پاورپوینت کامل مبلغان دینی و ملاک های رفتاری ۷۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مبلغان دینی و ملاک های رفتاری ۷۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مبلغان دینی و ملاک های رفتاری ۷۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مبلغان دینی و ملاک های رفتاری ۷۵ اسلاید در PowerPoint :

۲۰

روحانیون در مقام مبلغان دینی الزامات رفتاری متعددی دارند. ملاک ها و شاخص های رفتاری این قشر تعیین کننده و مرجع جامعه علاوه بر مطابقت بر عرف مقبول می بایست با چارچوب های خاص این طبقه که اصطلاحا در واژه ترکیبی «زی طلبگی» خلاصه می شود، هماهنگ و منطبق بر آن باشد.

حفظ آبرو در دو قالب شخصی و صنفی، پرهیز از تشبه به نا اهلان و عدم مبادرت به اعمال تنفر برانگیز و رعایت انصاف در رفتار و کردار از جمله مهم ترین پارامترهای چارچوب مورد نظر می باشد که این مطلب موارد یاد شده را مورد کاوش و بررسی قرار می دهد.

آبروی شخصی و آبروی صنفی

حفظ آبرو خصوصا برای روحانی دو مصداق دارد. آبروی شخصی و آبروی صنفی. یعنی طلبه هم باید از شخصیت حقیقی خود در جامعه پاسداری کند و هم شخصیت حقوقی و اعتبار صنفی خویش را نگاه دارد. کار زشتی که طلبه مرتکب شود علاوه بر اینکه آبروی شخصی او را از میان می برد به تنزل جایگاه روحانیت در میان مردم می انجامد و ارزش و اعتبار حاصل از صدها سال مجاهدت و صداقت و خدمت عالمان ربانی را مخدوش می کند. برای از بین بردن ارج و منزلت روحانیت هیچ راهی بهتر از بی قیدی و بی مبالاتی خود روحانیان وجود ندارد. ضربه ای که از این بی توجهی ها به روحانیت وارد می شود بسیار کارآتر و از بین برنده تر از ضربه دشمنان آشکار است.

روحانیون که نماینده رسول خدا و امام زمان هستند در بین مردم، اگر خدای نخواسته، از یکی شان یک چیزی صادر بشود که برخلاف اسلام باشد، این طور نیست که فقط خودش را از بین برده، این حیثیت روحانیت را لکه دار کرده. این یک وظیفه بزرگی به عهده اش هست. روحانی همچو نیست که اگر یک خلافی بکند، بگویند که زید این خلاف را کرده. خلاف روحانی، به اندازه ای که سعه شعاع نفوذش هست، خطایش خطای بزرگ هست. خطایی است که عفوش در درگاه خدا بسیار مشکل است. برای اینکه این نماینده، یعنی مدعی نمایندگی از طرف امام زمان- سلام اللَّه علیه- و اسلام دارد. نماینده امام زمان اگر خدای نخواسته یک قدمی کج بگذارد این اسباب این می شود که مردم به روحانیت بدبین

بشوند. بدبین شدن به روحانیت و شکست روحانیت، شکست اسلام است. آن که حفظ کرده است تا حالا اسلام را، این طبقه بودند. و اگر در این طبقه شخصی، اشخاصی پیدا بشوند که برخلاف مصالح اسلام خدای نخواسته عمل بکند، جرمی است که از آدمکشی بدتر است. جرمی است که از همه معاصی بدتر. برای اینکه جرم صادر می شود از کسی که آبروی یک روحانیت را از بین می برد. مردم را؛ آنهایی که غافل هستند از اسلام، گاهی وقت ها برمی گرداند. این طور نیست که وارد شده است که- چنانچه عالم فاسد بشود عالم فاسد می شود. برای اینکه عالم- به حسب ظاهر- نماینده امام است و اگر خدای نخواسته یک فسادی در او پیدا بشود، فاسد بشود، قشرهای ملت را فاسد می کند. گاهی عالم را فاسد می کند. و از آن طرف اگر صالح باشد، صالح می کند قشرهای ملت را. صالح می کند عالم را.(۱)

مبادا خدای نخواسته به واسطه بعضی از اعمالی که از بعضی از این روحانیون و معممین صادر می شود، … یک وقت یک سستی در روحانیت پیدا بشود. از آن زی روحانیت و زی طلبگی اگر ما خارج بشویم، اگر از آن زی که مشایخ ما در طول تاریخ داشته اند و ائمه هدی- سلام اللَّه علیهم- داشته اند، ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستی به روحانیت بخورد، و شکست به روحانیت شکست به اسلام است. اسلام با استثناء روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه بدهد. اینهایند که اسلام را معرفی می کنند و به پیش می برند و از اول هم همین طور بوده.

اگر ما از زی متعارف روحانیت خارج بشویم و خدای نخواسته، توجه به مادیات بکنیم، در صورتی که خودمان را با اسم روحانی معرفی می کنیم، این ممکن است منتهی شود به اینکه روحانیت شکست بخورد.(۲)

پرهیز از تشبه به نااهلان و تبلیغ یا امضای رفتار آنان

گروه های منحرف نشانه هایی دارند. این نشانه ها گاهی در لباس، گاهی در آرایش سر و صورت، گاهی در کلمات و اصطلاحات و گاهی در رفتارهایشان نمودار می گردد. پاره ای از این نشانه ها با آگاهی و اختیار انتخاب شده و پاره ای دیگر بدون توجه و به صورت تدریجی به یک گروه یا جریان، اختصاص یافته است. به عبارت دیگر برخی از این نشانه ها وضع تعیینی دارد و برخی دیگر وضع تعیّنی. اگر لباس، رفتار یا کلامی به گروهی اختصاص داشته باشد هر بار که مشاهده شود، به صورت طبیعی آن گروه را به یاد خواهد آورد.

بدین ترتیب استفاده از نمادهایی که متعلق به فرهنگ باطل است، تبلیغ و تقویت آن فرهنگ و اعلام حیات و حضور آن در جامعه است. ما با استفاده از این نمادها عضویت خود را در آن اندیشه و وفاداری خود را نسبت به آن اعلام می کنیم، سیاهی لشکر آن محسوب می شویم و از آنها به شمار می رویم.

من تشبه بقوم فهو منهم.(۳) هرکس به گروهی شبیه گردد، از آنها است.

بهره گرفتن از یک نماد پذیرش آن و ابراز مهر به او است و نشان از تولی دارد:

و من یتولهم منکم فانه منهم؛(۴) هرکس از شما که تحت ولایت آنها رود، از آنها است.

انسان موءمن موظف است از مشابهت با نااهلان و منحرفان بپرهیزد. پیامبر اکرم (ص) به امت خود سفارش می فرمودند: ولا تشبّهوا بالیهود(۵)؛ ظاهر خود را مانند قوم یهود مگردانید.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) أَنَّهُ کانَ یکرَهُ اللِّبَاسَ الصَّبِیغَ بِالْعُصْفُرِ وَ یقُولُ لَا تَلْبَسُوا الْحُمْرَهَ فَإِنَّهَا زیّ قَارُونَ وَ هِی صِبْغُ بَنِی أُمَیهَ(۶)؛ امام صادق(ع) لباسی را که با عصفر رنگ شده بود دوست نمی داشت و می فرمود لباس سرخ نپوشید که آن زیّ قارون و رنگ بی امیه است.

یزِیدَ بْنِ خَلِیفَهَ قَالَ رَآنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) أَطُوفُ حَوْلَ الْکعْبَهِ وَ عَلَیّ بُرْطُلَهٌ. فَقَالَ لِی بَعْدَ ذَلِک قَدْ رَأَیتُک تَطُوفُ حَوْلَ الْکعْبَهِ وَ عَلَیک بُرْطُلَهٌ! لَا تَلْبَسْهَا حَوْلَ الْکعْبَهِ فَإِنَّهَا مِنْ زیّ الْیهُودِ(۷)؛ یزید بن خلیفه می گوید امام صادق (ع) مرا در حالی که پیرامون کعبه طواف می کردم و کلاه کوچکی بر سر داشتم دیدند و فرمودند تو را این گونه می بینم! اطراف کعبه این کلاه را نپوش که از لباس یهود است.

مشابهت با گروه های منحرف موجب تبلیغ آنها است و نوع زندگی شان را در نظر مردم موجه جلوه می دهد. هرچه تصویری نمایان تر باشد و بیشتر مشاهده شود عادی تر جلوه می کند و زشتی و ناهنجاری اش کمتر دیده می شود. کمترین موضعی که درباره شعائر و نمادهای فرهنگ بیگانه می توان گرفت، عدم استفاده از آن است که به مرور، به مرگ آن منجر خواهد شد. الباطل یموت بترک ذکره.

غالبا این گونه است که تشبه به نااهلان از نظر مردم زشت و ناهنجار دیده می شود. زیرا معمولا با تداعی تصویر آنان همراه است و نفرت عمومی را از آنان به شخص سرایت می دهد. با این لحاظ پرهیز از تشبه به نااهلان مصداق قانون پیروی از عرف به شمار می رود. همچنین می توان آن را مصداق قانون پرهیز از مواضع تهمت نیز دانست. زیرا با تشبه به منحرفان، شخص در زمره آنان و در معرض اتهام قرار می گیرد.

با این همه می توان موضوع پرهیز از تشبه به نااهلان را یک قانون مستقل و یک اصل ثابت در کنار اصول دیگر دید. زیرا ملاک و حیثیت متفاوتی بر آن حاکم است. تشبه به نااهلان موجب تقویت جبهه باطل، تبلیغ فرهنگ و تأیید روش آنان است. این کار باعث می شود فرد خود را موافق شیوه آنان نشان دهد، کار آنان را به رسمیت شناسد، به آنان اظهار محبت و ارادتی نموده باشد، خیال آنان را از عدم پذیرش و احساس ناهنجاری آسوده ساخته باشد و روش آنان را عادی و بهنجار و طبیعی جلوه داده باشد.

نمادها علاوه بر این که با تبادل سریع پیام، روابط اجتماعی را آسان می کنند، بر ذهن و جان انسان – هر چند در میان جمع نباشد و قصد ارتباط با دیگران را نداشته باشد – اثر می گذارند. نماد با یادآوری معنا و احضار آن در ذهن، توجّه ما را جهت می دهد و غفلت را می زداید. این توجّه در شکل دهی اراده ما بسیار موءثر است. شرکت های بزرگ که برای تبلیغ فراورده های خود، مبالغ هنگفتی هزینه می کنند با جلب توجّه و تداعی معانی مکرّر، در ناخودآگاه وجود ما باورهای جدید ایجاد می کنند و اراده ما را برای خرید آن کالاها تحت فشار قرار می دهند.

نمادی که هر کس استفاده می کند به منزله پرچمی است که بر سر در خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند. همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دلبسته باشد لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد.(۸)

بر این اساس، تغییری که در تیپ ظاهری انسان ها رخ می دهد، نشان از طوفانی درونی دارد که بر زوایای افکار و امیال آنان اثر گذاشته است. لباس انسان در نگاه نخست شأنی از ظواهر اوست و جلوه بیرونی شخصیت او به شمار می رود، اما در نگاه دقیق پیوندی ناگسستنی با باطن او دارد و پرده ای از واقعیات درون او را می نماید.

شاید بسیاری از خوانندگان این مصراع را شنیده باشند که رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ ضمیر، مقصود شاعر این بوده است که تغییر رنگی که به طور طبیعی در چهره انسان پیدا می شود از تغییر وضع و حال درونی او خبر می دهد. ما می توانیم قدری از مقصود شاعر فراتر رویم و بگوییم نه تنها رنگ طبیعی رخساره، بلکه آن رنگ هایی که به طور مصنوعی به رخساره می زنند نیز از سرّ ضمیر خبر می دهد. نوع آرایشی که زنان بر چهره دارند، با احوال درونی و تمایلات روانی آنان ارتباط مستقیم دارد، و نه تنها آرایش چهره، بلکه آرایش همه بدن و شکل و اندازه لباسی که برای خود انتخاب می کنند، از سر ضمیر آنان خبر می دهد.

لباس نه تنها تحت تأثیر فرهنگ جامعه است که معرف شخصیت تک تک افراد نیز هست، و البته میان شخصیت افراد و فرهنگ عمومی جامعه نیز ارتباطی قوی وجود دارد. در جامعه ای که ارزش های والای معنوی و انسانی، بی اعتبار باشد و عالم درون انسان، حیثیت و معنایی مستقل از نمایش ها و جلوه های بیرونی نداشته باشد، قهراً شخصیت انسان به کلی بر پایه توجه دیگران و اظهارنظر آنان درباره وی، شکل می گیرد و پیداست که افراد در چنین جامعه ای سعی می کنند با هر وسیله و از جمله با لباسی که به تن می کنند، برای خود نوعی تشخّص و تعیّن ایجاد کنند. مد و تغییرات بی شمار و بی دلیلی که مرتباً در لباس رخ می دهد، چنین زمینه ای در ضمیر و روان افراد دارد. مخصوصاً در جامعه های غربی که نظام اداری محکم و جاافتاده، ماشینیسم، و تسلط نظام های اقتصادی و دولت ها بر آموزش و پرورش و وسایل ارتباط اجتماعی، افراد جامعه را روز به روز به هم شبیه تر می کند و امکان هرگونه ابراز وجود فردی و ابتکار عمل را از آنان می گیرد، این نیاز به ابراز وجود و خود را از دیگران متمایز کردن، بسیار دیده می شود و فرد وقتی نتواند خود را از راه های منطقی و معقول ممتاز و مشخص کند، به هر اقدام دیگری دست می زند و بسا که سعی می کند با ایجاد هرگونه تغییری در شکل لباس و نوع آرایش سر و صورت، توجه دیگران را به خود جلب کند و خود را از گم شدن در جامعه نجات دهد، چرا که او که به حقیقتی برتر از جامعه، مثلاً خدا، معتقد نیست، گم شدن در جامعه را فنای شخصیت و مرگ خود می داند.

اکنون نوبت مدسازان است که به این عطش سیری ناپذیر پاسخ دهند و از این ضعف اخلاقی که ناشی از یک انحطاط معنوی است، بهره جویی کنند. اما مدپرستی دلایل اخلاقی و روانی دیگری نیز دارد. در جامعه ای که اختلاف طبقاتی شدت دارد، این اختلاف طبعاً در نوع خانه، مدل اتومبیل، سبک زندگی و مخصوصاً در

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.