پاورپوینت کامل غدیرتجلی و تداوم حکومت اسلامی ۷۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل غدیرتجلی و تداوم حکومت اسلامی ۷۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل غدیرتجلی و تداوم حکومت اسلامی ۷۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل غدیرتجلی و تداوم حکومت اسلامی ۷۹ اسلاید در PowerPoint :

۵

بنیانگذار هر مکتب و مرامی، به پایدار بودن و ثمر بخشیدن آن مکتب و مرام علاقه مند است. و بهترین تدبیر برای تأمین این منظور، آن است که رهبری بینا و دلسوز بر آن بگمارد و او را به وضعی روشن در میان توده مردم، برای این مقام پراهمیت معرفی کند. این عملی خردمندانه و روشی فطری است که خداوند حکیم نیز پیامبران را به آن مأمور ساخته است. در بسیاری از آیات قرآن کریم، حقایقی در این باره به تعبیرهای گوناگون ذکر شده است که پیامبران پیشین نیز، پس از نشر دعوت توحید و روشن کردن افکار، برای استوار ماندن دین خدا به پا می خاستند، و بدین وظیفه گرانبار توجهی بسزا می کردند و می کوشیدند که شالوده ریخته شده و نتایج رنج های تربیتی خود را به دست پیشرو وارسته و لایقی بسپارند و سرنوشت انقلاب پرارجی را که به بهای هستی و حاصل عمرشان تمام شده است ، به پیشامدهای تاریخ که پر از لغزش و خطاست وانگذارند. )۱( ابن سینا در کتاب شفا، پس از اثبات نبوت و تشریح وظایف دقیق دارنده این مقام، می گوید: «… سپس این شخص که پیغمبر است ، چنین نیست که مانند اویی مکرر به وجود آید و در هر زمانی بدو دسترسی باشد، زیرا ماده ای که شایسته پذیرش وحی است کمتر در مزاج ها به وقوع می پیوندد. پس ناگزیر واجب است که پیغمبر ، برای بقای سنن و شریعتی که برای مصالح امور انسان آورده است ، تدبیری عظیم بیندیشد.» ابن سینا پس از این بیان، حکمت عبادات و سایر دستورات اسلامی را تذکر می دهد و پاره ای از قوانین مدنی را که به گفته خود او شارع اسلام به بهترین وجه مقرر کرده است، یاد می کند، سپس در مورد مسئله خلافت و امامت می گوید: «… آنگاه بر سنت گذار )پیامبر( واجب است اطاعت کسی را که جانشین خود قرار می دهد، فرض و لازم گرداند. بعد به شرح اجماع می پردازد، و با بیانی پر مغز و گفتاری حکیمانه درباره چگونگی و کمیت اجماع کنندگان سخن می گوید، و معنی اجماع حقیقی و مقصود از آن را توضیح می دهد، و شرایط کسی را که باید بر او اجماع و اتفاق آرا شود، ذکر می کند، و با استدلالی محکم و الزام آور به بطلان اجماعی که در تاریخ اسلام گفت و شنود می شود اشاره می کند. سپس می گوید: «خلیفه و جانشین قرار دادن با نص، به صواب دید نزدیکتر است.» )۲(

باز امواج پردامنه غدیر را در امتداد زمان می نگریم، که به صورت روایت و حدیث پیش رفته با بسطی جالب و حیرت زا در کتب اسلامی منعکس گشت، و با وجود موانع بسیار و تهدیدات فراوان نسبت به طرفداران غدیر، از گفت وشنود درباره آن خودداری نشد، بلکه نقل آن را نور و حکمت می دانستند، و مسلمین دور از مدینه، افرادی برای شنیدن و آموختن حدیث غدیر بدان شهر اعزام می کردند، تا آن را از اصحاب بشنوند و فراگیرند و برایشان بازگویند … )۳( تابعان نیز بر این منوال بودند، و در نشر آثار غدیر و ذکر حقایق آن اهتمامی بسزا می ورزیدند، چنان که پس از گذشت قرن ها، روایت هشتادوچهار نفر از آنان به ما رسیده است. )۴(

پیشینیان تنها به نقل حدیث اکتفا نمی کردند، بلکه با تمام نیرو و امکانات خود در تشیید مبانی غدیر می کوشیدند و با هر پیشامد و مانعی شدیداً مبارزه می کردند و در این راه فداکاری هایی از خود نشان دادند که هیچ گاه با گذشت زمان و طلوع و غروب خورشید فراموش نمی گردد. پس از دوره تابعان، وظیفه ضبط و تعلیم روایات غدیر، به عهده دانشمندان قرون اسلامی نهاده شد، و آنان در گردآوردن اسناد و مآخذ آن، کوششی عمیق کردند و علاقه ای وافر نشان دادند، چنانکه پیش از این گفتیم. و به جهت ثبوت مسلم، و اشتهار وسیع این حدیث بود که دانشمندانی از قبیل شریف مرتضی)۵( و علامه میر حامد حسین هندی )۶( و عده ای از علمای بزرگ سنت )۷( آن را از معتبرترین احادیث اسلام دانسته اند. زیرا کمتر حدیثی است که دارای این همه اسناد و مدارک باشد.

راویان غدیر: بسیار زیاد

حدیث غدیر را حدود صدوبیست نفر از صحابه، از پیامبر نقل کرده اند. در همه سنت نبوی شریف هیچ حدیث دیگری پیدا نمی شود که این تعداد زیاد از صحابه و حتی نصف این تعداد آن را نقل کرده باشند. بنابراین راویان حدیث غدیر در حدّ اعلای کثرت هستند.

بیان غدیر در بزرگترین تجمع اسلامی

از سوی دیگر می بینیم پیامبر حدیث غدیر را در خانه خود و یا در مسجد و یا در جمع کوچکی از اصحابش نفرموده است، بلکه آن را به صورت فریادی بلند در بین جمعیتی که همه شهر مدینه گنجایش آنها را نداشت، فرموده است. جمعیتی که بیابان گسترده از هر سو را پر کرده بودند و بزرگترین تجمّع اسلامی که دوران نبوت به خود دیده است. ابن سعد در طبقات می گوید: پیامبر تصمیم بر خروج برای حج را گرفت و به مردم اعلان عمومی داد. مردم بسیاری وارد مدینه شدند تا در این سفر، احکام حج را از پیامبر بیاموزند.)۸( و نظیر این حدیث را ابن حبان نقل کرده است.)۹( این مطلب از حدیث جابر گرفته شده که می گوید: مردم بسیاری وارد مدینه شدند که همگی می خواستند در اعمال حج به پیامبر اقتدا کنند و مِثل عمل او را انجام دهند.)۱۰( در حدیث دیگری جابر می گوید: از طرف مقابل و پشت سرم و راست و چپم تا آنجا که چشم کار می کرد، نگاه کردم و مردم را دیدم که پیاده و سواره در حرکت بودند …)۱۱( ابن شاکر می گوید: در این سفر صدهزار نفر از صحابه بلکه بیشتر همراه پیامبر بودند، حتی کسانی که قبلاً آن حضرت را ندیده بودند و بعداً نیز ندیدند، با آن حضرت حج انجام دادند، و با این سفر صحبت پیامبر نصیبشان شد.)۱۲( سبط ابن جوزی می گوید: یکصدوبیست هزار نفر از صحابه و اعرابی اطراف مکه و مدینه همراه پیامبر بودند، و اینان در حجه الوداع همراه حضرت بودند و آن گفتار را از حضرت شنیدند … )۱۳( با توجه به روایات فوق، وقتی حدود صدوبیست نفر تعداد صحابه ای که حدیث غدیر را روایت کرده اند را با تعداد حاضرین غدیر که شاهد بودند و شنیدند و دیدند، مقایسه کنیم، نسبت به یکدیگر فاصله یک به هزار دارند بنابراین راویان حدیث غدیر بسیار کم اند

چرا چنین…؟

جالب تر این که پیامبر صلی اللّه علیه وآله در موارد بسیاری و به خصوص در این مورد، تأکید خاصی داشتند که حاضران به غایبان برسانند و نیز فرمودند: «خداوند زنده بدارد کسی را که گفتار مرا بشنود و در سینه اش جای دهد، سپس آن را به کسانی که نشنیده اند برساند… .» این گفتار را اگر در غدیر هم نفرموده ولی در خطبه اش در مسجد خیف در منی فرموده که چند روز بیشتر از آن نگذشته بود. آنگاه که پیامبر صلی اللّه علیه وآله از دنیا رحلت نمود و هدف و خواسته آن حضرت اجرا نشد، مردم از روایات این حدیث و امثالش خودداری کردند، و بالاتر این که بنا بر چشم پوشی از روایات فضایل و مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام قرار داده شد و مردم از روایات پیامبر صلی اللّه علیه وآله به صراحت منع شدند. باز هم بالاتر این که به مردم دستور سب امیرالمؤمنین علیه السلام داده شد و آنان را وادار به این کار می نمودند و خود آن حضرت این خبر را قبل از وقوعش داده بود و فرموده بود: «بدانید که به زودی شما را وادار به سب و بیزاری من خواهند کرد… .» این بود که مردم هر فضیلتی درباره امیرالمؤمنین علیه السلام را به فراموشی سپردند تا چه رسد به حدیث غدیر و روایات مربوط به خلافت آن حضرت بخاری از سهم بن حصین اسدی نقل می کند )۱۴( که همراه دوستش به نام عبداللّه بن علقمه به سفر حج رفت و او کسی بود که روزگاری را به سب امیرالمؤمنین علیه السلام گذرانده بود )و می بینیم که نمی گوید: سب آن حضرت می نمود، بلکه می گوید: عمری به این کار مشغول بود( وقتی وارد مدینه شدند سهم به دوستش گفت: مایلی با ابوسعید خدری دیداری تازه کنیم؟ و نزد او آمدند سهم می گوید: به ابوسعید گفتم: آیا برای علی )علیه السلام( منقبتی شنیده ای؟) و می بینیم در زمان حیات آن همه از صحابه می پرسد: آیا علی منقبتی دارد؟.( ابوسعید در پاسخ گفت: آری، اگر برایت فضیلتی نقل کردم می توانی از مهاجرین و انصار و قریش سؤال کنی. پیامبر صلی اللّه علیه وآله در روز غدیرخم بپا خاست و این پیام را رسانید که: «آیا من نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر نیستم؟ یا علی نزدیک بی». علی علیه السلام آمد و حضرت هم دست او را بلند کرد به طوری که سفیدی زیر بغل ایشان را دیدم، و فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. عبداللّه بن علقمه گفت: تو این را از پیامبر صلی اللّه علیه وآله شنیدی؟ ابوسعید گفت: آری، و اشاره به دو گوش و سینه اش کرد و گفت: گوشهایم شنیده و قلبم در خود جای داده است. این اظهار تعجب شدید از شنیدن چنین حدیثی و سؤال دوباره که می گوید: آیا تو این حدیث را از پیامبر صلی اللّه علیه وآله شنیده ای؟ و تأکید ابوسعید در جواب، همه برای این است که از این مطلب نص بر خلاف را فهمیده اند و از آنچه بعد از رحلت پیامبر صلی اللّه علیه وآله اتفاق افتاده در تعجب مانده اند

همه شنیدند… همه دیدند…؟

ابی الطفیل از زید بن ارقم در حدیث غدیر نقل می کند: پیامبر صلی اللّه علیه وآله دست علی را گرفت و فرمود: هر کس من صاحب اختیار او بوده ام، این علی صاحب اختیار اوست.» بعد می گوید: به زید گفتم: تو این را از پیامبر صلی اللّه علیه وآله شنیدی؟ زید گفت: کنار درختان غدیر احدی نماند مگر آن که حضرت را به چشم خود دید و با گوش خود سخنان آنحضرت را شنید. )۱۵( در همین باره است که شاعر می گوید:

و یوم الدوح دوح غدیر خم ابان له الولایه لو اطیعا

و لم ار مثل ذاک الیوم یوما و لم ار مثله حقا اضیعا )۱۶(

یعنی: پیامبر صلی اللّه علیه وآله در روز درختان عظیم در غدیر، ولایت را برای او روشن ساخت، و ای کاش مورد اطاعت قرار می گرفت. روزی همانند آن روز ندیدم همانطور که حقی را مانند آن ندیدم که ضایع شود. می بینیم که ابوسعید خدری می گوید: حدیث غدیر را همه می دانند و می توانی از مهاجرین و انصار و قریش سؤال کنی، و احدی از آنانکه در قید حیات بودند را استثنا نکرده و همه این حدیث را شنیده بوده اند. مقصود او از قریش هم یا فقط بنی امیه است و یا اهل مکه که به مدینه هجرت نکرده بودند. از سوی دیگر می بینیم پیامبر صلی اللّه علیه وآله به گفتن «من کنت مولاه فعلی مولاه» اکتفا نکرده تا آن که بازوی امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفته و تا بالاترین حد ممکن بلند کرده، به طوری که سفیدی زیر بغل آن دو بزرگوار دیده شده، و این برای آن بوده که همه حاضرین امیرالمؤمنین علیه السلام را ببینند، چنانکه در حدیث زید بن ارقم آمده: «در غدیرخم احدی باقی نماند مگر آن که پیامبر صلی اللّه علیه وآله را با چشم خود دید و سخن آن حضرت را با گوش خود شنید.»

همه معنای غدیر را فهمیدند…؟

پیامبر صلی اللّه علیه وآله این کار را برای نشان دادن اهمیت امر خلافت و اتمام حجت بر امت انجام داد، و برای آن که بعدا گفته حضرت را تأویل نکنند و نگویند منظور حضرت از «علی» معنای آن یعنی «بلند مرتبه» است، یعنی «هر کس من صاحب اختیار او بوده ام صاحب اختیار او بلند مرتبه است» و نتیجه بگیرند که این حدیث درباره خود حضرت است نه در شأن دیگری همانطور که این مطلب را درباره کلام پیامبر صلی اللّه علیه وآله «انا مدینه العلم و علی بابه» مطرح کرده اند و گفته اند که منظور حضرت از «علی بابه» آن است که «در علم بلند مرتبه است»

احیای غدیر، به دست صاحب غدیر

این مطلب درباره صحابه راوی حدیث غدیر بود، و اما در طبقه تابعین «که صحابه را ملاقات کرده اند»، باید گفت که همان پرده پوشی نسبت به حدیث غدیر و فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام ادامه داشته تا اواخر روزگار آن حضرت که اقدام به احیای استخوان بندی اصلی حدیث فرمودند و آن را از زیر آوارهای فروریخته چند ساله بیرون آوردند. به این صورت که آن دسته از اصحاب پیامبر صلی اللّه علیه وآله که آن روز در کوفه بودند را فراخواندندو مردم را نیز جمع کردند و صحابه را درباره حدیث غدیر قسم دادند و فرمودند: قسم می دهم کسانی را که از پیامبر صلی اللّه علیه وآله شنیده اند: «من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه… » که برخیزد و شهادت دهد، و فقط کسانی که این منظره را دیده و شنیده اند برخیزند. اینجا بود که سی نفر که دوازده نفر از آنان از شرکت کنندگان در جنگ بدر بودند )۱۷( برخاستند و شهادت دادند. از بعضی روایات استفاده می شود که این قسم دادن حضرت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.