

۴- عدم حرمت کنترل موالید:

– آیا کنترل موالید، حرام است؟

می بایست بین وجوب تکثیر نسل و حرمت کنترل موالید، تفکیک قایل شد؛ زیرا بین آن ها ملازمه ای نیست. بدین معنی که ممکن است تکثیر نسل، واجب نباشد؛ اما در عین حال استفاده از راه های تنظیم خانواده هم ممنوع باشد.

با مروری اجمالی بر دلایل موافقان و مخالفان کنترل موالید، به نظر می رسد، مهم ترین دلایلی که بر عدم حرمت کنترل موالید اقامه شده است، اصل اباحه و روایات جواز عزل است:

الف- اصل اباحه: بنابر اصل اباحه که در اصول فقه، حجیت آن ثابت گردیده است، هرگاه در شبهات حکمیه در حرمت چیزی شک شود، بنا را باید بر حلیت و اباحه آن گذاشت، بنابراین اگر دلیل قطعی بر حرمت تنظیم خانواده، یافت نشد، اصل، حلیت و جواز آن است.[۱۹]

جایز بودن عزل: از دلایل عمده عدم وجوب تکثیر نسل و جواز تحدید موالید، جواز عزل است، دلیل جواز عزل، روایات متعددی است که از طریق خاصّه و عامه روایت شده است.

روایاتی که در زمینه جواز عزل، وارد شده چند دسته است:

در پاره ای از روایات، به طور مطلق، حکم به جواز عزل شده است. از جمله آنها صحیحه محمد بن مسلم است که راوی می گوید، از امام صادق(ع) درمورد عزل سؤال کردم حضرت فرمود:«ذاک الی الرجل، یصرفه حیث یشاء»[۲۰]اختیار آن با مرد است، که هر طوری می خواهد، آن را صرف کند.» و نیز در موثقه عبدالرحمن بن أبی عبداله آمده است: از امام صادق(ع) در مورد عزل سؤال نمودم، فرمود: «ذاک الی الرجل» اختیار آن با مرد است. [۲۱]

همچنین عبدالرحمن الحذّاء، از قول امام صادق(ع) نقل می کند که امام سجّاد علیه السلام در مورد عزل، منعی نمی دیدند. [۲۲]

در این دسته از روایات، جواز عزل، مطلق است و اختصاص به دسته خاصی از زنان یا شرایطی ویژه ندارد.

از برخی روایات به طور مطلق، عدم جواز عزل، برداشت می شود به عنوان نمونه در حدیثی که از طریق اهل سنت وارد شده، آمده است که از رسول خدا(ص) درباره عزل، پرسش نمودند، حضرت فرمود: «ذاک الوأد الخفی»[۲۳]عزل، زنده به گور کردن پنهان است.

از پاره ای روایات استفاده می شود که عزل؛ در مورد کنیز[۲۴] ، زن مسن، زنی که یقین دارد بچه دار نمی شود، زن بی حیا، زن پست و زنی که فرزندش را شیر نمی دهد، اشکال ندارد. [۲۵]

از بعضی روایات استفاده می شود که عزل از زن آزاد در ازدواج دایم نیز در صورتی که هنگام عقد با وی شرط شده باشد، اشکالی ندارد. از جمله صحیحه محمد بن مسلم که از امام صادق یا امام باقر علیهما السلام نقل می کند که از ایشان در مورد عزل، سؤال شد، امام (ع) فرمود: عزل در مورد کنیز، مانعی ندارد و اما در مورد زن آزاد، من مکروه می دارم آن را، مگر اینکه در زمان ازدواج با وی شرط کرده باشد.»[۲۶]

در مقابل روایات دسته قبل، روایاتی وجود دارد که از آن ها استفاده می شود که عزل از زن آزاد در ازدواج دایم، حتی در صورتی که با وی شرط نشده باشد، اشکالی ندارد. محمدبن مسلم از امام باقر(ع) نقل می کند که فرمود:« لابأس بالعزل عن المرأه الحرّه إن احبّ صاحبها و ان کرهت، لیس لها من الآمر شیء.»[۲۷]عزل از زن آزاد، مانعی ندارد اگر مرد دوست داشته باشد و اگر زن ناراضی باشد، نسبت به این امر حقی ندارد.

همان طور که به نظر رسید، روایات، در مورد عزل از زن آزاد در ازدواج دایم، به ظاهر، متعارض و ناسازگارند، چنانچه مراجعه به اقوال فقها نیز نشان می دهد که تنها موردی که محل بحث و اختلاف نظر واقع شده، همین مورد است. [۲۸]

در مورد ازدواج موقت نیز فقها امامیه به اتفاق، عزل را جایز می دانند. [۲۹]

بنابراین، تنها موردی که نیازمند تأمل و بررسی است، جواز عزل در ازدواج دایم است، در ازدواج دایم نیز به دلیل روایت خاصی که در این زمینه وجود دارد، درصورتی که عزل، در ضمن عقد، شرط شده باشد، فقها، حکم به جواز عزل، نموده اند[۳۰] و از سوی دیگر فقها به اتفاق، در صورت اذن و رضایت زوجه، نسبت به جواز عزل حکم نموده اند. [۳۱] دلیل بر آن، علاوه بر روایتی؟؟؟ که در این زمینه وارد شده[۳۲] این است که جایز بودن اشتراط ضمن عقد، نشان می دهد که عدم عزل، از حقوق زوجه بوده و از سوی وی، قابل اسقاط می باشد. [۳۳]

در هر صورت، جواز عزل، در صورتی که نه زوجه اذن داده باشد و نه ضمن عقد، شرط شده باشد، مورد اختلاف فقها قرار گرفته است. برخی از فقها فتوی به حرمت داده اند.[۳۴] دلیل فتوی بر حرمت، روایت نبوی است که در آن آمده است، پیامبر(ص) از عزل، بدون اذن همسر آزاد، نهی فرمود[۳۵] و نیز پیامبر(ص) فرمود: عزل، زنده به گور کردن پنهان است. [۳۶]

دلیل دیگر، آنکه عزل، سبب از دست رفتن هدف اصلی ازدواج یعنی استیلاد و همچنین سبب از بین رفتن حق زوجه که التذاذ است می گردد. [۳۷]

در مقابل قول به حرمت، بنا به نظر مشهور، عزل در این صورت، جایز، اما مکروه است. [۳۸] دلیل جواز، روایاتی است که به طور مطلق عزل را جایز می داند، مشهور با توجه به این روایات که برخی از آن ها از حیث دلالت و سند معتبر نیز هستند، چنانچه جمع فقهی اقتضا می کند فتوی به جواز عزل داده اند و روایات ناهیه را حمل بر کراهت نموده اند. [۳۹]

در هر صورت، علی رغم مخالفت پاره ای از فقهای مشهور، فقهای متقدم و متأخر، قایل به جواز عزل که نوعی کنترل موالید می باشد، هستند[۴۰] و از روایات نیز برمی آید که استفاده از این روش، در زمان پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام نیز متداول بوده و تقریر معصومین علیه السلام نیز خود دلیل مستقلی بر جواز عزل به شمار می رود، چنانچه احمد بن حنبل از جابر چنین نقل کرده است:«کنّا نعزل علی عهد رسول الله(ص) و القرآن ینزل»[۴۱] ما در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله عزل می کردیم و قرآن نازل می شد (آیه ای درنهی این عمل نازل نشد).

نتیجه آنکه عزل در صورت عدم رضایت زوجه و عدم اشتراط ضمن عقد، مکروه است؛ اما در صورتی که زوجه اذن دهد یا ضمن عقد شرط شود، کراهت آن مرتفع شده یا از شدت آن کاسته می شود.[۴۲]

آنچه گذشت تنها مربوط به اصل مسئله تحدید نسل است آن هم در صورتی که از ناحیه زوج، انجام پذیرد، و الاّ برخیاز محققان، دلایل دیگری درممنوعیت تحدید نسل ذکر نموده اند که مربوط به برخی از راه های پیشگیری، از قبیل بستن لوله های زن و مرد را مصداق تغییر در آفرینش خداوند قلمداد نموده اند که در قرآن، از آن نهی شده است.[۴۳] به دلیل خارج بودن از محل بحث، از این مباحث، صرف نظر می کنیم. مسئله تنظیم خانواده از ناحیه زوجه و بدون رضایت زوج، خود، مستلزم بحث جداگانه ای است که برای پرهیز از طولانی شدن بحث و به دلیل آنکه تنظیم خانواده، غالباً با توافق طرفین، انجام می پذیرد، ادامه مباحث را مبتنی بر فرض رضایت زوج، پی می گیریم.

۵- استحباب تکثیر نسل و رابطه آن با مقیدات و مخصّصات:

آیا تکثیر نسل، درهمه شرایط و احوال، مستحب است یا مقیدات و مخصّصاتی برای عمومات و اطلاقات آن وجود دارد؟ به عبارت دیگر، آیا همان طور که برخی اعتقاد دارند، از منظر دینی، اصل، تکثیر نفوس است و مطلوب آن است که مسلمانان بدون واهمه از محدودیت ها و شرایط ویژه خانوادگی و اجتماعی، و با توکل به خداوند و رازقیت او به تکثیر فرزندان بپردازند و هیچ گونه تحدید و کنترلی را اعمال ننمایند، یا اینکه با توجه به برخی ارشادات دینی از قبیل قله العیال أحدالیسارین به فرزندان اندک اکتفا نمایند و احتمال سوم اینکه گفته شود تحدید موالید به نوعی در اسلام مورد پذیرش قرار گرفته و امضا شده، بدین معنا که هر چند از منظر دینی داشتن فرزندان متعدد و تکثیر نفوس امری ممدوح و پسندیده است؛ اما رعایت برخی حدود، ضوابط و ارزش ها موجب می گردد تا تولید نفوس خود به خود محدود شده و از دامنه آن کاسته شود.

به نظر می رسد که احتمال سوم متعادل تر و به اصول و قواعد نزدیکتر است و می توان توسط آن بین ادله طرفداران نظریه اول و طرفداران نظریه دوم جمع نمود. در متون دینی نیز اشاراتی وجود دارد که احتمال سوم را تأیید می کند؛ به طور مثال در پاره ای روایات، داشتن اموال و اولاد در حدّ کفاف مورد تأکید قرار گرفته و در پاره ای دیگر به محدودیت ها و شرایط ویژه در تولید نسل اشاره شده است. از این رو می توان گفت توجه به برخی تنگناها و ضرورت های فردی و اجتماعی در تولید مثل منافاتی با دیدگاه دینی ندارد و ترغیب به تکثیر نفوس به معنای عدم توجه به برخی شرایط و موقعیت های خاص که تحدید نفوس را اقتضا می کند، نیست.

بررسی ادله و دقت در آن ها نشان می دهد که استحباب تکثیر نسل، در برخی موارد با تقیید یا تخصیص و در پاره ای موارد، به واسطه عروض عناوین ثانوی، محدود گشته است که اینک به پاره ای از این موارد اشاره کنیم:

الف: کمی عائله موجب راحتی است

علامه مجلسی (ره) در جلد ۱۰۴ بحارالانوار، بابی تحت عنوان «فضل التوسعه علی العیال و مدح قله العیال» گشوده است و روایاتی را که مضمون آن ممدوح بودن در وسعت قرار دادن خانواده و نیز ارشاد به این مطلب که کم بودن عیال موجب راحتی است، آورده، از جمله روایتی را که از قرب الاسناد نقل می نماید که امام صادق(ع) از قول پدر بزرگوارش و ایشان نیز از قول رسول خدا(ص) فرمود: «قله العیال أحدالیسارین»[۴۴] کمی عائله یکی از دو راحتی است.

و نیز در کتاب خصال آمده است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «الفقر هو الموت الاکبر و قلّه العیال أحدالیسارین، التقدیر نصف العیش، ما عال امرؤٍ اقتصد»[۴۵]فقر، موت اکبر است و کمی عیال یکی از دو راحتی است و اندازه نگه داشتن، نصف معیشت است و کسی که میانه روی داشته باشد نیازمند نخواهد شد.

برخی از موافقین تنظیم خانواده، این روایات را دلیل بر جواز کنترل موالید از دیدگاه دینی دانسته اند، [۴۶] اما برخی از دانشوران در نقد آن آورده اندکه عیال به معنی نان خور و در تحت عیلوله و مخارج انسان در آمدن است، چه بسا فرزندانی که نان خور انسان نیستند و چه بسا عائله ای که فرزند نمی باشند مانند خادم، میهمانان، زوجه یا برخی از اقوام و محارم که تحت تکفل انسان زندگی می کنند. بنابراین نسبت بین عیال و فرزندان، نسبت عموم خصوص من وجه است و منافات ندارد که ترغیب به کثرت فرزندان شده باشد. با وجود این توصیه شده که هر چه انسان بتواند، افراد تحت عیلوله خویش را تقلیل دهد، یک نوع توانایی و توانگری را حایز گردیده است. ثانیاً در تعبیر «أحدالیسارین» ترغیبی به تقلیل عیال نیست؛ بلکه اشاره به این مطلب است که توانگری برای انسان از دو راه تحصیل می شود، یکی از راه کسب مال و دیگری محدود نمودن عائله و انسان می تواند هر کدام را خواست، انتخاب کند. [۴۷]

به نظر می رسد در روایت اخیر، ذکر عبارت«قله العیال أحدالیسارین» در سیاق موارد دیگری که بدون شک از آن ها ترغیب و تحریض استشمام می شود، سبب استفاده ترغیب، از این فقره روایت هم هست و حداقل به عنوان یکی از دو راه، تجویز شده است، چرا که در این روایت، ابتدا از فقر، به عنوان موت اکبر و واقعیتی که سبب سختی و عسرت زندگی است، یاد شده است و برای علاج آن، به مواردی مانند کمی عیال و میانه روی در اقتصاد، اشاره شده است. از سوی دیگر، عائله ی انسان را غالباً فرزندان، همسر و خویشاوندان نزدیک، از قبیل پدر و مادر و گاهی نیز میهمانان تشکیل می دهند و توصیه به قلت عیال، به معنی اکتفا نمودن به یک یا دو فرزند نیست؛ بلکه به معنی در دست گرفتن مهار زندگی و اعمال اراده در زمینه تعداد فرزندان است.

برخی از صاحب نظران، با استناد به رازقیت خداوند و تأمین روزی همه موجودات از سوی او، هراس از فقر و تنگدستی را امری بی معنا دانسته و برهمین اساس، اظهار داشته اند، که تنظیم خانواده با اعتقاد به رزاقیت خداوند، منافات دارد.[۴۸] توضیح آنکه:

در آیات متعددی از قرآن، صریحاً سخن از رازقیت خداوند رفته است و اینکه هیچ جنبنده ای نیست، مگر اینکه خداوند رحمن روزی وی را برعهده گرفته و تأمین می نماید. از این رو ترس از فقر و ناکافی بودن منابع طبیعی، دلیل موجهی برای تنظیم خانواده و کنترل جمعیت، نیست. خداوند در آیه ۶ سوره هود می فرماید: «و ما من دابّه فی الارض الّا علی الله رزقها» هیچ جنبنده آی در زمین نیست، مگر اینکه روزی او به عهده خداوند است و نیز در آیه ۱۵۱ سوره انعام می فرماید:«و لا تقتلوا اولادکم من املاق، نحن نرزقکم و ایّاهم» و فرزندانتان را از ترس تنگدستی نکشید ما به شما و آن ها روزی می رسانیم. در آیات فوق، خداوند متعال روزی رساندن به همه انسان ها و موجودات را تضمین نموده است و نیز در آیات دیگری گنجایش زمین را برای زندگان و مردگان ضمانت نموده است، در آیه ۲۵ و ۲۶سوره مرسلات می فرماید: «ألم نجعل الأرض کفاتاً، أحیاءً و أمواتاً؟ آیا ما به زمین گنجایش فراگیری و حمل زندگان و مردگان را نداده ایم؟

بنابراین نباید از ترس محدودیت جغرافیایی و انفجار جمعیت، توالد و تناسل را محدود نمود، چرا که این امر سوء ظن به خداوند متعال است و با آیات قرآن منافات دارد.

در آیات دیگری از قرآن، خودداری از ازدواج به خاطر ترس از فقر نکوهش شده است: در آیه ۳۲ از سوره نور می فرماید: «و انکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم إن یکونوا فقرآء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم»

«به کسانی که همسر ندارند و نیز به غلامان و کنیزان خود، همسر دهید، اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست.»

از این آیه شریفه استفاده می شود که نباید از ترس فقر و عیالمند شدن از ازدواج، خودداری نمود، بنابراین تنظیم خانواده و کنترل موالید نیز از ترس فقر، سوء ظن به وعده خداوند و رازقیت اوست و در حدیثی آمده است که پیامبر خدا(ص) فرمود: «زوّجوا أیاماکم، فإن الله یحسن لهم فی اخلاقهم و یوسّع لهم فی ارزاقهم و یزیدهم فی مروّاتهم.»[۴۹]بی همسران خود را تزویج نمایید، زیرا خداوند اخلاق آنان را نیکو، روزی آنان را وسیع و به جوانمردی آنان خواهد افزود.

بدون تردید ادله اخیر بر ترغیب به ازدواج و نهراسیدن از فقر، دلالت دارد؛ تمرکز بر تکثیر اولاد ندارد به عبارت دیگر آیه ۳۲ سوره نور تنها ناظر به اصل ازدواج و لازمه آن یعنی استیلاد، است نه تعداد فرزندان و تعیین فاصله آن ها ندارد. از طرف دیگر اعتقاد به رازقیت خداوند و توکل بر او منافاتی با عاقبت اندیشی و برنامه ریزی در زندگی ندارد، چرا که خداوند برای هر پدیده ای سببی قرار داده است، و یکی از علل و اسباب کسب روزی تا آنجا که به انسان مربوط می شود، تلاش وجدّ و جهد اوست. بنابراین برای تأمین معیشت فرزندان زیاد، طبیعتاً نیاز به تلاش و کوشش بیشتری خواهد بود لذا ممکن است انسان از این طریق در حرج و سختی قرار بگیرد.، علاوه بر آنکه مسئولیت های مربوط به کفالت و نگهداری از کودکان، تنها مربوط به تأمین معیشت و مخارج زندگی آنان نیست، نگه داری در مراقبت و توجه به نیازهای متنوع و رو به تزاید آنان در خانه و مدرسه، توانایی و امکانات مناسبی را می طلبد و بدون شک همه خانواده ها از امکانات لازم برای پرورش فرزندان زیاد، برخوردار نیستند.

ب- مطلوب نبودن استیلاد از برخی زنان:

از بعضی روایات استفاده می شود که استیلاد از برخی زنان، از جمله زن دیوانه[۵۰]، احمق[۵۱] و زن مجوسی[۵۲] مطلوب نیست و نیز عزل از کنیز، زن بی حیا، زن فحّاش و نیز زنی که فرزند خود را شیر نمی دهد، مانعی ندارد.[۵۳]

ج- مطلوب نبودن استیلاد در برخی شرایط:

همچنین در برخی از روایات، آمیزش در اوقاتی خاص یا در شرایطی ویژه مکروه دانسته شده است [۵۴] و در برخی از این روایات به آثار سویی که بر فرزند خواهد گذاشت اشاره شده است، فرزندی که احتمالاً از این ارتباط به وجود خواهد آمد و این امر با توجه به محدودیت دوران آمادگی همسر برای بارداری غیر مستقیم تکثیر نسل را تحت تأثیر قرار می دهد و آن را محدود می نماید.

د- مطلوب نبودن استیلاد در صورت واقع شدن در معصیت:

مواردی نیز وجود دارد که به خاطر عروض عناوین ثانوی، استحباب تکثیر نسل از بین رفته است از جمله اینکه در برخی روایات، به خاطر وجود برخی موانع و شرایط اضطراری مجرد ماندن و عدم استیلاد بلامانع دانسته شده است مانند روایتی که در آن آمده است: «یأتی علی الناس زمان لاتنال المعیشه فیه الّا بالمعصیه فاذا کان ذلک الزمان، حلّت العزوبه»[۵۵] روزی فرا می رسد که رزق جز با گناه به دست نمی آید، در آن زمان، مجرد ماندن جایز است.

بنابراین اگر کسب معیشت برای تأمین هزینه همسر و فرزندان انسان را به گناه و معصیت دچار سازد، استحباب ازدواج و تکثیر نسل از بین می رود.

ه- مطلوب نبودن تکثیر موالید در صورت بازماندن از امور معنوی:

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.