پاورپوینت کامل در گفت و شنود با دانشوران حوزه امام، انقلاب حوزوی، و روحانیت معاصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل در گفت و شنود با دانشوران حوزه امام، انقلاب حوزوی، و روحانیت معاصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل در گفت و شنود با دانشوران حوزه امام، انقلاب حوزوی، و روحانیت معاصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل در گفت و شنود با دانشوران حوزه امام، انقلاب حوزوی، و روحانیت معاصر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۲۰
اشاره:
امام خمینی (قدس سره)، جلوه ای از حیات طیبه انسانی بود که در هر عرصه و ساحت که رونهاد، نمایه ای از خیرات و برکات کم مانند را بر نمایاند.
یکی از دامنه های وجودی آن بزرگوار، حوزه و روحانیت بود که از آن میراث و سنت برخاست، به افتخارات تاریخی آن تکیه کرد و به نوسازی آن در مواجهه با مسایل زمانه اهتمام ورزید.
به مناسبت سالیاد خاطره عروج حضرت ایشان، اقتراح حاضر تهیه گردید گفت و گو با دانشوران گرانمایه حضرات حجج اسلام: احمدمبلغی (استاد حوزه و ریاست پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی)، محمدعلی مهدوی راد (قرآن پژوه و سر دبیر نشریه آینه پژوهش)، مهدی مهریزی (استاد حوزه و دانشگاه و سر دبیر نشریه علوم حدیث)، دکترنجف لک زایی (استاد دانشگاه و مدیر پژوهشکده اندیشه سیاسی)، سیدضیاءمرتضوی (استاد حوزه و سر دبیر نشریه پیام زن)، معلمی (استاد حوزه و دانشگاه و دبیر انجمن علوم عقلی).
در این گفت و شنود بواسطه تنگنای فرصت، به ارائه ۲ پرسش اصلی بسنده گردید. با تشکر از اساتید که عنایت فرمودند، متن اقتراح را ملاحظه می کنید.
«پگاه»
***
پگاه: حضرت امام خمینی (ره)، در سطوح مختلف و لایه های گوناگون تأثیر گذاری داشتند. در سطح داخلی، تغییر نگرش و ارزش های اجتماعی، جایگزینی نظام و مردم سالاری دینی به جای دستگاه سلطنت، شکل دهی نسل آرمانخواه و عدالت گرا، ایجاد خود اعتمادی ملی و… و در سطح خارجی مسائل گوناگونی چون تقویت جریان اسلام سیاسی در جهان، اعتلا بخشی به نهضت رهایی بخش فلسطین، بی اعتنایی به نظام دو قطبی و…
اما بدون تردید یکی از ساحت ها و مجالات اصلی تأثیر گذاری حضرت امام(قدس سره) فضای «حوزه و روحانیت» بود. چه اینکه تربیت شده این سامان بود، به آن تعلق داشت، در شکل دهی به انقلاب اسلامی از این سامانه حداکثر بهره وری را برد و…
با این مقدمات، یکی از پرسش های اصلی این بود و هست که حضرت امام چه تغییرات و تحولات چشمگیری را در ساحت حوزه و روحانیت پدید آورد؟ مهم ترین این موارد را چه نکاتی می دانید؟
حجت الاسلام و المسلمین مبلغی:
تأثیرگذاری حضرت امام را بر حوزه ها می توان در محورهای زیر ارائه کرد:
۱. دور کردن حوزه از حالت سیاست گریزی؛ پیش از انقلاب، به دلایل مختلف، حوزه یا بخش ها و قسمت هایی از بدنه آن که کوچک هم نبودند، سیاست گریز بودند و از آن، خوف و وحشت داشتند؛ دلیل آن نیز ماهیت تلاش های سیاسی آن رژیم است. گاهی حتی جهل عده ای موجب می شد که نسبت به سیاست و جمع میان آن و دیانت وحشت داشته باشند. امام خمینی در این راه کوشش و فعالیت بسیار کردند و این خوف را دور ریختند و این دور بودن از سیاست، و ترس و گریز از آن را به پایان بردند یا بسیار کم کردند. این تحول بسیار مهم بود.
کوشش امام در این زمینه، از دو راه تحقق یافت: یکی تلاش متراکم برای اثبات اینکه سیاست و دیانت با یکدیگر آمیختگی دارند. وی از نظر تئوری، بسیار اصرار داشت که ثابت کند، این دو نه تنها با هم متغایر و متضاد نیستند که به گونه ای با هم آمیخته و مرتبط هستند. این کوشش علمی موفقی بود که از سوی امام رخ داد. در کنار این کوشش علمی، تلاش های عملی حضرت امام برای ورود در سیاست و پیگیری امور سیاسی و دو قطبی کردن جامعه از نظر سیاسی، سیاست متدینان و سیاست غیر متدینان (سیاست رژیم و طرفدارانش) قرار داشت. این دو قطبی کردن و فضای دو قطبی، در حقیقت حوزه را قانع کرد که سیاست با دیانت آمیخته است و نباید برای ورود به سیاست، ترس و وحشتی داشت؛ حتی کار به جایی رسید که عده ای در آن زمان از عدم ورود به سیاست هراس داشتند و می گفتند: وارد نشدن در این عرصه، یک خیانت است و در جازدن و رو به تحلیل و انزوای بیشتر رفتن است. این تحول فکری از یک سو، و تحول روحی و اجتماعی از سوی دیگر، دو تحول عظیم بود که حضرت امام، با کمک یاران و اثبات به موقع و ذکر دلایل عینی و واقعی و عقلی به وجود آورد. اگر چنین نقشی از سوی حضرت امام رخ نمی داد، چه بسا ما به این سادگی ها و زودی ها، حتی نمی توانستیم، حوزه را متحول کنیم، چه رسد به اینکه جامعه را متحول سازیم.
۲. توجه به مسائل مستحدثه؛ تحول دیگری که امام در حوزه های علمیه ایجاد کرد، نظارت تام و تمام بر روند مواجهه حوزه های علمیه بر مسائل مستحدثه است؛ گویا امام این روند را تحت نظارت خود قرار دادند. با توجه به اینکه حوزه به یک نظام اسلامی اعتقاد داشت، فقه باید پاسخ گوی مسائل می شد؛ از این رو، توجه حوزویان به این معطوف شد که روندی فعال، با نشاط، پویا و پاسخ گو ایجاد کنند. این مسئله دقیقاً مورد نظر حضرت امام بود. شاید امام خمینی در آغاز توصیه ای در این خصوص نداشتند، چون هنوز این روند در حال شکل گیری بود؛ اما در مقاطعی شاهد هستیم که ایشان طبق نگاه خاصی که به حوزه دارد، سخنانی شفاف و هدایتگر در این باره ایراد کردند. در این زمینه می توان به چند محور اشاره کرد که امام دقیقاً به فرایند تعامل حوزه با مسائل مستحدثه و شیوه برخورد استنباطی با آن می پردازد: یکی از این موارد، بحث معروف نقش زمان و مکان است. در آن زمان ما در روندی عادی، ساکن و ساکت به سر می بریم و سخن امام، این روند را شکست و به بحثی داغ در حوزه مطرح شد. این موضوع بیانگر دو نکته است: نخست اینکه روند حوزه در آن زمان، روندی فعال برای مواجهه با مسائل مستحدثه نبود؛ و گرنه اگر واقعاً چنین بود، این بازتاب قوی نباید ایجاد می شد. این بازتاب قوی نشان می دهد که در آن زمان، حوزه روند عادی تری داشت و برای پاسخ گویی، روندی فعال و رو به جلو را در پیش نگرفته بود. نکته دوم این است که امام دقیقاً بر این روند نظارت داشت. حضور امام تنها در حوزه نبود، بلکه او در جامعه به عنوان امام و رهبر جامعه مطرح بود؛ اما اینکه ناگهان به این قشر از جامعه، یعنی حوزویان نظر می اندازد، نشان می دهد که همچنان حوزه برای ایشان مهم است.
پاسخ گویی حوزه به مسائل مستحدثه نیز اهمیت خاص خود را دارد. حوزه می تواند در همه مسائل و واقعیت های نظام تأثیر گذار باشد. اصولاً ایشان بخشی از معضلات جامعه را ناشی از نگاه فقهی فعال از سوی حوزویان به مسائل نظام می دید.
تحول آفرینی امام بیشتر به جنبه های اساسی، بنیادی و زیر ساخت های فکری معطوف گردید. البته برای تحول در حوزه، زمینه های بسیار دیگری هم وجود داشت؛ مانند آموزش و مدیریت حوزه؛ لیکن امام توجه خود را به آن قسمت معطوف ساخت، چون اگر در زیر ساخت های حوزه تحول رخ دهد، خود به خود همه رو بناها این تحول را تجربه می کند.
حجت الاسلام و المسلمین مهدوی راد:
نقش آفرینی حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) را باید در مجموعه جامعه و حتی تحرک های فکری و فرهنگی جهان اسلام مشاهده کرد که حوزه نیز بخشی از آن است. شاید تفکیک آن نیز اندکی دشوار باشد؛ اما اگر بخواهیم آن را در چار چوب تحولات حوزه پس از انقلاب بررسی کنیم، باید نگاهی به پیش از آن بیندازیم، تا حرف های ما درباره تحولات پس از انقلاب معنا دار باشد.
اگر حوزه های علمیه پیش از انقلاب را از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ و از سال ۴۰ تا سال ۵۷ که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، در نظر بگیریم، در بستر فکر، فرهنگ و اندیشه حوزه های علوم اسلامی، تحرک، پیشروی و نگرش نو وجود دارد، ولی این موضوع ،نمود و نماد آن چنانی ندارد. اگر بخواهیم نویسندگان روشن اندیش، پیشرو و دگرگون کننده بستر جامعه را از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۲ بر شماریم، به راحتی قابل شمارش هستند، زیرا تعدادشان آن قدر زیاد نیست که شما به زحمت بیفتید. ما از سال ۱۳۲۰ به بعد، در جامعه اسلامی – شیعی و به معنای اخص در حوزه های علوم اسلامی، تحرک داریم. البته جریان فکری نو اندیشانه، بسیار محدود است.
سال ۴۲ که امام حرکت را آغاز می کند، گرچه جهت گیری اصلی و آغازین، حرکتی سیاسی – اجتماعی بود؛ ولی به صورت طبیعی، به حوزه فرهنگ هم کشیده شد و عملاً حوزه و جامعه را به تحرک وا داشت. در این زمینه نقش امام را می توان چنین تشبیه کرد: حجم وسیعی از آب را تصور کنید که پشت دیواره یک سد ایستاده است و امکان و زمینه سیراب ساختن هکتارها زمین را دارد؛ ولی همین جا ایستاده است و از جایش تکان نمی خورد. کسی می آید و در بخشی از این سد، شکافی ایجاد می کند و آب حرکت می کند. وقتی این حرکت آغاز شد، دیگران به فکر می افتند که چگونه این آب را هدایت کنند که خرابی به بار نیاورد ،و جهت گیری درستی بیابد؛ سیراب کند؛ هنجار به وجود بیاورد و جلوی ناهنجاری ها را بگیرد. امام در عمل یک چنین کاری کرد؛ یعنی مجموعه عظیم و مهمی ساکت ایستاده بود، به حرکت درآورد.
این نیروی عظیم به حرکت در آمده بود و بدنه آن هم باز تربیت شده های خود امام بودند و عملاً تحت هدایت ایشان قرار گرفتند. از سال ۴۲ تا ۵۷، قریب به اتفاق اهل قلم، کسانی هستند که به فضای فکری امام تعلق داشتند. باز هم تعداد آنها قابل شمارش و آمارگیری است و چهره های مشخصی هستند.
همه اینها پیش از انقلاب، در فضایی سیاه، تاریک و پر اختناق به سر می بردند؛ برای مثال مقام معظم رهبری در مشهد کتابی را از سید قطب ترجمه کرده بودند که «آینده در قلمرو اسلام» (المستقبل لهذا الدین) نام داشت. سید قطب فکری پیشتاز داشت. ایشان کمی پاورقی به آن افزود و در برخی پاورقی ها، به تحرک های سیاسی – فرهنگی شیعه اشاره کرد. این کتاب نه تنها مصادره شد، بلکه تهیه کنندگانش هم به زندان رفتند. در چنین فضایی، این حرکت فکری انجام می شود.
وقتی امام، انقلاب را، به تعبیر خودشان، به پشتیبانی این مردم به پیروزی رساند چه اتفاقی اتفاد؟ نخست اینکه این مانع بسیار مستبد شکست و این فضای تاریک، به سفیدی گرایید. اهل اندیشه و فکر به تحرک وا داشته شد و از همه مهم تر اینکه خود را باور کرد. به گمان من، مهم ترین نقشی که امام پس از انقلاب، در حوزه ایفا کرد، به خود باوری رساندن نیروهایی است که نتوانسته بودند، باور کنند که می توانند فکر کنند و طرحی نو دراندازند؛ اندیشه به روز داشته باشند و این اندیشه به روز را بگسترانند. جالب اینکه نه تنها کسانی که سنشان در حد ماست، بلکه افراد از ما مسن تر هم این مسئله را لمس کردند .
کمی پیش از سال ۴۲ که مجله «مکتب اسلام»، مجله ای که می خواست با اندیشه، فکر و زبان نو، اسلام را عرضه کند، منتشر شد، یکی از بنیان گذاران این مجله، صریحاً به بنده فرمودند که ما وقتی آن را چاپ می کردیم، نسخه هایش را زیر عبا به این و آن می داریم. وقتی می فهمیدند که طلبه ها این مجله را در آورده اند، ایراد می گرفتند و می گفتند: « این روزنامه نویسی است!» پشتیبانی های آقای بروجردی (ره) موجب شد که ما نفس راحتی بکشیم .
اما شما بلافاصله پس از انقلاب، در همین حوزه، شاهد ظهور و بروز مجله «حوزه» هستید که از نخستین شماره اش، طرح روشنفکری، بیدارگری، پیشتازی، دگرگونی وتحول را در سر دارد. من خود چون از بنیانگذاران این مجله هستم، این مطلب را به شما می گویم. در خاطراتم هم کم و بیش آمده است که از جاهایی که این مجله، مستقیماً از آنجا پشتیبانی می شد، دفتر خود امام بود. مرحوم حاج احمد آقا از آقای عبایی (رحمت اله علیه) پشتیبانی می کردند و ایشان هم از ما حمایت می کرد. تاریخچه مختصری از این ماجرا در شماره صدم مجله حوزه آمده است. به گمان من، تاریخ این مجله باید به درستی نوشته شود، تا معلوم شود که چه تحولی، به لحاظ نگاه، برنامه و مسایل دیگر در حوزه ایجاد کرد.
روزی در یکی از انتشاراتی های تهران بودم و گروهی از اهل قلم و اندیشه، این مجله را با شور و شعف می خریدند و به ناشر که مرا می شناخت می گفتند : عده ای از بچه مسلمان های غیر حوزوی علاقمند به حوزه، این مجله را در تهران چاپ می کنند و بعد به اسم حوزه پخش می کنند که برای حوزه آبرو درست کنند، و این مجله مال حوزویان نیست. حوزویان کی بلدند که این گونه قلم بزنند؛ از کجا بلدند که مجله در بیاورند و به این صورت صفحه آرایی کنند؟!
وقتی من به آنها گفتم که این مجله، حتی صفحه آرا و حروفچینش هم طلبه است، باور نمی کردند و وقتی گفتم که من خود سر دبیر این مجله ام، برایشان بسیار عجیب بود که در حوزه چنین اتفاقی می افتد.
وقتی ما «آینه پژوهش» را منتشر کردیم، نامه ای به دست ما رسید که البته به دلایلی آن را چاپ نکردیم. یکی از اهالی کتاب، مجله و قلم این کشور که همه ایران او را می شناسند و در حوزه نقد و اظهار نظر درباره کتاب، آدم کم نظیری است، نامه ای به ما نوشت که حوزه باید این کار را پنجاه سال پیش انجام می داد، و اکنون دیر است. بنابراین، حرکت امام موجب شد که این نسل حوزه، خود را شناخت و باور کرد. من بی اینکه به یک غرور دروغین آلوده شوم، به شما عرض می کنم که اگر کاری که حوزویان پس از انقلاب، در وادی قلم و پرداختن به مباحث روز انجام داده اند، تنظیم شود و به صورت تاریخ در بیاید، نشان خواهد داد که فعالیت نسل حوزوی پس از انقلاب، در ساحت فکر و اندیشه، به هیچ وجه با فعالیت اهل قلم در بیرون حوزه یا فعالیت های حوزه پیش از انقلاب قابل مقایسه نیست. با این همه باور دارم که با توجه به پتانسیلی که در حوزه وجود دارد، آنچه اتفاق افتاده خوب است، ولی کمال مطلوب نیست و تا کمال مطلوب، فاصله بسیار داریم.
عجیب اینکه هنوز هم بیرون حوزه نمی تواند این واقعیت را بپذیرد. امروزه در حوزه بسیاری هستند که زبان های متعددی را فرا گرفته اند و بسیاری دیگر نیز بر بهترین جریان های اندیشه ای مسلط اند. در سال گذشته وقتی که متفکران لبنانی به اینجا آمده بودند، در همین دفتر تبلیغات، با حالت خاصی می گفتند که باید نسل امروز طلاب، با اندیشه های نو و امروزی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جهان عرب آشنا بشود. سپس فکرش را عرضه کند. همانجا طلبه ای طی بیست دقیقه، جریان های فکری عرب ها را از عبده تا به امروز، برایشان گزارش داد و آنها انگشت به دهان مانده بودند.
این روند فکری را امام با شکستن مانع ها به وجود آورد و این حباب را از سرها برداشت و ناگهان این انفجار ایجاد شد. البته این امکانات و جریان های اندیشه ای، این نیرو و حرکت بالقوه، آن چنان که باید هدایت نشد، بلکه به طور خود جوش بود. ده ها طلبه را سراغ داریم که با همان حرکتی که امام آغاز کرده بود، به صورت خود جوش حرکت کردند و کارهای بزرگی را در عرصه های گوناگون انجام دادند؛ تحقیق، بازسازی متون کهن، تألیف، عرضه معلومات و معارف حوزه به زبان امروز و …، کارهای بزرگی صورت گرفته است. دو سه ماه پیش، طلبه ای پیش من آمد که یک متن قرن سومی را تصحیح و نقد کرده و بر آن پاورقی نوشته بود. اگر شما این طلبه را نمی شناختید، فکر می کردید که یک محقق بنام، در عرض شصت سال این کار تحقیقی را انجام داده است؛ اما او تنها ۲۶ سال داشت! وقتی از او پرسیدم که آیا کسی شما را راهنمایی کرده است گفت :نه، من خود خوانده ام و روی پای خود ایستاده ام.
این وجه فعال، عمیق، ژرف و گسترده حوزه، هنوز هم مظلوم است و عرضه نشده است. امروزه می توان دریافت که امام با شکستن این دیواره، و به باور رساندن نسل حوزوی و به حرکت آوردن آنان، چه نهضت بزرگی را به ثمر نشانده است.
خلاصه اینکه امام، بیداری، تحرک و روشنگری را با شکستن مانع ها و به باور رساندن نسل حوزوی به وجود آورد و این حرکت میمون که بسترهای آغازینش پیش از انقلاب شکل گرفته بود، هم چنان ادامه دارد. این حرکت امام، بیش از چهل سال پیش شکل گرفت و به پیش رفت، و باز تأکید می کنم که اگر در آن زمان به درستی هدایت می شد، چندین برابر آنچه که امروز شاهد آن هستیم، مثمر ثمر می شد.
حجت الاسلام و المسلمین مهریزی:
به نظر می رسد اندیشه و فعل اجتماعی امام دو عامل تأثیر گذار در تحولات حوزه های علمیه به شمار می رود. مستند اندیشه امام آثار مکتوب ایشان که قریب به پنجاه جلد است و سخنرانی ها و نامه ها که قریب به بیست و پنج جلد است، می باشد. مراد از فعل اجتماعی امام تحقق انقلاب اسلامی است.
این تحولات را می توان در دو عرصه یا دو زمینه بررسی کرد: بخشی از آن را به اصطلاح امروزی ها، می توان در قالب سخت افزاری مطرح کرد که نمود عینی دارد و قابل مشاهده است. بخش دیگر هم جنبه سخت افزاری دارد؛ یعنی تحولاتی که در فکر حوزوی ها و روحانیت، و روش تفکر، تفسیر و نحوه استنباط از دین به وجود آمد. اکنون در نظر دارم، تحولاتی را که امام در این دو بخش ایجاد کرد، توضیح بدهم. در بخش نرم افزاری، پس از انقلاب اسلامی در حوزه اتفاقاتی رخ داده است که به امام منسوب است. انتشار همین مجلاتی که در حوزه علمیه به راه افتاد و مقایسه این مجلات با نشریات پیش از انقلاب، بسیار قابل توجه است؛ حال چه مجلات دفتر تبلیغات اسلامی یا سایر مراکز حوزوی. هم چنین راه اندازی مراکز پژوهشی ای که پس از انقلاب اسلامی در حوزه های علمیه شکل گرفت، مراکز آموزش زبان که بخشی از آن را دفتر تبلیغات برگزار کرده بود، و نیز شکل گیری رشته های جدید در حوزه های علوم انسانی در حوزه که متکفل آن، یا مراکز حوزوی بودند یا مراکز دانشگاهی.
شکل گیری کتابخانه ها و مراکز دیگر و… بخشی از تحولاتی است که رخ داده است. زمانی من این تحولات را بر می شمردم. شاید تعداد آنها به یازده بند یا یازده محور رسیده بود.
بخش دیگری از تأثیرات امام، تحول در حوزه های علمیه، در بخش نرم افزاری است. بعضی از نمودهای آن که در مجموعه افکار روحانیت به وقوع پیوست، عبارت است از:
۱. توسعه درس های فلسفی و عرفانی در حوزه های علمیه که تا پیش از انقلاب یا بسیار اندک بود یا در برخی مواقع با مخالفت و ممانعت مواجه می شد.
۲. به نظر من نمود دوم این است که منطق دین شناسی از سوی امام، از حالت تحجر و رکود خارج گردید؛ فتواهایی که ایشان در بعضی زمینه ها دادند؛ نامه هایی که میان ایشان و برخی شاگردانش رد و بدل شد، در زدودن منطق تحجر در استنباط، فهم، تفسیر و برداشت های دینی، مؤثر بود و آن را متحول ساخت. فهم دین و تفسیر آن، باید با اتفاقاتی که در زندگی انسان ها رخ می دهد، همراه باشد.
۳. خارج کردن فقه امامیه از وادی زندگی فردی و سوق دادن آن به حوزه اجتماعی نمود سوم است. امام حکومت را فلسفه عملی فقه می دانستند و به همین جهت بحث های جدیدی در بخش های دیگر فقه، در حوزه به راه افتاد؛ بحث ولایت فقیه، قضا، شهادات و بحث های دیگری که به شکل های تلفیقی در حوزه مطرح گردید.
۴. از چیزهای دیگری که موجب تحول در حوزه بوده یا لااقل ادبیات جدیدی را پدید آورد، بحث انسان به صورت عام و زنان به صورت خاص است؛ یعنی مسئله انسان و کرامت انسانی که می تواند، در زندگی خودش تأثیر گذار باشد و باید به عنوان یک محور به آن توجه شود. زندگی خصوصی او محترم است و وی اختیاردار زندگی خودش است.اینها ادبیاتی بود که امام ایجاد کرد و تا اندازه ای در حوزه ها مطرح شد.
اینکه انسان به عنوان انسان، شخصیت و حرمت دارد، و اینکه حکومت تا چه میزان می تواند، در حوزه زندگی اثر بگذارد و در آن وارد شود و به ویژه اینکه زن ها بخشی از جامعه انسانی هستند و قابلیت های نهفته آنها باید فعال شود و به فعلیت برسد. آنها باید مشارکت اجتماعی داشته باشند، زیرا آنان می توانند بفهمند و تحلیل کنند، این هم بخشی از تحولات نرم افزاری امام در حوزه های علمیه است.
بنابراین، چهار محور در عرصه تحولات نرم افزاری مطرح گردید:
۱. توجه به مباحث عقلی.
۲. خارج شدن منطق فهم و اجتهاد دینی از تحجر، به فهم همراه با تحولات زندگی.
۳. خارج شدن فقه از زندگی فردی به سمت زندگی اجتماعی.
۴. توجه به جایگاه و کرامت انسان و به طور خاص، زنان در حوزه مسائل دینی .
حجت الاسلام و المسلمین مرتضوی:
مهم ترین تحولی که امام خمینی در حوزه ایجاد کردند، تغییر نوع نگاه حوزویان به دین و حضور آنها در متن جامعه و زندگی مردم بوده است. از همین نگاه، تحول مهم دیگری که ایشان رقم زدند، تحول در نوع نگاه حوزه به خود و فلسفه وجودی حوزه است. این دو تحول محوری که یکی به پیامد دیگری است، در بطن خود تحولات و پیامدهای مبارک دیگری را رقم زده است. ایشان فعال ساختن و مشارکت حوزه ها و روحانیون در مبارزه، حرکت آنها برای به دست گرفتن رهبری فکری و عملی جامعه و تشکیل نظامی اسلامی را نیز از همین نقطه آغاز کردند و تعریف و شناخت تازه ای را از اسلام و جامعیت آن و حتی جامعیت ابواب فقهی و غلبه ابواب اجتماعی و عمومی بر فصول عبادی و فردی ارائه کردند. ایشان هم چنین به رسالت دین و فلسفه حضور آن در جامعه و زندگی، و نقش همه جانبه و تنگاتنگ آن با حیات مسلمانان پرداختند؛ در واقع حلقه وصلی برای بازگشت دوباره حوزه ها به جامعیت و جایگاه و رسالت اسلام بودند. سخنرانی های نجف و مباحث آغازین ولایت فقیه، نشان این نکته است.
بدیهی است که اگر مرکزی چون حوزه که فلسفه وجودی آن شناخت و تبلیغ دین و هدایت جامعه است و این ابزار و سرمایه را نیز در اختیار دارد، به جایگاه و موضوع کار و علم خود، یعنی دین به خوبی توجه کند، سرآغاز چه حرکتی خواهد شد، چرا که به سرمایه های فکری و علمی بیرونی نیازی ندارد و تنها لازم است که آن را به موجودیت واقعی دین و شریعت پیوند دهیم؛ امام«قدس سره» این هنر را داشت؛ فقیه بزرگی که فقه را «تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور» می داند.
تحول در نوع نگاه به اسلام و فلسفه حضور و بقای آن، در نوع نگاه مرکز و صنفی که خود را متولی امر دین و تبلیغ و دفاع از آن و پیاده کردن آن می شمارد، تأثیر مستقیم دارد. در این شرایط، ایجاد سازگاری و همخوانی میان وضع موجود و فلسفه حقیقی دین و شریعت، دغدغه اصلی حوزه ها خواهد شد. امام خمینی به خوبی توانست، هم زمان با ایجاد تحول در نوع نگاه به خاستگاه دین و جامعیت و بقای آن، از همین منظر و زاویه، به تحول درونی حوزه ها پل بزند، چرا که حوزه ها رسالت خود را امر دین و شریعت دانسته و طبعا باید میان این رسالت و آن موضوع، سنخیتی بر قرار باشد. از این رو امام موجب شد که حوزه ها و روحانیت، پس از رخوت و فترتی که پس از مشروطه و سرخوردگی و عقب ماندگی روحانیت و حوزه ها پیش آمده بود، و برخی حرکات مقطعی نیز نتوانسته بود، تأثیری کلی بگذارد، نگاهی دوباره و متفاوت به موجودیت خود و فلسفه حضور و بقای خود بیندازد. این دو نگاه، طبعا تحولات و پی آمدهای دیگری نیز داشت که ظهور و بروز یافت؛ به ویژه که به پیروزی انقلاب اسلامی، شکل گیری نظام اسلامی و حضور گسترده روحانیت و حوزه ها، در عرصه عمل و مهم ترین مسئولیت های فکری، سیاسی و اجرایی متصل شد.
ضامن به نتیجه رسیدن این دو تحول، امر سومی بود که امام برای باوراندن آن بسیار کوشیدند، و آن اینکه «حوزه ها می توانند». اگر حوزه ها نگاه درستی به دین، فقه و شریعت داشته باشند و اگر جایگاه حقیقی خود را دریابند، توانایی بازیابی نقش خود و دین را دارند. امام این امر را به باوری عمومی در بدنه حوزه ها تبدیل کردند که روحانیت، اگر بخواهد، می تواند. روحانیت از سویی سرمایه دین و فقه را در اختیار دارد و از سوی، دیگر قدرت مردم را. به رغم آفت ها، کاستی ها و عقب ماندگی هایی که طی چهار دهه گذشته داشته ایم، تجربه نشان داده که حوزه ها، اگر بخواهند، به فراخور همین خواست و همت، توانسته اند.
نا گفته پیداست که دشوارترین تلاش ها و اقدامات ایشان، کوشش برای بازنگری حوزه ها و روحانیت در خاستگاه و فلسفه وجودی خود و جایگاه اجتماعی و نقش خویش بوده است. شکوه هایی که بخشی از آن را در پیام مهم «اسفند۶۷» خود به روحانیت باز گفتند، که به همین بُعد از حرکت ایشان نظر دارد.
به طور کلی و در یک دسته بندی، می توانیم مجموع تحولات حوزه را در طول زمان، در چهار دسته بررسی کنیم:
۱. تحولات فکری و بینشی.
۲. تحولات روشی و شکلی.
۳. تحولات رفتاری و زیستی .
۴. تحولات اداری و مدیریتی.
حجت الاسلام و المسلمین معلمی:
امام خمینی در حوزه ها حداقل دو گونه تأثیر داشتند و یک سری تحول نیز در آن ایجاد کردند. تأثیر نخست ایشان در مقام یک استاد حوزه بود. تمام کسانی که در حوزه در کرسی تدریس نشسته اند، اعم از مراجع تقلید یا مدرسان و اساتید سطوح مختلف، در حوزه تأثیراتی داشتند؛ لیکن تأثیرات آنان شدت و ضعف دارد؛ برای مثال علامه طباطبایی استاد تفسیر و فلسفه بودند و نقش به سزایی در این رستا داشتند. حضرت امام نیز در فقه، اصول ، فلسفه و شاید تا اندازه ای در تدریس های خصوصی عرفان بسیار تأثیر گذار بودند. یک استاد، فقیه، اصولی، فیلسوف و عارف می تواند با تدریس و شاگرد پروری، تحولی شگرف ایجاد کند که اتفاقاً مسئله شاگرد پروری در حضرت امام برجسته است. استاد شهید مطهری، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مصباح و بسیاری بزرگان که اکنون منشأ اثر هستند شاگرد حضرت امام بودند.
تأثیر دیگر ایشان را باید در دیدگاه های ویژه ایشان جست که به طور کلی با دیگر مراجع متفاوت بوده است. مراجعی بودند که مثل حضرت امام به ولایت فقیه و تشکیل حکومت دینی معتقد بودند؛ ولی آن که برای ولایت فقیه، حدود و اختیارات بسیار گسترده ای قائل بود و می فرمود که هر چه قدر هم در راهش کشته بدهیم، زندانی داشته باشیم، آسیب ببینیم و لطمه بخوریم، باز هم ارزش دارد، امام بود و این دیگر نظر بقیه مراجع نبود. برخی آنان می گفتند که نه، اگر قرار باشد که کار به خون و خون ریزی و کشتار منتهی شود، ما سکوت می کنیم؛ ولی امام می گفت: اگر اصلاً همه ما هم کشته شویم، باید در این راه گام برداریم.
ایشان درباره مسائل جمعی و حکومتی جهان اسلام چنین دیدگاهی داشتند. درباره مسئله جهان اسلام نیز دیدگاه ایشان با نظر بقیه مراجع متفاوت بود. این مسائل موجب گردید که ایشان انقلابی را پایه ریزی کند که در کل ایران و از جمله خود حوزه و حتی نوع نگاه مراجع تقلید و بزرگان، تاثیر گذاشت. او با انقلاب، رژیم را تغییر داد و به لطف و عنایت خدای متعال، حکومتی اسلامی تشکیل داد و به طور کلی اسلام را در قلمرو اجتماعی فعال ساخت.
پس تحولی که او ایجاد کرد، نه تنها در سطح مردم ایران یا تنها در میان طلاب، بلکه حتی در دیدگاه بزرگان و مراجع هم قابل مشاهده است. ایشان به توجه و نگاه مراجع به مسئله حکومت و بخش های اجتماعی و سیاسی دین، جدیت و قوت خاصی بخشید. در آن زمان، از بیانات مراجع چنین بر می آمد که آنها هم تنها آرزوی چنین وضعی را داشتند و حتی فکر هم نمی کردند که این کار صورت پذیرد و اصلاً در باورشان نمی گنجید؛ ولی این موضوع برای امام، باوری بسیار روشن بود. ایشان پیش از پانزده خرداد ۴۲ فرمایشاتی دارد که نشان دهنده امیدواری ایشان به تحقق این امر است؛ با اینکه در آن زمان، هیچ علامت و نشانه ای از پیروزی وجود نداشت.
تئوری و اندیشه بستر ساز و زمینه ساز انقلاب این است که تشکیل این حکومت، ضرورت دارد و هر چقدر هم هزینه داشته باشد، باید بپردازیم. از این رو امام پای همه چیزها ایستاد.
مراجع دیگر هم چنین آرزویی داشتند؛ اما ذهنشان درگیر ضرورت، میزان سرعت یا بررسی آسیب های اجتماعی انقلاب بود. برخی به لحاظ تئوری می گفتند که باید احتیاط کرد؛ ولی امام معتقد بود که در خلاف آن احتیاط است؛ یعنی احتیاط در عدم اقدام برای انقلاب و تشکیل حکومت اسلامی. اگر اکنون که زمینه آماده است، ما این کار را نکنیم، دیگر نمی توان انقلاب کرد. امام در یکی از سخنانش می فرماید که اگر ما امروز انقلاب نکنیم، معلوم نیست که تا صد یا دویست سال دیگر، بتوانیم انقلاب بکنیم. پس احتیاط در این است که اکنون انجام بشود. می خواهم بگویم که این یکی از مهم ترین اندیشه های بستر ساز انقلاب بود که بعدها عیناً اجرا گردید.
نکته دیگری که به نظر من، امروزه بیشتر به آن احتیاج داریم، مطرح کردن نظریه حکومت یا تمدن جهانی اسلام است. حضرت امام موجب شد که دو سمینار در این باره برگزار گردید و درباره مسائل حوزه بحث کردند؛ برای مثال حوزه و اقتصاد، حوزه و سیاست، جایگاه و اهداف روحانیت، آموزش، پژوهش و… .
به نظر من، پیامی که امام به آن سمینار دادند، ارائه راهکار برای حوزه ای بود که قصد دارد پاسخ گوی جهان اسلام و حتی بالاتر، جهان کنونی باشد. امام در آنجا نیز آرمان حکومت یا تمدن جهانی اسلام را ارائه می دهد. ظاهراً پیش از سمینار دوم تردید از من است که حضرت امام در قید حیات نبودند و در زمان رهبری مقام معظم رهبری، این مباحث به همان شیوه ادامه یافت؛ به این صورت که ما بیاییم و حوزه ای بسازیم که منفعل نباشد؛ و آن گونه که تا ما مشکلی پیدا می کنیم، آن را به عرصه حوزه ببریم تا بر طرف بشود، بلکه ما باید پنجاه سال جلوتر از ضرورت های خود، حرکت کنیم. زمانی که حضرت امام این پیام را دادند، ما حداقل پنجاه سال از ضرورت هایمان عقب تر بودیم؛ پس باید پنجاه سال کار کنیم تا عقب ماندگی ها را جبران کنیم و بعد چقدر کار کنیم تا پنجاه سال به جلو بیفتیم. پیام امام در سمینار نخست این بود که حوزه باید خود را به انواع علوم و فنون مربوط به حوزه مجهز سازد و به صورت فعال، پاسخ گویی شبهات و نیازهای جهان اسلام و تشیع باشد.
حجت الاسلام و المسلمین لک زایی:
در بررسی نقش و جایگاه حضرت امام در تحولات حوزه های علمیه، لازم است از منظرهای مختلفی به این بحث بنگریم؛ یک منظر به رابطه میان نظام جمهوری اسلامی و حوزه های علمیه و توقع امام از حوزه ها باز می گردد. در نظر حضرت امام روحانیت، حاملان تفکر راهبردی نظام جمهوری اسلامی هستند. عبارت «حاملان تفکر راهبردی» حاوی چند مطلب است؛ نخست اینکه نقش رهبری در جمهوری اسلامی، بر عهده روحانیت است. دیگر اینکه افزون بر نقش رهبری و پیشگامی، تأمین محتوا در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر عهده روحانیت است. هم چنین نظارت بر این مسائل نیز بر عهده روحانیت است.
بنابراین اگر بپذیریم که روحانیت حامل تفکر راهبردی نظام است، باید در این حوزه، حضوری جدی و مؤثر داشته باشد. حوزه راهبردی نیز سه مؤلفه کلیدی دارد: تعیین اهداف، تعیین شیوه ها و راه های رسیدن به اهداف، و مؤلفه پشتیبانی و امکانات. اهداف نیز خود به اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم می شود. شیوه های رسیدن متنوع و امکانات هم طبیعتاً متنوع است.
با توجه به این محور به نظر می رسد که تفاوت جدی حوزه پس از انقلاب با حوزه پیش از انقلاب رویکرد آن به این نقش راهبردی است. به اعتقاد من حضرت امام (قدس سره) تلاش زیادی داشتند تا حوزه را به این نقش راهبردی نزدیک سازند. این مسئله البته پیش از انقلاب شروع شده بود و پس از انقلاب هم به صورت گسترده تری ادامه یافت. آنچه در تبیین این مسئله پیش از انقلاب به یاری ما می آید، سیره سیاسی خود حضرت امام است. ایشان در مقایسه با دیگر حرکت ها و شیوه های مبارزاتی، شیوه ای خاص را پیش گرفتند که به نظر من شیوه ای راهبردی بوده است که به اختصار به آن می پردازیم.
پیش از انقلاب مسائل مختلفی حرکت اسلامی و آموزه های آن را تهدید می کرد؛ مارکسیزم، بهائیت، فساد و بی حجابی، تبلیغ دین مسیحیت در ایران و…
امام خمینی (قدس سره) مبارزه با هیچ یک از این تهدیدات را به صورت مستقل در دستور کار خود قرار نداد؛ در حالی که گروه های دیگر، با هر یک از این تهدیدات به صورت خاص مبارزه می کردند؛ برای مثال برخی همه هدفشان این بود که با مارکسیزم مبارزه کنند یا همه هدفشان این بود که با بهائیت یا مفاسد آشکار اجتماعی بستیزند؛ اما امام خمینی وارد هیچ یک از این فضاها نشدند. در دیدگاه ایشان، ما باید تهدید و آسیب اصلی را هدف قرار دهیم که همان اصل نظام سلطنتی است. اگر بخواهیم تهدیدهای جزئی از قبیل مارکسیسم و مفاسد و… بر طرف شود، باید عامل، باعث و بانی این تهدیدات را از سر راه بر داریم؛ از این رو می بینیم که امام در آغاز حرکت مبارزاتی خود به صورت هم زمان، استبداد و استعمار را با هم هدف قرار می دهد و سپس بحث حکومت اسلامی را در پی آن مطرح می کند.
این حرکتی راهبردی است. از ویژگی های یک حرکت راهبردی این است که ما خود را گرفتار مباحث و مسائل فرعی و حاشیه ای نکنیم، بلکه مسئله اصلی را شناسایی کرده، متناسب با همان هدف گذاری کنیم.البته امام با در نظر گرفتن همان سه مرحله پیش گفته، یعنی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، و به کار بستن آن، موفق می شوند که نظام سلطنتی را ساقط کنند و نظام جمهوری اسلامی را با اتکا به آرای مردم، مبتنی بر آموزه هایی دینی، بنیان گذارند. انتظار امام این بود که حوزه نیز به این سمت بیاید و علما، روحانیت و مراجع در این مسیر قرار گیرند تا مسائل راهبردی جهان، دغدغه آنها باشد.
امام مسائل راهبردی را در سه سطح ایران، جهان اسلام و سراسر جهان در نظر گرفته بود. اما درباره اینکه این تحول در حوزه های علمیه پس از انقلاب اسلامی چقدر حاصل شده است، صورتی تشکیکی و مراتبی دارد؛ در بخش هایی از حوزه که به نظر من، عمدتاً حاشیه آن به شمار می آید، این اتفاق افتاده است؛ ولی در متن حوزه های ما هنوز این تحول رخ نداده است.
پگاه: امام (ره) برای حوزه و روحانیت رهنمودها و تعالیم خاص داشتند. همچنین با سلوک رفتاری و نیز منطق عملی خود پیام هایی را برای تحولات و نوسازی در حوزه داشتند. همانگونه که اشاره داشتید، مواردی قابل توجه را می توان یافت که نمایه حضور امام در فضای حوزه است و حوزه های علمیه قبل و بعد از انقلاب را متمایز می کند. اما در این میان، به نظر می رسد که فاصله های ناپیموده هم اندک نیستند. به نظر حضرتعالی، چه بخش هایی از آن منطق علمی و عملی ایشان در مورد حوزه و روحانیت، هنوز نمود کافی خود را پیدا نکرده است؟
حجت الاسلام و المسلمین مبلغی:
چنان که می دانید، هیچ اندیشه ای وقتی از یک حوزوی و در درون حوزه مطرح می شود، بی نمود نیست، چه رسد به اینکه آن را شخصیتی تاریخی و تأثیرگذار، چون حضرت امام مطرح کند؛ ولی بحث در این است که میزان این نمود چه اندازه بوده است؟ آیا شتاب عادی خود را داشت، یا اینکه می توانست داشته باشد و به دلایلی، این تأثیر پذیری از حضرت امام، شتاب لازم را نداشت؟ حقیقت این است که ما نمود و بازتاب اندیشه های ایشان را در حوزه مشاهده می کنیم و این چیزی نیست که قابل مشاهده نباشد؛ ولی این نمود بیش از آنکه در نسل های پیشین و شخصیت های شکل گرفته و به حد کمال رسیده حوزه مشاهده شود، در نسل های جدیدتر، به همراه برخی عناصر فرهیخته نسل گذشته دیده می شود.
نسل گذشته نیز از چند حال خارج نیست: یا در وضعیت ابهام نسبت به سخنان امام قرار دارد و با نگاهی پر ابهام با مسئله مواجه می شود، یا در جایگاه تفسیر سخنان امام قرار داشتند؛ به گونه ای که هیچ تحولی در واقع رخ ندهد؛ گویی امام تعبیرهای جدیدی از آن چه در واقع بوده است، ارائه نمی کند. یا اینکه چنین تفسیر می کردند که چون امام در جایگاه ویژه ای به سر می برد، مصلحت این است که چنین صحبت کند؛ چون جامعه پر از حقوقدان و اندیشمند است و مصلحت ایجاب می کند که ایشان چنین سخن بگویند. این نیز دیدگاهی بود که احیاناً کم و بیش وجود داشت. البته بخشی از نسل گذشته نیز این گونه نبودند، بلکه مطلب امام را گرفتند و آن را امری نامعقول و نا موجه ندیدند.
گروه اخیر را می توان به دو دسته تقسیم کرد: یک دسته با اینکه به حقانیت آنچه امام می گوید، پی برده بودند، از بر ملا کردن طرح ایشان ابا می کردند. دلیل آن نیز مخالفت های گروه های دیگر از نسل پیشین بود. اما عده دیگری هم بودند که از گفتن این واقعیات ابایی نداشتند و آن را مطرح می ساختند.
گروه دیگری هم سخن امام را پیش از آنکه ناظر به یک تحول فکری باشد، بر آمده از یک مصلحت می دیدند، اینها شاید تنها شمار اندکی از حوزویان، یا اصلاً در حکم عدم بودند؛ اما به هر حال مشاهده می شدند. احیاناً موضع توقف، تفسیر و تفسیر به مصلحت، از مواضع رایج در میان نسل گذشته بود و به همین جهت ما جز در مواردی معدود، تأییدی برجسته و قوی نمی بینیم؛ اما چون گروه چهارم، گروه قابل توجهی بودند، هر زمان به جلو می رفتند، دیگر گروه ها نیز با آنها همراهی می کردند و به صحنه می آمدند و دیدگاه های امام را تأیید می کردند.
پس ما از سوی نسل گذشته، تهدیدی نسبت به اندیشه امام نمی بینیم، بلکه طی گذشت زمان، گونه ای همراهی را از سوی گروه هایی از آنها مشاهده می کنیم؛ ولی نسل فعلی، به خصوص نسل فاضل تر حوزه، این اندیشه را به صورت کامل پذیرفته اند؛ اگر چه تا اثبات اندیشه دخالت نظام ها در تغییر موضوعات راهی دراز داریم.
اندیشه امام در واقع دو بند دارد: یکی اینکه «اگر ماهیت موضوع واقعاً تغییر یابد، باید حکم خاص آن را در منابع یافت و جست و جو کرد». این مورد اشکال نیست؛ چون کبرایی است که از اول بوده؛ لیکن امام آن را برجسته ساخته است. محور دیگر سخن امام این است که «نظام های جهانی، موضوعات را تغییر می دهند». این به معنی تنقیح صغراست. آن کبری مورد بحث نیست، اما تنقیح و اثبات صغری، کاری است که نسل جدید باید انجام دهد. اگر نظام ها را تغییر می دهند، در چه دامنه، با چه قیود، چگونه و به چه دلایلی این گونه اند؟
از این رو این بخش همچنان در حد شعار و طرح اولیه باقی مانده و کسی به سمتش نرفته است. این یک آسیب و آفت است که حوزه بیش از آنکه به فکر اثبات یا تعیین حدود و دامنه تأثیرگذاری نظام ها بر موضوعات باشد، به تکرار سخن امام دست می زند. در صورت تداوم این روال، ضربه مهلکی به حوزه وارد خواهد شد. شاید بسیاری کسانی که از نسل گذشته دچار حالت اقتناع و پذیرش نشوند یا موضع تردید و ابهام دارند، به دلیل همین است که این موضوع، از سوی امام سر بسته ارائه شده و کار و تحقیق عمیقی درباره آن صورت نگرفته است. از کجا معلوم که هر موضوعی در سایه نظام های جدید، دچار یک تحول می شود؟ اینها به توضیح نیاز دارد.
از این رو ما شاهد هستیم که نسل امروز، تنها سخن امام را تکرار می کند و بخشی از نسل گذشته نیز، در موضع ابهام، تردید و توقف به سر می برد، و سرنوشت یک نظریه علمی در کشاکش این ابهام، آن تکرار، سرنوشت مناسب، مثبت و مورد انتظاری نیست.
حجت الاسلام و المسلمین مهدوی راد:
امام خمینی جامعه نگری خاص و حکومت اندیشی ویژه ای برای رها ساختن تفکر حوزوی از فرد گرایی و توجه دادن به تحولات زمان داشت که برای نمونه به یک مورد اشاره می کنم. شهید صدر (رضوان الله تعالی علیه) که واقعاً از معدود مجاهدان پیشرو و متفکر حوزوی بود و متأسفانه با آن طرز فجیع و ظالمانه از دست رفت، طی تأکیدهای بسیار روشن، صریح و شفافی می گفت: فقه ما تا به امروز، فردگرا بوده و هست؛ یعنی در ساحت پاسخ به فردیت شکل گرفته است. سپس امام فقه را از این حالت خارج کرد؛ به تعبیر امام – نقل به معنا – فقه، آیین نامه سلوک فردی، اجتماعی و سیاسی انسان از گهواره تا گور است. کافی است همین تعبیر امام بر دیواره های تاریخ نصب گردد، تا جهت گیری ایشان را نشان بدهد. امام این موضوع را تنها در حوزه نظر و اندیشه و در مدینه فاضله آرمانی مطرح نکرد تا بگویند: فارابی هم مدینه فاضله زیبایی را رقم زد؛ ولی چنین چیزی در کجا تحقق می یابد؟ امام توفیق یافت که به لطف الهی، این آرمان را در عالم خارج تحقق ببخشد، یعنی فقه را از این فرد گرایی نجات داد و به نوعی جامعه نگری و حکومتی نگری در آورد و نسل حوزوی را به این سو فرا خواند تا درباره فقه چنین بیندیشند.
امام عارفی بی بدیل بود، از این رو نمی توان به او اتهام روشنفکر مآبی زد. او فقیهی بی نظیر و اصولی ای درجه یک بود، پس نمی توان گفت که او از متن ها و مبا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 