پاورپوینت کامل حوزه و دانشگاه و قلمروهای وحدت و تعامل در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهریزی ۵۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حوزه و دانشگاه و قلمروهای وحدت و تعامل در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهریزی ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حوزه و دانشگاه و قلمروهای وحدت و تعامل در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهریزی ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حوزه و دانشگاه و قلمروهای وحدت و تعامل در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهریزی ۵۳ اسلاید در PowerPoint :

۳۱

مباحث وحدت حوزه و دانشگاه در چه بستر تاریخی اجتماعی در ایران مطرح شد و چه آسیب شناسی از گذشته این فرایند دارید؟

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فضای حاکم بر دانشگاه ها به گونه ای طراحی شده بود که با مراکز آموزش دینی کاملا بیگانه بود، چنانکه مراکز آموزش دینی با علوم جدید و دانش های جدید بیگانه بود. پیروزی انقلاب اسلامی برای کسانی که دست اندکار انقلاب بودند این فکر را به وجود آورد که باید به گونه ای عمل شود که این دونهاد مهم کشور با هم مرتبط باشند؛ یعنی دانشگاه ها از فضای معنوی حوزه های علمیه بهره مند شوند و حوزه های علمیه نیز از علوم رایج و جدید استفاده نمایند، که در این فضا چیزی به نام وحدت حوزه و دانشگاه مطرح شد، لذا به گمانم آنهایی که در ابتدا این فکر را مطرح کردند، تصوراتشان از این ایده، تصورات خیلی روشن و شفافی نبود، لذا به مرور زمان نشستند و فکر کردند که اکنون این کاری را که به راه انداخته اند، چگونه آن را تعریف کنند و چگونه آن را هدف گذاری نمایند؟ اینگونه نبود که در ابتدای کار بیایند و این موضوع به این مهمی را هدف گذاری بکنند و موضوع و محمول قضیه را روشن نمایند. حداقل اجمالا خود من در جلسات اولیه ای که برگزار شد حضور داشتم و می دانم که چنین کاری صورت نگرفت. لذا برای اولین بار به این منظور جمعی از طلبه ها به تهران رفتیم تا در دانشگاه تهران حضور داشته باشیم و این جلسه همزمان بود با شبی که هواپیماهای عراقی آمدند و به ایران عزیز حمله کردند؛ یعنی تازه جنگ شروع شده بود و ما به بهشت زهرا رسیده بودیم که هواپیماهای عراقی حمله کردند، شبانه به کوی دانشگاه در امیر آباد رفتیم و در خدمت دانشجوها بودیم و یکبار هم آنهابه فیضیه آمدند و در حجره طلبه ها در خدمت آنها بودیم که آنهانیز فضای حاکم بر حوزه را ببینند. در آن زمان فضای حاکم بر این دو نهاد مهم بیش از این تصورات نبود؛ یعنی تصورات اولیه که این حرکت را به راه انداخت بیش از این نبود و آن گونه که ذهن من یاری می کند جو موجود و حاکم این بود که فضای معنوی و دینداری حوزه ها به دانشگاه ها منتقل شود و از آن سو هم حوزه های علمیه با علوم و دانش های جدید آشنا شوند که بعدها و بر اثر مرور زمان یکسری مراکز، از جمله دفتر همکاری حوزه و دانشگاه تأسیس و نهادهایی در این رابطه ایجاد و ضمیمه دفتر همکاری شد. حال که می خواهیم میان حوزه و دانشگاه ارتباط برقرار کنیم باید سراغ علوم انسانی یا علوم دانشگاهی برویم و ببینیم چه مقدار از آن را می شود دینی کرد؟ و چه کار باید بکنیم؟ مراکزی که در این راستا در قم مثل دفتر

همکاری حوزه و دانشگاه و مؤسسه امام خمینی که فکر می کنم عمدتا در این فضا شکل گرفت تأسیس گردید و نسبتا کارهای خوبی نیز انجام شد، اما بعدها به صورت کارهای مستقل در آمد؛ لذا برخی آمدند و خواستند کلمه وحدت را معنا کنند که وحدت چیست؟ و اتحاد کدام است؟ به نظرم این روند یک روند نادرستی است؛ زیرا این کار مانند موضوع یک دلیل شرعی نیست که ما بخواهیم از کلمه وحدت در اصطلاح و در لغت ایده بگیریم، بلکه ما باید از هدف شروع کنیم، اینکه هدف چه بوده؟ و هدف چه برنامه ای را به ما دیکته می کند به گمانم هدف اولیه در همین حد بود. اگر بخواهیم اهداف دیگری را طراحی کرده و آن را توسعه دهیم، این کار ممکن است اما اگر بخواهیم بگوییم که آیا واقعا یک کار تئوریک و نظری نسبت به بحث وحدت حوزه و دانشگاه صورت گرفته است، یا نه؟ عرض می کنم خیر! یعنی دست اندرکاران اولیه، تصورشان در همان حد بود و بعدا هم کار تئوریک صورت نگرفت، چون بحث وحدت از یک جاهای غیر مرتبط شروع شد. به نظرم این کار باید از بحث اهداف آغاز می شد.

آیا در شرایط کنونی هم پی گیری مسئله وحدت حوزه و دانشگاه، ضرورت دارد؟ با چه استدلال و نگرشی می توان آن را مطرح کرد؟

الان فضای حاکم بر کشور اسلامی است؛ زیرا در دانشگاه ها درس معارف وجود دارد، نهاد نمایندگی وجود دارد، امور فرهنگی و مسجد وجود دارد. از آن طرف، حوزه های علمیه نیز زبان انگلیسی یاد می گیرند و مراکزی در حوزه های علمیه درست شده که روانشناسی، جامعه شناسی و… تعلیم می دهند. به نظرم چیزی افزون به آن اهداف اولیه وجود ندارد و اکنون باید وارد فضای دیگری بشویم. اینکه الان ما دو تا نهاد آموزشی داریم و این دو نهاد آموزشی ارتباط هایشان چگونه می تواند باشد آیا می توانند به یکدیگر کمک کنند یا نه؟ به گمانم در این راستا کاری صورت نگرفته؛ یعنی حوزه علمیه به عنوان یک نهاد آموزش دینی و دانشگاه ها به عنوان یک نهاد آموزش علوم جدید در این زمینه کاری انجام نداده اند. البته الان در دانشگاه ها، رشته های مهمی چون علوم قرآن و علوم حدیث وجود دارد و خیلی فعال است و رشته معارف اسلامی در دانشگاه ها تدریس می شود و دانشجویان این رشته ها را می خوانند و اینکه ما بخواهیم وحدت داشته باشیم در واقع این دروس همان چیزهایی است که در حوزه ها تدریس می شوند. از سوی دیگر دروس روانشناسی، جامعه شناسی و اقتصاد نیز در حوزه های علمیه، هم چون دانشگاه مفید و باقر العلوم تدریس می شود. اکنون سؤال اساسی این است که ما دنبال چه چیزی هستیم تا وحدت حوزه و دانشگاه بر قرار گردد؟ آیا وضعیت فعلی با توجه به آن اهداف، ایجاب می کند که ما این کار را دنبال کنیم یا باید دنبال یک فضای ثابت باشیم.

آنچه در ابتدا شکل گرفت همین مقدمه بود که در کشور ما قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تفاوت های جدی ایجاد شده بود و لذا بحث انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها مطرح شد، که هم در زمینه اساتید و هم راجع به محتوای بعضی از دروس قدم های اولیه برداشته شد و روند حرکت حوزه و دانشگاه به این سمت کشیده شد؛ یعنی اگر بنا بود در دانشگاه ها فضای معنوی حاکم شود این تدبیرها صورت گرفت و از آن طرف اگر طلبه ها بخواهند با علوم جدید آشنا بشوند چنین مراکزی ایجاد شد و در کنار این کارها در دانشگاه ها رشته های دینی تأسیس گردید و بخش زیادی از آن به بخش آموزش عالی در آمد، لذا سخن من این است که با توجه به این مسئله اکنون باید بیاییم و ازن و چیز جدید را برای خودمان تعریف کنیم، خلأها را بشناسیم و ببینیم موجب همکاری بیشتر این دو نهاد می شود تا بتوانیم خلأها را برطرف کنیم. سخن این است که بحث در واقع بر سر وحدت حوزه و دانشگاه نیست، بلکه چیزی به عنوان همکاری و ارتباط نیز است تا بتوانیم خلأهایی که وجود دارد را پر کنیم؛ یعنی در کشور ما خلأهای علمی وجود دارد که این دو نهاد به صورت مستقل نمی توانند به آن بپردازند و با همکای های علمی میان این دو مرکز و با همکاری فرهنگ می شود آن خلأ علمی را برطرف کرد. و این است آن چیزهایی که آن زمان برایش ایده ها و افکار درست شد، که دیگر قابل تداوم نیست، چون باید ما یک تعریف جدید ارائه بدهیم و ببینیم طبق تعریف جدید، یعنی طبق طراحی اهداف آیا این دو مرکز در چه زمینه هایی می توانند همکاری بکنند که اگر همکاری نکنند آن خلأ بر طرف نمی شود؟

برای همکاری های علمی آموزشی میان این دو نهاد چه پیشنهادهایی دارید؟

مثلا در غرب افرادی که کشیش می شوند، از کسانی هستند که در رشته های علوم تجربی و پایه، متخصص هستند؛ فیزیکدان، زیست شناس و یا متخصص بیولوژی هستند این افراد از این طریق تبلیغات دینی انجام می دهند و می خواهند دین را از این طریق و با این ارتباط تبلیغ کنند و وظیفه خود را انجام بدهند. مثلا این فضا، فضایی است که می شود روی آن فکر کرد و اینکه چگونه می شود میان علوم محض و حوزه های دینی، این دو را به کمک و در خدمت گرفت و از علوم محض برای تبلیغ و ترویج دین استفاده برد؛ طرحی که آقای دکتر گلشنی به آقای ری شهری دادند. این طرح این بود که بیاییم با کمک این دو نهاد مرکزی را درست کنیم، مثلا افرادی که مهندسی فیزیک و غیره دارند

برای آنها در حوزه علمیه درس بگذاریم و آنها با این روش و با این طرح مبلغ دین شوند. چیز دیگری که در دفتر همکاری دنبال می شد و خیلی هم ثمر نداد این بود که ما می توانیم بعضی از علوم انسانی و یا بعضی از علوم را به صورت عام که اسلامی و غیر اسلامی بودنش فرق ندارد در یکجا د

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.