پاورپوینت کامل آب و نان و کام ۷۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آب و نان و کام ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آب و نان و کام ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آب و نان و کام ۷۸ اسلاید در PowerPoint :
اول
سخن گفتن از نیاز جنسی همان قدر سهل و ملموس و آسان است که انگار خواسته باشی از تشنه گی حرفی به میان آورده باشی و از خنکای آبی گوارا و زلال یادی کرده باشی و یا از گرسنه گی بگویی و طعم داغ نان را مزمزه کنی. کلک صنع خلقت با ناز خویش نقش انسان را پر از نیاز کشیده است و این گونه تا نام و نشانی از انسان باقی است، می توان از نیازهای انسانی سخن گفت و درباره ی آن ها به تأمل نشست و با یار آشنا سخن آشنا گفت. انسان ها به حکم اشتراک انسان بودن شان یار آشنای هم دیگر اند و نیاز جنسی یکی از سخنان آشنایی که اگرچه بسیار ترجیح داده می شود گفته نشود و یا در پرده گفته شود، اما حتی با لب خاموش هم سخن آشنا، سخن آشناست!
نیاز جنسی، نیازی انسانی است و تأکید بر این کلام دست ردی است که از آغاز این سخن باید به سینه ی نامحرم زد! خواه دیو باشد و خواه فرشته! آن که دستی بر آتش این نیاز در عمق وجود خود ندارد یا دیو است و یا فرشته! فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی و از دیو و دد هم که ملول ام و انسان ام آرزوست!
بی آبی تشنه بی تابی به هم راه دارد و بی نانی گرسنه پریشانی! تشنه آب می خواهد و گرسنه نان! به انسان آب ندهی لب های اش می خشکد، سینه اش سنگینی می کند، جگرش می سوزد، دست های اش به لرزه می افتد، بدن اش سست می شود، زبان اش تخته سنگی می شود در کام، چشم های اش به گود می نشینند، کم سو می شوند، پلک های اش برهم می افتند، لب های اش به رقص آرام درمی آیند و سرانجام هم چون ماهی بیرون از تنگ آب بر روی خاک تکان تکان خواهد خورد و سرانجام خواهد مرد! همه ی این ها ترجمان یک حرف است: انسان به آب نیاز دارد! همین!
داستان برآورده نشدن نیاز جنسی اما داستانی دیگر است. ناکامی جنسی نمی کشد! زجرکش می کند! آتش می زند! می سوزاند! خاکستر می کند! بی خانمان می کند! ناکامی جنسی قلب انسان را خش می زند و روح آدمی را خراش می دهد. ناکامی جنسی سلامت و بهداشت فرد و جامعه را زیر چکمه های سنگین خود له می کند. ناکامی جنسی افسرده گی به ارمغان می آورد. ناکامی جنسی انسان را تا مرز خود کشی می برد. ناکامی جنسی خشونت می آفریند، جنایت می کند. ناکامی جنسی داغ زخم سیاه اعتیاد بر سینه ها و دست ها می نشاند. ناکامی جنسی گاه آن قدر فرجام غم انگیزی دارد که آدمی نه حسرت فرشته که حتی به دیو حسادت برد! که دیو بگریزد از آن قوم که. .. بماند!
انسان بر همان شانه ای که از آغاز بار سنگین نیازهای اش را بر آن آویخته است کوله بار دیگری هم بر دوش داشته که متاع آن عقل و اخلاق و دین بوده اند و این سه همواره به نحوه ی برآورده شدن نیازهای آدمی نظر داشته اند و نسخه پیچیده اند و باید و نباید وضع کرده اند! نه تشنه را مجاز کرده اند که هر آبی بنوشد و نه گرسنه را که هر نانی بخورد و نه شهوت انگیخته را که هر کامی بگیرد! عقل و اخلاق و دین در طول تاریخ بشر پاورپوینت کامل آب و نان و کام ۷۸ اسلاید در PowerPoint را ضابطه مند کرده اند و برای خروج از این ضابطه ها مجازات های سخت و سنگینی وضع کرده اند که گاه سیلی نقدی در همین دنیا شده اند و گاه حلوای زهرآلود نسیه ای حواله به آخرت.
اگرچه هر سه ی عقل (در این جا به معنای عقل عرفی و بشری، نه عقل دینی و فلسفی) و اخلاق و دین در محدودکردن و ضابطه مندکردن کام جویی جنسی با هم شریک و هم دست بوده اند، اما باید انصاف داد که در این میان نقش دین از دوتای دیگر پُررنگ تر و قابل اعتناتر است و از همین رو همیشه اولین انگشت اشاره در واکاوی چرایی این منع ها و حدها به سمت دین اشاره می رود. آری دین پُررنگ تر از دوتای دیگر پاورپوینت کامل آب و نان و کام ۷۸ اسلاید در PowerPoint را حد زده است و برای شان خط و نشان حلال و حرام کشیده است. تاریخ بشر پُر است از ادیان گوناگون که بررسی و بیان نگاه هر یک از آن ها به کام و کام جویی تدوین دایره المعارفی چندجلدی می طلبد و نویسنده فراموش نکرده است که در ایران اسلامی شیعی و برای مخاطب ایرانی اسلامی شیعی در حال نوشتن است. اسلام شیعی که راه کام گیری جنسی را از کوچه باغ ازدواج می گذراند؛ کوچه باغی که گاه پرچین باغ های اش کوتاه است و گاه بلند.
دوم
دین، مادام که متن مقدس است (خواه کتاب مقدس، خواه سیره ی قطعی معصوم) فارغ از ظرف تحقق و دین داری برای خود یک ماجرا دارد و هنگامی که در ظرف خاص جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی خاص جامه ی تحقق به تن می کند ماجرایی دیگر. دین و مفاهیم دینی در وضعیت دوم تابعی از وضعیتی می شوند که «سنت» نامیده می شود. سنت، مفاهیم دینی را به بازی می گیرد، به آن ها شکل می دهد، در آن ها دخل و تصرف می کند و حتی گاه تا قلب ماهیت آن ها پیش می رود. یکی از این مفاهیم و آموزه ها: ازدواج!
سوم
ازدواج، اگرچه در آموزه های اسلام شیعی راهی برای کام جویی حلال و مفری برای تن ندادن به کام جویی های بدلی و حرام است، اما در سنت ایرانی امروز چنین جای گاه و کارکردی ندارد. فلسفه ی ازدواج در سنت امروز جامعه ی ایرانی بر محور تشکیل خانواده می چرخد و گره زدن زلف این دو با هم یعنی کام جویی جنسی و تشکیل خانواده در وضعیت امروز جامعه ی ایرانی مقدمه ای برای وضعیت نابهنجار و ملتهبی ا ست که با آن مواجه ایم.
تشکیل خانواده قبل از آن که نیازهای انسانی را مدنظر داشته باشد به شرایط اقتصادی نگاه دارد؛ شغل و مسکن – که باید به هر دوی این ها صفت «مناسب» را نیز افزود – هم راه با دیگر مقدمات اقتصادی از قبیل تمکن اقتصادی خانواده ها برای به جاآوردن مقدمات و رسوم و سنت های مربوط به ازدواج نظیر مراسم، جهیزیه، مهریه و هزار و یک رسم کوچک و بزرگ دیگر شرایط اصلی ازدواج شمرده می شوند و این در جامعه ای که به شدت از بحران های اقتصادی و معضلاتی نظیر بی کاری، مسکن، تورم و گرانی و… رنج می برد یعنی بالابردن ازدواج گاه حتی در حد یک رؤیا. به مسایل اقتصادی باید لوازم تربیتی و فرهنگی تشکیل یک خانواده را نیز افزود و به این نکته اعتراف کرد که نظام تربیتی جامعه ی امروزین ما (اگر اصولاً نظام تربیتی وجود داشته باشد!) نظامی ا ست که توانایی آماده سازی زودهنگام جوانان برای تشکیل و اداره ی خانواده را ندارد، این همه صغرا و کبرا چیدن ترجمان چرایی بالارفتن سن ازدواج در جامعه ی امروزین ما است که البته به این عوامل می توان چندین عامل دیگر هم افزود.
نیاز جنسی، اما این حرف ها حالی اش نمی شود! منتظر و معطل سن ازدواج نمی ماند. نیاز جنسی غنچه ای ست که در بهار بلوغ شکوفا می شود. بلوغی که برخلاف سن ازدواج، مدام سن خود را کاهش می دهد تا فاصله ی میان بلوغ و ازدواج به پرت گاهی عمیق بدل شود! نیاز جنسی شبیه یک دریاست! دریایی که جذر و مد دارد، دریایی که موج برمی دارد، دریایی که گاه توفانی می شود، دریایی که صخره ای نیاز دارد که بر آن سر بکوبد و ساحلی که آن را در آغوش بگیرد! این دریای توفانی فاصله ی چندین ساله ی بلوغ تا ازدواج را چه گونه باید از سر بگذراند!؟ پرسشی ا ست که پاسخ به آن زهره می ترکاند و خواب از چشم می رباید! به این جا که می رسد تغافل و تجاهل نقاب بر چهره می شود و راستی آب و هوا چه طور است!؟ آبی یا قرمز!؟ راست یا چپ!؟ به این جا که می رسد همه لب می گزند، به این جا که می رسد دولت مردان و سیاست مداران واعظ و مفتی می شوند، پدر ها و مادرها شاعر می شوند، پاسبان ها و محتسب ها، کاسب و….
فاصله ی پانزده الی بیست ساله ی میان بلوغ و ازدواج (اگر این فاصله را بیش تر ندانیم) در جامعه و فرهنگی که تنها راه برآورده شدن نیاز جنسی را از راه ازدواج منجر به تشکیل خانواده تعریف کرده است، فاصله ای ا ست که کم تر کسی تمایل به صحبت درباره ی آن دارد. کم تر کسی دوست دارد بداند دریایی که نام اش رفت در این فاصله چه گونه آرام و قرار می گیرد، موج های اش بر کدام صخره سر می کوبند، با کدام ساحل هم آغوش می شوند، کم تر کسی دوست دارد بداند بیست سال تشنه گی چه گونه می گذرد و عطش با این دریا چه خواهد کرد!؟
خانواده ها و واعظان و زاهدان و حاکمان تپه ای دور از دریا را منبر خویش ساخته اند و از فراز آن مدام دریا را به سکوت و سکون و آرامش فرامی خوانند. بی آن که بدانند آنان که دریاها را چون موم در مشت اختیار خویش داشتند و موساوار به سرانگشت اشاره شان دریاها شکافته می شد، چنین نسخه ی پانزده بیست ساله ای برای دریا نمی پیچیدند و بی آن که بدانند دم مسیحایی که توفان ها را فرو بنشاند و آتشفشان ها را خاموش سازد فیض روح القدس را می طلبد و فیض روح القدس هر دمی را مدد نمی رساند، خصوصاً اگر صاحب دم داعی بلا عمل باشد و از زمره ی أتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم.
انکار آن چه که در این فاصله ی بیست ساله بر دریای نیازهای بشری و انسانی جوان ایرانی خواهد گذشت ادعای داشتن جامعه ای ا ست که مدام یوسف کنعانی تولید می کند! چه می گویم!؟ یوسف را یک چشم پوشی از زلیخا، عزیز مصر قلب ها کرد و هزارمرتبه یوسف شایسته ی کسانی است که دم به دم و لحظه به لحظه و آن به آن پیراهن و گرده شان از سرانگشت زلیخا ها زخم می خورد، اما پیراهن عصمت شان چاک نمی خورد. حبذا به حال شان! اما قلندرانه حدیثی است! زاهدا معذور! در مصری با این همه یوسف، این همه خواب بی تعبیر و این همه قحطی بی تدبیر چرا!؟
چهارم
نویسنده ی این سطور اگرچه سال ها نان دین خورده است، اما اعتراف می کند که در این نوشته درد دین او را به نوشتن وانداشته است. نویسنده سال هاست که عبدالمطلب گونه بودن پیشه کرده است و خود را رب الابل دانسته است و بیت را به رب البیت واگذار کرده است! سخن از یک گناه دینی نیست. سخن از متروک شدن و مهجورماندن یک سنت شرعی نیست. صحبت از فرار از واقعیت هاست. صحبت از جماعتی است که گمان می برند اگر چشم از فاجعه بربندند فاجعه چشم از آنان برخواهد بست. صحبت از روان پریشی های فردی و اجتماعی ناشی از ناکامی ها و سرخورده گی ها و انحرافات جنسی است. صحبت از فزونی و فراوانی اعتیاد است. صحبت از میزان بالای خودکشی است. صحبت از خانه گریزی است. صحبت از زنان و دختران خیابانی است که تقاضای یک بازار واقعی را تأمین می کنند (اگرچه به مذاق مان خوش نیاید که وجود این بازار را به رسمیت بشناسیم). صحبت از روسپی گری و نتایج شوم اجتماعی آن است. صحبت از تغییر ذایقه ی جنسی است. صحبت از کام جویی های بدلی است. صحبت از خودارضایی است. صحبت از شیوع تمایلات هم جنس بازانه است. صحبت از سقط جنین و معضل فرزندان نامشروع است. صحبت از خشونت ها و جنایت های جنسی است. صحبت از ایدز و بیماری های خطرناک دیگری است که بیش ترین آمار ابتلای خود را به یمن روابط پرخطر جنسی کسب کرده اند. صحبت از آفاتی است که فرقی نمی کند کدام جامعه با کدام فرهنگ و کدام دین و دین داری را هدف قرار داده است. هر جامعه ای که باشد با چنین آسیب ها و آفت هایی به خاک سیاه خواهد نشست.
پنج ام
تجربه نشان داده است که حاکمان و دولت مردان ایرانی هیچ گاه تمایل نداشته اند صراحتی یا حتی کنایتاً به وجود بحران از هر نوعی که می خواهد باشد اعتراف و اقرار کنند! انکار بحران همواره یکی از شیوه های سیاست مداران و دولت مردان ایرانی بوده است؛ جز در مواردی که تأکید بر وجود بحران کارکردی سیاسی داشته باشد! در مسأله ای که گذشت نیز به نظر می رسد این جماعت تمایلی به این که این مسأله را حتی به مخیله ی خود هم خطور دهند و به چاره اندیشی برای آن بنشینند، نداشته و ندارند و این نه نشانه ی خردی و کوچکی مسأله که نشانه ی عمق فاجعه ای است که گویا برای اش کاری از دست کسی ساخته نیست. اما به یقین آنان بهتر از هر کس دیگری می دانند که از پس این محدودیت ها و بی چاره گی ها، چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. آنان می دانند (می دانند!؟) که ریشه ی بسیاری از آنومی ها و آشوب ها و شورش های اجتماعی و سیاسی در کجاست. آنان می دانند که یکی از عوامل اصلی میل به مهاجرت به خارج از کشور در جوانان، یافتن فضایی آزاد و مجاز و بی دغدغه برای برآورده شدن نیازهای جنسی است. آن ها می دانند که فشار جنسی تا چه حد محیط های جمعی، خواب گاه های دانش جویی، مدارس، پادگان های نظامی و… را ته
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 