پاورپوینت کامل مهم ترین مسأله امروز زنان چیست؟(دیدگاه کارشناسان مسائل زنان) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مهم ترین مسأله امروز زنان چیست؟(دیدگاه کارشناسان مسائل زنان) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مهم ترین مسأله امروز زنان چیست؟(دیدگاه کارشناسان مسائل زنان) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مهم ترین مسأله امروز زنان چیست؟(دیدگاه کارشناسان مسائل زنان) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۳۲

یکی از مسایل مهم زنان شاید در کشور ما این باشد که مهم ترین مسئله زنان چیست؟

سیاست گذاران، برنامه ریزان، مدیران اجرایی، پژوهشگران و محققان مسایل زنان چه چیز یا چیزهایی را می بایست در اولویت و خط اصلی کارهای خود قرار دهند؟

شاید پاسخ به این پرسش راه گشای کلیدی و مهمی برای ما و شما باشد.

مطالبی که در پی می آید، بیان دیدگاه های تعدادی از کارشناسان در رابطه با مهم ترین مسایل و مشکلات زنان در حال حاضر و بیان راه کارها در این زمینه است. این کار شاید پاسخی جامع و کامل به پرسش فوق نباشد اما از طرفی دیدگاه های متنوع موجود را معرفی می کند و از طرف دیگر دغدغه سازی بیشتری نسبت به این مسئله صورت می گیرد. بدیهی است دیدگاه های افراد، موضع نشریه حوراء نیست.

ضروت توجه به کرامت و شخصیت انسانی زن

ابراهیم شفیعی سروستانی

ابراهیم شفیعی سروستانی دارای سطح ۴ مدارج حوزه علمیه قم (دکتری) و کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی و عضو هیئت علمی پژوهشکده فقه و حقوق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، مدیر طرح و برنامه مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و دبیر تحریریه مجله موعود است.

از وی آثاری چون جریان شناسی دفاع از حقوق زنان، نظام اسلامی و مسئله روسپی گری، قانون دیات و مقتضیات زمان، شناخت زندگی بخش، تفاوت زن و مرد در دیه و قصاص، فقه و قانون گذاری، قانون گذاری در نظام جمهوری اسلامی؛ آسیب ها و بایسته ها و… منتشر گردیده است.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی به کرامت و شخصیت انسان، اعم از زن و مرد توجه جدی شده، تا آنجا که در بند ۶ اصل دوم این قانون، ایمان به کرامت و ارزش والای انسانی و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خداوند به عنوان یکی از پایه های نظام جمهوری اسلامی شمرده شده است. این توجه و اهتمام در مورد زنان، دو چندان شده و این قانون در موارد متعددی بر پاسداشت شخصیت انسانی زن و زمینه سازی برای رشد شخصیت او تأکید کرده است.

در بخشی از مقدمه قانون اساسی، پس از معرفی خانواده به عنوان «واحد بنیادین جامعه و کانون رشد و تعالی انسان» در مورد شخصیت انسانی زن چنین آمده است:

« زن در چنین برداشتی از واحد خانواده، از حالت (شیء بودن) و یا (ابزار کار بودن) در خدمت اشاعه مصرف زدگی و استثمار، خارج شده و ضمن بازیافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسانهای مکتبی، پیشاهنگ، و خود همرزم مردان در میدان های فعال حیات می باشد و در نتیجه، پذیرای مسئولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود.

در اصل بیست و یکم قانون اساسی نیز می خوانیم:

دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:

ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او …

حال این پرسش مطرح است که آیا سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها، قانون گذاری ها و اقدامات اجرایی مرتبط با زنان در دو سه دهه گذشته به گونه ای بوده است که کرامت و ارزش انسانی آنان را آن گونه که قانون اساسی جمهوری خواسته است، پاس دارد و زمینه های مساعد برای رشد شخصیت شان را فراهم کند یا خیر؟

متأسفانه باید گفت با وجود تلاش های زیادی که در سال های اخیر برای ارتقای شخصیت فردی و جایگاه اجتماعی زنان در نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است، هنوز زنان کشور ما به جایگاه مطلوبی که در خور آنان است دست نیافته اند و هویت انسانی زنان چنان که باید به رسمیت شناخته نشده است.

برای روشن شدن این موضوع به چند عرصه از عرصه های مهم فرهنگی، اجتماعی که به نظر می رسد شخصیت و جایگاه انسانی زنان در آنها دستخوش آسیب شده است، اشاره می کینم:

۱. در عرصه خانواده که مهم ترین صحنه بروز و ظهور جایگاه و موقعیت خطیر زنان است، همچنان شأن و منزلت زنان دستخوش تعصب ها و جهالت های مردانی است که بدون هیچ بهره ای از اخلاق اسلامی، حقوقی را که از سوی شرع برای مدیریت و هدایت خانواده به آنها ارزانی شده است، دستاویزی برای ظلم مضاعف به زنان و تحقیر آنها قرار می دهند. متأسفانه اقداماتی هم که در چند سال گذشته برای دفاع از حقوق زنان در عرصه خانواده، صورت گرفته است نه تنها کمکی به اصلاح این وضع نکرده بلکه جامعه ما را با بحرانی تازه روبرو کرده و منجر به تزلزل بنیان خانواده شده است.

۲. در عرصه اجتماعی بسیاری از زنان سرپرست خانوار که حمایت های ناچیز دولت تکافوی مخارج سنگین آنها را نمی دهد، به مشاغل سخت و طاقت فرسا یا مشاغلی که تناسبی با شأن انسانی آنها ندارد، روی آورده اند و هیچ چشم انداز روشنی هم برای اصلاح این وضع وجود ندارد.

۳. بسیاری از دختران و زنان جوانی که محصول دستگاه های آموزشی و رسانه های تبلیغی نظام جمهوری اسلامی به شمار می آیند، بی هیچ درکی از مقام و منزلت زنانه شان تنها به عرضه جاذبه های جنسی خود برای جلب توجه مردان روی آورده اند و چنان غرق در مدها و آرایش های واراداتی شده اند که حتی مجالی هم برای فکر کردن به شخصیت انسانی خود پیدا نمی کنند.

۴. رسانه های دیداری و شنیداری نظام جمهوری اسلامی تاکنون از ارائه یک چهره موفق از زن مسلمان ایرانی عاجز بوده اند و در سریال ها و فیلم هایی که ارائه می دهند تنها به ارائه چهره ای کلیشه ای و منفعل از زنان و دختران بزک کرده ای که درگیر عشق های مثلثی و گاه زنجیره ای می شوند، بسنده کرده اند. این در حالی است که در سال های اخیر شاهد بوده ایم که در بسیاری از سریال های خارجی از زنان چهره هایی فعال، مثبت و با انگیزه به تصویر کشیده می شود که از جمله می توان به سریال هایی چون «بازگشت به خانه»، «پزشک دهکده»، «جواهری در قصر» و حتی «پرستاران» اشاره کرد.

۵. در رسانه های مکتوب نیز با بازگشت موج مخرب الگوسازی هنرپیشگان، خوانندگان و تبدیل آنها به ستاره های محبوب نسل جوان روبرو هستیم. تا آنجا که چاپ تصاویر درشت هنرپیشگان زن سینما و تلویزیون بر روی جلد و صفحات داخلی به ابزاری برای جلب مخاطب و فروش بیشتر این مجلات تبدیل شده است.

با توجه به آنچه گفته شد به نظر می رسد ضروری ترین رویکرد در همه برنامه ریزی ها، سیاست گذاری ها، قانون گذاری ها و طرح های اجرایی مرتبط با زنان باید توجه به صیانت و پاسداری از هویت انسانی زنان مسلمان کشورمان و تلاش در جهت ارتقای جایگاه و شخصیت آنان در خانواده و اجتماع باشد. به صراحت باید گفت تا زمانی که به این رویکرد توجه نشود جامعه ما در حل بسیاری از آسیب های و ناهنجاری های اجتماعی از جمله معضل بد حجابی، زنان خیابانی، فروپاشی خانواده ها و بسیاری مفاسد اجتماعی به توفیق چندانی دست نخواهد یافت.

ضرورت شناخت کامل

فاطمه آلیا

فاطمه آلیا کارشناس مترجمی زبان انگلیسی و کارشناس ارشد علوم سیاسی است او در نهادهای مختلف فرهنگی چون سازمان تبلیغات اسلامی، جهاد و سایر نهادهای فرهنگی فعالیت کرده و در زمینه های سیاسی هم از دوران دانشجویی عضو احزاب سیاسی مختلف بوده و در حال حاضر عضو کمیسیون فرهنگی، عضو فراکسیون فرهنگیان، عضو فراکسیون زنان و عضو فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی است.

مهم ترین چالش انسان ها، بویژه زنان عدم شناخت کامل حقوق و مسئولیت هایشان است. این موضوع به قدری عمیق و مهم است که علت مشاهده مواردی مثل تزلزل در تصمیم گیری و انفعال از سوی خانم ها این است که آنها به صورت باور و اعتقاد در خصوص حقوق و تکالیفشان به نتیجه نهایی نرسیده اند. سعادت نوع بشر بستگی به نوع جهان بینی اش دارد نه جهان بینی و تفکراسلامی هم که تعریف از انسان دارد، نگاهش به انسان بر اساس اراده و مسئولیت است. در مورد زنان هم این اصل صادق است. زنان ما در هجمه یک نوع فرهنگ غربی، دچار آثار و تبعات همان هجوم شده اند در نتیجه در مورد تکالیف و مسئولیت ها و حقوق خودشان دچار تردید و تزلزل می شوند. به بیان کلی، این مسئله مهم ترین چالش در خصوص زنان است. اگر بخواهیم همین را واکاوی کنیم تبیین تکالیف واقعی و اصلی زن که مسیر سعادت او در راهسپاری به هدف خلقت هم مشخص می کند، مهم ترین چالش برای زنان ماست.

البته حق و مسئولیت از هم جدا نیستند یعنی هیچ حقی نیست که قبل از آن مسئولیتی وجود نداشته باشد چرا که هر حقی در قبال یک مسئولیتی ایجاد می شود اما آن هجمه ای که در دنیا وجود داشته و دارد همین بوده که زنان متوجه حقوقی شوند که با خلقت واقعی و خواسته و سرشت واقعی آنان تناسبی ندارد و حتی اگر تناسب ناقصی داشت می توانست تا حالا تحولی دردنیا برای زنان ایجاد کند. این حقوق با تفکراتی که ظاهراً فرهنگی هستند در نهان، اغراض سیاسی را دنبال می کند. حقوقی که وقتی زن خودش را در تقابل با مرد می ببیند را از او به عنوان مثلاً یک رقیب طلب می کند حقوق محدودی هستند و با این کشورهای غربی خاستگاه این حقوق هستند می بینم که در سال های گذشته هیچ اتفاقی در کشورهای غربی نیفتاده و به همان حقوق محدودی هم که ادعا می کنند نرسیدند، چون آن حقوق ناقص و تک بعدی است و زاییده تفکر مادی بشر است. این آثار و تبعات آن هجمه هستند. در مقابل ما هم با این اطمینان قلبی و خوش باوری و خوش باوری و خوش بینی که تا حدودی بیش از اندازه بوده حرکت کرده ایم اما با این خوش بینی، تلاش درجهت تبیین حقوق و تکالیف اسلامی در حد انتظار مطلوب و رضایت بخش نبوده و علت اینکه ما در یک مقاطعی حتی در بین خانواده های متدین و مجموعه های اسلامی این است که در مورد حقوق و تکالیف دچار نوسان در فرآیند تربیتی دختران، این قضیه مورد غفلت قرار گرفته است. در دین اسلام نگاهی متوجه خانواده است که وقتی دختر به دنیا آمد خانواده ها باید چه تصوری داشته باشند که این خانواده در مسیر خودش دچار چه شرینی ها و لطافت ها می شود، قابل ذکر است. بعد در ادامه توجه به احساسات و عواطف دختران و توجه به شخصیت دختران را مطرح می کند و آنها را به صورت خیلی پر رنگ در خانواده در نظر می گیرد. در آموزش و پرورش دختران که زنان آینده ی جامعه خواهند بود، حق و تکلیف و مسئولیت، شناخت آن استعدادهایی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، شروع هر نوع تعلیم و تربیتی است چه در خانواده، چه در دبستان و حتی قبل از آن، کتاب های جداگانه خاص معرفت شناسی زنان که باعث بشود خودشان را بشناسند و از همان ابتدا در خانواده و بعد در جامعه خودشناسی داشته باشند نکته مهم و ظریفی است.

ما نیازمند تحول در نظام آموزش خانواده هستیم. الآن در کشور ما بحثی تحت عنوان آموزش خانواده وجود دارد که به این وسیله باید برای آموزش خانواده تربیت شوند که این نیازمند فرهنگ سازی است تا خانواده ها یاد بگیرند پسرها و دخترهای خودشان را طوری تربیت کنند که فرزندان آنها که زنان و مردان آینده هستند یاد بگیرند در آینده چطور برخورد کنند و چطور رفتار کنند که این بحران را ما بعدها در حقوق و مسئولیت ها نداشته باشیم که مردان تکالیف خودشان و حقوق زنان را نشناسند و زنان هم تکالیف خودشان و حقوق مردان را نشناسند. اینها در بحث آموزش خانواده مطرح است که ما می بینیم بیشتر محتوای منابع و کتب مربوط به آموزش خانواده هم دستاوردهای جامعه شناسی و روانشناسی غربی دارد که بر مبنای فرهنگ ناب اسلامی نیست. بنابراین اینجا، در بحث آموزش خانواده ها تحول لازم است چون دختران و پسران ما در فرآیند تربیتی باید مسئولیت های خودشان را بشناسند، یعنی بررسی ها نشان می دهد که خانواده های ما به تکالیفشان آشنا نیستند تا حقوق زنان را رعایت کنند. در اینجا لازم است که خود زنان که این خلأ را می بینند در تربیت فرزندانشان تلاش کنند که خلأ نسل فعلی در مورد حقوق زن به فرزندان آنها منتقل نشود که این مستلزم این است که باید وقت بیشتری برای فرزندانشان بگذارند. به همین دلیل است که ما همیشه ادعا می کنیم زن محور خانواده است که می تواند به فرزند پسر خودش که مرد آینده است آموزش بدهد که حقوق زنان را رعایت کند. در حال حاضر هم مجلس و دولت با ایجاد مراکز مختلف برای زنان در این راستا قدم برداشته تا کمکی باشد که زنان در آینده از چالشی که ما اکنون از آن صحبت می کنیم دور باشند و مهم ترین راه این قضیه افزایش وقت زنان در خانواده هاست یعنی رسالت برای خانواده بودن زنان باید روز به روز تبیین بشود و قداست و اهمیت خانواده باید شناسانده شود تا آن اصل ده قانون اساسی رعایت شود.

بستر سازی برای ازدواج

حجت الاسلام دکترمسعود آذربایجانی

حجت الاسلام دکترمسعود آذربایجانی فارغ التحصیل خارج فقه و دکتری روانشناسی دین است. وی عضو هیئت علمی گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است و علاوه بر تدریس در دانشگاه، در درس هایی که در مورد روانشناسی است مثل روانشناسی دین، روانشناسی اخلاق، روانشناسی اجتماعی، فعالیت و پژوهش دارد. ۷ کتاب و بیش از ۲۰ مقاله در این زمینه ها با قلم او منتشر شده است.

بحث زنان، چالش ها و مسایل متعددی دارد. به نظر می رسد یکی از مهم ترین این مسایل و مشکلات بحث خانواده است. در حقیقت ازدواج و تشکیل خانواده مهم ترین چالش و مشکل برای زنان ما می باشد. به خصوص اینکه بر حسب آمارها سن ازدواج در خانم ها ۲۸ تا ۳۰ سال افزایش پیدا کرده و خود این تأثیر در ازدواج آسیب ها و مشکلات زیادی را به دنبال دارد. در تحلیل این مسئله باید گفت مهم ترین علت این مسئله، فراهم نکردن الگویی مناسب برای بسترسازی ازدواج است. یعنی اصلاً به فکر این نبوده ایم که زنان و دخترانمان را به طور طبیعی برای ازدواج آماده کنیم. بر حسب تحقیقاتی که به صورت پیمایش ملی در سال ۱۳۸۱ انجام شده، یکی از عوامل مهم بالا رفتن سن ازدواج این است که دختران ما به هویت همسریابی نرسیده اند یعنی دختران ما تحت آموزش ها و تربیت هایی که این احساس را در آنها ایجاد کند که می توانند چه از نظر شناخت و چه از نظر عمل، یک خانواده را عهده دار شوند و مسایلش را به دوش بگیرند قرار نگرفته اند. نکته دیگر این است که ما شرایطی را فراهم نکرده ایم که نیازهایی که آنها دارند اعم از نیازهای جنسی، نیازهای عاطفی و … در مسیر خانواده قرار بگیرد. در حالیکه به دلیل های مختلفی که در عرصه های عمومی ارائه می شود چه از طریق رسانه های جمعی؛ مثل نمایش فیلم ها تا موارد خصوصی تر آن که در گوشه و کنار جامعه به چشم می خورد، نیازهای آنها را به طور جدی به سمت تشکیل خانواده هدایت نمی کند که این نکته، نتکته مهمی است و راه کار آن این است که ما باید نهادهای مختلفی ایجاد کنیم که به این سمت بروند که به خانواده به عنوان نهادی مستقل بها داده شود. واقعیت این است که در جامعه ما هنوز خانواده به عنوان یک نهاد مستقل دیده نشده است. در بحث های علمی ما رشته هایی تحت عنوان خانواده پژوهی و مطالعات خانواده نداشته ایم که اخیراً در بعضی دانشگاه ها به آنها توجه شده است. به همین جهت، چه در مطالعات کلاسیک و دانشگاه ها، چه در آموزش و پژوهش، باید خانواده پژوهی مشکلات و مسائل آن ، بسترهایی لازم برای تشکیل خانواده و ازدواج، را به صورت جدی دنبال کنیم. باید به صورت دقیق و متناسب با شرایط فعلی جامعه که تا حدی متأثر از جامعه جهانی هم هست مطالعه شود و بر اساس اینها سیاست های راهبردی دقیق استخراج شود و دقیق تبلیغ شود و به نهادهای مربوطه برای اجرا ارسال شود. در واقع راجع به موضوعی به نام خانواده باید مطالعات دقیقی صورت بگیرد و پژوهش هایی در آن مورد انجام شود و پیرامون آن نهادهای آموزشی و پژوهشی متناسب با آن تشکیل شده و آن موضوع ها بررسی شود تا بتوانیم مشکلات را از ابعاد مختلف بررسی کنیم و الگوی جامعی را طراحی کنیم که بر اساس آن سیاست های راهبردی تدوین و اجرا شود.

به نظر من ضروری ترین رویکرد در رابطه با زنان رویکرد جامعه نگر است یعنی ما متأسفانه به دلیل متأثر بودن از جریانات فمینیستی که به خصوص منابع قدرت و منابع علمی را هم در اختیار داشته اند، یک مقدار واکنشی عمل کرده ایم و بخشی از نیازهای زنان و چیزهایی که چه بسا به طور موقتی درست بوده، برجسته شده است. به نظر من باید در این نیازها، بازنگری شود و یک رویکرد جامعه نگر داشته باشیم که مسئله را در ابعاد مختلف به صورت جامع بررسی کند تا طرح های ما به ضرر زنان تمام نشود چون متأسفانه در بحث هایی مثل استقلال زنان و برابری حقوق زن و مرد و تعلق نیمی از معیشت مرد به زن و یا بحث به اجرا گذاردن مهریه، این اتفاق افتاده است. تبعات این اتفاقات نشان می دهد که اینها به نفع زن نبوده است. به نظر من رویکرد مهمی که باید در آینده داشته باشیم باید رویکردی جامع باشد تا مسائل زنان از نظر عاطفی، و در سایر موارد، در کنار مسائل اقتصادی و یا در کنار چیزهایی مثل این که در گذشته ممکن است به آنها ظلم شده باشد رسیدگی و بازبینی شود.

ما باید در جهت آگاهی بخشی وارتقاء فرهنگ که یک شاخص مهم است و آموزش حقوقی به زنان کار کنیم. اما نکته مهم این است که این آموزش ها باید طوری باشد که تحریک کننده نباشد. نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد این است که بخشی از زنان در خانواده های ما با اینکه مثلاً درصدی از حقوق آنها اجحاف می شود؛ اما از آنجایی که مزایای دیگری در خانواده می بینند، با آن وضع موجود سازگاری می کنند. ما باید یاد بگیریم به خاطر آن چند درصد حقوق با تبلیغات تحریک کننده خودمان سایر مزایا را از بین نبریم.

اتخاذ استراتژی واحد در نظام

لیلا سادات زغفرانچی

لیلا سادات زغفرانچی، کارشناس ارشد توسعه و برنامه ریزی اقتصادی گروه بررسی مسایل زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. مطلبی که در پی می آید، بیان دیدگاه های ایشان در رابطه با مهمترین مسایل و مشکلات زنان در حال حاضر و بیان راهکارها در این زمینه است.

بواسطه آسیب پذیری بیشتر زنان از تحولات اجتماعی، تأثیر برنامه ریزی و اقدامات محوری حکومت ها در خصوص زنان، آئینه تمام نمایی از چگونگی عملکرد دولت هاست. نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل استواری بر ارزش ها و اعتقادات، مدعی ایجاد ساختاری مناسب در جهت تکامل دو جنس به شمار رفته و بی شک دلسوزان نظام همه به نقصان در عملکرد و فاصله با آرمان ها در حیطه مسایل زنان متفق القولند، لیکن معضل اصلی را در کجا باید جستجو نمود؟

از اصلی ترین موارد که در تعیین وضعیت آرمانی زنان مؤثر است، بحث برنامه ریزی و در حقیقت اتخاذ استراتژی واحد در نظام اداره کشوری است. در این مختصر سعی شده که اصلی ترین عوامل جهت ممانعت از یک وحدت رویه در دستگاه های ناظر بر مسئله زنان شناسایی و مورد تحلیل قرار گیرد:

۱. بحث زنان بدلیل حساسیت فراوان و قابلیت افراط و تفریط درآن، همواره دستاویز مناسبی برای جذب آراء و زمینه ای فراهم برای ارائه شعارهای جالب در ایجاد همراهی مردمی است. همین عامل که البته بطور طبیعی ناظر بر مشکلات ساختاری و اصولی زنان محسوب می گردد؛ بطور کاملاً جدی مانعی نیز جهت اتخاذ یک استراتژی واحد، جامع و فراگیر به شمار می رود. داشتن یک سناریوی کلان خارج از سیستم شناور سیاسی علاوه بر جلوگیری از اتلاف انرژی، عامل مهمی جهت دور ماندن مشکلات بانوان از غوغای تبلیغاتی رسانه ای و حاشیه ای است.

۲. موضوع زنان با همه محورهای مختلف حوزه های اجتماعی جامعه، گره خورده و پیچیده است. حوزه های سیاست، فرهنگ و اقتصاد در جامعه به تناسب خود هر یک قابلیت فراهم نمودن شرایط آرمانی را برای هر یک از دو جنس دارا می باشند و آنچه دغدغه اصلی است، گسسته دیدن مسئله زنان از حوزه عمومی جامعه به بهانه ظلم تاریخی گذشته است. این رویکرد جز یک التیام ترمیمی، قابلیت بهبود کامل و رفع مشکلات زنان را نخواهد داشت.

۳. زاویه دید متولیان امور زنان در داخل کشور ناظر بر مسایل و مشکلات داخلی نیست. حتی در مورد مدعیان نگرش مذهبی و ملی به مسئله زنان که نوع عملکرد مدافعین حقوق زنان در غرب را به چالش می کشند متأسفانه ابتدای بحث از نقد فمینیسم آغاز می گردد. سئوال اصلی اینجا است که در داخل مرزها و با حدود و ثغور شرعی، فعالیت در حوزه زنان را از کجا و چگونه باید آغاز نمود؟ محل ورود بحث های نظری در این حیطه ها از نچه مبانی و اصولی سرچشمه می گیرد؟

۴. سئوال اصلی دیگر که ناظر بر یک برنامه ریزی کلان و جامع است به عقب افتادگی و علل مظلومیت تاریخی زنان باز می گردد. پاسخ به این سئوال کلیدی عاملی جهت تدوین یک استراتژی زیر بنایی و ناظر بر موانع است. متهم اصلی در سیر مظلومیت تاریخی زنان کیست؟ مردان، عملکرد نامطلوب اجتماعی و یا حتی خود زنان در این میان مقصرند؟ جهت اصلاح وضعیت فعلی سرمایه گذاری اولیه باید روی چه محورهایی و با چه دیدی صورت گیرد و در حقیقت رفع دامنه مشکلات پیش آمده منوط به اصلاح کدامیک از ساختارهای اجتماعی است که بعنوان مشکل سازترین عوامل در جهت ممانعت ارتقاء وضعیت زنان بحساب می رود؟

۵. متولیان بحث زنان در کشور، چه در بخش مبنایی دینی در حوزه های علمیه و چه در بخش علمی و آکادمیک کشور و حتی در سیستم اجرایی دولتی و همچنین بخش قانون گذاری و حقوقی، بصورت جزیره هایی دور از هم و غیر مرتبط، با رویکردهایی کاملاً متفاوت در عین حال با اهداف موجه مشترک، در خصوص بهبود وضعیت زنان فعالیت می کنند. اگر چه انتظار داشتن یک گرایش و نظر واحد بر جمیع حوزه های ذکرشده، غیر منطقی و حتی آسیب رسان جهت رفع خلأ ها محسوب می گردد لیکن عدم وحدت رویه جهت ارائه یک نسخه نهایی و تشتت آراء در حدی که از ابراز یک راه حل اصولی به جامعه ممانعت به عمل آورد، بحران ساز خواهد بود.

آنچه بیش از همه مایه شگفتی است انرژی، زمان و دقت نظر بالایی است که هر یک از حوزه های ذکر شده در نقد عملکرد گروه های دیگر مبذول می دارند. این آفت مهمی است که بدنه متفکر و نخبه در مسایل زنان را نحیف نموده و مانع از اصلاح سیاست های ناشی از ربط ارگان ها به یکدیگر و در نهایت عدم گزینش بهترین و برترین رویه می گردد. دغدغه اینکه جهت رفع موانع و اتخاذ راه حل ها لزوماً باید یک همکاری متقابل و تبادل نظر چندجانبه وجود داشته باشد ظاهراً در دستور کار هیچ یک از متولیان نیست. «نقد» پردامنه، زمانی کارساز است که قدرت «طرح» نیز در کنار آن به میدان آید، بعلاوه اینکه پاسخگویی به جامعه و جمعیت کثیر زنان جهت تعریف عملکرد و رفع خلأها و پذیرش خطاها در کنار قبول مسئولیت ها هرگز نباید فراموش گردد.

۶. از دیگر مشکلات جهت اتخاذ یک برنامه ریزی منسجم، ادعای تخصص همه متولیان مسئله زنان در تمام زمینه ها است. نتیجه چنین نگرشی موازی کاری گروه ها و در نهایت مسئول نبودن هیچ ارگانی جهت پاسخگویی به معضلات پیش آمده است. بطور مثال همه ارگان ها هم در حیطه مربوط به روانشناسی فردی، هم در خصوص مباحث فرهنگی- اجتماعی زنان و همچنین در خصوص مسئله جامعه شناسی و قطعاً راجع به بحث اشتغال زنان دارای نظریاتی می باشند، اما اینکه چگونه می توان تمامی این امور را در یک مرکز تخصصی پیگیری نمود تا بتوان برای آن راه کاری در خور و شایسته ارائه داد، مشخص نمی باشد.

۷. اتصالات حوزه های مختلف مشرف بر وضعیت زنان در کشور، اتصالات محکم و قابل اطمینانی نیست. لذا ورود هر گونه شائبه، بی مبالاتی در اجرا و در حقیقت فراموشی جهت رسیدگی به برخی حوزه ها از نتایج چنین اتصالات کم اطمینانی است. بطور مثال بحث«حجاب» که از مشکلات فرهنگی- اجتماعی نشأت می گیرد ناگهان اوج گرفته و همه حوزه ها را دستخوش تغییر و تحول می نماید، آنچه مغفول می ماند وظیفه هر یک از مراکز و احیاناً پاسخگویی گروه ها جهت کم کاری پیش آمده در جهت ایجاد بحران است و بهر حال نقاط ضعف در عملکرد سازمان ها شناسایی نشده و همه در متهم کردن حیطه های دیگر فعالانه عمل می نمایند. این در حالی است که وظیفه هر یک از سازمان ها جهت حرمت و پاسداشت «حجاب» مشخص نمی گردد.

بهر حال امید می رود جهت اولین و صحیح ترین گام در ارتقاء وضعیت زنان کشور و رفع خلاءها توجه ویژه ای به انسجام در نگرش ها، تبادل نظر مفید، نقد منصفانه و در نهایت اتخاذ یک برنامه منسجم دینی و ملی جهت رسیدن به آرمان های نظام صورت گیرد.

چالش های پیش روی زنان

دکتر سهیلا صادقی فسائی

دکتر سهیلا صادقی فسائی دارای مدرک دکتری در رشته جرم شناسی اجتماعی از دانشگاه منچستر انگلستان و فوق دکتری در رشته جرم شناسی از دانشگاه Huddersfieldاست.

زمینه های تدریس و تحقیقات وی عمدتاً بر روی زنان و آسیب شناسی اجتماعی متمرکز گردیده و در حال حاضر رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات اجتماعی زنان دانشگاه تهران است و در گروه های تخصصی فرعی گروه جامعه شناسی مانند مسایل اجتماعی، مطالعات جوانان، پژوهش و مطالعات زنان نیز عضویت دارد.

او عضو انجمن جامعه شناسان ایران، انجمن جرم شناسان اروپا و آمریکا و نیز عضو هیأت تحریریه چند مجله تخصصی علوم اجتماعی و زنان است.

طبق تفکر عامه چنین تصور می شود که بسیاری از موانع جدی که بر سر راه پیشرفت زنان بوده، مرتفع گشته و تساوی حقوق زنان در بسیاری از زمینه ها حاصل گشته است. برای مثال موانع رسمی که در گذشته زنان را مورد تبعیض قرار می داد کاهش یافته است. زنان اخیراً در بسیاری از موقعیت های حرفه ای مشغول به کار هستند و یا اکثریت ورودی به دانشگاه ها در رشته های مختلف را زنان تشکیل می دهند. در طی ۳۰ سال گذشته در عین وقوع انقلاب اسلامی نگرش افراد نسبت به مشارکت های اجتماعی زنان نیز دستخوش تغییر گشت. بسیاری از مردان با فعالیت های زنان عنادی ندارند و زنان نیز به قابلیت های خود واقف گشته اند. امروز اکثریت زنان جوان مایلند که زندگی خانوادگی، ازدواج، بچه و شغل را با هم داشته باشند و بر خلاف گذشته که مردان خود را نان آور خانواده می دانستند و اصرار بر خانه نشینی و محدود ساختن زنان به وظایف خانه داری و بچه داری می کردند ما امروز بسیاری از آنها بر این باروند که زن و شوهر در مسئولیت ها، خانه داری، نگهداری از بچه ها و نان آوری باید مشارکت داشته باشند.

بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی نیز بر این امر تأکید می کنند که موقعیت زنان باید بهبود و گسترش یابد.

علی رغم دستاوردهای بسیاری که در سال های اخیر در موقعیت زنان در سرتاسر جهان ایجاد شده است هنوز چالش های جدی بر سر راه آن ها وجود دارد که به بعضی از موارد اشاره می شود.

برای مثال علی رغم اینکه ساختار تحصیل در بسیاری از رشته ها زنانه است، ساختار شغلی کاملاً مردانه است و دسترسی زنان به مشاغل سطح بالا یا کاملاً مسدود و یا بسیار محدود است. زنان عمدتاً در مشاغل سطح پایین، کم درآمد و یا نیمه وقت قرار داده می شوند. امکانات زیرساختی برای حمایت از کار کردن آنها یا اصلاً وجود ندارد و یا بسیار محدود است. کار در سازمان ها کاری یکنواخت، خشک و غیر قابل انعطاف می باشد به صورتی که با سایر وظایف از جمله بچه داری اصطکاک پیدا می کند و زنان بابت اشتغال خارج از منزل باید فشارهای مضاعفی را تحمل کنند برای مثال زنان شاغل علاوه بر کار بیرون ۳۵ ساعت به طور متوسط به امور خانه(غیر از بچه داری) می پردازند در حالیکه این رقم برای مردان شاغل بسیار اندک است.

امروزه در بسیاری از موارد، درآمد زنان برای مشاغل یکسان با تخصص و سابقه های یکسان، ۷۰ درصد درآمد مردان است و هنوز در محیط های کاری شاهد عدم تساوی جنسیتی می باشیم. هنوز راه یابی زنان به موقعیت های سطح بالای مدیریتی کاملاً مسدود است.

امروزه بیش از یک سوم از خانوارهایی که سرپرستی آنها با زنان است فقیر هستند و از عدم امکانات کافی رنج می برند.

امروز، بحث خشونت علیه زنان خصوصاً در فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی بحث جدی است که معمولاًٌ پنهان باقی می ماند.

در روابط میان شغلی نیز تفاوت میان جایگاه زنان و مردان قابل مشاهده است. مردان به طور کلی کمتر از زنان در رفتارهایشان محدودیت دارند و بیشتر از زنان از فضاهای مشخص استفاده می کنند. در هنگام صحبت کردن نیز صحبت زنان را قطع می کنند و نیز آراء خود را بر دیگران تحمیل می کنند.

در صحنه سیاست، مشارکت سیاسی زنان با موانع جدی ساختاری روبروست. برای مثال عدم دسترسی به منابع مالی، شبکه های ارتباطی، پست های سیاسی و اجرایی و عدم حمایت رهبران احزاب از فعالیت های آنها موجب گردیده است که زنان کمتر به موقعیت های مهم دست یابند. علی رغم تحولات اخیری که موجب ورود زنان به صحنه های سیاسی شده است، هنوز اکثریت کسانی که قانون وضع می کنند و یا مجری آن هستند، مردانند و ماهیت بعضی از قوانین بغض آلود به نظر می رسد.

زنان در مدارس، بخش اعظمی از معلمان ابتدایی را تشکیل می دهند و حال آنکه در دانشگاه ها نسبت آنها کاهش می یابد و ارتقاء آنها در محافل آکادمیک محدود است. بیشتر فرصت های مطالعاتی و ارائه این امتیازات به مردان هیچ گونه توجیهات منطقی جز یک نوع ایدئولوژی جنس گرایانه ندارند.

در حوزه بهداشت و سلامت نیز تفاوت های قابل ملاحظه ای میان زنان و مردان مشاهده می شود. برای مثال بحث های عمومی در مورد بهداشت و سلامتی، دلالت های حاصل را در مورد زنان در بردارد. اگر چه گفته می شود عمر زنان بیشتر از مردان است، اما گزارش های پزشکی نشان می دهد که زنان بیشتر از مردان مریض می شوند و در شرایط ناتوانی در سال های پیری، میرایی زنان بیشتر از مردان است و حال آنکه مسئولیت اولیه سلامتی سایر افراد خانواده نیز بر عهده زنان است.

ذکر مسایل فوق، توجه ما را به منزلت و جایگاه زنان در جامعه جلب می کند. در طول سال های گذشته تعداد کمی از مردم به نحو جدی در مورد زنان و تجربیات آن ها فکر کرده اند. الگوهایی که زندگی زنان را تحت تأثیر قرار می دهد، الگوهای طبیعی و یا مورد انتظار تلقی شده اند. تعداد کمی از افراد منزلت و جایگاه زنان را در جامعه ما مورد سئوال قرار داده اند و در عوض این گونه تصور می شود که زنان به حقوق کامل خود دست یافته اند و حال آنکه نکات فوق بیانگر این موضوع است که اگر چه زنان راه زیادی را طی کرده اند، اما هنوز راه زیادی را در پیش روی دارند.

مطالعه و تحقیق در مورد مسایل زنان می تواند بسیاری از غفلت های گذشته را جبران نماید و دانش جدیدی را برای سیاست های اجتماعی فراهم سازد. ناگفته نماند که این گونه تحقیقات

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.