پاورپوینت کامل تعامل عقلانیت اسلامی حوزوی با عقل مدرن در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین دکتر پارسانیا ۸۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تعامل عقلانیت اسلامی حوزوی با عقل مدرن در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین دکتر پارسانیا ۸۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تعامل عقلانیت اسلامی حوزوی با عقل مدرن در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین دکتر پارسانیا ۸۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تعامل عقلانیت اسلامی حوزوی با عقل مدرن در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین دکتر پارسانیا ۸۳ اسلاید در PowerPoint :

۳۶

عقلانیت و علوم عقلی در تمدن اسلامی، با چه ویژگی هایی تولد یافت و چه نقاط تمایزی با دیگر تمدنهای بشری داشته و دارد؟

مهم ترین ویژگی علوم عقلی در حوزه این است که ذخیره عقلی دنیای اسلام را به گونه ای منحصر به فرد در خود به همراه دارد. منظور بنده از عقلانیت فرهنگ و تمدن، هویت فرهنگی علوم عقلی می باشد. گاهی بحث از حقیقت و نفس الامر عقل است که آن «اول ما خلق الله العقل» می باشد، و البته بعضی ها نفس الامر امور و از جمله نفس الامر عقل را به علم فراتر از عقل اول یعنی به علم وذات الهی هم برده اند. به هر حال یکی از مراتب نفس الامر حقایق، خود عقل می باشد؛ یعنی هم نفس الامر حقایق در عقل حضور دارد و هم خود از حقیقت عوالم به شمار می آید؛ به عبارتی دیگر اولین مرتبه ای که عوالم و حقایق ظهور و بروز پیدا می کند، مرحله عقل می باشد.

عقل در مرتبه نزول خودش، در عقل انسان ها ظهور و بروز پیدا می کند؛ به عبارت دیگر از طریق عقل انسان ها در عرصه حیات انسانی به فعلیت می رسد، بعد توسط افراد وارد حوزه فرهنگ می شود و در سیستم تعلیم و تعلم و آموزش و پرورش وارد می شود. آنگاه که ارشمیدوس مدعی شد که حقیقتی را یافت، نفس الامر آن حقیقت را یافت، در مرحله بعد فهم او وارد حوزه تاریخ و تعلیم و تعلم شد. بخشی از فرهنگ و آموزش را به خود اختصاص داد و لوازم تمدنی خودش را به ثمر رساند. تمدن ها به تناسب ظرفیت خودشان فرصت بروز و ظهور عقل را ایجاد می کنند و گاه ممکن است که راه را بر ظهور و بروز آن ببندند. به هر حال عقل در دنیای اسلام و در فرهنگ و تمدن اسلامی (به خاطر ظرفیت خود اسلام) بیش از همه فرهنگ ها و تمدن ها بروز و ظهور پیدا کرده است.

فرهنگ اسلامی به دلیل خصوصیت خاصه دین اسلام، ذخایر عقلی فرهنگ های پیشین خودش را در دل خود جای داده است، یعنی آن بخشی از عقلانیت که در حوزه فرهنگ بشری فعلیت یافته بود، اسلام

آنها را به سمت خودش هدایت کرد و به آنها جای داد و فرصت بیشتری را برای باروری و رشد آنها ایجاد کرد. ما در مواجهه با بقایای فرهنگ یونان، سراغ اساطیر آنها نرفتیم و ترجمه آنها را وارد فرهنگ خودمان نکردیم، بلکه ابتدا عناصر عقلی آن را شکافتیم. شیخ اشراق در این باره می گوید: ابتدا بسیاری از چیزهایی که اسم یونانی را به خود می گرفت، عده ای با نوعی شیفتگی به گمانی این عقلانی است اخذ می کردند، ابعاد عقلانی فرهنگ یونانی که جاذبه های خاص خودش را داشت، در فرهنگ اسلامی مورد پالایش قرار گرفت. نکته قابل توجه این است که عنصر عقل و عقلانیت عنصر مقتول و شهید فرهنگ یونانی بود. سقراط به اتهام اینکه با رویکرد عقلانی خودش ذهنیت جوانان جامعه و فرهنگ غالب آن را در معرض تزلزل قرار می دهد، به خوردن جام شوکران محکوم می شود، اما این مسئله به خاطر ظرفیت خاصی که در فرهنگ اسلامی وجود دارد، اتفاق نمی افتد، در دنیای اسلام تحت تاثیر آموزه های قرآنی عنصر عقلی این تمدن گرفته می شود، ولی بقیه رها می شود. ما در فرهنگ خود شاهد تلاش فارابی برای حل مسائل مهم فلسفی هستیم، برای او گفتار ارسطو و افلاطون اهمیتی ندارد، مهم برای او این است که حقیقت را بیابد. مانند کاری که او در حل مسئله مُثُل که دغدغه سقراط، ارسطو، افلاطون، بوعلی، ملا صدرا هم بود، انجام می دهد. یعنی پرداخت پدیدارشناسانه به مسئله موجود و کشف حقیقت، کار اصلی او به شمار می رفت.

عقلانیت و علوم عقلی اسلامی با عقلانیت عصر مدرن چه نسبتی دارد؟

البته باید خصوصیات این عقلانیت را که در فرهنگ اسلامی بارور شده است ملاحظه کرد. این عقلانیت از یک جهت در مقابل عقلانیت مدرن قرار می گیرد، ویژگی ای که عقلانیت مدرن با خود به همراه دارد این است که با راسیونالیسم و با نوعی شناخت عقلی مفهومی و مطلق کردن این عقل مفهومی آغاز می شود. این عقلانیت با زبان انکار بر روی معارف فرا عقلی و شهودی و وحیانی می گشاید، و بعد از آن عقلانیت مدرن به افق دانش پوزیتیویستی و عقلانیت ابزاری تنزل پیدا می کند. اوج عقلانیت راسیونالیستی در هگل دیده می شود در حالی که سنگ قبر این عقلانیت به دست کانت گذاشته شده است، این عقلانیت به جای آن که روشنگر راه باشد به صورت حجابی در آمده است و به جای اینکه روشنگری بخواهد فضای بیرون از خودش را بشناسد باید متوجه خود روشنگری شود.

مهم ترین ویژگی عقلانیت دنیای اسلام این است که به معرفت فرا عقلی، شهودی و وحیانی توجه دارد، اما در دنیای مدرن رومانتیسیسم و شهود گرایی، به عنوان یک جریان ضد مدرن و ضد روشنگری معرفی می شود، در دنیا اسلام رفتن به سوی شهود در ستیز با عقلانیت نیست، و شهود می تواند سازگار با عقلانیت نیز باشد، بلکه شهود نیاز به این سازگاری دارد به گونه ای که اگر این سازگاری را از دست بدهد به سوی شهودی های متنازل و پست و احساسات پیش خواهد رفت و این همان مشکلی است که شهود گرایی مدرن نیز با آن مواجهه بوده است، اگر شهود با عقلانیت جمع شود این شهود به سوی تعالی پیش خواهد رفت.

ارتباط عقلانیت با ساحت های متعالی تر معرفت، همواره در طول عقلانیت دنیای اسلام مورد توجه بوده است و نتیجه آن وجود یک جایگاه رفیعی در حاشیه وحی و شهود برای نقل است که به عنوان نص در کنار عقل در دسترس خرد ورزان قرار گرفته است.

این عقلانیت به لحاظ موضوعاتی که به آن می پردازد، گاهی در حوزه عمل اتفاق می افتد که به آن عقل عملی گفته می شود و گاهی در حوزه هستی ها صورت می پذیرد که عقل نظری نام می گیرد، عقل در سطوح مختلف نظری و عملی خود به خاطر هم نشینی با وحی از منبع معرفتی دیگر یعنی نقل نیز بهره مند شده است. عقل هنگامی که با استفاده از نقل به استنباط حقایق می پردازد، می تواند عقل استنباطی نامیده شود در عقل استنباطی موضوعش نقل و فهم معنای نقل و نص است، و این نوع از عقلانیت در پرتو وحی عرصه بسیار ممتازی را در دنیای اسلام

پیدا کرده است. این بخش از عقلانیت که در هم نشینی نقل شکل می گیرد، دانش عقل نظری و عملی گسترش می دهد، عقل استنباطی در حوزه عقل نظری و عملی ره آوردهایی دارد، و این خصوصیت عقلانیتی می باشد که ما در درون جامعه حوزه ای خودمان داریم، بخشی از این عقلانیت که عقل استنباطی می باشد در حوزه فقه بیشتر رایج و فعال می باشد. ابعاد دیگر عقل نظری و عقل عملی بیشتر در خارج از حوزه فقه به صورت کلام، فلسفه و عرفان نظری فعال می شود، و برخی از ابعاد در سطوح ابعاد دیگر این عقلانیت مانند علوم کاربردی، علوم ریاضی و سطوح نازله آن که ریشه های تاریخی دارند. امروز به صورت زنده و فعال حضور ندارند.

عقلانیت اسلامی، آیا در حوزه فرهنگ عمومی هم تبلور داشته است؟

این عقلانیت در مسیر تعلیم و تعلم و سازمان های رسمی علم ما به صورت فعال حضور ندارند، اما بخش های مهم از آن با حیات جامعه و فرهنگ ما ارتباط و حضوری پویا دارد، این عقلانیت هم به لحاظ تاریخی و هم به لحاظ فرهنگی از قوت خاص برخوردار است. پهنای فرهنگی، حوزه حضور و ارتباطات این عقلانیت در شرایط و زمان حال با عرصه های مختلف زندگی و زیست جهان ما و با فرهنگ عمومی است. در فرهنگ عمومی، مردم سلوک و رفتارهای خودشان را متناسب با حوزه فقاهت تنظیم می کنند. باورها و اعتقادات آنها نسبت به عالم و آدم ریشه در حوزه کلام و فلسفه و عرفان دارد. مردم ما با قرآن و احادیث مأنوس هستند، حافظ، سعدی ،مولوی و… را می شناسند. با اصول فلسفی، قضا و قدر الهی، رضوان و رضایت الهی و تقدیر و اراده انسان، مسئولیت و تکلیف انسان به گونه ای که با تقدیر الهی سازگار باشد زندگی می کنند، این مسائل در فرهنگ ما اسوه ها و الگوهای متناسب با خود را نیز داراست. نفس نفیس پیامبر که (اول ما خلق الله نور اوست) و اهل بیت عصمت و طهارت، عصاره این عقلانیت و از نمونه های رفتاری و عملی این عقلانیت به حساب می آیند، لذا این عقلانیت با حوزه فرهنگ عمومی ارتباطات وسیعی دارد. اما رقیب هایی هم در این حوزه برای آن پیدا شده است، به این معنا که نظام آموزشی مدرن که در حاشیه عقلانیت نظام آموزشی و کلاسیک و رسمی ما بسط و توسعه پیدا کرده است، این نظام در کنار اقتدار و سیاست و اقتصاد صد ساله اخیر غرب ، دامنه خودش را به حوزه و زندگی ما گسترانیده است و بخش های عظیمی از نظام آموزشی تحت تصرف آن قرار دارد، عقلانیت دینی ما به رغم پهنایی که در عرصه فرهنگ عمومی و ژرفایی که در تاریخ دارد، در یک رقابت جدی با عقلانیت مدرن قرار گرفته است، این عقلانیت البته در برخی از عرصه های علوم کاربردی ما حضور نظری عمیق ندارد.

نوع مناسبات عقلانیت اسلامی حوزوی ما با عقلانیت مدرن چگونه بوده است؟

عقلانیت در حوزه علمیه به لحاظ ریشه ها و ذخیره های تاریخی، قوی و عمیق می باشد و در جغرافیای فرهنگی موجود به رغم اینکه در عرصه فرهنگ عمومی در لایه ها و سطوح بسیار جدی حضور دارد، گرفتار یکسری چالش ها و بحران های جدی از ناحیه عقلانیت مدرنی است که در حاشیه فرهنگ و تمدن غرب وارد شده است و دلیل عمده این چالش این است که عقلانیت حوزوی ما فرصت گفت و گو پیدا نکرده است. عقلانیت مدرن از حاشیه قدرت نظامی و سیاسی و اقتصادی خودش عرصه فرهنگ ما را تحت تأثیر خود قرار داده است. به عبارت دیگر یکی از ویژگی های مدرنیته این می باشد که با فضاهای بیرونی خودش، گفت و گوی عمیق نظری نکرده است، آشنایی آن با بیرون از خودش همیشه از افق نیازهای اقتصادی و سیاسی بوده است که پشتوانه آن قدرت نظامی آنها بوده است. آنها هر چه که در خارج از دنیای مدرن بود مربوط به دوران کودکی و یا توحش بشر می دانستند. وقتی مأموران آنها وارد کشورهای دیگری می شدند به لحاظ مسافتی که از مرکز کشور خود دور بودند، حق دوری مسافت می گرفتند و یا اگر قرار بود به جاهایی بروند که آب و هوای آن، در قیاس با مرکز زندگی، قابل مقایسه نباشد، طبیعتا حق بدی آب و هوا را نیز می گرفتند، و علاوه بر اینها یک حق دیگری را نیز می گرفتند و آن حق توحش بود. متفکرین دنیای مدرن، پرداختن به فرهنگ های غیر غربی را پرداختن به فرهنگ های باستانی

می دانستند، و اندیشمندانی را که در این زمینه ها کار می کردند جامعه شناسی نمی دانستند، به آنها لقب مردم شناسی می دادند، چون جامعه شناسی را علمی می دانستند که فقط به کشورهای مدرن می پردازد و مردم شناسی علمی بود که به کشورهای غیر مدرن می پرداخت و برای آن دو صورت وجود داشت: اول پرداختن به مردم ما قبل تاریخ و جوامعی که در گذشته تاریخی بوده اند و دوم پرداختن به کشورهای موجودی که هنوز به عرصه پیشرفت و عقلانیت مدرن دست پیدا نکرده و به لحاظ صنعتی بودن، عقب مانده هستند، به لحاظ جغرافیایی مردم شناسی یعنی پرداختن به کشورهای غیر غربی. یکی از ویژگی های دنیای مدرن این بود که جوامع غیر غربی را بقایای تاریخ گذشته که عقب مانده بودند، می دانستند. در واقع می توان چنین گفت که مردم شناسی به کشورهایی که عقب افتاده و به روز نیستند، می پرداخت بدون اینکه حق گفت و گو برای آن کشورها قائل بشود، آنها را سوژه مطالعات خود قرار داده بودند، یعنی آنها معرفت موجود در اینگونه فرهنگ ها را موضوع علم می دانستند. این فضای غالب بر شرق شناسی و غالب مستشرقین آنهاست.

فضای غالب در مردم شناسی و شرق شناسی چنین است، متفکرین در غرب احساس نیاز، برای گفت و گو کردن، با دیگر فرهنگ ها و تمدن ها را نداشتند و نحوه ورود اندیشه های مدرن به کشورهای غیر غربی از جمله جامعه ما عمدتا با این رویکرد بود، یعنی کسانی که در صدد ورود این اندیشه ها به داخل بودند، قصد گفت و گو و مباحثه با محیط فرهنگی خود را نداشتند، در تعامل ها و روابط اقتصادی و سیاسی جاذبه ها و منافع اقتصادی و سیاسی اصل قرار می گرفت.

آیا در تعامل با عقلانیت مدرن تغییری رخ داده است؟

البته عدم گفت و گو به نظر بنده هنوز هم وجود دارد، هر چند به نوعی شدت و ضعف دچار می شود، اما روند عمومی آن هنوز تغییر جدی پیدا نکرده است، کسانی که از کشور و جامعه ما به سوی جامعه مدرن رفتند نیز به سوی لایه های عمیق عقلانیت غربی راه نبردند. آنها از افق فناوری به سوی عقلانیت موجود در متن فرهنگ غرب رفتند، الان هم این بی توجهی به هویت عقلانیت غربی مدرن و ارتباط آن با سطوح بعدی تا تولید تکنولوژی و فن آوری به نحو گسترده ای در بین مدیران علمی و فرهنگی ما و در بین کسانی که در متن آموزه های مدرن رشد کرده اند حضور دارد.

یکی از شاهدهای محدود کردن علم و عقلانیت به فناوری و تکنولوژی همین مسئله تغییر نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری است؛ یعنی فرهنگ را از آن حذف کردند. آنها سطوحی از عقلانیت مدرن را که با لایه های عمیق فرهنگ غرب ارتباط دارد نادیده انگاشتند. منظور از تحقیقات در این عنوان جدید تحقیقاتی از صنف و هم افق ب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.