پاورپوینت کامل این عکس ها دروغ نمی گویند ۳۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل این عکس ها دروغ نمی گویند ۳۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این عکس ها دروغ نمی گویند ۳۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل این عکس ها دروغ نمی گویند ۳۲ اسلاید در PowerPoint :

پرونده ای برای سعید صادقی و عکاسی جنگ

در بهترین وضعیت، عکاس جنگ به مثابه ی یک رزمنده تعبیر می شود. اگر نگوییم عکاس تماشاچی جنگ بوده، می گوییم درگیر جنگ. اما روی دیگر سکه آن وقتی است که مثلاً انفجاری رخ می دهد، همه به پناهی می خزند و پناه می گیرند، الا عکاس که باید سرپا باشد و عکس بگیرد. تازه اصلاً عکاسی همان وقت است. در مقابل آن که شلیک می کند چه می توان کرد؟ چکاندن دکمه ی دوربین!

پای صحبت عکاسان جنگ همیشه یک کلمه در رفت و آمد است: مرگ!

عکاس عطش این را دارد که ببیند انسان ها در مقابل مرگ چه می کنند و برای زنده ماندن چه راهی را برمی گزینند. جدا از نقطه نظرهای عرفانی و سیاسی و حماسی؛ انسان محض، ترکیب گوشت و پوست و استخوان، در قبال مرگ چه واکنشی نشان می دهد می ترسد؟ می خندد؟

عکاسی جنگ؛ گلوله ای شلیک می شود، به هدفی می خورد، انسانی می میرد. دوربین شلیک می کند و اگر به هدف بخورد انسانی برای همیشه زنده است.

در عکس های صادقی همه چیز هست.

نماز شب و عبادت، زخمی و کشته شدن، خانواده، اعزام و تشییع، شادی و غم، خط مقدم، پشت جبهه، پیروزی، شکست و…. بسیاری موقعیت های متضاد که آدم ها تجربه می کنند. انسانی که جدا از هر نگاه و اعتقادی تنها وجه دردناک انسانی اش برجسته است. نه نظامی های او نظامی اند نه کودکان اش کودک! پیر و جوان و ایرانی و عراقی همه و همه یک حس عمیقاً سرد درونی اند نسبت به حادثه ای دردناک. این حادثه ی دردناک حتی در تصویر گلزار شهدا نیز نمود دارد و از شهادت؛ که از چشم مادران و خانواده ها نگاه می کند. تعمق در این فضا ما را به تضاد دیگری می رساند نسبت به نگاه استلیزه و کاملاً روحانی و معنوی که امروز به جنگ می شود. صادقی چشم شاهدی است که به اندوه ازدست دادن یاران و هم بسته گان می گرید یا با بغض خیره مانده است. عکس های اش تفسیر ندارد که هر عنصر آن ها حاوی معنایی باشد. دیدن یک لحظه با چشم شخصی است. شاید نکته ی برجسته ی کار صادقی نفوذ به فردیت و دنیای شخصی انسان ها است در میان یک حادثه ی جمعی. جایی که عموماً محو و درگیر زوایای گوناگون یک جریان اند اما هر انسان به عنوان سلول آن پیکره برای خود هویتی دارد و علایق و درونیاتی.

برای همین آدم ها آرام اند. انگار عکاس تعمد داشته که آن ها در انزوا و بریده از جمع باشند یا میان جمع و دل شان جای دیگری باشد. پیر و جوان و مرد و زن، خط مقدم و اعزام و تشییع؛ در همه جا فردیت حضور دارد. نه حماسه، نه غزل، نه گزارش. یک نگاه. فقط همین. انسان در شرایط. شرایط پذیرفته شده. آسمان سیاه، خاکستری، دودگرفته، سردی و تلخی، همه و همه روایت هایی از جنگ اند. از حضور جنگ بر سرزمین مادری. جدا از هر نگاه حماسی و تغزلی. اما هر چیزی می تواند یک تمثیل باشد؛ آسمان، زمین، وسایل. برخی افراد برداشتی فاخر دارند، برخی دیگر همه چیز را عاطفی می بینند و بعضی هم نگاه اسطوره ای دارند. به خورشید و آسمان و یا همان دود.

افق کجاست؟ آدم ها از کجا آمده اند؟ آیا مذهب در این عکس ها نمودی دارد یا هویت ملی؟ این ها نه قهرمان اند نه ضدقهرمان! حتی تصویر فرمانده ای چون شهید صیاد چندان برجسته نیست! در عکاسی معمولاً یک سوآل وجود دارد که به حضور انسان در حوزه های مختلف مربوط می شود. اما در این عکاس ها نشانه های هویت کجا هستند؟ این جا فقط جنگ است.

جوانی ایستاده، نوجوانی با لباس نیمه نظامی و شخصی. اسطوره نیست. انسانی ست آمیخته با آن شرایط. چنان که گویا همان جا به دنیا آمده، با همان لباس و با همان اسلحه، همیشه همین طور بوده است. حضور دود آتش است و حالت انسان ها خبر از شرایطی می دهد، از واقعه ای در کمین. انسان زخمی، فضای سوخته، ویرانی و هر کسی دارد به طور طبیعی کار خودش را انجام می دهد.

بمب باران، انهدام و فروریختن! بعد جست وجو و ناگهان فریاد ناشی از برخورد با یک چهره ی دردناک! عکاس این جاست! آدم ها را پیدا می کند.

شادی، پیروزی و فتح خرمشهر. چهره ی کسی به وضوح دیده نمی شود. فقط حالت است و بس! و چهره تنها از آن مسجد است که چهره ی مقاومت بود.

در صحنه ی وداع هم سنگران در شب حمله، گویا هر رزمنده ای برای خودش می گرید. همان خلوت مورد بحث!

در صبح گاه، فردیت چنان حضور صریح و پُررنگی دارد که جمع به چشم نمی آید. هر انسان، دنیایی است. انگار در چشم صادقی، جبهه فرصتی بود که هر کس به درون خود توجه کند. با گریه، سلوک، انتظار و اندیشه!

در عبادت و شهادت و زخمی شدن، همان حال است. نگاه کسی به دوربین نیست. نگاه های شسته شده به درون خیره است. نگاه ها دریده نیست. جبهه یک حرم است؛ یک شبستان یا مجلس روضه. حتی حالت نشستن رزمنده گان شبیه عابدان است. در همه جا و در همه ی مراحل چیزی برای برون رفت از خود وجود دارد. همه دارند در جایی سیر می کنند.

ناگهان بدون این که بدانیم به نشانه های هویت یک جمع رسیده ایم. آدم های فراسو! رزمنده، شرایط را پذیرفته

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.