پاورپوینت کامل انسان شناسی جنگ ۴۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل انسان شناسی جنگ ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل انسان شناسی جنگ ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل انسان شناسی جنگ ۴۷ اسلاید در PowerPoint :

انسان رزمنده – انسان ایثارگر (قسمت یکم)

درآمد

در صفحه ی پاورپوینت کامل انسان شناسی جنگ ۴۷ اسلاید در PowerPoint*، برآنیم که با بهره گیری از روی کرد علوم اجتماعی به پدیده ی جنگ بپردازیم و با استفاده از نظریه های موجود نسبت به جنگ، لااقل نظرگاه های جدیدی برای ورود به این مقوله مطرح کنیم تا امکان توسعه و بسط افق بررسی مسایل جنگ هرچه بیش تر فراهم شود. در ابتدای سخن، ذکر این نکته البته لازم است که لزوماً روی کردهایی که از منظر علوم اجتماعی به مسایل اجتماعی ما می پردازند، روی کردهای دقیقی نیستند. اما دست کم می توانند پرسش های جدیدی مطرح نموده و افق های نوینی را در بررسی جنگ پیش روی ما قرار دهند.

اما در اولین گام باید روشن شود که منظور از عبارت پاورپوینت کامل انسان شناسی جنگ ۴۷ اسلاید در PowerPoint چیست. با تعریف اجمالی انسان شناسی تا حدود زیادی مشخص خواهد شد که منظور از عبارت پاورپوینت کامل انسان شناسی جنگ ۴۷ اسلاید در PowerPoint چه حیطه های شناختی، موضوعی و روشی را در بر می گیرد.

تعریف انسان شناسی

«انسان شناسی» یا «مردم شناسی» یکی از رشته های مجموعه ی علوم اجتماعی است. تاریخ چه ی پیدایش این رشته به نیمه ی قرن نوزده میلادی باز می گردد. گرچه به مانند بسیاری از مجموعه های دانشی دیگر می توان ریشه های این رشته را نیز تا قرون بسیار قبل تر و در فرهنگ ها و تاریخ های متفاوت جستجو کرد. اما آغاز این که رشته ای با این نام و با روی کرد هایی مشخص پا به عرصه بگذارد به همان نیمه ی قرن نوزده و در اروپا برمی گردد. ایجاد انجمن ها و گروه های مختلف با نام این رشته در اروپا و امریکا شاهد این مدعا است.

در چرایی تولد این رشته، استعمار و استعمارگرایی را یکی از عوامل اصلی می دانند. دلیل آن هم این است که با شروع جریان استعمار، دولت های استعمارگر به داشتن دانشی دقیق و عینی از مجموعه های مستعمره ی خود احساس نیاز کردند. لذا جمعی از دانشمندان، میسیونرهای مذهبی و آدم های کنجکاو دیگر به سراغ بررسی و تحلیل این جوامع که بیش تر آن ها دارای ساختار های قبیله ای و قومی بسیار قوی بودند، رفتند. این روی کرد را می توان از نامی که بر این رشته گذارده اند هم دریافت: Ethnology. ترجمه ی دقیق این واژه، همان قوم شناسی است که البته در سنت دانشگاهی ما تبدیل شده است به مردم شناسی. از این واژه، واژه هایی نظیر Ethnography به معنای قوم نگاری یا مردم نگاری هم مشتق شده اند که اشاره دارند به توصیف دقیق و خاص از مردم یک منطقه و یا یک قبیله و مواردی دیگر از این قبیل.

تفاوت های انسان شناسی و جامعه شناسی

تفاوت اول

به واسطه ی تولد انسان شناسی یا مردم شناسی در جریان استعمار هم بود که تا مدت ها موضوع مطالعه ی مردم شناسان، افراد، گروه ها و فرهنگ های جوامع «دیگر» بود. از همین جا تقسیم کاری میان مردم شناسان و جامعه شناسان ایجاد شد. به این صورت که جامعه شناسان به مطالعه ی جوامع خودی می پرداختند و مردم شناسان به مطالعه ی جوامع دیگر. اما تفاوت دیگری هم در میان بود. از آن جا که محل تولد این دانش اروپا بود و اروپای آن زمان هم در توهم خودمحوری یا به بیان انسان شناسانه در چنبره ی **Ethnocentrism گرفتار بود، اکثر جوامع دیگر از نظر دانشمندان علوم انسانی آن دیار، جوامع ابتدایی، بدوی و در بهترین حالت جوامعی با فرهنگ های عجیب و غریب (مانند تصوری که در مورد فرهنگ های ایران، چین و هند وجود داشت)*** تلقی می شدند. مطالعه ی این دسته از جوامع به عهده ی مردم شناسان بود؛ درحالی که مطالعه ی جوامع خودی، یعنی جوامع اروپایی و امریکایی، که علی القاعده مبنا و معیار پیش رفتگی و تمدن به شمار می رفتند، به عهده ی جامعه شناسی Socialogy گذارده شد. بنابراین تفاوت عمده میان مردم شناسان و جامعه شناسان این بود که دسته ی اول به مطالعه ی جوامع «ابتدایی» و «بدوی» می پرداختند و دسته ی دوم به مطالعه ی جوامع «پیش رفته» و «صنعتی».**** این وضعیت البته چندان پای دار نماند.

تفاوت دوم

تفاوت عمده ی دیگر میان مردم شناسی و جامعه شناسی، برمی گردد به تفاوت این دو مجموعه ی دانشی در روش. از همان ابتدا و از آن جا که مردم شناسان سعی داشتند انسان را در «کلیت» و «تمامیت» خود مطالعه کنند، به این سمت حرکت کردند که جوامع موردمطالعه شان تا حد ممکن کوچک باشد. زیرا شناخت عمیق یک جامعه با جمعیت فراوان آن کار دشواری بود. در حالی که در جامعه شناسی بیش تر دغدغه شناخت جامعه از یک منظر یا یک ویژگی خاص مطرح بود. مثلاً می توان به کار دورکیم در مورد خودکشی اشاره کرد که او این موضوع را در مقیاسی وسیع مورد مطالعه قرار داد.

تفاوت سوم

تفاوت دیگر این بود که مردم شناسان بیشتر به مطالعه ی «فرهنگ» علاقمند بودند، در حالی که جامعه شناسان به مطالعه ی جامعه یا ساختارهای آن تمایل نشان می دادند. البته هنوز میان اندیشمندان علوم اجتماعی بر سر تعیین دقیق نقاط تمایز فرهنگ و جامعه اختلاف نظر است. دلیلش هم این است که نمی توان واقعیتی خارجی را مشخص کرد و آن را فرهنگ یا جامعه نامید. در واقع هردوی این مفاهیم حاصل انتزاعی است که علوم اجتماعی از جهان انسانی کرده است. اما به شکلی بسیار ساده می توان جامعه را مجموعه ای از افراد و گروه ها تعریف کرد که بر مبنای برخی ویژگی ها با هم اشتراک دارند. ویژگی هایی مثل زبان، تاریخ، دین و قومیت. اما مفهوم فرهنگ ناظر به همان ویژگی هایی است که این افراد را پیرامون هم جمع کرده است. از این منظر می توان زبان، دین، آداب و رسوم، ارزش ها و هنجارها و… را به مثابه ی بخشی از فرهنگ تعریف نمود. برخی از انسان شناسان فرهنگ را هر چیزی تعریف می کنند که به دست آدمی تولید می شود. اما گذشته از این تعریف، همین تفاوت در تعریف مفهوم جامعه و فرهنگ را می توان مبنای تفاوت دیگری در روش شناسی جامعه شناسی و مردم شناسی دانست.

تفاوت چهارم

از آن جا که جامعه شناسان مجموعه ی افراد را بر اساس دارابودن یا نبودن یک یا چند ویژگی بررسی می نمایند در نتیجه می توانند از روش های کمّی استفاده کنند. با استفاده از این روش ها می توان میزان دارایی این ویژگی ها را در سطح جامعه ی موردنظر سنجید. مثلاً در مورد این که افراد جامعه از لحاظ در آمد چه تفاوتی با هم دارند کافی است پرسش نامه ای تهیه کرد و در آن از میزان در آمد افراد پرسید. اگر جامعه شناس بخواهد تأثیر درآمد را بر مثلاً دین داری بسنجد می تواند در پرسش نامه پرسش هایی را مبنی بر تحلیل وضعیت دینداری بگنجاند و از حاصل کار، این نتیجه را بگیرد که مثلاً با افزایش سطح درآمد، دین داری کاهش یا افزایش می یابد. البته بی شک کار به همین سادگی نیست. اما با این مثال می توان شمایی کلی از نوع روی کرد جامعه شناسی به دست آورد. در همین جا باید اضافه کرد که روی کرد های جامعه شناسی بسیار متفاوتند که در برخی از آن ها اساساً این نوع روش ها به کنار گذاشته شده اند. اما در مردم شناسی وضعیت به گونه ی دیگری است.

گفتیم که در مردم شناسی موضوع موردمطالعه فرهنگ است و فرهنگ همان ویژگی هایی است که برمبنای آن افراد جامعه پیرامون یک دیگر جمع شده اند. بی شک در این تعریف بیش تر ویژگی های معنایی منظور است تا مادی. گرچه برخی از ویژگی های مادی نظیر ابزارسازی نیز می توانند جزیی از فرهنگ محسوب شوند. این موضوع (فرهنگ) را اضافه کنید به همان تمایل اصلی انسان شناسان به مطالعه ی انسان در تمامیت خویش. نتیجه آن که مردم شناسی و انسان شناسی در روش

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.