پاورپوینت کامل «ضرورت توسل» در فرهنگ فاطمی ۶۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل «ضرورت توسل» در فرهنگ فاطمی ۶۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل «ضرورت توسل» در فرهنگ فاطمی ۶۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل «ضرورت توسل» در فرهنگ فاطمی ۶۳ اسلاید در PowerPoint :
وجود مبارک صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سیره و سنتی دارد که معرف هویت اوست؛ چون این ذات پر برکت همانند سایر ذوات قدسی همتای قرآن کریم اند و قرآن کریم عباراتی دارد، اشاراتی دارد، لطایفی دارد، و حقایقی؛ چه اینکه از امام حسین علیه السلام و امام صادق علیه السلام رسیده است که قرآن به چهار بخش تقسیم می شود، چهار درجه دارد: یک درجه اش برای توده مردم است به نام عبارات قرآن؛ برتر از آن اشارات قرآن است و والاتر از آن لطایف قرآن است و قله قرآن حقایق قرآن است که مخصوص انبیاست. صدیقه کبری هم که از ذوات قدسی عترت (علیهم الصلات و علیهم السلام) اند، سیره و سنتی دارد که بخشی، جزء عبارات آن سیره است، توده مردم از آن بهره می برند؛ بخشی مربوط به اشارات سیره آن حضرت است که خواص استفاده می کنند و بخشی مربوط به لطایف سیره و سنت آن حضرت است که أخص بهره می برند و بخشی مربوط به حقایق فاطمیه است که أنبیا استفاده می کنند و دیگران طرفی نمی بندند؛ بحث درباره آن حضرت در حقیقت همانند بحث درباره قرآن کریم است. بیان نورانی صدیقه کبری سلام الله علیها این است که ما چون طناب آویخته الهی هستیم؛ نه انداخته. ما با دیگران فرق داریم، اگر باران نازل شد، شما هم آن چنان نازل شدید؛ «و…ن من شی ء …لا عندنا خزائنه وما ننزله …لا بقدر معلوم»؛ افراد عادی از مخزن غیب به نحو باران نازل شدند؛ گرچه تجلی است نه تجافی، ولی این حبل متین نیست که یک طرفش مستقیماً به دست ذات اقدس الهی باشد. دست بی دستی او همه جا حضور دارد، اما این موجود آن لیاقت را ندارد که لدی اللهی باشد. اگر فاصله است، از این طرف است؛ اگر بعد است، از این طرف است؛ اگر نابینایی است، از این طرف است. نابینا در عین حال که در کنار برادر آزاده بینایش قرار دارد نیازمند به ترجمان است؛ باید کسی به او بگوید برادر آزاده ات از سفر برگشت، هر چه می خواهی بپرس. نشانش این است؛ علامتش این است؛ حرفش این است؛ پیامش این است؛ بنابراین اگر یک کوری، کنار بینایی قرار بگیرد، نیازمند ترجمان است. اگر یک کری، در کنار ناطق بنشیند، محتاج ترجمان است. اگر جاهلی در کنار عالم بنشیند، نیازمند ترجمان است. وجود مبارک آن بانوی قدسی که حبل الله است؛ طناب آویخته است و نه انداخته؛ مثل قرآن کریم نازل شده است نه مثل باران، فرمود: «و أحمدوا الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات والاCرض …لیه الوسیلت و نحن وسیلته… و نحن حجته فی غیبت ونحن ورثت أنبیائه»؛ فرمود: خدا را حمد کنید که به حمد خدا، به عظمت خدا، به نور خدا، تمام موجودات آسمان و زمین به طرف او وسیله خواستند و ما وسیله ایم. این معنای توسل مخصوص ما زمینی ها نیست، بلکه موجودات سپهری هم به این بانو متوسل اند؛ فرشتگان الهی هم به اینها متوسل اند؛ هر موجودی که نتواند لدی اللهی باشد، از موجود لدی اللهی کمک می گیرد؛ هر موجودی که صادر اول و یا ظاهر اول نباشد، از صادر اول یا ظاهر اول استضائه می کند، فرمود: «و أحمدوا الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات والارض …لیه الوسیلت و نحن وسیلته»؛ غیر از ما هر موجودی چه در آسمان چه در زمین، این ها از خدا فاصله دارند؛ گرچه خدا با هیچ کسی فاصله ندارد. اینها آن درجه را ندارند که بلاواسطه از خدا فیض بگیرند. آن اولین صادر نور این خاندان است؛ آن اولین ظاهر ولای این خاندان است. بنابراین اگر خدا نزدیک است و اگر اقرب است، …لینا من حبل الورید، یا «یحول بین المرء وقلبه»، از این طرف این قلب آلوده ما که «فی قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضاً». این قلب آلوده از ذات اقدس الهی دور است ] و[ نیازمند ترجمان است، نیازمند وسیله ای است که ما را به آن مکانت برساند.
توسل، متمم قابلیت قابل
این توسل برای آن نیست که متمم فاعلیت فاعل باشد؛ توسل برای تتمیم قابلیت قابل است. بحث در این است که خدا بی نیاز است و وسیله نمی خواهد؛ بحث در این است که ما محتاجیم و وسیله می طلبیم. بی نیازی خدا که مشکل ما را حل نمی کند؛ ما باید بتوانیم از او بخواهیم تا به ما بدهد. اگر ما دور بودیم دهان آلوده بود و با دهان آلوده نتوانستیم بگوییم «یا الله» یک طیب و طاهری می طلبد که حرف ما را برساند.
نکته: ضرورت تطهیر مجاری قرآن
وجود مبارک رسول گرامی صلی الله علیه وآله وسلم به ما فرمود: «طهروا أفواهکم ف…نها طرق القرآن»؛ فرمود دهان ها را پاک کنید، غذای خوب و حلال در این دهان وارد بشود. حرف طیب و طاهر از این دهان خارج شود؛ نه تهمت و غیبت و استهزا و دروغ خارج شود، نه غذای شبهه ناک. سخن از تطهیر دندان نیست که با مسواک حل بشود؛ سخن از تطهیر دهان است، فرمود: دهان ها را پاک کنید، چون قرآن می خواهد از اینجا عبور کند. خب، اگر دهان آلوده بود و کسی نماز خواند، قرآن خواند، آیات را از کانال آلوده عبور داد، این اثر ندارد.
بنابراین وجود مبارک حضرت فرمود: بین ما و ذات اقدس الهی هیچ فاصله ای نیست، آن ها که دورند و جدایند، نیازمندند که حرفشان را ما به خدا برسانیم.
نقش توسل در سمیع الدعا بودن خداوند
خدا ناله همه را می شنود، اما به بعضی ترتیب اثر می دهد، به بعضی ترتیب اثر نمی دهد. آن که توسل کرد، به وسیله دهان پاک حرف خود را به خدا رساند، خدا حرف او را ترتیب اثر می دهد ] و[ مشکل را حل می کند. کسی توسل نکرد، دعا کرد، خدا «بکل شی ء سمیع» است حرف او و دعای او را شنید، اما سمیع الدعا نیست، ترتیب اثر نمی دهد. صاحب المنار و امثال المنار، نه در آن بخش بین حجاب مادی و معنوی فرق گذاشتند، نه در این بخش بین «الله بکل شی ء سمیع» با «الله سمیع الدعاء» فرق گذاشتند. این بانوی قدسی سلام الله علیها می فرماید: بین ما و خدای ما فاصله ای نیست؛ این چنین نیست که خدا اول چیزهایی را خلق کرده باشد، بعد ما را خلق کرده باشد. ما مالک چیزی هم نیستیم؛ تمام این صحنه را او اداره می کند؛ «…نما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیراً»
توسل در قرآن
در قرآن کریم ما را به اصل توسل دعوت کرده اند، فرمود: «وابتغوا …لیه الوسیلت »؛ یعنی برای اینکه به خدا نزدیک شوید توسل بجویید. این یک عام و یا مطلقی است که نسبت به مصادیق خود حجت است و چون هیچ عام یا مطلقی مصداق خود را ثابت نمی کند؛ هرگز نمی شود به این عموم یا اطلاق تمسک کرد و گفت پس توسل به آن ذوات قدسی محبوب است. توسل را باید قبلاً ثابت کرد که چه چیز وسیله است، بعد گفت این شی ء وسیله است و خدا در قرآن فرمود: ابتغای وسیله کنید، وسیله بگیرید، پس ما به این توسل می جوییم. هر چه را که خدا امر کرده است یا به عنوان محبوب خود اعلام کرده است به صورت خبر یا انشا، معلوم می شود وسیله تقرب الهی است؛ نماز وسیله است، روزه وسیله است، قرائت قرآن وسیله است، تمام کارهای خیر وسیله است؛ چون خدای سبحان اینها را وسایل قرب قرار داده است. ولایت را امضا کرده است: «…نما ولیکم الله» فرمود، تطهیر را، عصمت را امضا کرده است؛ مباهله را امضا کرده است؛ «ویطعمون الطعام» را امضاکرده است؛ «وصالح المؤمنین» را امضا کرده است. ده ها فضیلتی که در قرآن برای این دوده طه و یس مقرر کرد، امضا کرده است. ما یا به صورت خبر یا به صورت انشا، مطلوبیت اینها درک می کنیم و می گوییم اینها وسیله اند و این بانوی قدسی تصریح کرده است، فرمود: «و نحن وسیلته… و نحن حجته فی غیبت و نحن ورثت أنبیائه».
خب، پس اصل توسل هم امکان دارد، بلکه ضروری است برای کسی که بخواهد به ذات اقدس الهی نزدیک بشود. در این مناجات شعبانیه می خوانیم که اقرار و اعتراف به گناه پیش خدای سبحان چون مطلوب است، وسیله است: «الهی… …ن کان قد دنا أجلی ولم یدننی منک عملی فقد جعلت ال…قرار بالذنب …لیک وسیلتی»؛ خدایا! من اقرار به گناه را وسیله قرار دارم؛ من توسل جستم به اقرار و در پیشگاه تو اقرار می کنم که فردا مرا به محکمه نخوانی که من مجبور نشدم اقرار کنم تا «فاعترفوا بذنبهم فسحقاً لاCصحاب السعیر» دامنگیر من بشود. خود ائمه علیهم الصلات و علیهم السلام اسمای حسنای الهی را آن وقت وسیله قرار می دهند: «یتوسل …لیک بربوبیتک». آنها به جایی می رسند که ربوبیت خدا را وسیله قرار می دهند؛ غیر از کسانی اند که می گویند: «وجعلت ال…قرار بالذنب …لیک وسیلتی» این ذوات مقدس، ما را اگر نابیناییم، بینا می کنند؛ جاهلیم، عالم می کنند؛ ناشنواییم، سمیع می کنند. معنای توسل تتمیم قابلیت قابل است، این فیض ها را به ما می رساند تا آن فاعل تام، این فیض ها را به ما عطا کند.
آثار دشمنی با اهل بیت علیهم السلام
بیگانه ها چون درباره این معارف طرفی نبسته بودند، جز به سیاست مشئوم دنیا و ماده فکر نمی کردند. کسانی که با این بانو و همسرش علیهما آلاف التحیت والثناء بدرفتاری کردند، قبلاً با پدر بزرگوارش بد عهدی کردند. صنادید قریش تا می توانستند نگذاشتند وجود مبارک رسول گرامی رشد کند، بعد از رشد آن حضرت، در رفع مقام او کوتاهی نکردند. این ها (مشرکان جاهلی) در حدوث و بقا کوشش کردند که وجود مبارک رسول گرامی رشد نکند و بعد از رشد چراغش را خاموش کنند که «یریدون لیطفئوا نور الله»، در دفع و رفع کوتاهی نکردند. اینها مشرکان حجاز بودند. از همان تبار، از همان دوده کسانی بودند که نگذاشتند این بانو و همسرش رشد کند، بعد از رشد هم در خاموش کردن چراغ ولایت کوتاهی نکردند، تا آنجا که ممکن بود، بعد از جریان رحلت رسول گرامی با تشکل سقیفه بنی ساعده جلوی مقام حضرت را گرفتند. جریان فدک یک گوشه بود، جریان خانه نشین کردن حضرت امیر سلام الله علیه گوشه دیگر بود که نگذاشتند وجود مبارک حضرت به مقامی برسد. اگر آن حضرت به مقام امامت و خلافت می رسید، دیگر امویان و مروانیان نمی بودند، دیگر عباسیان نمی بودند، دیگر سلسله دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی با خلافت اموی و مروانی و عباسی مسموم شکل نمی گرفت، دیگر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 