پاورپوینت کامل سبک شناسی خطیبان نامور در مشهد مقدس در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی ۴۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سبک شناسی خطیبان نامور در مشهد مقدس در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سبک شناسی خطیبان نامور در مشهد مقدس در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سبک شناسی خطیبان نامور در مشهد مقدس در گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی ۴۷ اسلاید در PowerPoint :
۲۶
با تشکر از حضرتعالی، بفرمایید چه خطیبان نامی در شهر مقدس مشهد در دوران جوانی و نوجوانی شما می زیسته اند؟
آنچه که در این مقطع به طور فشرده می توانم عرض کنم این است که چون در گذشته جایگاه من مشهد بود، لذا با شناختی که از علمای مشهد دارم، آنها دو دسته بودند: برخی واردین به مشهد و بعضی دیگر ساکنین در مشهد. از این رو منبری های مختلفی از شهرستان ها و به مناسبت ایام تابستان و تعطیلات به مشهد می آمدند و منبرهای مختلفی هم می رفتند.
به عنوان مقدمه بحث جا دارد که عرض کنم، بعد از رفتن پهلوی، مرحوم آیت الله حاج میرزا احمد کفایی در صدد بر آمد که دوباره مردم را با منبر و روضه آشنا کند، چون در آن مدت این مجالس ترک شده بود و مردم به صورت پنهانی روضه می گرفتند و حتی به یاد دارم که در حمام ها و زیرزمین ها به صورت مخفیانه قبل از اذان صبح روضه می گرفتند و مردم در رختکن حمام ها می نشستند و منبری هم منبر می رفت. آقای کفایی در صدد بر آمد که به این مجالس عزت ببخشد و لذا علما را از بلاد دعوت می کرد و آنها سخنرانان را دعوت می کردند، که من منبر آنها را دیده ام. اما منبری هایی که در مشهد سکونت داشتند به سه دسته تقسیم می شدند: یک عده را وعاظ می خواندند، دسته ای را محدثین و دسته دیگر را روضه خوان و گاهی مبلّغ می نامیدند.
بنابراین، منبری های معروف آن زمان عبارت بودند از: شیخ علی محدث پسر حاج شیخ حسن پا خیابانی، شیخ احمد پا خیابانی پسر دیگر حسن پا خیابانی، آیت الله شیخ حسین وحید که ایشان در آن روزها مباحث فقهی را مطرح می کرد، آیت الله العظمی وحید که در آن زمان خطیب بودند، سید محمد قطب که ایشان روایت، حدیث و تاریخ می گفت. سید اعتماد سرابی که روضه می خواند و همچنین شیخ مهدی واعظ خراسانی که منبر خوبی می رفت. این افراد کسانی هستند که در زمان نوجوانی بنده منبر می گرفتند.
یک نسل بعد از آنها که جوان تر بودند نیز عبارتند از: آقای شیخ عبدالله یزدی که فردی محقق بود و غالبا منبرش حدیثی و به صورت وعظ بود، همردیف زمان ایشان آقای شیخ محمود حلبی، که البته ایشان با گروه اولی هم بودند و یک حالت رابط بین نسل جوان
منبری ها و قدیمی ها بودند، شیخ مهدی مدقق خراسانی و شیخ مرتضی عیدگاهی معروف به شهیدی.
یک ردیف هم بعد از این افراد روی کار آمدند، از جمله آقای شیخ محمد رضا نوغانی که ایشان جوان بود و داماد امامی کاشمری شد، شیخ باقر بهبودی، شیخ عبد الله نوری، سید عباس افتخاری، شیخ اسماعیل سبزواری، شیخ محمد ورپا، که ایشان شبیه کار آقای قرائتی کار می کرد. بعد از اینها آقا شیخ اسد الله کاشمری، مرتضی علم الهدی، سید محمد سیستانی، حاج آقا کمال سیستانی که اینها همه منبری بودند.
از جمله منبری های آن زمان آقای علی محقق، آقای شبیری، آقای شیخ محمود انصاری، آقای سید محمد وثوق، آقای شیخ علی فصیحی و آقای سید جعفر سادات بود.
بعد از سال ۴۲ هم می توان به آقای واعظ طبسی، آقای شیخ عبد الله سبزواری، خود من و سید محسن واعظ اشاره کرد. و می توان از آقای مروی، سید جعفر سیدان، شیخ ابوالقاسم خزعلی، سید محمد طباطبایی و حاج آقای دهشت نام برد و همچنین می توان به حاج آقای تاج، حاج آقای واله کاشمری، آقا شیخ عباس حجتی، سید حسین مجتبوی اشاره کرد و بنده بعد از سال ۴۹ به تهران آمدم.
خطیبان گذشته، به ویژه افرادی را که نام بردید، در روش و سبک، چه ویژگی ها و نوآوری هایی داشتند؟
بیشتر روضه خوان ها از اول منبر تکیه به صوت می کردند و این رسم بود. سبک آیت الله وحید و حاج آقای حلبی این بود که یک خطبه، یک آیه و یک موضوع را می گفتند و بعد هم وارد شرح ماجرا و ما وقع می شدند. در آن زمان سه نفر بودند که خلاف این سبک عمل می کردند. آقای واعظ خراسانی، علی محدث و آقای قطب که آیت الله وحید آمد و سبک ها را تغییر داد. آقای حلبی علاوه بر شعر و نثر، مباحث عقیدتی را مطرح می کرد و از احادیث نیز استفاده می کرد.
آقای وحید مبانی فقهی را مطرح می کرد و آقای عباس افتخاری مباحث فلسفی را، اما من خود در اوائل سبک آقای وحید را داشتم و بعد مقداری تغییر رویه دادم و به سبک آقای عباس علی محقق در آمدم و بعد دوباره مقداری تغییر رویه دادم و به سبک محدث درآمدم و حدیث خوانی می کردم و از سال ۴۳ به بعد به صورت خطابی منبر می رفتم و در خطابه هم مجذوب آقای فلسفی شده بودم و در حال حاضر سبک خاص خودم را دارم و از کسی تقلید نمی کنم.
در منش، شخصیت و تعامل با مردم چه خصوصیات برجسته ای از ایشان سراغ دارید؟
منبری هایی که من می شناسم، دارای سه منش و رویه بودند: گروهی خیلی مردمی بودند و گروهی هم می نشستند و لباسشان را هم عوض نمی کردند و معتقد بودند که باید سنگین برخورد کرد، ولی معمولا همه شوخ طبع بودند. به عنوان نمونه در تشییع جنازه پسر حاج آقای قطب، من و شیخ عبد الله یزدی و شیخ علی محدث از پله های صحن حرم پایین می آمدیم، یک مرتبه شیخ علی با کشیدن آه گفت: خدایا شکر، یکی از همکارهای ما کم شد. اجمالا بگویم که علمای آن زمان به مردم بهاء می دادند و به آنها توهین نمی کردند، وقتی کسی نزد آنها می رفت، به آن شخص احترام می گذاشتند و خیلی مقید بودند. البته بعضی هم خیلی بد اخلاق بودند و غالبا با مردم در می افتادند.
چه خاطرات یادکردنی و درس آموزی از آن بزرگان سراغ دارید که برای مبلغان سودمند باشد؟
استنباط این است که افرادی که تقلیدی بودند به یاد ندارم که رشد کرده باشد و هر کسی که در منبر تقلید کرد، شکست خورد. مرحوم شیخ احمد کافی دقیقا سبک آقای حلبی را داشت و تقلید می کردند، اما چون معلومات آقای حلبی را نداشت، منبرهای ایشان نمی گرفت، اما وقتی تقلید را کنار گذاشت، منبرهایش گرفت. البته ممکن است سبک شان مخلوطی از سبک های دیگران باشد، ولی این سبک برای خود آنها است. به همین دلیل مجلس اش نمی گرفت. من نیز در اول، سبک آقای وحید را دنبال می کردم و تا زمانی که در منبر تقلید می کردم، منبرم نمی گرفت، اما از وقتی که سبک خودم را دنبال کردم منبرهایم گرفت. مطالب را می توان از دیگران گرفت، ولی نباید صدا و تن آن را تقلید کرد.
مطلب دیگر، اینکه طلبه ها باید کتاب های اصیل را بگیرند و بخوانند و اگر کسی می خواهد منبری خوبی شود باید بحار الانوار، تفسیرها و تاریخ را ببیند. خدا را شکر می کنم که نصیحت چهار منبری را گوش کردم: مرحوم آقای فلسفی، آقای شیخ مرتضی
عیدگاهی، آقای محقق دامغانی و آقای حلبی، که همه آنهابه من گفتند: شما بیا و کتاب ها را بخوان و من شروع کردم به خواندن «بحار» و دو مرتبه آن را خواندم. ما پنج نفر با هم رفیق شدیم و تاریخ را مرور کردیم؛ من، اخوی، آقای شیخ محمد استری سبزواری و آقای شیخ عبد الرضا غزنوی که هر کدام از ما یک قسمت از تاریخ را مطالعه می کردیم و همه آنها را می نوشتیم و در روز معینی با هم بحث می کردیم و اطلاعات همدیگر را به هم می دادیم. در تفسیر هم همین کار را انجام دادیم. البته در تفسیر این کار را با برادرانم انجام دادم. بنابراین توصیه بنده این است که مطالعه بکنند و نترسند، کتاب خیلی بخوانند و نترسند و نگویند به درد نمی خورد، زیرا روزی می رسد که به آن نیاز پیدا می کنند. یک بار در جلسه ای می
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 