پاورپوینت کامل قرآن پژوهی های معاصر در حوزه های اسلامی شیعی در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهدوی راد ۹۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قرآن پژوهی های معاصر در حوزه های اسلامی شیعی در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهدوی راد ۹۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قرآن پژوهی های معاصر در حوزه های اسلامی شیعی در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهدوی راد ۹۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قرآن پژوهی های معاصر در حوزه های اسلامی شیعی در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین مهدوی راد ۹۳ اسلاید در PowerPoint :
۳۰
ضمن تشکر از حضرت عالی به خاطر فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. به عنوان سؤال اول بفرمایید: مهم ترین نقاط تمایز فعالیت های قرآنی در حوزه، در سده اخیر با فعالیت های پیشین قرآنی چه بود؟
وقتی می گوییم سده اخیر، یعنی قرن ۱۴، چون ما هنوز ۲۸ سال بیشتر از قرن ۱۵ را نگذرانده ایم. اگر قرن ۱۴ را به عنوان قرن تحول و تجدد بگیریم این عنوان یک عنوان گزافی نیست، زیرا همه ابعاد تفکر دینی در این قرن دگرگون شده و بحث های قرآنی هم در کنار مجموعه بحث ها، این اتفاق را داشته است. به نظر من در قرن ۱۴ در پژوهش های مرتبط با مسائل دینی از چند زاویه تحول ایجاد شده است. یکی به لحاظ مخاطب؛ دوم به لحاظ حد و حدود پردازش به مسئله و سوم به لحاظ اتقان و عدم اتقان است.
البته یک بحث بسیار مهم و قابل توجه این است که باید دید چه اتفاقی در قرن ۱۴ افتاده که عملا هم رویکرد پژوهش ها، هم نگاه آنها به مخاطب و هم حد و حدود به کارگیری ابزاری که از آن بهره می گیرند، دگرگون شده است. در این قرن، یکی از اهم وجوه نواندیشی و نوآوری، توجه به مخاطب است؛ یعنی شما به صورت فراوان می بینید نویسنده ای را که (وقتی شما مطلبش را می خوانید، می بینید که) برایش مسئله بود، برای او یک نکته بود و برای او یک زاویه بوده که این را اول برای خودش حل کند که برای چه می نویسد؟ چه چیزی را می خواهد از آن بهره بگیرد؟ این توجه به مخاطب، که با نوعی واقع نگری صادق در آمیخته است، از اهم ویژگی های قرن چهاردهم است؛ یعنی قاعدتا مؤلف، مصنف، شاعر، اهل قلم و هر کس که خامه به دست گرفته و یک زمان را سوزانده تا کاری انجام بدهد، اولین کاری که کرده، فکر کرده که برای کدام مخاطب می خواهد اثر باقی بگذارد. در نکته دوم عرض کنم که میراث پژوهشی و تحقیقی و دینی ما در آن قرن ها استوار و دقیق تر نیز بوده است. مشکل مهمی که الان باید ریشه های آن را بررسی کرد این است که در حال حاضر محققین ما به صورت از تولید به مصرف شده اند؛ یعنی امروز در ذهن خود چارچوبی را تنظیم می کند و مقاله می نویسد، دو روز بر روی آن فکر می کند و چند روز بعد روی کاغذ می آورد و روز پنجم آن را به دست می گیرد که چرا به این علم بی توجهی می شود و چرا کسی این را از من نمی گیرد و چاپ نمی کند؟ این یک واقعیت خیلی تلخ است، که الان به وجود آمده است، یعنی از تولید به مصرف.
اگر به قرن های گذشته نگاه کنید که ده ها اثر روی دست آن محقق است و به هدف و انگیزه و اندیشه ای که دارد، خدمت می کند و آن را به خاصه آورده است، قاعدتا یک توجه و دقتی هم بر آن کرده است، حال جایی برای نشر پیدا بکند و یا پیدا نکند، برایش فرقی ندارد. من زمانی به یکی از علما مراجعه کردم بعد برایم معلوم شد که او حدود دویست اثر شسته و رفته و حساب شده و به کمال رسیده دارد، که در قفسه خانه اش نگهداری می کند و در هیچ جایی هم چاپ نکرده است. دغدغه هم نداشت. می خواهم بگویم که پژوهش های گذشته چگونه بوده و الان چگونه است. اگر به پژوهش های قبل از دوره معاصر، یعنی دوره های قبل از قرن چهاردهم نگاه کنید، یک مشکل اساسی که وجود داشته غیبت مخاطب از مخاطب بودن برای آن پژوهش به صورت قهری بوده، یعنی گاهی خیلی عادی نیست، مثل اینکه آقایی تحقیقی را در قرن دهم می نوشته و یا در قرن ۱۱ یا ۹ و ۱۰ می نوشته، فرض کنیم که این تحقیق بسیار هم عالی بوده، برفرض اینکه آن شخص داعی بر نشر هم داشته او چه ابزاری می توانست برای نشر در دست داشته باشد.
نکته مهمی که به ذهن می آید، که شفاها هم در بعضی جاها گفته ام، این که بعضی از نوشته ها به صورت نسخه های خطی در میراث ما باقی است و از مؤلفان بزرگی است. انسان خیلی مطمئن نیست که ایشان این مطالب را نوشته است که منتشر هم بکند. شاید زمانی فقط دغدغه فکری خود آن فرد بوده، پرسشی بوده که برای خود او به وجود آمده بود و می خواسته تا آن سؤال را برای خودش حل کند و به همین جهت هم فکر می کنم که به یک بخش قابل توجهی از آثاری که مستند، متکی و معتمد بر مباحث و مجادلات بین المذاهبی است، یک قسمت قابل توجه از آن این گونه است. یک آقایی در یک گوشه ای نشسته است و خودش این نکات را نوشته و او می دانسته که حداکثر شعاع این مطالب ده نسخه بیشتر نیست. اگر او می دانست که تا این حد و با این وضعیت که بازتاب های قابل توجهی هم خواهد داشت که زمانی دو هزار یا سه هزار از آن نسخه منتشر خواهد شد، مطمئنم که علمای ما عاقل تر از آن بودند که به همین نکات بسنده کنند.
مهم ترین آثار قرآنی این دوره کدام اند و دارای چه ویژگی هایی هستند؟
پاسخ این سؤال عملا یک چیز واقعی است، یعنی گزارش کردن از یک واقعیتی است که در بیرون اتفاق افتاده، و این طبیعتا چیزی نیست که من بخواهم بیان کنم و یا دیگران سخنی از آن بگویند، بلکه در قرن اخیر در عالم بیرون اتفاقات مهمی به وقوع پیوسته، مثلا کسانی گفته اند: در جهان عرب، امت های عربی از وقتی که همین اندک خیزش هایی که برایشان وجود داشته است، شکل گرفت، تا سید جمال الدین اسد آبادی در فضای فکری آن جامعه آموزه های قرآنی را مطرح کند. درست است که سید جمال الدین اسد آبادی اثر قرآنی مستقلی ندارد، ولی آیات قابل توجهی را به کار برده و استفاده های قابل توجهی از این آیات کرده است. از وقتی آفریقا تکان خورد، سید جمال الدین اسد آبادی آمد و آموزه های قرآنی را در مصر مطرح کرد و از طریق شاگردانش به دول اطراف نشر یافت. من فکر می کنم در جهان اهل سنت که بسیار تفسیر نوشته شده و نیاز علوم قرآنی به کار آمده و خیلی کارهای قابل توجهی در قرن چهارده شده و مکتب به وجود آمده، مثل مکتب ادبی یا مکتب هدایی که محمد امین الخولی شکل داد و شاگردانش مثل محمد المبارک، آن را گستراندند، اینها خیلی قابل توجه و مهم بود، همه اینها را به صورت جداگانه و ریز می شود صحبت کرد، ولی من فکر می کنم که سه اثر در قرن یاد شده در تفکر قرآنی جهان اسلام به معنای مسلمانان اهل سنت اثر قابل توجهی گذاشت که البته آلان خواهیم گفت که بتالی برای ما هم تقریبا وجود دارد. یکی «جواهر» طنطاوی و یکی دیگر «المرار» عبده که رشید رضا آن را تقریر کرد. جواهر طنطاوی وقتی وارد ایران شد، به شدت مورد استقبال قرار گرفت، به نحوی که مرحوم آیت الله سید حسن مدرس که مدتی در مدرسه سپهسالار آن زمان و شهید مطهری این زمان بوده و برنامه ریزی های درسی آنجا را به عهده داشته، تصمیم می گیرد یک لجنه ای درست کند و یک تفسیر جامعی نوشته شود، که ظاهرا بن مایه و جهت دهنده او برای تفسیر جامعه، چنین کاری بوده. البته با پیرایش مشکلات و آرایش جدید این تفسیر، درست است که بعدها وقتی جریان علم گرایی و تجربه گرایی افول کرد، از سوی متفکران چه سنی و چه شیعه مورد نقد قرار گرفت و درباره آن نقد و انتقادهای قابل توجهی نوشته شد، ولی همه آن ناوگان هم باید توجه داشته باشند که یک زمانی این آقا از قرآن و هم سویی او با علم و عدم تخالف آموزه های قرآنی با علم و دانش سخن گفت که از هیچ کس خبری نبود؛ یعنی آن دانشگاهی که ایجاد کرد و ماجراهای بعدی. اگر شما الآن مقدمه این تفسیر را نگاه کنید، این مقدمه کاملا مؤمنانه است؛ یعنی احساس می شود که یک آدم نشسته و تأمل و فکر کرده و این درد عقب افتادگی جهان اسلام او را سوزانده، برای آن یک راه و چاره ای جسته و می گوید: راه و چاره این است که ما از این ایماءها و اشاره های قرآن استفاده کنیم. وقتی قرآن به ما می گوید: «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت»(الغاشیه/۱۷) نمی خواهد برای ما شترشناسی را درس بدهد، ولی به ما هشدار می دهد که اینجا یک مخلوق قابل مطالعه ای است، یا بحث های زمین و آسمان را که مطرح می کند: «و الی السماء کیف رفعت و الی الجبال کیف نصبت». (الغاشیه ۱۹-۱۸) که قاعدتا آن زمان خودشان پیگیری نمی کردند. می خواهد تأکید کند که قرآن ما را به این سمت و سو می برد، این طور نیست که مثلا حرف علمی بزند یا تئوری تجربی بگوید که البته اینها هم بحث شد و مورد بحث قرار گرفت که قرآن کتاب علم است یا نه بعد از آن المنار به لحاظ طرح نگاه تمدنی به آموزه های دینی کتاب بسیار، بسیار شگفت انگیز است؛ یعنی مباحث اجتماعی، مباحث سیاسی و نظامی و اخلاقی همه یک جا آمده، خوب، آقای عبده این تفسیر را شروع کرد و حرف های آن را زد و آقای رشید رضا آن را تقریر کرد و حرف های زیادی بر حرف های استادش اضافه کرد که این ها را از هم جدا نوشته و هر جایی که کلام استاد بوده نوشته است. یک وقتی حضرت آیت الله خامنه ای در مشهد تفسیر می گفتند ما هم می رفتیم و در جلسه ایشان استفاده می کردیم، ایشان می فرمودند: دو تا سید در میان مفسران معاصر وجود دارند، مفسران معاصر اهل سنت که هر دو تا ابقد الناس علی الشیعه و علی اهل بیت، هستند یکی رشید رضا است که سید حسنی است و یکی هم آلوسی است. این آلوسی همه روزه اش حمله به شیعه است این تعصبات این طوری در آن بخش هایی که عبده خودش قلم زده عیب ندارد.
اینجا یک نکته خیلی مهمی را به شما بگویم که الان گفتنش خیلی راحت شده و آن این است که المیزان به شدت تحت تأثیر المنار است، این به این معنا نیست که المیزان از المنار بهره برده و آنچه را که او گفته این نوشته است، بلکه معنایش این است که المنار بستری ساخته و میدانی را درست کرده و علامه وارد آن میدان شده، همانند یک دیده بان بزرگ رصد کرده، بعضی از اندیشه ها را پذیرفته و قاعدتا تحلیل و استوار کرده و بعضی را نپذیرفته و تحلیل و نقادی و رد کرده است و به همین جهت من معتقدم که المیزان قبل از هر چیزی سبقه اجتماعی و سیاسی دارد و المیزان تفسیرش به شدت سیاسی است و از این زاویه و این ابعاد کتاب بی نظیری است، علامه فقط به بهانه آیه «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطو» یک بحثی در حد یک کتاب در مورد روابط اجتماعی بحث کرده است که همان زمان ها آقای محمد جواد کرمانی در زندان به صورت کتابی جدا ترجمه کرده و به عنوان یک کتاب روابط اجتماعی در اسلام چاپ کرده است. در مسائل سیاسی و اجتماعی و مسائل حکومتی مطالب عجیبی دارد. من زمانی برایم خیلی شگفت انگیز بود که سه تا مقاله سال های اولی که مجله حوزه را چاپ می کردم، آنجا نوشته ام در لزوم حکومت اسلامی، خوب آن وقت ها این مسائل تازه باب شده بود و ما هم کم سن و سال بودیم بعضی از چیزها را در هیأت تحریریه می شنیدیم که مورد تردید قرار می گرفت که آیا قابل پخش است یا خیر؟ ولی آنجا یکی نقل می کرد که علامه طباطبایی، که علامه فرموده اند: اجماع امت اسلامی است که در دوره غیبت حکومت و حاکمیت، متکی بر آراء امت اسلامی است. خیلی حرف مهمی است، در حوزه بحث های حکومتی و اجتماعی و سیاسی قاعدتا شاید اثبات اینکه اجماع است دشوار باشد. ولی ایشان می فرمایند و من به این جهت معتقدم که المنار که تمام می شود، المیزان هم لاغر می شود، چون المنار تا آخر سوره یوسف است. در سالگرد علامه در سال شاید ۱۳۶۰ من مقاله ای به عنوان جایگاه المیزان در میان تفاسیر قرآن نوشتم که در کیهان چاپ شد. آنجا این حرف را زدم، بعد دوستانی که مجله را می چرخاندند گفتند: نه این کمی نسبت به علامه توهین آمیز است و آنجا را حذف کردند، بنده گفتم که من نمی گویم علامه رو نویسی کرده، بلکه می گویم علامه در این بستر حضور پیدا کرد. و کار دیده بانی انجام داده و بالاخره آن را حذف کردند. شاید ۱۲ سال بعد مرحوم آیت الله معرفت در یکی از مصاحبه های قرآنی خود، این حرف را زد من به آقای معرفت عرض کردم ماجرا این است، گفت: بعد از آنکه این مصاحبه من چاپ شد، حضرت آیت الله جوادی آملی مرا دیدند و فرمودند: این حرف کاملا درست است و اصلا علامه المنار را می آورد در کلاس درس تفسیر و بحث های آن را می خواند و بعد با آن چالش پیدا می کرد. بنابراین در المیزان هم نگاه کنید می گوید: قال بعض المفسرین، قال بعض المحققین. غالبا اشاره به المنار است، چه آن قسمت هایی که عبده وجود دارد و چه آن قسمت هایی که عبده وجود ندارد، این تفسیر به نظر من تأثیر خودش را گذاشته و بسیار با اهمیت بوده و هنوز هم جایگاه خودش را توانسته حفظ کند و تفسیر با اهمیتی است.
سومین تفسیر که به نظر من از زاویه های دیگر خیلی قابل توجه است، سه ضلع دارد. این بحث ها که هر کدام متفاوت اند، فی ظلال القرآن سید قطب است، به نظر من این کتاب در آشناسازی نسل جوان سنی با روح قرآن و با هدف گیری قرآن، تفسیر بی نظیری است. آن زاویه نگاه اگر در جامعه ما هم عرضه شود، باز هم بی نظیر خواهد بود. جالب است که شما بدانید من احساس می کنم و این احساس را کسانی که زیاد در کتاب الظلال در آمیخته اند این احساس را دارند، که آدم وقتی تفسیر فی الظلال را می خواند احساس می کند که خدا با او حرف می زند، یک جوری این تعبیر و این تبیین و این تفسیر از آیات شکل می گیرد که آدم خودش را وقتی که جای این مجموعه می گذارد، احساس می کند که خدا دارد با او حرف می زند. آنجا که خداوند تبارک و تعالی به پیغمبر اکرم (ص) می فرماید: «واصبر لحکم ربّک فانّک باعیننا» (سوره طور/ ۴۸)قاعدتا یعنی استوار باشد، محکم باش که «باعیننا» هستی، اینقدر اینجا تعبیرات سید زیبا و لطیف است که آدم به صورت خیلی عجیبی شگفت زده می شود و متحیر می شود از این تعبیرات. آثار دیگر سید قطب در ایران خیلی اثر گذاشت. این اثر چاپ اول آن که جزء جزء می آمد که احمد آرام آن را ترجمه کرد و بعدها ترجمه آن متوقف شد، چاپ دوم تفسیر هم به بازار آمد که نسبت به چاپ اول خیلی دگرگون شده بود. بعد آن چاپ دوم را ناشری در تهران تصمیم گرفت ترجمه کند و به فضلا ارائه کند و آن را جدا جدا کنند و هر کدام قسمتی را ترجمه کنند و پخش نمایند که جلد اول را آقای خامنه ای ترجمه کرد و این ترجمه بسیار لطیف است، زمانی دیدار حضوری با آقای خامنه ای داشتیم جالب است ایشان فرمودند من از مشهد به تهران آمدم و هیچ چیزی نداشتم و در خانه عموی آقای موسوی (نخست وزیر) مخفی بودم، بالای بام آنها یک اتاق کوچکی بود که یک علاءالدین هم به من برای گرم کردن داده بودند. آقایی بود به نام آقای شیخ حسن تهرانی که اگر شما آن زمان در کتاب ها ببینید، می بینید خیلی اسم او در چاپخانه ها به عنوان مصحح است ایشان را دیدم و گفتند که انتشارات تصمیم دارد فی الظلال را ترجمه کند و هر جلدی را به یکی از فضلا بدهد که ترجمه کنن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 