پاورپوینت کامل جایگاه تبرک در ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام ۹۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل جایگاه تبرک در ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام ۹۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جایگاه تبرک در ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام ۹۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل جایگاه تبرک در ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام ۹۶ اسلاید در PowerPoint :
۵
به دنبال طرح شبهاتی از سوی وهابیان علیه اعتقادات اصیل و مستند شیعی از جمله موضوع تبرک؛ آیهاللّه العظمی سبحانی طی یک بحث علمی به طور مبسوط جایگاه تبرک در اعتقادات شرایع و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام را تبیین نموده اند، که متن کامل آن در ذیل تقدیم خوانندگان ارجمند افق حوزه می گردد.
»تبرک« در لغت، درخواست برکت است، و »برکت« به معنای نموّ و افزایش می باشد، و در زبان عربی می گویند »بارکَ اللّهُ الشیْءَ و بارکَ فیه و علیه« یعنی خدا در آن برکت نهاد، و »تبریک« درخواست برکت برای دیگری است و »مبارک« چیزی است که در آن برکت باشد، چنان که می فرماید: هذا کِتابٌ أنزلناهُ مبارکا، انعام/۹۴؛ و اطراف مسجدالاقصی با جمله بارکنا حوله، اسراء/۲؛ توصیف شده است، و مفاد آن این است که خداوند به آن سرزمین برکت)نعمت( بیشتری بخشیده است. بنابراین وجه توصیف کعبه )آل عمران/۹۶( و عیسی مسیح)مریم/۳۱( و شب قدر)دخان/۳( به مبارک بودن، این است که از همه این ها خیر کثیر می تراود. فرّاء معتقد است که »برکت« به معنی خوشبختی و نیکبختی به کار می رود و مقصود از واژه »برکاته« که در سلام نماز )السلام علیک أیها النبی ورحمهاللّه وبرکاته( همان سعادت و نیکبختی است. )معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص ۲۲۷؛ لسان العرب، ج۱، ص ۳۹۵؛ النهایه فی غریب الحدیث، ج۱، ص ۱۲.( و »تبرّک« در اصطلاح، طلب برکت از خدا از طریق یکی از اسباب است مانند پیامبر؛ خواه آن برکت دنیوی باشد، مانند افزایش روزی یا اخروی مانند علوّ درجات )الموسوعه الفقهیه، ج۷، ص ۴۸۸.( و گاهی گفته می شود تبرّک، طلب خیر الهی است که در آن شی ء نهاده است.)الموسوعه الفقهیه الکویتیه، ج۱۰، ص۶۹.( با توجه به این دو تعریف می توان گفت: تبرّک آن است که انسان از خداوند به طور مستقیم یا از طریق پیامبران و امامان و اولیای الهی و یا آثار بر جای مانده از آن ها، درخواست خیر کند.
تبرک در شرایع پیشین
از آیات و احادیث اسلامی استفاده می شود که تبرّک به آثار پیامبران، یک رسم رحمانی در میان پیروان شرایع پیشین بوده و پیوسته به آثار آنان تبرک می جستند، انتظار رحمت و خیر فراوان از خداوند متعال از طریق این وسایل داشتند، تمام دیدگان به درگاه الهی دوخته شده بود و آثار انبیا را وسیله هایی برای نزول رحمت از جانب خدا می شمردند. رحمت حق گاهی از مجاری طبیعی نازل می شود، و گاهی از مجاری غیر طبیعی به دست می آید، بشر اسباب طبیعی را شناخته و به دنبال آن می رود، ولی اسباب غیر طبیعی را کمتر شناخته و در نتیجه از آن کمتر بهره گرفته است. و تنها آگاهان به آن ها تمسک می جسته اند. دیاربکری در »تاریخ الخمیس« رویدادی را نقل می کند که حاکی از آن است که پیروان حضرت مسیح به آثار بازمانده از وی تبرک می جستند. او می نویسد: در دوران خلافت »المتقی باللّه ابو اسحاق ابراهیم المقتدر«، پادشاه روم نامه ای به او نوشت و گفت: در میان شما دستمالی هست که حضرت مسیح آن را به صورت خود مالیده است. اگر این دستمال را برای من بفرستید، ده هزار اسیر مسلمان را آزاد می کنم. خلیفه با فقیهان مشورت کرد، همگی گفتند: هر چه زودتر بفرستید تا اسیران، آزاد شوند )تاریخ الخمیس،ج۲، ص۳۵۲.( این رویداد به روشنی ثابت می کند، که تبرک به آثار پیامبران، یک سنّت دینی بوده، و پیروان شرایع پیشین به آن اعتقاد راسخ داشته اند.
مشروعیت تبرک در قرآن مجید
»تبرک« به معنی اصطلاحی مورد اتفاق همه مسلمانان است، و هیچ عالم برجسته ای آن را مکروه و حرام نشمرده است، زیرا چنان که خواهد آمد، یاران پیامبر در حال حیات او، از آب وضو و دیگر امور وابسته به آن حضرت تبرک می جسته اند؛ و اگر اختلافی هست، تبرک در مواردی مانند ضریح و در و دیوار مسجدالنبی و یا مسجدالحرام است. برای روشن شدن مطلب، دلایل مشروعیت آن را از قرآن و سنت، یادآور می شویم:
۱. تبرک یعقوب به پیراهن یوسف
یعقوب پیامبر علیه السلام بر اثر اندوه فراوان و گریه های طولانی دچار نابینایی شد، فرزندش یوسف علیه السلام، پیراهن خود را فرستاد تا پدر، آن را بر چشم های خود بگذارد و از این طریق، بینایی خود را باز یابد. پیک یوسف، همراه با پیراهن رسید، و آن را بر صورت یعقوب افکند ویعقوب به یک باره بینایی خود را باز یافت. )سوره یوسف، آیه های ۹۳ ۹۶(
این رویداد می رساند که رحمت حق یعنی بازیابی بینایی یعقوب از مجرایی غیر طبیعی که پیراهن یوسف بود، به وی داده شد. این که گاهی گفته می شود: چرا بدون واسطه این رحمت به وی نرسید، حاکی از عدم آگاهی از سنّت های الهی است، زیرا سنّت خداوند بر این است که آثار و پدیده ها از طریق اسباب و علل ویژه به افراد برسد، خواه این اسباب، مادّی باشند یا معنوی.
۲. تبرک به صندوق عهد
»تابوت« در لغت به معنی صندوقی است که از چوب ساخته شود و در لغت اختصاص به صندوق مردگان ندارد، بلکه هر نوع صندوق چوبی را دربر می گیرد. موسی در روزهای واپسین عمر خود، الواح مقدس که احکام خدا بر آن نوشته بود به ضمیمه زره و کفش و پیراهن و عصای خود را در آن نهاد، و به وصیّ خویش یوشع بن نون سپرد. این صندوق در نظر بنی اسرائیل بسیار مقدّس بود، و در جنگ هایی که میان آنان و دشمنان بت پرست، واقع می شد، آن را با خود می بردند و به آن تبرک می جستند، و تا زمانی که این صندوق در میان آنان بود، با سربلندی زندگی می کردند، ولی آن گاه که از نظر اخلاقی و ایمان دینی، سست شدند، دشمنان بر آنان چیره شدند و صندوق را از آنان گرفتند. پس از مدتی پیامبر آنان به نام اشموئیل به آنان وعده کرد که اگر همراه طالوت به جنگ دشمنان بت پرست بروید، به زودی صندوق عهد به شما باز خواهد گشت)بقره/۲۴۸؛ مجمع البیان:۱/۳۵۰۳۵۳؛ الدرّ المنثور:۱/۷۴۹۷۵۸(، و قرآن در شأن این صندوق چنین می گوید: … فیه سکینه من ربّکم و بقیّه ممّا ترک آل موسی و آل هارون تحمله الملائکه…، بقره/۲۴۸؛ »…در آن آرامشی از جانب پروردگارتان و برخی از یادگارهای خاندان موسی و هارون است که فرشتگان آن را برمی دارند…«. در جایگاه و ارزش این یادگار نبوت، کافی است که قرآن، حاملان آن را فرشتگان معرفی می کنند و اگر تبرک با آن منافی توحید بود، چگونه فرشتگان آن را حمل می کردند؟
۳. تبرک به مسجد اصحاب کهف
داستان اصحاب کهف، در سوره مبارکه کهف، ضمن آیات ۹ تا ۲۶، آمده است. اصحاب کهف، گروهی از خداپرستان بودند که برای حفظ ایمان خود، و دوری از بت پرستی، که زمامدار آن روز، مردم را به آن وادار می کرد، خانه و کاشانه خود را رها کردند و به غاری پناه بردند. مشیت خدا بر آن تعلق گرفت که این گروه، سیصد و اندی سال در همان غار به حالت خفته بمانند، آنگاه که از خواب بیدار شدند، یکی از آن ها برای تهیه غذا به شهر رفت، و اوضاع را کاملاً دگرگون یافت. سرانجام مردم به راز آن ها پی بردند. از این رو آنان از خدا خواستند که به زندگی ایشان پایان دهد و چنین شد. در این موقع مردم در برابر غار جمع شدند. گروهی بت پرست که در اقلیت بودند گفتند در غار را با ساخت و ساز بپوشانید، خدا از وضع آنان آگاه تر است. قرآن نظر این گروه را چنین نقل می کند: إذْ یَتنازَعُونَ بَیْنهم أمْرهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبّهم أعْلَم بِهِمْ، جمله ربّهم أعلم بهم، حاکی از تحقیر واقعیت این گروه است. گروه دوم که در اکثریت و خداپرست و پیرو آیین مسیح بودند، پیشنهاد کردند که در کنار مدفن آنان مسجد و معبدی ساخته شود تا خدا را در این مسجد پرستش نمایند، و به مدفن آنان تبرک بجویند. قرآن نظر آنان را چنین نقل می کند: و قال الّذین غلبوا علی أمرهم لنتّخذن علیهم مسجداً، کهف/۲۱؛ این آیه دو نکته را دربردارد و آن این که: تبرک به آرامگاه مردان خدا، و هم چنین مسجدسازی بر روی آنها، سنت رایج در شرایع پیشین بوده است.)تفسیر طبری، ج۹، ص ۲۷۷؛ مجمع البیان، ج۳، ص ۴۵۹ ۴۶۰(
مشروعیت تبرک در سنت پیامبر صلی اللّه علیه وآله
بررسی زندگانی پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله و کیفیت رفتار یاران آن حضرت با ایشان حاکی از آن است که صحابه به آثار آن حضرت تبرک می جستند، ما در این جا چند نوع از این تبرک جستن ها را یادآور می شویم:
۱. تبرک به آب وضوی پیامبر. ۲. تبرک به بازمانده از آب آشامیدنی حضرت. ۳. تبرک به ظرف غذا و آب و جای لب های حضرت. ۴. تبرک به منبر حضرت. ۵. تبرک به دینارهایی که آن حضرت لمس کرده. ۶. تبرک به قبر حضرت. ۷. تبرک به لباس ها و عصا و انگشتر و اشیای متعلق به حضرت. ۸. تبرک به نقاطی که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله در آن جا نماز گزارده.
اینها چیزهایی است که صحابه با آن ها تبرک می جستند و ما برای هر یک نمونه ای را یادآور می شویم، زیرا نقل همه آن چه در این موارد هشت گانه وارد شده است، از گنجایش این مقاله بیرون است.
۱. تبرک به آب وضوی آن حضرت: عروه بن مسعود ثقفی نماینده قریش برای نوشتن صلح نامه با پیامبر در حدیبیه بود، او وقتی به سوی قریش رفت، گفت: محمد صلی اللّه علیه وآله آنگاه که وضو می گیرد، یارانش برای تبرک به آب وضوی او بر یکدیگر پیشی می گیرند و مویی از سر او بر زمین نمی افتد مگر این که برای برداشتن آن بر یکدیگر سبقت می جویند)سیره ابن هشام، ج۳، ص ۳۴۳.(
۲. تبرک به بازمانده از آب آشامیدنی پیامبر صلی اللّه علیه وآله: امّ هانی دختر ابوطالب و خواهر علی علیه السلام می گوید: »پیامبر صلی اللّه علیه وآله در سال هشتم هجرت در فتح مکه به خانه من آمد. برای پیامبر صلی اللّه علیه وآله نوشیدنی آوردم، حضرت نوشید و کمی از آن برجای ماند، من با این که روزه بودم، ترجیح دادم برای تبرک جستن به باقیمانده نوشیدنی، روزه خود را بشکنم. پیامبر پرسید چه کردی؟ گفتم: ای پیامبر! من خواستم که پس مانده نوشیده شما را از دست ندهم«. مسند احمد، ج۱۰، ص ۳۹۱.
۳. تبرک به ظرف آب و جای لب های پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله: ابوبرزه می گوید: عبداللّه بن سلام به ما گفت: آیا علاقه مندید شما را با ظرفی که پیامبر صلی اللّه علیه وآله از آن نوشیده است، سیراب کنم؟ صحیح بخاری، ج۷، ص ۱۱۳.
سهل بن سعد می گوید: پیامبر صلی اللّه علیه وآله وارد سقیفه بنی ساعده شد و پیامبر از سعد آب خواست، من با این ظرفی که در دست دارم به پیامبر صلی اللّه علیه وآله آب دادم و او از آن نوشید. راوی می گوید: ما نیز به دست سهل از همان ظرف آب نوشیدیم. پس از چندی او آن ظرف را به عمربن عبدالعزیز بخشید. صحیح بخاری، ج۷، ص ۱۱۳؛ فتح الباری، ج۱۰، ص ۹۸۹۹.
۴. تبرک به منبر پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله: ابراهیم بن عبدالرحمن می گوید: من دیدم که عبداللّه بن عمر دست بر جایگاه پیامبر در منبر نهاد و سپس دست خود را بر صورت خود کشید.)طبقات کبری، ج۱، ص ۱۳.( یزید بن عبدالملک بن قسیط می گوید: من گروهی از یاران رسول خدا را دیدم که چون مسجد خلوت می شد، جایگاه دست پیامبر در منبر را، می بوسیدند، آنگاه رو به قبله ایستاده، دعا می کردند.)ابن ابی شیبه، المصنف، ج۴، ص ۱۲۱؛ ابن تیمیه، الجواب الباهر لزوار المقابر، ص ۳۱( عبداللّه بن احمد بن حنبل می گوید: از پدرم پرسیدم: کسی دست به منبر پیامبر می کشد و به آن تبرک می جوید و آن را می بوسد و با قبر پیامبر همین کار را می کند و با آن تبرک می جوید، پدرم در جواب گفت: اشکالی ندارد.)العلل ومعرفه الرجال، ج۲، ص ۴۹۲، شماره ۳۲۴۳.( عینی می گوید: استادم زین الدین از ابوسعید علایی نقل کرد که من نوشته ای به خط ابن ناصر دیدم که از احمد سؤال شد: آیا بوسیدن قبر پیامبر صلی اللّه علیه وآله و منبر او چگونه است؟ او فرمود: مانعی ندارد. من آن را به احمد بن تیمیه گفتم و او در شگفت ماند و گفت: احمد نزد من مقام والایی دارد. من به او گفتم: شگفت در کجاست؟ احمد آنگاه که پیراهن شافعی را شست، آب آن را نوشید. اگر تعظیم دانشمندان در این حد جایز باشد، مقام پیامبران و آثار آنان چگونه است؟ عمده القاری، جزء۹، ج۶، ص ۲۴۱.
۵. تبرک به دینارهایی که آن حضرت لمس کرده: بخاری نقل می کند که رسول خدا)صلی اللّه علیه وآله( شتر جابربن عبداللّه انصاری را خرید، آن گاه به بلال گفت: چهار دینار به او بده و قیراطی نیز اضافه کن. جابر می گوید: من هیچ گاه این قیراط را از کیسه خود دور نکردم، مگر روزی که اهل شام به مدینه حمله کردند و آن را از من به غارت بردند.)مسند احمد، ج۳، ص ۳۱۴.(
۶. تبرک به قبر پیامبراکرم صلی اللّه علیه وآله: تبرک به قبر پیامبر صلی اللّه علیه وآله از سنن رایج پس از دفن رسول خداست و روایات در این مورد به قدری فراوان است که نمی توان حتی مختصری از آن ها را در این جا نوشت و تنها به نقل اندکی بسنده می کنیم: اوس بن عبداللّه می گوید: خشکسالی عجیبی به مدینه روی آورد. مردم به خانه عایشه آمدند و جریان را گفتند، او گفت: به قبر پیامبر بنگرید و سوراخی باز کنید. به گونه ای که بین قبر و آسمان، حائلی نباشد، مردم این کار را انجام دادند. ریزش باران به قدری فراوان بود که گیاهان روییدند و شتران چاق شدند. سمهودی از عالمی به نام »الزین المراغی« نقل می کند: گشودن سوراخ در هنگام قحطی یکی از سنت های اهل مدینه است و حتی امروز هم در هنگام قحطی، سوراخی باز می کنند که به طرف قبله باشد، هر چند سقف بین قبر و آسمان حائل باشد. وفاء الوفا، ج۲، ص۵۶۰. مروان بن حکم وارد مسجد شد، دید مردی چهره بر قبر پیامبر صلی اللّه علیه وآله نهاده است، به او گفت: می دانی چه می کنی؟ چون نیک نگریست، دید او ابو ایوب انصاری میهماندار پیامبر است. وی در پاسخ گفت: من متوجه سنگ و گل نیستم، من به سراغ پیامبر صلی اللّه علیه وآله آمده ام، ولی از پیامبر شنیدم هرگز از مردم نگران نباشید آنگاه که افراد شایسته متصدی امور باشند، ولی آنگاه بر دین گریه کنید که نااهلان متولی امور دینی باشند.)مستدرک حاکم، ج۴، ص ۵۱۵.(
۷. تبرک به لباس و عصای پیامبر و اشیای متعلق به آن حضرت: عبداللّه بن أنیس آنگاه که از جهاد پیروزمندانه بازگشت، پیامبر به عنوان تشویق و جایزه، عصایی به او داد. او این عصا را پیوسته نگهداری می کرد، آنگاه که مرگ او فرا رسید، وصیت کرد که عصای پیامبر را با او دفن کنند؛ )مسند احمد، ج۳، ص ۴۹۶.( آنگاه که فاطمه بنت اسد مادر امیرمؤمنان درگذشت، رسول خدا صلی اللّه علیه وآله با پیراهن خود او را پوشاند و در قبر او خوابید. آنگاه فرمود: کسی پس از ابوطالب نسبت به من چون این مادر نیکی نکرده است. پیراهن خودم را بر او پوشاندم تا خدا او را با لباس های بهشت بپوشاند و در قبر او خوابیدم تا وحشت قبر او برای او آسان شود. الاصابه، ج۴، ص ۳۶؛ الاستیعاب در حاشیه الاصابه، ج۴، ص ۳۷۰.( دلالت این حدیث بر تبرک به پیراهن پیامبر با تأمل روشن می شود، زیرا پیامبر خواست به وسیله این سبب )پیراهن( به او خیری برساند و او را از وحشت قبر ایمنی بخشد. کعب بن زهیر آنگاه که قصیده خود را درباره پیامبر صلی اللّه علیه وآله در حضور او خواند، حضرت به او یک بُرده)عبا( داد که پیوسته بر دوش او بود. معاویه از او خواست که آن برده را به ده هزار درهم بفروشد. او نپذیرفت ولی مع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 