پاورپوینت کامل با ساده سازی ها، متخصص پرورش نمی یابد ; مصاحبه با حضرت آیت الله بنی فضل ۴۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
1 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل با ساده سازی ها، متخصص پرورش نمی یابد ; مصاحبه با حضرت آیت الله بنی فضل ۴۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل با ساده سازی ها، متخصص پرورش نمی یابد ; مصاحبه با حضرت آیت الله بنی فضل ۴۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل با ساده سازی ها، متخصص پرورش نمی یابد ; مصاحبه با حضرت آیت الله بنی فضل ۴۶ اسلاید در PowerPoint :

۲

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار نشریه پگاه قرار دادید. ابتدا خلاصه ای از زندگی خود را برای خوانندگان بیان کنید.

بنده هم از جنابعالی و سایر همکارانتان در مجله پگاه که زحمت می کشید و مطالب خوبی را به چاپ می رسانید صمیمانه تشکر می کنم. این جانب متولد ۱۴ ربیع الاول ۱۳۵۲ قمری هستم که ظاهراً روز جمعه و بین الطلوعین بوده است. مرحوم پدرم، تاریخ تولد من را پشت صفحه قرآن، براساس تاریخ قمری نوشتند. همین جا عرض کنم که من در نامه های معمولی، تاریخ قمری می نویسم، مگر اینکه نامه اداری یا بانکی یا چک باشد که آنجا هم تاریخ قمری را بالا و تاریخ شمسی را پایین می نویسم. جهت آن این است که پیش از دوران پهلوی در ایران در اسناد نامه ها و مدارک، تاریخ، تاریخ هجری قمری بود. تاریخ شمسی را پهلوی رسمیت داد. بنده در نامه هایم به تاریخ هجری قمری عنایت دارم. آن زمان تاریخ فرزندان را در شناسنامه ها، کوچک تر می گرفتند. در دوران پهلوی و اوائل دوران محمد رضا شاه، انسان های با غیرت، بعد از تولد برای پسرهایشان شناسنامه نمی گرفتند و می گذاشتند بچه ۳ ۴ ۵ ساله که می شد، آنگاه می رفتند شناسنامه می گرفتند. سرّش این بود که وقتی می خواهند این را به سربازی ببرند، نوجوان نباشد. سربازخانه آن روز آن طور که تعریف می کردند، به گونه ای بود که وقتی سربازها را هفته ای یکبار حمام می بردند، بدون لباس و لنگ مثل حیوانات به حمام های عمومی می بردند، لذا خانواده های متدین و با غیرت و با ایمان، حاضر نمی شدند که فرزندشان در نوجوانی به سربازخانه برود. بحمد الله الآن در دوران نظام جمهوری اسلامی، سربازها با نهج البلاغه و با قرآن و احکام شرع و با موازین اسلام تربیت می شوند. من در تبریز در یک خانواده مذهبی علمی متولد شدم. جدّ ما عالم معروفی در تبریز و آذربایجان بود. نام کوچک ایشان حاج میرزا محمد حسن، معروف به «فخرالعلما» بود که جهتی داشت. جدّ من استادی داشت که در ادبیات فوق العاده بود. حتی مقام معظم رهبری هم یک وقت که تبریز تشریف برده بودند، فرمودند سابق، تبریز حوزه قوی ای داشت. در یک زمان شاید حدود ۱۰ نفر مجتهد مسلم صاحب رساله وجود داشت که همه تحصیلکرده های حوزه نجف بودند و جواز اجتهاد از آخوند خراسانی، آقاضیاء عراقی، نائینی و… گرفته بودند. لقب استاد جدّما لقب فخر العلماء و ۸۰ نفر شاگرد در مطول داشت آن استاد وقتی که مرحوم می شود، رئیس حوزه علمیه تبریز از این ۸۰ نفر امتحان می گیرد و می گوید هر کدام از عهده مطول خوب بر آمد، لقب استاد را در حوزه به او می دهم. در بین ۸۰ نفر جد ما ممتاز می شود و لقب استاد را به او می دهند و معروف به فخر العلماء می شود. همچنین عموی ما از مجتهدین صاحب رساله، مرحوم آیت الله حاج میرزا محمود آقا دوزدورانی از مجتهدین برجسته بود. ایشان پدر آیت الله حاج میرزا محسن دوزدورانی بود که پسر عموی ما هستند. و آن وقت در تبریز یک موقعیت خاصی داشت. بعد از آنکه مراتب علمی را در نجف تکمیل می کند و بر می گردد آذربایجان، مکاسب و کفایه تدریس می کردند. بعدها درس خارج داشتند. شاگردان خوبی هم تربیت کرده بودند.

عموی من به پدرم وصیت کرد که بگذارد من درس طلبگی بخوانم. پدرم به وصیت برادرم عمل کرد و گذاشت ما طلبه شویم. حدود ۱۶ ۱۷ سال داشتم که وارد درس شدم تا ۲۰ ۲۱ سالگی در حوزه تبریز، تا کتاب الحج لمعه را خواندم. البته پدرم در ایام جوانی درس طلبگی خوانده بود، ولی ملبس نشده بود و مقدمات را بسیار خوب خوانده بود. بنابراین مواظب من بود که خوب درس بخوانم. بعد که ما به لمعه رسیدیم و خودش نمی رسید که رسیدگی کند، هر دو سه هفته یک عالمی دعوت می کرد منزل که من را امتحان کند و ببیند خوب درس می خوانم یا نه و می رفت سراغ عالمانی که ادبیات را مسلط بودند. یک روز عالمی را آورد و ما او را پیچاندیم و در بحث محکوم شد و پدرم هم خجالت کشید که رفیقش محکوم و مغلوب شد. از آن به بعد دیگر آن عالم را دعوت نکرد. آن مرحوم، علاوه بر حق پدری، حق تربیت و معلمی هم برگردنم دارد و ایشان خیلی مواظب بود. در حدود ۲۱ سالگی به قم آمدیم. آن زمان هم مثل الان نبود که شرائط مقداری منظم باشد. آمدیم قم و همان لمعه را ادامه دادیم. در ضمن قوانین را نزد اساتید معروف آن روز شروع کردیم. بعدها رسائل و مکاسب و کفایه را خواندم و بعد از آنکه سطح را تمام کردیم. ۲ سال و نیم درس خارج مرحوم آیت الله بروجردی رفتیم. البته آن درس اواخر عمر مرحوم آقای بروجردی بود و ایشان هم بعضی روزها درس تشریف می آوردند و بعضی روزها در اثر کثرت مشاغل مرجعیت منحصر به فردی که داشتند، تشریف نمی آوردند. استادی داشتیم که به ما منظومه می گفت؛ یعنی آیت الله شربیانی که الان در مشهد در مسجد گوهر شاد، نماز جماعت اقامه می کند. از او سؤال کردم من درس کدام یک از اساتید بروم. ایشان برای ما ارائه طریق کرد و گفت: شما چند ماهی، حتی تا یکسال درس های معروف را بروید. درس های آن زمان درس امام، آقای داماد، آقای گلپایگانی، آقای اراکی و درس اصول آقا شیخ عباسعلی شاهرودی بود و من اینها را گشتم و در انتها به این نتیجه رسیدم که درس مرحوم امام و آقای داماد، به مذاقم بیشتر خوش می آید. ولی استاد عمده ام در فقه و اصول، امام بودند که حدود ۷ سال و نیم منظم درس فقه و اصول امام حاضر شدیم و مرتب می نوشتیم. در ضمن هم درس آقای داماد می رفتیم. بعد از تبعید امام درس آقای گلپایگانی و آقای داماد را می رفتیم. از روزهای اول تحصیلم از یک طرف درس می گفتم، از یک طرف درس می خواندم. یعنی ایامی که بنده معالم می خواندم انموذج و صمدیه را تدریس می کردم. لمعه می خواندم، سیوطی می گفتم. حتی یادم نمی رود آن ایام که تبریز لمعه می خواندم و سیوطی می گفتم یکی از اصحاب درس و بحثم، معمم بود. من خودم آن موقع معمم نبودم. خودم خجالت می کشیدم که یک معمم پای بحث من می نشست. در قم هم از یک طرف درس می خواندیم و از یک طرف درس می دادیم. قبل از ازدواج، درس امام رضوان الله می رفتم و در مدرسه حجتیه ساکن بودم. آن ایام رسائل درس می گفتم. اصحاب بحثمان هم از طلبه های حجتیه بودند. درسمان هم بین الطلوعین و پیش از آفتاب بود.

طلبه های قدیم زحمت می کشیدند. یک عده ای از طلبه های امروز هم خیلی زحمت ها می کشند، اما یک تعدادی هم متأسفانه زحمت نمی کشند و ما در جلسات امتحان محک می زنیم. الان نزدیک ۳۰ سال است که در جلسات امتحان حضور دارم. از معالم گرفته تا درس خارج. البته امروزی ها در بعضی رشته ها خوب پیشرفت کردند که سابق این طور نبود. اما آن دوره های تحصیلی که در فقه و اصول بود، الان خیلی کم شده؛ چون از کتاب ها تراشیدند. معالم را برداشتند، مطول در حوزه برچیده شد… آیا حوزه بدون مطول یک نیمه علامه طباطبایی هم به جامعه تحویل می دهد؟ اگر شخصی المیزان را دقیق مورد مطالعه قرار دهد، می نهد که علامه چقدر از مطول استفاده کرده است. علاوه بر متن مطول، حواشی، تعلیقات مطول هم قابل استفاده است، یا ادبیاتی که الکشاف دارد. امام رضوان الله توصیه می کرد به فقه سنتی جواهر. محور درس خارج استاد اعظم وحید بهبهانی معالم بوده است و در هر دوره هم بر معالم حاشیه زد. و البته در این رابطه من نظر خاصی دارم و آن این است که به کتاب های سنتی حوزه علمی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.