پاورپوینت کامل بدحجابی به مثابه ی تجلی اجتماعی «فرهنگ نوپدید زنده گی مدرن» ۸۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بدحجابی به مثابه ی تجلی اجتماعی «فرهنگ نوپدید زنده گی مدرن» ۸۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بدحجابی به مثابه ی تجلی اجتماعی «فرهنگ نوپدید زنده گی مدرن» ۸۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بدحجابی به مثابه ی تجلی اجتماعی «فرهنگ نوپدید زنده گی مدرن» ۸۲ اسلاید در PowerPoint :
گذار به ماهیت پدیده ی فرهنگی «بدحجابی» در عبور از بدحجابی سلبی سنتی به سوی بدحجابی ایجابی مدرن
درآمد
«جورج اورول» در جایی از رمان «۱۹۸۴» که وصفی از یک جامعه ی خفقان آور سوسیالیستی است که در آن حزب حاکم با تحمیل فرهنگ خاص خود به تمام شئون زنده گی مردمان جامعه و نظارت مستمر عمومی، حتا رابطه ی جنسی مردم را هم تحت کنترل و نظارت خویش گرفته است، از زبان «وینسون» – شخصیت اول داستان – که سخت قلب و جان اش را در اسارت حزب حاکم کمونیست می بیند، می نویسد:
«هم آغوشی، به معنی نبرد است و اوج لذت جنسی، پیروزی. نواختن سیلی به صورت حزب است. ]امروز[ عمل جنسی کرداری سیاسی است.» (صفحه ی ۱۲۳)
هرچند آینده ی مورد انتظار اورول هیچ گاه محقق نشد، اما امروز جهان در سیطره ی رقیب آن روزهای سوسیالیسم است. سرمایه داری و لیبرالیسم نه آن سان که اورول درباره ی کمونیسم می گفت، اما با قدرت و سیطره ای مشابه بر قلوب و ذهن ها در انتهای قرن بیست ام به نقطه ی بی بازگشت «انتهای تاریخ» رسیده است تا دیگر کسی را یارای اندیشه ای خارج از نظام مستحکم و منسجم اندیشه ی مدرنِ نسخه ی آمریکایی نباشد. در چنین فضایی است که می پندارم باید برخاست و به زبان اورول گفت: «امروز حفظ حیا و مراقبت از عفت به معنی نبرد است و پاک دامنی به معنی پیروزی. نواختن سیلی به صورت حافظان نظم حیوانی مدرن است. امروز حفظ حجاب کرداری سیاسی است.»
۱. سکس آمریکایی به مثابه ی موتور توسعه
امر جنسی در جهان امروز ما، هم وسیله است و هم هدف. هم اقتصاد است و هم فرهنگ. هم صنعت است و هم سرگرمی. هم فراغت است و هم برنامه. یعنی هم حاشیه است و هم متن. این ها همه وجوهی از جای گاه سکس و حواشی آن در دنیای امروز ماست. با این حال سکس در دنیای امروز چیزی فراتر از این حرف ها است. امر جنسی در جهان امروز ما هم وسیله است و هم هدف. وسیله است از آن رو که بخش عمده ای از رفتارهای انسان مدرن به خصوص در حوزه ی رفتار اقتصادی توسط تبلیغات جنسی تعیین می شود. و هدف است از آن رو که سکس با همه ی ابعاد آن گل سرسبد مجموعه ی فراغت ها و سرگرمی ها و لذات است. در نظامی الحادی که معادی در آن متصور نیست، ثروت و قدرت به چه کار می آید؟ «سکس، آرمان اقتصاد است و غایت پول های سرگردان». پول، برای رفاه است و رفاه چون از حداقل های آسایشی اش می گذرد، معنی ای جز لذت نمی یابد و این کدام لذت است که سیری ناپذیر و دایمی و مسحورکننده و نشئه برانگیز است؟ صنعت سرگرمی و در رأس آن «صنعت سکس» آخرین حلقه ی گردش مالی نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه ی مدرنِ نسخه ی آمریکایی است و مردابی است که همه ی آب ها سرانجام بدان می ریزند و متعفن می شوند. مردابی که به مرور بزرگ تر می شود و مرزهای خویش را گسترش می دهد، تا امروز بخش عمده ای از صنایع لباس و پوشاک، صنایع دارویی و آرایشی – بهداشتی، صنایع غذایی، توریسم، صنایع هنری موسیقی و سینما و ادبیات را در صف کلوپ ها و دیسکوها و بارها و سالن های رقص در آورده است.
در نظام اقتصادی – اجتماعی غرب، چه سکس برای تبلیغات و تحریک مصرف کننده به کار آید، چه خودِ محصول جنسی مستقیماً مطلوب باشد و چه در یک زنجیره ی اقتصادی نقطه ی پایانی ثروت هایی باشد که قرار نیست دوباره برای ارتقای چرخه سرمایه گذاری شوند و به صورت غیرمستقیم مطلوب باشد، عملاً در یک کارکرد مشترک است و آن این که سکس «انگیزه و انرژی لازم» را برای خرید و مصرف تأمین می کند و تداوم مصرف یعنی گردش چرخ اقتصاد و گردش چرخ اقتصاد یعنی گردش تمام چرخ های وابسته به آن اعم از علم و سیاست و آموزش. و این ها همه یعنی تداوم توسعه و ادامه حیات تمدن. به عبارت بهتر این انرژی جنسی تک تک افراد جامعه است که در یک ترکیب منسجم اجتماعی به نیروی محرکه و انگیزشی یک جامعه تبدیل می شود و چرخ تمدنی را می چرخاند. موضوعی که شاید آن دختر نوجوان آمریکایی که به دنبال لباسی مناسب برای جشن رقص آخر هفته ی دبیرستان اش است و بزرگ ترین دل مشغولی ماه های اخیرش این بوده که این بار باید با کدام یک از پسرهای مورد علاقه اش برقصد، هرگز به آن واقف نباشد.
… و این گونه است که می پندارم «امروز حفظ حیا و مراقبت از عفت به معنی نبرد است و پاک دامنی به معنی پیروزی. نواختن سیلی به صورت حافظان نظم حیوانی مدرن است. امروز حفظ حجاب کرداری سیاسی است».
۲. سطحی نگری در مواجهه با پدیده ی بدحجابی، آفت فضای شعارزده
گرچه هر از چند وقتی یک بار باب بحث بی حجابی و بدحجابی باز می شود و تب اظهارنظرهای گوناگون مقامات و خطبا و علما و مسئولان و غیرمسئولان و این وری ها و آن وری ها بالا می گیرد – و البته چندی بعد دوباره فرومی نشیند و جای خود را به یکی دیگر از حواشی همیشه لاینحل فرهنگ و سیاست و اقتصاد جامعه ی ایرانی می دهد و منتظر می نشیند تا دوباره نوبت التهاب آفرینی اجتماعی اش فرا برسد! اما به نظر می رسد که نوعاً این گونه اظهارنظرها فاقد دقت های تحلیلی و بررسی های موشکافانه اند. آفت این فضای بحث شعاری و سیاست زده در باب حجاب، این است که اولاً ما را از تأمل دقیق و شناخت عمیق و جامع پدیده ی اجتماعی بدحجابی محروم می کند و ثانیاً در همان سطحی اندیشی فوق الذکر هم نوعی اختلاط مفاهیم به وجود می آورد که خود ریشه ی بسیاری از مشکلات بعدی است. به طوری که هنوز برای متکلم و مخاطب و مسئول ما دقیقاً مشخص نیست که با بدحجابی به عنوان یک «تخلف قانونی» مواجه ایم یا «نوعی دین گریزی در جوانان» که به صورت عمومی در جامعه وجود دارد یا این که صرفاً بدحجابی «توطئه ای سازمان یافته» از سوی بیگانه گان برای مقابله با دین و ترویج هرزه گی در جوانان است و به صورت پروژه ای محدود اجرا می شود و عمومیت ندارد یا «تمایل به گناه» است که افزایش یافته یا این که اساساً با بدحجابی نه به عنوان پدیده ای فرهنگی بل که به عنوان «مسأله ای سیاسی» روبه رو ایم؟ ناگفته پیدا است که هر دیدگاه ادبیات خاص خود و راه کار و سیاست گذاری های مخصوص خود را دارد که با دیدگاه های دیگر امکان تعارض دارد. آن چه در پی می آید تلاشی است برای واکاوی ابعاد و ماهیت این پدیده ی اجتماعی.
۳. از بدحجابی سلبی سنتی تا بدحجابی ایجابی مدرن
آن چه اغلب در میان مسئولان و نخبه گان ما مرسوم است تعبیر بدحجابی به تخلفی قانونی و نهایتاً فقهی از قوانین جمهوری اسلامی و احکام فقهی ما است که نتیجتاً حجاب را چیزی در حد بستن کمربند ایمنی تلقی می کند. جالب این جا است که اکثر مسئولین هم در داشتن همین دیدگاه مشترک اند و اختلاف شان – مانند اختلاف دولت و نیروی انتظامی – تنها بر سر این است که با بالابردن جریمه ها ملت بیش تر کمربند ایمنی را می بندند یا با ساختن کلیپ داوودخطر و سیاساکتی؟ با این حال باور نگارنده بر این است که این دیدگاه به شدت از ضعف تحلیلی رنج می برد.
ضعف تحلیلی این دیدگاه در این است که «بدحجابی و بی حجابی» را در مقابل «داشتن حجاب» قرار می-دهد و صورت مسأله را به صورت «وجود و عدم حجاب» صورت بندی می کند. حال آن که شواهد بسیاری وجود دارد که این دوقطبی، مبنایی سطحی انگارانه دارد. نکته این جا است که بدحجابی نوعی سهل انگاری در رعایت حجاب نیست که با تعریفی سلبی به «عدم حجاب» تعریف شود، بل که خود فی نفسه موجودیتی مستقل و تعریفی جداگانه دارد. بدحجابی خود فرهنگ ایجابی مستقلی دارد – یا بهتر بگوییم بخشی از یک فرهنگ ایجابی مستقل است – و با نداشتن حجاب برابر نیست. درواقع آن نوع بدحجابی که در برابر حجاب کامل قرار می گیرد، موضوع جدیدی نیست و در فرهنگ ایرانی سابقه ای طولانی دارد. بسیاری از ایرانیان مانند عشایر و روستاییان همیشه بخش هایی از موهای سر را بیرون می گذراند و عده ی زیادی هم از مردم بیرون ماندن دست ها از زیر چادر یا پیدابودن گردن از زیر روسری را مسأله نمی دانند و خیلی های دیگر هم به صورت فرهنگی حد محرمیت را تا فامیل و دوست و آشنا گسترش می دهند و در خانه و در مقابل اقوام نامحرم حجاب را رعایت نمی کنند. تمام این ها گرچه آفات فرهنگی جامعه ی ما به شمار می روند، اما هیچ کدام مصداق بدحجابی مورد بحث ما نیستند. به بیان واضح تر «بدحجابی پدیده ای مدرن است».
بدحجابی، «بیرون ماندن موی ساده از زیر پوشش متعارف» نیست. در بدحجابی اولاً با بیرون گذاشتنِ مدل دار مواجه ایم و نه بیرون ماندن. ثانیاً با موی آرایش شده طرف ایم و نه موی ساده. ثالثاً نه با پوشش متعارف که با شال جذابی که جلوه ی موی بیرون گذاشته را بیش تر کند و با مانتو و کفش و دست بند و کیف و آرایش «سِت» باشد مواجه ایم. از سوی دیگر در بدحجابی با «نپوشیدن چادر» مواجه نیستیم بل که با پوشیدن مانتوهای کوتاه و تنگی مواجه ایم که رنگ های خاص دارند و طرح های خاصی را در حوالی کمر و سینه به کار می گیرند. همین طور اضافه کنید آیتم های آرایش غلیظ صورت، لاک دست و پا، پای بی جوراب، جوراب شلواری، مانتوی آستین کوتاه، گردن بند روی لباس، شلوار پاچه کوتاه و… را که مابه ازایی در ادبیات حجاب ندارند.
با چنین تعریفی که از این مقایسه برمی آید به خوبی تصدیق خواهید کرد که چه بسا یک خانم چادری به واسطه ی نحوه ی چادرگرفتن و رفتارش بدحجاب باشد و چه بسا یک خانم توریست ژاپنی که روسری روی سرش بند نمی شود، بدحجاب نباشد!
بااین حال مقوله ی بدحجابی در لایه ی عملی خود تنها به حوزه ی پوشش محدود نمی شود و حوزه های رفتاری را هم دربرمی گیرد. بدحجابی از نظر رفتاری حایز مشخصه هایی است که به صورت کلی در برابر مفهوم «حیا» قرار می گیرد. بدحجاب، اعتقادی به رعایت ملاحظات رفتاری خاص در برابر نامحرم که عرفاً به آن حیا گفته می شود ندارد و حتا برعکس می کوشد که حتی الامکان رفتاری آزادانه تر و جذاب تر در برابر نامحرمان به نمایش بگذارد. به عبارت بهتر باز هم باید گفت که بدحجابی صرفاً جدی نگرفتن احتیاط هایی که می کوشد زن را از دیده و ذهن مرد نامحرم دور کند، نیست؛ بل که به گونه ای ایجابی تمایل به بی حیایی و نمایش حداکثری جسم و روح در برابر نامحرمان هم هست.
در مجموع باید گفت که گرچه نفی حجاب به عنوان یک قانون یا یک حکم فقهی، در چنین فرآیندی خودبه خود محقق می شود، اما این خود نفی ای فعال است که روی دیگر سکه ی بدحجابی مدرن است و ماهیتاً نه یک نفی جزیی، بل که نفی یک کلیت فرهنگی دیگر به شمار می رود و با رعایت نکردن حجاب به مثابه ی تخلفی بدون نظریه و طرح فکری پشتیبان – که ایده ی غالب در میان نخبه گان و مسئولان است – بالکل متفاوت است.
۴. فرهنگ بدحجابی بخشی از فرهنگ کلی تر زنده گی مدرن
همان طور که دیدیم بدحجابی نه عدم حجاب، بل که مجموعه ای از توصیه ها و هنجارهای عملی در حوزه ی پوشش و رفتار است. از سوی دیگر باید گفت که تعریف ایجابی بدحجابی لاجرم انگیزه ای ایجابی می طلبد و ایجاد انگیزه برای اهتمام به توصیه ها و هنجارها خود به یک نظام فکری – فرهنگی پشتیبان نیاز دارد. به عبارت بهتر با نفوذ در ذهن بدحجابان برای واکاوی علت پذیرفته شدن این نظام عملی، به لایه های فکری این پدیده نفوذ می کنیم. لایه هایی که به مثابه ی اتاق فکر پشتیبانی این نحوه ی رفتار و پوشش عمل می کنند و انگیزه ی لازم را به وجود می آورند. همه ی این حرف ها به این معنا است که ما با «فرهنگی نو» مواجه ایم که زنجیره ی کاملی از لایه های پشتیبان فکری تا دستورالعمل های جزیی اجرایی را تأمین می کند. ما با «فرهنگ بدحجابی» مواجه ایم که خود بخشی از فرهنگ کلی تر «زنده گی مدرن» است و در حوزه ی پوشش نمودی این چنینی پیدا می کند. واکاوی لایه های نظری و فکری پدیده ی بدحجابی نشان می دهد که در ذهن بدحجابان، «تمایل به رفتار و پوشش خاص» عموماً با مفاهیم دیگری هم راه است و نوعی سازگاری و انسجام درونی میان این مجموعه مفاهیم مشاهده می شود که به نحوی تداعی کننده ی یک نظام فکری هم آهنگ است. مواردی نظیر «تمایل به داشتن دوستی با جنس مخالف»، «اعتقاد به روش خودگزینی هم سر و دوستی پیش از ازدواج به جای روش سنتی ازدواج»، «اعتقاد به لزوم جذاب بودن – و نه زیبابودن – در انظار عمومی»، «تقبیح مفاهیم حیا و غیرت»، «تقبیح نقش مادری و خانه داری و تربیتی زن» و «اعتقاد به ارزیابی زنان با معیار نقش آفرینی اجتماعی هم پایه ی مردان» از اجزای این سازواره ی به هم پیوسته اند.
«دختر بدحجاب ایرانی» – که من تمایل دارم او را «دختر ایرانی مدرن» بنامم – دوست دارد وقتی که به خیابان می رود جذاب تلقی شود. «جذاب بودن» با «زیبابودن» مترادف نیست. چراکه زیبایی به روح آرامش می بخشد، اما جذابیت آن را به هیجان درمی آورد. چه بسا صورت یک کودک، معصومانه و زیبا جلوه کند ولی غیرجذ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 